عثمانی و میل به دیده شدن
رابطه میان رسانه و قدرت از دیر باز محل بحث محافل علمی بوده است. نقطه عزیمت تحلیلگران انتخاب عمومی آن است که انسان چه به عنوان یک شهروند عادی و چه به عنوان یک سیاستمدار، رفتاری یکسان از خود بروز می دهد. در هر دو حالت فرد تلاش می کند منفعت خود را به حداکثر برساند. تنها تفاوت مهم این است که در عرصه سیاست، محدودیت ها متفاوت است و به همین دلیل، نحوه رفتار افراد تغییر می کند و منفعت طلبی سیاستمداران اشکال پیچیده تری به خود می گیرد. این امر فهم عرصه سیاست را برای توده مردم دشوار می کند.
بدین ترتیب از یک سو شهروندان برای تصمیم گیری صحیح در عرصه سیاست نیازمند اطلاعات هستند و از سوی دیگر به دلیل پیچیدگی ای عرصه نمی توانند فهم درستی از آن داشته باشند. به علاوه، برای آن ها از نظر اقتصادی به صرفه نیست که برای کامل کردن اطلاعات خود وقت و منابعشان را خرج کنند؛ زیرا قدرت تاثیرگذاری آنها به میزان یک رای در میان دهها . صدها هزار و شاید میلیون ها رای خواهد بود؛ از این رو رای دهندگان، انگیزه ای برای تکمیل اطلاعات خود نسبت به نامزدها و سیاست آنها نخواهند داشت.
در این بین نقش رسانه ها اهمیت پیدا می کند. رسانه می تواند به عنوان ابزاری برای آگاهی بخشی به افراد عمل کند و خوبی یا بدی عملکرد سیاستمداران را برای آنها تبیین نماید. در واقع در یک جامعه توده ای امکان ارتباط مستقیم با گروه حاکم وجود ندارد و این ارتباط باید از مجرایی انجام گیرد که همان رسانه ها هستند. رسانه باید واسطه انتقال خواسته ها و امیال شهروندان به منتخبان خود باشد. در عین حال اعتماد مطلق و بدون قید و شرط به رسانه در دنیای امروز کمی ساده لوحانه است. به دلیل اهمیت و تاثیرگذاری رسانه ها در شکل دهی به افکار عمومی، صاحبان ثروت و قدرت تلاش بسیاری برای تسلط بر آنها انجام می دهند.
به اذعان بسیاری از صاحب نظران نماینده مردم بوکان در ادوار، هشتم، نهم و دهم، یکی از موفق ترین سیاستمدارن کُرد بعد از انقلاب اسلامی در ایران به شمار می رود.
قسیم عثمانی با استفاده تکنیک های پیچیده و بهره گیری از ظرفیت های رسانه ای هر روز جایگاه خود را تقویت کرده و هر بار در صدد تسخیر معدود رسانه های این شهرستان بر آمده است. تطمیع، وامدار کردن و استخدام تعدادی از خبرنگاران، تهدید و پرونده سازی برای تعدادی دیگر به شیوه های مختلف، و در نهایت تخریب و برچسپ زنی به تعدادی دیگر که تحت تاثیر روش های اول و دوم قرار نگرفته اند مشی این نماینده برای حاکمیت بر رسانه های بوکان به شمار می رود. نگارنده به شیوه های مختلف از جمله پیشنهاد وام، برادر باش و برادری ببین، تحریک برخی از اقارب برای تشکیل پرونده قضایی، تخریب علنی از سوی طرفداران و شخص عثمانی در گروههای مجازی را تجربه کرده است.
با پیدایش شبکه های اجتماعی و به تبع آن شکست انحصار رسانه ای، دیگر عثمانی به نشریات و سایت های محلی بها نداد و با به اصطلاح خبرنگار تراشی تعدادی از طرفداران خود را در قالب خبرنگاران تحصیل کرده، متخصص، کار بلد و صد البته سرسپرده به خود به مردم معرفی کرد.
تشکیل کانال هایی در تلگرام و تخریب نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی، حمله و تمسخر شخصیت های مختلف از جمله رقبا و مسئولان پیشین شهرستان یکی از معمول ترین روشهای کانالهای منتسب به عثمانی برای ممبرگیری محسوب می شود. در این میان عثمانی هم بیکار ننشسته و با تولید محتوای انحصاری و ایجاد شبکه ای رانت اطلاعاتی برای این رسانه ها، اخبار فعالیت ها و اطلاعات مربوط به حوزه کاری نمایندگی را منحصراً از طریق این رسانه ها منتشر کرده است. در این نوشتار به برخی از روشها و تکنیک های عثمانی برای تهیج اذهان جمعی و استقرار و توسعه جایگاه رسانه ای خود خواهیم پرداخت.
عثمانی و میل به دیده شدن
همه آدمها بهطور ذاتی نیاز به ابراز وجود دارند؛ میل به دیده شدن و مطرح شدن، میل به تایید شدن از سوی عده زیادی از اطرافیان و میل به بودن در کنار کسانی که شبیهشان فکر میکنند یا مثل آنها زندگی میکنند. همه این امیال کاملا طبیعی است. اما اگر برای کسی زمینه ابراز وجود فراهم نباشد، یعنی زمینهای نباشد تا به وسیله آن خودش را مطرح کند، به سمت عجیب و غریب شدن میرود و خودش را جور دیگری معرفی میکند. از نظر روانشناختی، رفتار همسان انسانها را نمیشود بر اساس الگویی مشخص دستهبندی کرد. برای رفتارهای یکسانی که از سوی گروههای مختلفِ جامعه سر میزند، باید توجیه و تفسیرهای متفاوتی قائل بود. گاهی رفتار کسی که خودش را با جملاتی غیرمتعارف و غیرواقعی معرفی میکند، موید تمایلش به جلب توجه است.
خود شیفتگی و خود بزرگ بینی در جامعه ما ریشه در تاریخ دارد به طوری که با مراجعه به متون تاریخی و کتب ادبیات وسخنان و نوشتههای بعضی از سیاسیون و روشنفکران و فضای مجازی این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را میتوان مشاهده نمود.
خودشیفتگی یک ویژگی دوره کودکی است که در فرد سالم به دگردوستداری میانجامد. در حقیقت، روانشناسان میگویند تا خودشیفتگی نباشد، دگردوستی در میان نخواهد بود. ویژگیهای اصلی خودشیفتگی عبارتند از: میل به در کانون توجه دیگران بودن، برای خود ارج و ارزشی خاص قائل شدن، و میل به رفتار کردن و معامله با وی به شکلی متمایز از دیگران.
اما خودشیفتگی علاوه بر دوران کودکی، در برههای از نوجوانی هم در افراد ایجاد میشود، زیاد ایستادن جلو آیینه و به سر و وضع خود رسیدن که معمولا در دوران نوجوانی دیده میشود، از مظاهر این خودشیفتگی است. این خودشیفتگی به تدریج در فرد سالم، یعنی کسی که مراحل رشد را به شکل سالم و طبیعی طی کرده، حل میشود و او از خود به دیگری رو میکند. اما احتمال دارد که به دلایل گوناگون خودشیفتگی فرایند و مسیر طبیعی خود را طی نکند و به شکل یک ویژگی بارز درآید. در این صورت، وی شخصی خواهد شد با ویژگیهای شخصیتی خودشیفته یا در حالتهای بیماریگونه، فردی مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته. در این صورت، فرد دارای ویژگیهای شخصیتی خودشیفته علاوه بر دیگر ویژگیهای خودشیفتگی، همواره میل به مطرح شدن هم دارد، یعنی ستاره شدن در بعضی افراد ناشی از خودشیفتگی و حالتهای وابسته به آن است.
این روزها یکی از نمودهای عینی خود شیفتگی در سیاسیون؛ “Visibility” میل به دیده شدن نام گرفته است.
«میل به دیده شدن» مسأله ای است که کمتر انسانی می تواند ادعا کند که تابحال، درگیر آن نبوده یا نخواهد بود. شاید بتوان ادعا کرد، میل به دیده شدن، یکی از اساسی ترین مسائل انسان ها در دوران های مختلف بوده است. منتهی در هر عصری، به شکل متفاوتی، گریبان گیر انسان ها می شود. اما امروزه و در عصر مدرن و در کشورهای در حال توسعه ای همانند ایران، شاهد خواست دیده شدن به هر نوع و قیمتی هستیم. شاید همین مسأله، دلیل اقبال ما ایرانیان به شبکه های اجتماعی بوده است.
روانشناسان معتقد به این دیدگاه میگویند هر تلاشی برای دیده شدن در حقیقت کوششی است برای جبران؛ جبران حقارتها، احساس ضعفها و کمبودها و خودکمبینیها. در این نگاه، دیده شدن در کمبود عزت نفس و تحقیر خویشتن ریشه دارد و بنابراین، برای رفع آن باید به افزایش عزت نفس و رفع حقارتها پرداخت. گفته میشود که فرد چه احساس خودکمبینی داشته باشد و چه احساس ناایمنی اجتماعی و خانوادگی، اعتماد به نفس او به شدت آسیبپذیر میشود و وی برای رفع این آسیبپذیری و کسب اعتماد به نفس به کارهای گوناگونی دست میزند که یکی از آنها ستاره شدن است، چون ستاره شدن نوعی احساس اعتماد به نفس کاذب به فرد میبخشد و احساس ناامنی وی را جبران میکند.
این دیدگاه جنبهای خاص و تغییر یافته از دیدگاه سوم است، چرا که در این نگاه نیز شکلی از احساس خودکمبینی در فرد وجود دارد و او برای جبران آن یک شکل خاص یعنی مقتدر شدن را برمیگزیند و بر مبنای حکمت عامیانه «برو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است» عمل میکند، و چون ستاره شدن ماسکی است بر احساس ضعف و کسب اقتدار، به آن رو میکند. در حقیقت، افرادی که ستاره شدن را برای جبران کم قدرتی خویش برمیگزینند دو پیام به دیگران میدهند: من ضعیف نیستم، قدرت دارم؛ چون ستارهام و قدرتمند، ورود به حریم من با تبعاتی همراه است.
سید علیرضا آل داوود کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی برای پاسخ به چرایی میل به دیده شدن در فضای مجازی می گوید: اصل دیده شدن در فضای مجازی یک مساله جهانی است و با بیان اینکه الگو سازی برای افراد جامعه معمولا از سوی افراد مطرح در فرهنگ، سیاست، ورزش و دیگر سطوح انجام می پذیرد، ادامه می دهد؛ افراد نامی که میل به دیدن شدن و خودافشاگری دارند پس از مدتی حضور در این فضا به این کار عادت کرده و غرق در شبکه های اجتماعی می شوند و متاسفانه این تب سوزان در افرادی که تازه به این فضا ملحق شده اند بیشتر است.
در همین باره «حسین انتظامی» معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندی پیش از میل افراطی برخی مسئولان به دیده شدن خبر می دهد و از این رویه انتقاد می کند.
نماینده مردم بوکان یکی از سیاسیون منطقه ما به شمار می رود که به نظر میرسد میل به دیده شدن در وی عطشی است سیریناپذیر که هر از گاهی به شکلی تازه بروز پیدا میکند.
یک نظریه در روانشناسی وجود دارد که به نظریه «پنج من» معروف است. خلاصه این نظریه می گوید برخلاف انتظار، هرکسی تنها یک «من» ندارد؛ بلکه هر فرد توأمان پنج «من» دارد. یکی خودش واقعاً آنچنان که هست. دوم تصوری که هرکس از خود دارد. سوم تصوری که دیگران از فرد دارند. چهارم تصوری که فرد از تصور دیگران درباره خود دارد. پنجم تصوری که دیگران از تصور فرد از خودش دارند.
وقتی از یک طرف به فهرست بلند تلاش های قسیم عثمانی در نگارش چندین کتاب، تدریس در دانشگاه و حتی عضویت وی در هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران نگاه می کنیم؛ و از طرف دیگر به عملکرد، اعلام مواضع، اظهارات و انتشار هدفمند آن در فضای رسانه ای کشور و منطقه علی الخصوص در فضای مجازی، این برداشت می تواند شکل بگیرد که مابین “من دوم” و “من سوم” عثمانی یعنی تصور عثمانی از خود و تصور جامعه از عثمانی یک شکافی وجود دارد که برخی فیلم ها و تصاویر منتشر شده از نماینده بوکان به خوبی مؤید این موضوع هستند. این میل طبیعی در همه وجود دارد که می خواهند دیده شوند و از نظر اجتماعی موضوعیت داشته باشند.
این میل به دیده شدن به دلیل ارزشی است که افراد در احترام دیگران به خود احساس می کنند و معتقدند موضوعیت اجتماعی داشتن موجب بالارفتن جایگاه اجتماعی آنها خواهد شد، یعنی انسانها خواهان احترام دیگران به خود هستند و از این احترام لذت می برند و احساس رضایت می کنند.
این نماینده مجلس که همیشه از رسانه ها نهایت استفاده را برده است و به عقیده بسیاری، جایگاه امروزش را مدیون رسانه ای بودنش است. به خوبی به اهمیت و تاثیر بسزای رسانه ها علی الخصوص شبکه های اجتماعی در جامعه ای که نیازمند رای و تائید آن است پی برده است.
میل به دیده شدن در عثمانی زمانی بروز می یابد که وی در مورد مسائلی اظهار نظر می کند که به خوبی خرج جنجال های سیاسی جناح مورد وثوق امروزش، که همان جریان اصلاح طلب است، می شود.
هنوز هم عکس های یادگاری وی با شال سبز در کنار “میر حسین موسوی” و “زهرا رهنورد” در مهاباد و فایل سخنان جنجالی وی در تحریک جوانان به حضور در ستاد جنبش سبز در بوکان در میان کاربران شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.
چرخش ناگهانی وی در مصاحبه با روزنامه کیهان، برجسته ترین رسانه اصولگرایی کشور که خواهان توبه کردن سران فتنه یا همان “کروبی، خاتمی و موسوی” می شود.
حضور متناوب عثمانی در برنامه های مختلف تلویزیونی و تائید و دفاع از عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد {مسکن مهر، پرداخت یارانه، مخالفت با افزایش حقوق کارمندان برابر با نرخ تورم} به برنامه روتین وی پس از انتخابات ۸۸ و روی کار آمدن دوباره دولت مهر ورز تبدیل شده بود.
دخالت در چهارمین انتخابات شورای اسلامی شهر بوکان و حمایت آشکار از ائتلافی هفت نفره و حضور در ستاد انتخاباتی آنها در حالی که شالی بنفش را دور گردنش پیچیده بود و همزمان بگو مگو های حاشیه ساز و عربده کشی برای یکی از کاندیداها انتخابات شورای شهر بوکان.
همراه شدن با طرح ها و لوایح سوخته اما تبلیغاتی برای ارضاء میل به رسانه ای شدنش؛ همچون طرح استانی شدن انتخابات، انتخاب شهرداران با رای مستقیم مردم و …
عثمانی و بقای رسانه ای
یکی از اولین اقدامات عملی عثمانی پس از نماینده شدن، اخذ مجوز یک نشریه محلی تحت عنوان “فرصت برابر” به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی خودش بود. محتوای این نشریه که عموماً با تصویر بزرگی از عثمانی{ نمود عینی میل به دیده شدن} و انتشار یادداشت ها و مقالاتی در تائید مواضع، عملکرد و سیاسی کاری هایی وی همراه بود، با عدم استقبال عمومی روبه رو شد که برخی از منتقدان نماینده بوکان که از کوچکترین فرصت رسانه ای بی بهره بودند؛ نام این نشریه عثمانی را “فرصت نابرابر، نهاده بودند. که در نهایت با ناکارآمدی وی در حوزه مدیریت رسانه اش! با اعمال ماده ۱۶ و سلب امتیاز این نشریه روبه رو شد.
عثمانی به خوبی در یافته که در شرایطی که نارضایتی از عملکرد وی در حوزه انتخابیه اش روز به روز در حال افزایش است بقای سیاسی اش در گرو حضور چشمگیر در رسانه هاست. حضور گاه و بی گاه وی در برنامه های تلویزیون علی الخصوص در دوره دوم نمایندگی اش کمک شایانی به بقای سیاسی وی داشت.
اظهارات حاشیه دار، اعلام موضع های سیاسی در مورد موضوعات داغ با دامنه بهره برداری وسیع رسانه ای یکی از روش های معمول عثمانی برای رسانه ای ماندن است.
اظهار نظر معروفش در قیاس اسفندیار رحیم مشایی با خلیفه سوم اهل سنت، تهدید چندباره به استعفا به بهانه های گوناگون از جمله اختصاص بودجه به سد سیمینه که در نهایت در دوره نمایندگی وی بنا به تصمیم ستاد احیای دریاچه ارومیه تعطیل شد. و در آخرین مورد تهدید شورای نگهبان قانون اساسی به رد صلاحیت محمود احمدی نژاد در انتخابات پیش روی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری.
صحبت ها و مقاله پراکنی هایش در خصوص توهین به لباس کُردی از سوی فرمانده سابق سپاه بوکان.
نامه نگاری به صدا و سیما در باره توهین “جیگر” یکی از عروسک های مجموعه کودک و نوجوان کلاه قرمزی و ادعای توقف پخش این برنامه بنا به درخواست وی، که تنها دوازده ساعت دوام پیدا کرد!.
عثمانی و بهره گیری از تکنیک های رسانه ای
عثمانی از همان ابتدای کار از کلیه ظرفیت های رسانه ای که در اختیار داشت بهره جست که از جمله می توان به تهیه و تدوین دهها هزار حلقه سی دی از فیلم های حضورش در برنامه های مختلف تلویزیونی و توزیع آن در مناطق مختلف شهری و روستایی این شهرستان اشاره کرد.
نماینده سه دوره ای مردم بوکان شناخت خوبی نسبت به احساسات قشر عوام حوزه انتخابیه اش یافته است.
محتوای سی دی های تبلیغاتی عثمانی با بهره گیری از تکنیک تصویر سازی رسانه ای در صدد القای شفاف بودن خود با مردم بر آمده بود. استفاده از اعضای خانواده اش در این فیلم تبلیغاتی و خودمانی جلوه دادن خود و اعضای خانواده اش با مردم و ذکر نام دختر و پسرانش و همچنین برخی اطلاعات محدود از کار و خصایص اخلاقی همسرش، همه و همه در پیروی از این تکنیک بودند که از قضا این روش در بین مردم کوچه و بازار بسیار مقبول شد؛ موضوعی که در همان برهه با اعتراض شدید روشنفکران جامع روبه رو شد، به صورتی که آنها عثمانی را به فرافکنی و اغواگری متهم می کردند و در اثبات ادعای خود می گفتند، نام پسران و تعداد فرزندان عثمانی برای ما اهمیت ندارد و این شفاف سازی محسوب نمی شود، عثمانی اگر بنای شفافیت در سر دارد؛ از میزان درآمد ماهیانه، وضعیت و چگونگی دست یابی به املاک و مستغلات وسیع در شهرهای مختلف، ارزش واقعی سهام های چند میلیاردی اش و تعداد خودرو ها چند صد میلیونی اش که مورد اعتراض برخی از نمایندگان مجلس هم واقع شد است؛ شفاف سازی کند و به مردم بگوید چگونه است که یک استاد دانشگاه از خانواده ای کم برخوردار بعد از یک دهه حضور در تهران این گونه متوول گشته است. سئوالاتی که هیچ گاه از سوی عثمانی پاسخ داده نشدند و پرسشگران آن با دهها اتهام و پرچسب تخریب شدند.
در یکی دیگر از سی دی های تبلیغاتی، عثمانی دست به دامن اقناع مخاطب با تحریک حس ترحم در آنها شد. وقتی برای رای آوردن در برابر دوربین ضبط فیلم تبلیغاتی اش همچون اکتری قهار اشک ریخت، احساسات مردم را تحریک کرد و بسیاری از سر ترحم به وی رای دادند.
عثمانی همیشه در پی آن بوده که با تکنیک تصویر سازی رسانه ای موضوعات مورد نظرش و حتی شخصیت و جایگاه خود در مجلس را آنگونه که باب طبعش بوده به مردم منعکس کند.
در بسیاری از مراسمات کشوری حضور فعال داشته و حتماً تصویری از این دست مراسمات که عثمانی را در کنار سران مملکتی نشان می دهد فلالفور در رسانه ها و فضای مجازی منتشر می شود.
هسته ی تبلیغاتی ستاد انتخاباتی عثمانی در ادوار اول و دوم وی را به عنوان تدوین کننده بودجه کشور و حتی نگارنده بودجه اقلیم کُردستان عراق معرفی می کردند و در اثبات این مدعا به فیلم هایی از حضور وی در برنامه های تلویزیونی با محوریت بودجه مملکتی استناد می کردند.
حضور عثمانی در کمیسیون تلفیق با بوق و کُرنای مثال زدنی طرفدارانش همراه شد. هرچند عثمانی در دور سوم از حضور در این کمیسون بازماند و خود به خود این تبلیغات به ضررش تمام شد نیز در تبعیُت از تکنیک اقناعی، “دروغ بزرگ” دسته بندی می شوند. در تعریف این تکنیک به همین توضیح بسنده می کنیم که آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی که خود یکی از بزرگترین مبلغان سیاسی قرن بیستم بود، اعتقاد داشت که مردم به دروغ های کوچک بیشتر از دروغ های بزرگ مشکوک می شوند.
دروغ بزرگ در واقع چیزی بیشتر ازاغراق، بزرگنمایی و مبالغه است.
دروغ بزرگ، دروغ پیچیده ای است که با آنچنان اعتماد و کاریزمایی گفته می شود که مخاطب بدون تعقل آن را می پذیرد. گاهی وقت ها مجموعه جوسازی های روانی متعددی توسط پیام های رسانه ای متعدد ساخته می شود تا فضای ذهنی جامعه برای ارایه یک دروغ بزرگ آماده شود و مردم به راحتی آن را بپذیرند.
ادعای اخذ بودجه سه میلیاردی برای تاسیس مدرسه علوم دینی تحت عنوان امام شافعی(رض) در همان ماههای اول نمایندگی اش در دوره اول و پیشنهاد وزیر شدنش از سوی دولت روحانی که توسط هیچ یک از مقامات دولتی مورد تائید و بحث قرار نگرفت نیز احتمالا در همین تکنیک رسانه ای عثمانی دسته بندی خواهند شد.
تکنیک “ساده انگاری مردم” و استفاده از این ترفند تبلیغاتی برای ساده جلوه دادن خود یکی دیگر از روشهای اغواگری رسانه ای عثمانی به شمار می رود. استفاده ابزاری از تیم فوتبال سردار و حضور در بسیاری از مسابقات خانگی این تیم و انتشار تصاویری از خود در حالی که در کنار مردم عادی به تماشای فوتبال نشسته است. تنها یکی از مواردی است که با پیروی از این تکنیک توسط نماینده بوکان اجرایی شده است.
یکی از مهمترین تکنیک های تبلیغاتی که عثمانی بکار گرفته است، تکنیک “جهتدار” كردن است. وی هیچگاه به درستی به منتقدان خود پاسخ نداده است. همیشه آنها را باج خواه، تخریب گر و افرادی با خواسته های نامشروع معرفی کرده و انتقاداتشان را به دلیل زیر بار نرفتن وی به خواسته های آنها تعبیر کرده است.
تکنیک های مختلف دیگری در اغواگری رسانه ای به کار گرفته می شوند که نماینده بوکان نیز تا حدودی از آنها بهره جسته است. که می توان به صورت خلاصه این گونه بر شمرده شوند:
مقایسه؛ قیاس خود با حاج انور حبیب زاده و انتشار آن در نشریات محلی از جمله ویژه نامه سطر اول.
مظلوم نمایی؛ اشک ریختن در فیلم تبلیغاتی انتشار یافته در انتخابات دوره دوم نمایندگی اش و ادعای اینکه ناجوانمردانه از سوی رقبایش مورد هجمه قرار گرفته است.
دو قطبی سازی؛ اتهام زنی به کاندیدا ها ی رقیب که اصولگرا هستند یا پیرو جریان انحرافیند و به فرماندار سابق این شهرستان سر سپرده اند. وی به شدت این رویه را بر علیه سلیمان فیضی شهردار سابق بوکان که تنها با ۸ ماه مدیریت در این شهرداری توانست به یکی از رقبای سرسخت عثمانی بدل شود، استفاده کرد.
با این اوصاف چه کنیم؟
تکنیک های عملیات روانی در حوزه ی رسانه و خبر، قالب های ارائه ی هدفمند اطلاعات است که با هدف گیری ضمیر ناخودآگاه، ذهن مخاطب را به مسیر دلخواه سردمداران یک رسانه سوق می دهد.
شناخت ترفند ها و تکنیک های عملیات روانی بکار گرفته از سوی عثمانی یکی از روشهای مهم برای مصون ماندن از این تصویر سازی کاذب رسانه ای به شمار می رود که در این نوشتار تلاش شد به قدر بضاعت نگارنده آگاهسازی در این حوزه صورت گیرد.
مطابقت سند با مستند: گاهی سندی بر مطلبی آورده می شود که ارتباطی با آن ندارد اما برای کسانی که پیگیر محتوا و ارتباط سند با مستند نیستند، کافی است.
عدم اکتفاء به تیتر اخبار: نباید به تیتر اکتفا کرد و از آن گذشت، برای درک واضح تر از مطلب لازم است کل متن خوانده شود.
رجوع به منابع مقابل: برای روشن شدن موضوع، لازم است یک خبر یا تحلیل با مراجعه به حداقل یک منبع متضاد در گرایشات، بررسی شود. چنانچه به عنوان نمونه پس از مشاهده ی “بی بی سی”، مراجعه ی به “بیست و سی” ضروری می نماید.
توجه به منفعت واقعه: اینکه عثمانی از انتشار برخی از اخبار چه سودی می برد، ذهن را از جریان سازی های خبر مصون می دارد.
قبل از همه این روشها ارتقاء سواد رسانه ای که یکی از موضوعات مهم و دغدغه اصلی اهالی مستقل رسانه ای در مقابل جریان تصویر ساز و خود شیفته است که مخاطبان بوکانی و کُردستانی که مورد هجمه رسانه ای این جریان هستند باید مورد توجه قرار دهند.
البته کار رسانه های مستقل و روشنگر در مقابله با این تاثرپذیری و تصویرسازی کاذب بسیار سخت به نظر می رسد اما تجربه ثابت کرده است که هر غیر ممکنی، ممکن خواهد بود به شرط اینکه اصحاب رسانه، منفعت طلبی و محافظه کاری ها را کنار بگذارند و به رسالت اصلی خود که همان آگاه سازی مردم است بپردازند.
منابع:
۱ – اطلاعات و انتخاب عمومی. رومین اسلام. دفتر مطالعات و توسعه رسانه
۲ – روانشاناسی ستاره شدن. فرید براتی سده. خبر آنلاین
۳ – «هویت نقاب دار» من دیگری میآفریند، مجله ۴۰چراغ، شماره ۶۸۰
۴ – از لذت دیدن تا شوق دیدهشدن. روزنامه همشهری
۵ – تظاهر به خوشبختی در شبکههای اجتماعی. مصطفیآبروشن. روزنامه آفتاب یزد
۶ – میل به دیده شدن. پروین امینی. روزنامه وطن امروز. شماره ۱۷۵۵
۷ – تکنیک های فریب رسانه ای و تبلبغات در رسانه های جمعی. جیهان احمد رشتی. جلد دوم. نشر فرهنگی
۸ – نشانه شناسی رسانه ها. مارسل دانسی. نشر چاپار
-۹ هجمه های رسانهای. ناصر مشوق. مشرق
انتشار:
شماره 3 دو هفته نامه مکریان امروز
















.jpg)






















































































.

بسم الله الرحمن الرحیم