عثمانی و میل به دیده شدن

رابطه میان رسانه و قدرت از دیر باز محل بحث محافل علمی بوده است. نقطه عزیمت تحلیلگران انتخاب عمومی آن است که انسان چه به عنوان یک شهروند عادی و چه به عنوان یک سیاستمدار، رفتاری یکسان از خود بروز می دهد. در هر دو حالت فرد تلاش می کند منفعت خود را به حداکثر برساند. تنها تفاوت مهم این است که در عرصه سیاست، محدودیت ها متفاوت است و به همین دلیل، نحوه رفتار افراد تغییر می کند و منفعت طلبی سیاستمداران اشکال پیچیده تری به خود می گیرد. این امر فهم عرصه سیاست را برای توده مردم دشوار می کند.
بدین ترتیب از یک سو شهروندان برای تصمیم گیری صحیح در عرصه سیاست نیازمند اطلاعات هستند و از سوی دیگر به دلیل پیچیدگی ای عرصه نمی توانند فهم درستی از آن داشته باشند. به علاوه، برای آن ها از نظر اقتصادی به صرفه نیست که برای کامل کردن اطلاعات خود وقت و منابعشان را خرج کنند؛ زیرا قدرت تاثیرگذاری آنها به میزان یک رای در میان دهها . صدها هزار و شاید میلیون ها رای خواهد بود؛ از این رو رای دهندگان، انگیزه ای برای تکمیل اطلاعات خود نسبت به نامزدها و سیاست آنها نخواهند داشت.
در این بین نقش رسانه ها اهمیت پیدا می کند. رسانه می تواند به عنوان ابزاری برای آگاهی بخشی به افراد عمل کند و خوبی یا بدی عملکرد سیاستمداران را برای آنها تبیین نماید. در واقع در یک جامعه توده ای امکان ارتباط مستقیم با گروه حاکم وجود ندارد و این ارتباط باید از مجرایی انجام گیرد که همان رسانه ها هستند. رسانه باید واسطه انتقال خواسته ها و امیال شهروندان به منتخبان خود باشد. در عین حال اعتماد مطلق و بدون قید و شرط به رسانه در دنیای امروز کمی ساده لوحانه است. به دلیل اهمیت و تاثیرگذاری رسانه ها در شکل دهی به افکار عمومی، صاحبان ثروت و قدرت تلاش بسیاری برای تسلط بر آنها انجام می دهند.
به اذعان بسیاری از صاحب نظران نماینده مردم بوکان در ادوار، هشتم، نهم و دهم، یکی از موفق ترین سیاستمدارن کُرد بعد از انقلاب اسلامی در ایران به شمار می رود.
قسیم عثمانی با استفاده تکنیک های پیچیده و بهره گیری از ظرفیت های رسانه ای هر روز جایگاه خود را تقویت کرده و هر بار در صدد تسخیر معدود رسانه های این شهرستان بر آمده است. تطمیع، وامدار کردن و استخدام تعدادی از خبرنگاران، تهدید و پرونده سازی برای تعدادی دیگر به شیوه های مختلف، و در نهایت تخریب و برچسپ زنی به تعدادی دیگر که تحت تاثیر روش های اول و دوم قرار نگرفته اند مشی این نماینده برای حاکمیت بر رسانه های بوکان به شمار می رود. نگارنده به شیوه های مختلف از جمله پیشنهاد وام، برادر باش و برادری ببین، تحریک برخی از اقارب برای تشکیل پرونده قضایی، تخریب علنی از سوی طرفداران و شخص عثمانی در گروههای مجازی را تجربه کرده است.
با پیدایش شبکه های اجتماعی و به تبع آن شکست انحصار رسانه ای، دیگر عثمانی به نشریات و سایت های محلی بها نداد و با به اصطلاح خبرنگار تراشی تعدادی از طرفداران خود را در قالب خبرنگاران تحصیل کرده، متخصص، کار بلد و صد البته سرسپرده به خود به مردم معرفی کرد.
تشکیل کانال هایی در تلگرام و تخریب نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی، حمله و تمسخر شخصیت های مختلف از جمله رقبا و مسئولان پیشین شهرستان یکی از معمول ترین روشهای کانالهای منتسب به عثمانی برای ممبرگیری محسوب می شود. در این میان عثمانی هم بیکار ننشسته و با تولید محتوای انحصاری و ایجاد شبکه ای رانت اطلاعاتی برای این رسانه ها، اخبار فعالیت ها و اطلاعات مربوط به حوزه کاری نمایندگی را منحصراً از طریق این رسانه ها منتشر کرده است. در این نوشتار به برخی از روشها و تکنیک های عثمانی برای تهیج اذهان جمعی و استقرار و توسعه جایگاه رسانه ای خود خواهیم پرداخت.
عثمانی و میل به دیده شدن
همه آدم‌ها به‌طور ذاتی نیاز به ابراز وجود دارند؛ میل به دیده شدن و مطرح شدن، میل به تایید شدن از سوی عده زیادی از اطرافیان و میل به بودن در کنار کسانی که شبیهشان فکر می‌کنند یا مثل آن‌ها زندگی می‌کنند. همه این امیال کاملا طبیعی است. اما اگر برای کسی زمینه ابراز وجود فراهم نباشد، یعنی زمینه‌ای نباشد تا به وسیله آن خودش را مطرح کند، به سمت عجیب و غریب شدن می‌رود و خودش را جور دیگری معرفی می‌کند. از نظر روان‌شناختی، رفتار همسان انسان‌ها را نمی‌شود بر اساس الگویی مشخص دسته‌بندی کرد. برای رفتارهای یکسانی که از سوی گروه‌های مختلفِ جامعه سر می‌زند، باید توجیه و تفسیرهای متفاوتی قائل بود. گاهی رفتار کسی که خودش را با جملاتی غیرمتعارف و غیرواقعی معرفی می‌کند، موید تمایلش به جلب توجه است.
خود شیفتگی و خود بزرگ بینی در جامعه ما ریشه در تاریخ دارد به طوری که با مراجعه به متون تاریخی و کتب ادبیات وسخنان و نوشته‌های بعضی از سیاسیون و روشنفکران و فضای مجازی این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را می‌توان مشاهده نمود.
خودشیفتگی یک ویژگی دوره کودکی است که در فرد سالم به دگردوستداری می‌انجامد. در حقیقت، روان‌شناسان می‌گویند تا خودشیفتگی نباشد، دگردوستی در میان نخواهد بود. ویژگی‌های اصلی خودشیفتگی عبارتند از: میل به در کانون توجه دیگران بودن، برای خود ارج و ارزشی خاص قائل شدن، و میل به رفتار کردن و معامله با وی به شکلی متمایز از دیگران.
اما خودشیفتگی علاوه بر دوران کودکی، در برهه‌ای از نوجوانی هم در افراد ایجاد می‌شود، زیاد ایستادن جلو آیینه و به سر و وضع خود رسیدن که معمولا در دوران نوجوانی دیده می‌شود، از مظاهر این خودشیفتگی است. این خودشیفتگی به تدریج در فرد سالم، یعنی کسی که مراحل رشد را به شکل سالم و طبیعی طی کرده، حل می‌شود و او از خود به دیگری رو می‌کند. اما احتمال دارد که به دلایل گوناگون خودشیفتگی فرایند و مسیر طبیعی خود را طی نکند و به شکل یک ویژگی بارز درآید. در این صورت، وی شخصی خواهد شد با ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته یا در حالت‌های بیماری‌گونه، فردی مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته. در این صورت، فرد دارای ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته علاوه بر دیگر ویژگی‌های خودشیفتگی، همواره میل به مطرح شدن هم دارد، یعنی ستاره شدن در بعضی افراد ناشی از خودشیفتگی و حالت‌های وابسته به آن است.
این روزها یکی از نمودهای عینی خود شیفتگی در سیاسیون؛ “Visibility” میل به دیده شدن نام گرفته است.
«میل به دیده شدن» مسأله ای است که کمتر انسانی می تواند ادعا کند که تابحال، درگیر آن نبوده یا نخواهد بود. شاید بتوان ادعا کرد، میل به دیده شدن، یکی از اساسی ترین مسائل انسان ها در دوران های مختلف بوده است. منتهی در هر عصری، به شکل متفاوتی، گریبان گیر انسان ها می شود. اما امروزه و در عصر مدرن و در کشورهای در حال توسعه ای همانند ایران، شاهد خواست دیده شدن به هر نوع و قیمتی هستیم. شاید همین مسأله، دلیل اقبال ما ایرانیان به شبکه های اجتماعی بوده است.
روان‌شناسان معتقد به این دیدگاه می‌گویند هر تلاشی برای دیده شدن در حقیقت کوششی است برای جبران؛ جبران حقارت‌ها، احساس ضعف‌ها و کمبودها و خودکم‌بینی‌ها. در این نگاه، دیده شدن در کمبود عزت نفس و تحقیر خویشتن ریشه دارد و بنابراین، برای رفع آن باید به افزایش عزت نفس و رفع حقارت‌ها پرداخت. گفته می‌شود که فرد چه احساس خودکم‌بینی داشته باشد و چه احساس ناایمنی اجتماعی و خانوادگی، اعتماد به نفس او به شدت آسیب‌پذیر می‌شود و وی برای رفع این آسیب‌‌پذیری و کسب اعتماد به نفس به کارهای گوناگونی دست می‌زند که یکی از آنها ستاره شدن است، چون ستاره شدن نوعی احساس اعتماد به نفس کاذب به فرد می‌بخشد و احساس ناامنی وی را جبران می‌کند.
این دیدگاه جنبه‌ای خاص و تغییر یافته از دیدگاه سوم است، چرا که در این نگاه نیز شکلی از احساس خودکم‌بینی در فرد وجود دارد و او برای جبران آن یک شکل خاص یعنی مقتدر شدن را برمی‌گزیند و بر مبنای حکمت عامیانه «برو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است» عمل می‌کند، و چون ستاره شدن ماسکی است بر احساس ضعف و کسب اقتدار، به آن رو می‌کند. در حقیقت، افرادی که ستاره شدن را برای جبران کم قدرتی خویش برمی‌گزینند دو پیام به دیگران می‌دهند: من ضعیف نیستم، قدرت دارم؛ چون ستاره‌‌ام و قدرتمند، ورود به حریم من با تبعاتی همراه است.
سید علیرضا آل داوود کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی برای پاسخ به چرایی میل به دیده شدن در فضای مجازی می گوید: اصل دیده شدن در فضای مجازی یک مساله جهانی است و با بیان اینکه الگو سازی برای افراد جامعه معمولا از سوی افراد مطرح در فرهنگ، سیاست، ورزش و دیگر سطوح انجام می پذیرد، ادامه می دهد؛ افراد نامی که میل به دیدن شدن و خودافشاگری دارند پس از مدتی حضور در این فضا به این کار عادت کرده و غرق در شبکه های اجتماعی می شوند و متاسفانه این تب سوزان در افرادی که تازه به این فضا ملحق شده اند بیشتر است.
در همین باره «حسین انتظامی» معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندی پیش از میل افراطی برخی مسئولان به دیده شدن خبر می دهد و از این رویه انتقاد می کند.
نماینده مردم بوکان یکی از سیاسیون منطقه ما به شمار می رود که به نظر می‌رسد میل به دیده شدن در وی عطشی است سیری‌ناپذیر که هر از گاهی به شکلی تازه بروز پیدا می‌کند.
یک نظریه در روانشناسی وجود دارد که به نظریه «پنج من» معروف است. خلاصه این نظریه می گوید برخلاف انتظار، هرکسی تنها یک «من» ندارد؛ بلکه هر فرد توأمان پنج «من» دارد. یکی خودش واقعاً آنچنان که هست. دوم تصوری که هرکس از خود دارد. سوم تصوری که دیگران از فرد دارند. چهارم تصوری که فرد از تصور دیگران درباره خود دارد. پنجم تصوری که دیگران از تصور فرد از خودش دارند.
وقتی از یک طرف به فهرست بلند تلاش های قسیم عثمانی در نگارش چندین کتاب، تدریس در دانشگاه و حتی عضویت وی در هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران نگاه می کنیم؛ و از طرف دیگر به عملکرد، اعلام مواضع، اظهارات و انتشار هدفمند آن در فضای رسانه ای کشور و منطقه علی الخصوص در فضای مجازی، این برداشت می تواند شکل بگیرد که مابین “من دوم” و “من سوم” عثمانی یعنی تصور عثمانی از خود و تصور جامعه از عثمانی یک شکافی وجود دارد که برخی فیلم ها و تصاویر منتشر شده از نماینده بوکان به خوبی مؤید این موضوع هستند. این میل طبیعی در همه وجود دارد که می خواهند دیده شوند و از نظر اجتماعی موضوعیت داشته باشند.
این میل به دیده شدن به دلیل ارزشی است که افراد در احترام دیگران به خود احساس می کنند و معتقدند موضوعیت اجتماعی داشتن موجب بالارفتن جایگاه اجتماعی آنها خواهد شد، یعنی انسانها خواهان احترام دیگران به خود هستند و از این احترام لذت می برند و احساس رضایت می کنند.
این نماینده مجلس که همیشه از رسانه ها نهایت استفاده را برده است و به عقیده بسیاری، جایگاه امروزش را مدیون رسانه ای بودنش است. به خوبی به اهمیت و تاثیر بسزای رسانه ها علی الخصوص شبکه های اجتماعی در جامعه ای که نیازمند رای و تائید آن است پی برده است.
میل به دیده شدن در عثمانی زمانی بروز می یابد که وی در مورد مسائلی اظهار نظر می کند که به خوبی خرج جنجال های سیاسی جناح مورد وثوق امروزش، که همان جریان اصلاح طلب است، می شود.
هنوز هم عکس های یادگاری وی با شال سبز در کنار “میر حسین موسوی” و “زهرا رهنورد” در مهاباد و فایل سخنان جنجالی وی در تحریک جوانان به حضور در ستاد جنبش سبز در بوکان در میان کاربران شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.
چرخش ناگهانی وی در مصاحبه با روزنامه کیهان، برجسته ترین رسانه اصولگرایی کشور که خواهان توبه کردن سران فتنه یا همان “کروبی، خاتمی و موسوی” می شود.
حضور متناوب عثمانی در برنامه های مختلف تلویزیونی و تائید و دفاع از عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد {مسکن مهر، پرداخت یارانه، مخالفت با افزایش حقوق کارمندان برابر با نرخ تورم} به برنامه روتین وی پس از انتخابات ۸۸ و روی کار آمدن دوباره دولت مهر ورز تبدیل شده بود.
دخالت در چهارمین انتخابات شورای اسلامی شهر بوکان و حمایت آشکار از ائتلافی هفت نفره و حضور در ستاد انتخاباتی آنها در حالی که شالی بنفش را دور گردنش پیچیده بود و همزمان بگو مگو های حاشیه ساز و عربده کشی برای یکی از کاندیداها انتخابات شورای شهر بوکان.
همراه شدن با طرح ها و لوایح سوخته اما تبلیغاتی برای ارضاء میل به رسانه ای شدنش؛ همچون طرح استانی شدن انتخابات، انتخاب شهرداران با رای مستقیم مردم و …
عثمانی و بقای رسانه ای
یکی از اولین اقدامات عملی عثمانی پس از نماینده شدن، اخذ مجوز یک نشریه محلی تحت عنوان “فرصت برابر” به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی خودش بود. محتوای این نشریه که عموماً با تصویر بزرگی از عثمانی{ نمود عینی میل به دیده شدن} و انتشار یادداشت ها و مقالاتی در تائید مواضع، عملکرد و سیاسی کاری هایی وی همراه بود، با عدم استقبال عمومی روبه رو شد که برخی از منتقدان نماینده بوکان که از کوچکترین فرصت رسانه ای بی بهره بودند؛ نام این نشریه عثمانی را “فرصت نابرابر، نهاده بودند. که در نهایت با ناکارآمدی وی در حوزه مدیریت رسانه اش! با اعمال ماده ۱۶ و سلب امتیاز این نشریه روبه رو شد.
عثمانی به خوبی در یافته که در شرایطی که نارضایتی از عملکرد وی در حوزه انتخابیه اش روز به روز در حال افزایش است بقای سیاسی اش در گرو حضور چشمگیر در رسانه هاست. حضور گاه و بی گاه وی در برنامه های تلویزیون علی الخصوص در دوره دوم نمایندگی اش کمک شایانی به بقای سیاسی وی داشت.
اظهارات حاشیه دار، اعلام موضع های سیاسی در مورد موضوعات داغ با دامنه بهره برداری وسیع رسانه ای یکی از روش های معمول عثمانی برای رسانه ای ماندن است.
اظهار نظر معروفش در قیاس اسفندیار رحیم مشایی با خلیفه سوم اهل سنت، تهدید چندباره به استعفا به بهانه های گوناگون از جمله اختصاص بودجه به سد سیمینه که در نهایت در دوره نمایندگی وی بنا به تصمیم ستاد احیای دریاچه ارومیه تعطیل شد. و در آخرین مورد تهدید شورای نگهبان قانون اساسی به رد صلاحیت محمود احمدی نژاد در انتخابات پیش روی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری.
صحبت ها و مقاله پراکنی هایش در خصوص توهین به لباس کُردی از سوی فرمانده سابق سپاه بوکان.
نامه نگاری به صدا و سیما در باره توهین “جیگر” یکی از عروسک های مجموعه کودک و نوجوان کلاه قرمزی و ادعای توقف پخش این برنامه بنا به درخواست وی، که تنها دوازده ساعت دوام پیدا کرد!.
عثمانی و بهره گیری از تکنیک های رسانه ای
عثمانی از همان ابتدای کار از کلیه ظرفیت های رسانه ای که در اختیار داشت بهره جست که از جمله می توان به تهیه و تدوین دهها هزار حلقه سی دی از فیلم های حضورش در برنامه های مختلف تلویزیونی و توزیع آن در مناطق مختلف شهری و روستایی این شهرستان اشاره کرد.
نماینده سه دوره ای مردم بوکان شناخت خوبی نسبت به احساسات قشر عوام حوزه انتخابیه اش یافته است.
محتوای سی دی های تبلیغاتی عثمانی با بهره گیری از تکنیک تصویر سازی رسانه ای در صدد القای شفاف بودن خود با مردم بر آمده بود. استفاده از اعضای خانواده اش در این فیلم تبلیغاتی و خودمانی جلوه دادن خود و اعضای خانواده اش با مردم و ذکر نام دختر و پسرانش و همچنین برخی اطلاعات محدود از کار و خصایص اخلاقی همسرش، همه و همه در پیروی از این تکنیک بودند که از قضا این روش در بین مردم کوچه و بازار بسیار مقبول شد؛ موضوعی که در همان برهه با اعتراض شدید روشنفکران جامع روبه رو شد، به صورتی که آنها عثمانی را به فرافکنی و اغواگری متهم می کردند و در اثبات ادعای خود می گفتند، نام پسران و تعداد فرزندان عثمانی برای ما اهمیت ندارد و این شفاف سازی محسوب نمی شود، عثمانی اگر بنای شفافیت در سر دارد؛ از میزان درآمد ماهیانه، وضعیت و چگونگی دست یابی به املاک و مستغلات وسیع در شهرهای مختلف، ارزش واقعی سهام های چند میلیاردی اش و تعداد خودرو ها چند صد میلیونی اش که مورد اعتراض برخی از نمایندگان مجلس هم واقع شد است؛ شفاف سازی کند و به مردم بگوید چگونه است که یک استاد دانشگاه از خانواده ای کم برخوردار بعد از یک دهه حضور در تهران این گونه متوول گشته است. سئوالاتی که هیچ گاه از سوی عثمانی پاسخ داده نشدند و پرسشگران آن با دهها اتهام و پرچسب تخریب شدند.
در یکی دیگر از سی دی های تبلیغاتی، عثمانی دست به دامن اقناع مخاطب با تحریک حس ترحم در آنها شد. وقتی برای رای آوردن در برابر دوربین ضبط فیلم تبلیغاتی اش همچون اکتری قهار اشک ریخت، احساسات مردم را تحریک کرد و بسیاری از سر ترحم به وی رای دادند.
عثمانی همیشه در پی آن بوده که با تکنیک تصویر سازی رسانه ای موضوعات مورد نظرش و حتی شخصیت و جایگاه خود در مجلس را آنگونه که باب طبعش بوده به مردم منعکس کند.
در بسیاری از مراسمات کشوری حضور فعال داشته و حتماً تصویری از این دست مراسمات که عثمانی را در کنار سران مملکتی نشان می دهد فلالفور در رسانه ها و فضای مجازی منتشر می شود.
هسته ی تبلیغاتی ستاد انتخاباتی عثمانی در ادوار اول و دوم وی را به عنوان تدوین کننده بودجه کشور و حتی نگارنده بودجه اقلیم کُردستان عراق معرفی می کردند و در اثبات این مدعا به فیلم هایی از حضور وی در برنامه های تلویزیونی با محوریت بودجه مملکتی استناد می کردند.
حضور عثمانی در کمیسیون تلفیق با بوق و کُرنای مثال زدنی طرفدارانش همراه شد. هرچند عثمانی در دور سوم از حضور در این کمیسون بازماند و خود به خود این تبلیغات به ضررش تمام شد نیز در تبعیُت از تکنیک اقناعی، “دروغ بزرگ” دسته بندی می شوند. در تعریف این تکنیک به همین توضیح بسنده می کنیم که آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی که خود یکی از بزرگترین مبلغان سیاسی قرن بیستم بود، اعتقاد داشت که مردم به دروغ های کوچک بیشتر از دروغ های بزرگ مشکوک می شوند.
دروغ بزرگ در واقع چیزی بیشتر ازاغراق، بزرگنمایی و مبالغه است.
دروغ بزرگ، دروغ پیچیده ای است که با آنچنان اعتماد و کاریزمایی گفته می شود که مخاطب بدون تعقل آن را می پذیرد. گاهی وقت ها مجموعه جوسازی های روانی متعددی توسط پیام های رسانه ای متعدد ساخته می شود تا فضای ذهنی جامعه برای ارایه یک دروغ بزرگ آماده شود و مردم به راحتی آن را بپذیرند.
ادعای اخذ بودجه سه میلیاردی برای تاسیس مدرسه علوم دینی تحت عنوان امام شافعی(رض) در همان ماههای اول نمایندگی اش در دوره اول و پیشنهاد وزیر شدنش از سوی دولت روحانی که توسط هیچ یک از مقامات دولتی مورد تائید و بحث قرار نگرفت نیز احتمالا در همین تکنیک رسانه ای عثمانی دسته بندی خواهند شد.
تکنیک “ساده انگاری مردم” و استفاده از این ترفند تبلیغاتی برای ساده جلوه دادن خود یکی دیگر از روشهای اغواگری رسانه ای عثمانی به شمار می رود. استفاده ابزاری از تیم فوتبال سردار و حضور در بسیاری از مسابقات خانگی این تیم و انتشار تصاویری از خود در حالی که در کنار مردم عادی به تماشای فوتبال نشسته است. تنها یکی از مواردی است که با پیروی از این تکنیک توسط نماینده بوکان اجرایی شده است.
یکی از مهمترین تکنیک های تبلیغاتی که عثمانی بکار گرفته است، تکنیک “جهت‌دار” كردن است. وی هیچگاه به درستی به منتقدان خود پاسخ نداده است. همیشه آنها را باج خواه، تخریب گر و افرادی با خواسته های نامشروع معرفی کرده و انتقاداتشان را به دلیل زیر بار نرفتن وی به خواسته های آنها تعبیر کرده است.
تکنیک های مختلف دیگری در اغواگری رسانه ای به کار گرفته می شوند که نماینده بوکان نیز تا حدودی از آنها بهره جسته است. که می توان به صورت خلاصه این گونه بر شمرده شوند:
مقایسه؛ قیاس خود با حاج انور حبیب زاده و انتشار آن در نشریات محلی از جمله ویژه نامه سطر اول.
مظلوم نمایی؛ اشک ریختن در فیلم تبلیغاتی انتشار یافته در انتخابات دوره دوم نمایندگی اش و ادعای اینکه ناجوانمردانه از سوی رقبایش مورد هجمه قرار گرفته است.
دو قطبی سازی؛ اتهام زنی به کاندیدا ها ی رقیب که اصولگرا هستند یا پیرو جریان انحرافیند و به فرماندار سابق این شهرستان سر سپرده اند. وی به شدت این رویه را بر علیه سلیمان فیضی شهردار سابق بوکان که تنها با ۸ ماه مدیریت در این شهرداری توانست به یکی از رقبای سرسخت عثمانی بدل شود، استفاده کرد.
با این اوصاف چه کنیم؟
تکنیک های عملیات روانی در حوزه ی رسانه و خبر، قالب های ارائه ی هدفمند اطلاعات است که با هدف گیری ضمیر ناخودآگاه، ذهن مخاطب را به مسیر دلخواه سردمداران یک رسانه سوق می دهد.
شناخت ترفند ها و تکنیک های عملیات روانی بکار گرفته از سوی عثمانی یکی از روشهای مهم برای مصون ماندن از این تصویر سازی کاذب رسانه ای به شمار می رود که در این نوشتار تلاش شد به قدر بضاعت نگارنده آگاهسازی در این حوزه صورت گیرد.
مطابقت سند با مستند: گاهی سندی بر مطلبی آورده می شود که ارتباطی با آن ندارد اما برای کسانی که پیگیر محتوا و ارتباط سند با مستند نیستند، کافی است.
عدم اکتفاء به تیتر اخبار: نباید به تیتر اکتفا کرد و از آن گذشت، برای درک واضح تر از مطلب لازم است کل متن خوانده شود.
رجوع به منابع مقابل: برای روشن شدن موضوع، لازم است یک خبر یا تحلیل با مراجعه به حداقل یک منبع متضاد در گرایشات، بررسی شود. چنانچه به عنوان نمونه پس از مشاهده ی “بی بی سی”، مراجعه ی به “بیست و سی” ضروری می نماید.
توجه به منفعت واقعه: اینکه عثمانی از انتشار برخی از اخبار چه سودی می برد، ذهن را از جریان سازی های خبر مصون می دارد.
قبل از همه این روشها ارتقاء سواد رسانه ای که یکی از موضوعات مهم و دغدغه اصلی اهالی مستقل رسانه ای در مقابل جریان تصویر ساز و خود شیفته است که مخاطبان بوکانی و کُردستانی که مورد هجمه رسانه ای این جریان هستند باید مورد توجه قرار دهند.
البته کار رسانه های مستقل و روشنگر در مقابله با این تاثرپذیری و تصویرسازی کاذب بسیار سخت به نظر می رسد اما تجربه ثابت کرده است که هر غیر ممکنی، ممکن خواهد بود به شرط اینکه اصحاب رسانه، منفعت طلبی و محافظه کاری ها را کنار بگذارند و به رسالت اصلی خود که همان آگاه سازی مردم است بپردازند.
منابع:
۱ – اطلاعات و انتخاب عمومی. رومین اسلام. دفتر مطالعات و توسعه رسانه
۲ – روانشاناسی ستاره شدن. فرید براتی سده. خبر آنلاین
۳ – «هویت نقاب دار» من دیگری می‌آفریند، مجله ۴۰چراغ، شماره ۶۸۰
۴ – از لذت دیدن تا شوق دیده‌شدن. روزنامه همشهری
۵ – تظاهر به خوشبختی در شبکه‌های اجتماعی. مصطفی‌آب‌روشن. روزنامه آفتاب یزد
۶ – میل به دیده شدن. پروین امینی. روزنامه وطن امروز. شماره ۱۷۵۵
۷ – تکنیک های فریب رسانه ای و تبلبغات در رسانه های جمعی. جیهان احمد رشتی. جلد دوم. نشر فرهنگی
۸ – نشانه شناسی رسانه ها. مارسل دانسی. نشر چاپار
-۹ هجمه های رسانه‌ای. ناصر مشوق. مشرق

انتشار: 

شماره 3 دو هفته نامه مکریان امروز

پایگاه خبری تحلیلی مکریان

 

دلقک و بَزَک در انتخابات

سیستم و شیوه های مختلف مدیریتی و اجرایی حکومتی به تناسب شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی موقعیت سوق الجیشی و... در طول تاریخ با تفاوت های جزئی و کلی وجود داشته و دارد. یکی از این شیوه ها، مردم سالاری دینی است که در ایران بر دو رکن جمهوریت و اسلامیت قرار دارد. یکی از نمودها و مصادیق جمهوریت و مردم سالاری، قضیه ی انتخابات است که به دو صورت مستقیم و مردمی (شورای اسلامی شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری، خبرگان رهبری) و غیرمستقیم و واسطه ای (رهبری، رای اعتماد وزراء و...) صورت می پذیرد.

قانون درباره ی شرایط و الزامات هر یک از داوطلبان انتخابات کشور، وظایف و اختیارات، پیشگیری و نظارت برحسن اجرا و تخلفات و... پیش بینی های مقتضی را اندیشیده و گنجانده است. روش های متنوع و مختلفی نیز برای تبلیغات و خود را به مردم شناساندن، وجود دارد که روی طیف وسیعی از پوپولیستی، عوامفریبی، تحریک احساسات و سوءاستفاده از گرایش ها و تعصبّات قومی و مذهبی و... تا مباحث کارشناسی و مناظره های رو در رو و... قرار می گیرند. این روش ها و سبک های تبلیغاتی در حالت کلی بر دو نوع زیر قابل تقسیم و تفکیک اند:

1-روش های مبتنی بر تقویت شناخت (بُعد موثر و مثبت یا ناکارآمد و منفی)

2- روش های مبتنی بر تحریک احساسات (بُعد موثر و مثبت یا ناکارآمد و منفی)

که این هر دو نیز می توانند در دو بُعد موثر و کارآمد و مثبت یا ناموثر و ناکارآمد و منفی قرار گیرند. بعنوان مثال در یک جامعه ی سنّتی ممکن است روش بحث و گفتگوی علمی مبتنی بر شناخت، منجر به بی حوصلگی شنوندگان و پراکندگی افراد شود و در عمل، کارکرد ناموثر و منفی داشته باشد که همان روش در جمع و محفلی فرهنگی ممکن است بسیار موثر و کارآمد واقع گردد.

یکی از روش هایی که طی چند سال در انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر و روستا و نمایندگی مجلس از سوی برخی از داوطلبان به وفور مورد استفاده قرار گرفته است، تحریک احساسات و بهره برداری رأی آوری از قِبَل آن بوده است که می توان به وفور مصداق های عینی از همان لحظات ثبت نام و ایام قانونی تبلیغات و ستادها و گروه های مجازی و شبکه های اینترنتی و... نام برد. کار اصلی دلقک در 4 مورد جلب توجّه، اجرای نمایش، ارسال پیام، دریافت رضایت و صله خلاصه می شود که از آغاز تا انتها از ترکیبِ شکلک، رنگ، ادا، ابزار، صدا، مهارت، ترفند و خلاقیّت ها استفاده می کند. این روش به ویژه توسط عده ای از داوطلبان شورای اسلامی شهر مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد تا آگاهانه یا ناآگاهانه، موج تبلیغاتی مورد نظر خود را ایجاد نماید. عمدتاً از شعارهای دهان پرکن و تعجب آور، رنگ ها و لباس ها و شکلک های مضحک و نخ نما استفاده می کنند و موجبات جلب توجه اقشاری از جامعه به ویژه جوانان، ناراضیان و تمسخرکنندگان قضیه ی انتخابات و پرکردن اوقات فراغت افرادی با فان و شوخی و خنده را فراهم می کنند. این دلقک های انتخاباتی گاهی توانسته اند با همین روش های مبتنی بر تحریک احساسات، وارد بُعد تاثیرگذاری و کارآمدی شوند و با کسب آراء قانونی مردم به نهاد شورای شهر یا مجلس نمایندگان راه یابند.

روش دیگر که رنگ غالب جنسیتی دارد، بزک کردن، آرایش غلیظ و غیرواقعی نمودن، روتوش چهره و بکارگیری تکنیک های فتوشاپ و گرافیک و تصویربرداری حرفه ای است تا خانم کاندیدا را چنان زیبا و جذّاب نشان دهد که جلب توجّه نماید و در حافظه ی تصویری و خواستِ ناخودآگاه هواداران بماند. تفاوت این روش با زیبایی و برازندگی ظاهری و خدادادی آن است که کاندیدای خانم با تکیه بر این تکنیک ها سعی در خودزیبانمایی غیرواقعی و جلوه گری و عشوه آوری دارد. تاسف برانگیز آن است که امروزه این شیوه ی بزک کاری در انحصار خانم ها نمانده و برخی کاندیداهای مرد نیز به صورت زننده و گسترده از آن استفاده می کنند.

معایب شناسی

این دو روش دلقک و بزک، اگر چه در نگاه اول ممکن است سبب ایجاد جذابیت و تجمّع عده ای خاص از جمعیت هدف گردد اما با روح و ذات اصل عمل که شورای اسلامی یا نمایندگی مجلس است در منافات و ضدیت می باشد. به این معنا که با روشی نادرست و برجسته کردن و تاکید نمودن بر ویژگی خاصی که هیچ تاثیری بر عملکرد فرد در پارلمان محلی یا ملّی ندارد، وسیله ی کسب این موقعیت که آراء می باشد را کسب می کند. مانند دانشجویی که برای قبولی در آزمون به نمره و دانش و اطلاعات نیاز داشته باشد و روش مناسب آن تمرین و مطالعه باشد امّا متوسّل به عشوه و طنّازی و مخ زدن استاد گردد! اینجاست که هدف، وسیله را توجیه نمی کند و از نظر عقلی، منطقی و اخلاقی شیوه ای ناسالم و طبعاً محکوم به نفی و شکست است.

می توان از شهرها و حوزه های مختلف انتخابی، نمونه های برجسته ای از این دلقک ها و بزک ها را نام برد که بعنوان مثال در انتخابات سال 1396 شوراهای اسلامی شهرهای مختلف، از عنوان زیبای ناخفته و در مهاباد و بوکان با شعار تعامل با دنیا، دلفین کوردی و... استفاده گردید.

از معایب و آسیب های دیگر این روش، مهجور و مغفول ماندن روش های صحیح و سالم تبلیغات و انتخابات است که در جامعه ی در حال گذار از سنّتی به مدرنیته شاید چندان مورد استقبال عموم قرار نگیرند. علاوه بر این کسر شأن جایگاه نمایندگی مردم – چه در شورا و چه در مجلس- و به صورت غیرمستقیم انعکاس شعور جمعی عده ای از همین جامعه را به دنبال خواهد داشت که سرانجام منجر به عقب کشیدن انسان های باآبرو و سرشناس و حیامند در پانهادن به این عرصه های حساس خدمتگزاری می شود.

شاید بتوان تنها نقطه قوّت این روش را پاسخی موقّت به تنوع خواهی قشری از جامعه و تزریق مقداری شور و شلوغی به بازار گرم انتخابات دانست که به مراتب مضرّات و معایب آن بسیار عمیق تر و ماندگارتر است و در صورت موفقیت دلقک و بزک به کسب آراء عمومی، این اثرات تا مدّتها در مقیاسی وسیع بر جا و در حافظه ی جمعی می ماند و شاید به الگویی برای افراد دیگر و نسل بعدی تبدیل گردد.

 

راهکار و پیشنهاد

متناسب با قانون و حقوق افراد و آزادی هم میهنان نمی توان اینگونه افراد را از ورود به عرصه ی انتخابات منع کرد امّا پیشنهاد می شود که مردم با آگاهی و شعور سیاسی بالا، این گونه داوطلبان و روش های منفی را با رای ندادن به آنها در همان حد ایجاد شلوغی موقّت نگه دارند و از ورود آنان به این موقعیت های حساس شورا و مجلس باز بدارند.

همچنین پیشنهاد می شود که هئیت های نظارت و اجرایی و در مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، از تائید صلاحیت این گونه افراد – در صورت محرز بودن- بپرهیزند و بجای آن میدان به شایستگان و متخصصان کارامد و مجرّب بدهند.

از نخبگان و صاحبنظران نیز درخواست می شود تا اینگونه آسیب شناسی ها را با اطلاع رسانی، تحلیل و آموزش صحیح روش های مدرن و مختلف تبلیغات و انتخابات سالم برای جامعه و اهل مطالعه و عموم مردم، بیان و روشن و شفاف نمایند.

 انتشار:

شماره 4 دو هفته نامه مکریان امروز

پایگاه خبری تحلیلی مکریان

 

 

تدبیر اصلاح طلبان و پسرفت بوکان

حدود چهار سال پیش؛ اصلاح طلبان و رهبران دولت تدبیر و امید شعار عدالت عمرانی را سردادند، از فساد در دولت قبل گفتند و مدعی راستگویی و پاکدستی خود شدند. وعده های بیشمار برای ساماندهی وضعیت اقتصادی کشور در 100 روز  و صدها شعار خوش رنگ و لعاب دیگر سبب شد این باور به وجود بیاید که واقعا می خواهند در طول چهارسال ایران را دگرگون نمایند شاید؛ هرچند عملکرد چهار ساله شان و اخبار ضد و نقیض اختلاس ها و فیش های نجومی و تعطیلی بخش اعظمی از چرخه تولید و صنعت کشور و کوچک شدن هرچه بیشتر سفره های مردم، همه را به این باور رسانده که این وعده ها صرفا برای تصاحب مسند قدرت بوده است و بس.

کارنامه ضعیف اصلاح طلبان بوکان و آزموده ای که که دوباره آزموده شد!

نمونه ی تمام نمای ناکارآمدی و ضعف اصلاح طلبان و جبهه دوم خردادی های بوکان؛ رحمان نامجو نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی به شمار می رود. در دوره نمایندگی وی؛ یکی از ضعیف ترین و روی هم رفته بی تفاوت ترین دوران در کارنامه نمایندگان مردم بوکان به ثبت رسید.  کسی که با مهر تائید دوم خردادی ها روانه مجلس شد و حتی یکبار هم پشت سرش را نگاه نکرد. انتخابی که نه تنها گرهی از مشکلات مردم مظلوم بوکان نگشود، بلکه باعث سرخوردگی و یاس بیش از حد بین این مردم شد. کارنامه مردود نامجو و اقدامات بعدی جریان اصلاحات در بوکان نشان داد که این جریان از حیث کارایی و قدرت عمل در ابادانی شهر جز خنثی ترین جریانات سیاسی به شمار می رود.

نحله ی اصلاحات بوکان زمانی به ورطه نابودی و اضمحلال کامل خود نزدیک شد که قسیم عثمانی اصولگرا در ادوار هشتم و نهم را که قسم نامه اصول گرایان را امضا کرده بود یک شبه و به راحتی از پشتیبانی تمام قد اصلاح طلبان این شهرستان برخوردار کرد. موضوعی که انشقاق در جبهه اصلاح طلبان بوکان را دو چندان کرد و وضعیتی را به وجود آورد که عثمانی شورای راهبردی اصلاح طلبان بوکان را از افراد مورد وثوق خود اشباع کند. در چنین شرایطی "سعید لیلاز" اصلاح طلب معروف در ستاد انتخاباتی عثمانی حضور می یابد و به کرات از خاتمی به عنوان رهبر اصلاحات سخن می گوید و سلام وی را که عثمانی اصولگرا بعد از انتخابات 88 در گفت و گو با روزنامه کیهان خواهان توبه کردنش شده بود را به مردم بوکان می رساند!. یکی دیگر از عجایب انتخابات مجلس دهم در بوکان اصلاح طلب شدن حاج انور حبیب زاده که هفتاد پشتش به اصولگرایی شناخته شده است.

در چنین شرایطی است که فرماندار منصوب شده از سوی عثمانی، در روز معارفه اش بوکان را مهد اصلاح طلبی می خواند!.

چه انتظاری از این جریان سیاسی خنثی وجود دارد؟

جمال خسروی نماینده دولت اصلاح طلب معتدل مدعی تدبیر در کردار و گفتار، به اعتراف آمار یکی از ضعیف ترین و خنثی ترین فرمانداران تاریخ بوکان به شمار می رود. آشفتگی مدیریتی در دوره وی به حدی رسیده که بر اساس گفته های خودش بوکان بیشترین تعداد افراد بیکار در سطح استان و منطقه را در خود جای  داده است. جاده های منتهی به این شهرستان هر روز قربانی می گیرند. اطلاعیه قطعی آب و برق به یکی از اخبار روتین کانال تلگرامی روابط عمومی فرمانداری تبدیل شده است. در بحبوحه انتخابات وزیر ورزش و جوانان در اقدامی غیر متعارف ورزشگاهی را افتتاح می کند که امروز آقای نماینده در پیامی بلند بالا از امکان بهره برداری از آن در آینده نزدیک خبر می دهد. (آینده ای که معلوم نیست کی قرار است برسد)

در دوره مدیریت خسروی ادارات شهرستان به عرصه یکه تازی نماینده تبدیل شده، خیل مدیران بی تجربه که صرفا سابقه حضور در ستاد انتخاباتی عثمانی را در کارنامه ی حرفه ای ! خود دارند در دستگاههای اداری منصوب شده اند.

فرماندار بوکان در حالی از بیکاری گسترده در این شهرستان سخن می گوید که تاکنون هیچ کارنامه ای از عملکرد دولت کریمه امید در حوزه اشتغالزایی برای جوانان این شهرستان ارائه نکرده است.

بحران انتخاب شهردار بیش از نیمی از عمر شورای شهر بوکان را هدر داد و امکان برنامه ریزی و خدمت را از آنها گرفت.

در دوران خسروی به راحتی رسانه های منتقد حذف شدند. دلسوزانی که انتقاد را حق خود می دانند اگر در پست های مدیریتی باشند کنار گذاشته شده اند و با یک انتقاد کوچک از عثمانی یا خسروی مجبور به ترک شهر می شوند.

رقیب انتخاباتی عثمانی که بیش از20 هزار نفر از شهروندان بوکانی به وی را ی داده اند از حق تدریس در دانشگاه محروم می شود، در عوض دانشگاههای بوکان به حیات خلوت و عرصه تاخت و تاز عثمانی بدل می شود.

خسروی و عثمانی که امروز عنوان رهبر اصلاح طلبان بوکان را یدک می کشند؛ هر روزه از شخصیت های خلق الساعه ای به عنوان ادیب و امین و معتمد شهرستان در برنامه های مختلف رونمایی می کنند. فردی که در طول عمرش حتی یک یادداشت هم ننوشته به عنوان نماینده رسانه های بوکان در جلسه تبلیغاتی استاندار عرض اندام می کند. شاعری که شان خود را به یک مداح کوچه بازاری تنزل داده در هر محفلی تریبون می گیرد و همچون بتی بی همتا از سوی مسئولان تقدیس می شود. تیم مدیریتی اصلاح طلبان بوکان اکنون شدیدأ در تلاش محکم کردن جای پای خود هستند و هرکه را بر سر راه مطامع خود ببیند به راحتی آب خوردن حذفش می کنند.

در حالی که نمایندگان شهرهای اطراف هر روز دستاوردی برای شهرخود کسب می کنند؛ فرمانداران شهرهای همجوار هرروز برای رفع مشکلات شهرشان رایزنی و تلاش می کنند اما فرماندار و نماینده بوکان تنها هدفشان برنامه ریزی و مهندسی انتخابات  پیش رو خلاصه شده است.

اینها تنها گوشه کوچکی از نتیجه اعتماد مردم به شعارهای پوشالی اصلاح طلبان در این شهرستان به شمار می رود.

تنها راه رهایی از معضلات دامنگیر بوکان طرد و دوری از جریانات و احزاب به وجود آمده است؛ تمامی این جریانات امتحان خود را پس داده اند و بی تعهدی و قدرت طلبی شان به اثبات رسیده است، به امید پروردگار منان و تلاش و پیگیری های مردم روشنفکر بوکان روزی دلسوزان واقعی را به جایگاهشان برگردانیم‌.

سد سیمینه بوکان دستاویزی برای منتخب ماندن

اواسط دهه چهل بود که تب سدسازی در منطقه ما بالا گرفت سد شهید کاظمی (کوروش کبیر) بر روی زرینه رود در آن دوران به بهره برداری رسید و مطالعات برای احداث سد سیمینه آغاز شد اما بعد از چندی آن شور و شوق رنگ باخت و تا اواخر دهه هفتاد سخنی از سرانجام این طرح به میان نیامد،تا اینکه در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی این طرح به تصویب رسید و کد اجرایی پروژه اخذ گردید  و استارت مطالعات آن زده شد. پیگیری و ممارست نماینده وقت( حاج انور حبیب زاده) سبب شد وزارت نیرو قبل از پایان فاز دوم مطالعات سد، کلنگ احداث آن را بر زمین بکوباند.هرچند عثمانی نماینده مردم بوکان در دوره های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی در گرماگرم انتخابات "رحمان نامجو" نماینده دوره ششم را بانی این حرکت معرفی می کرد.

با این اوصاف "فتاح"وزیر نیرو وقت در پاسخ به پیگیری های "حبیب زاده" در مورد چند و چون وضعیت سد مذکور، کلنگ زنی سد سیمینه را یکی از اشتباهات وزارت نیرو قلمداد کند( جهان اقتصاد شماره3668)

"حبیب زاده" نماینده مردم بوکان در دوره پنجم و هفتم در"کتاب ئاوینه خزمه ت"( گزارش عملکرد دوران تصدیش- زمستان 86)، ضمن اعلام تصویب پروژه سد سیمینه در سال 83 و گنجانده شدن اعتبار در بودجه سال 84 برای طرح مذکور ردیف اعتبارات پروژه سد سیمینه را اینگونه آورده است: سال شروع 84 و اتمام آن در سال89! اعتبارات تخصیصی به ترتیب از سال 84 پانصد میلیون تومان، 85 پنج میلیارد تومان، 86 نه میلیارد تومان، 87 چهارده میلیارد تومان، 88 هفده میلیارد تومان و در سال اتمام پروژه 89 دوازده میلیارد تومان.روند رو به رشد پروژه مذکور با افتتاح کانال انحرافی آن شدت بیشتری به خود گرفت. در اوایل دوره هشتم مجلس شورای اسلامی که مصادف بود با تکیه زدن "دکتر محمد قسیم عثمانی" بر مسند نمایندگی مردم بوکان با کلنگ زنی بدنه سد سیمینه توسط نامجو وزیر نیرو دولت دهم تحقق آرزوی دیرینه مردم بوکان سرعتی دوچندان یافت و بر اشتیاق آنان برای اتمام این پروژه تاریخی افزود به صورتی که عثمانی در اسفند89 در مصاحبه با هفته نامه کوشا ویژه بوکان روند احداث سد سیمینه را مطلوب توصیف کرد! اما داستان به اینجا ختم نشد عثمانی که با شعار ساماندهی به وضعیت نامساعد کشاورزان منطقه وارد گود انتخابات شده بود همیشه و همه جا از پیگیری هایش برای اتمام احداث سد سیمینه سخن می راند تا اینکه در همایشی که تابستان 90 به مناسبت روز شوراها در سالن سیمرغ شهرستان بوکان ترتیب یافته بود اعلام کرد توانسته بودجه 40 میلیاردی را برای تسریع در اتمام پروژه مذکور اخذ نماید.البته این وعده همراه بود با گله مندی وی از غرق شدن آینده این طرح در تلاطم امور اداری (مرزداران20تیر90)این جریان و گمانه زنی ها در مورد میزان اعتبار اختصاصی به سد سیمینه با سپری شدن روزهای تابستان شدت بیشتری یافت تا اینکه عثمانی در اظهاراتی غیرمنتظره و در همان جمع قبلی البته بعد از حدود یک ماه که اینبار برای شنیدن گزارش عملکرد وی در همان محل گرد آمده بودند اظهار داشت: بودجه سد سیمینه که 20 میلیارد آن در قانون بودجه 90 گنجانده شده و 20 میلیارد دیگر آن از اعتبارات ریاست جمهوری تخصیص یافته به حدود 16 میلیارد تومان تقلیل یافته است. البته این تنزل در میزان بودجه سد سیمینه همراه بود با خبر بحث برانگیز توقف سدسازی در اطراف دریاچه ارومیه توسط وزیر نیرو(امانت شماره 960) که بیشتر از پیش سرانجام مبهم پروژه تاریخی سد سیمینه را مورد توجه همگان قرار داد؛ باید خاطر نشان کرد عثمانی در پاسخ به سؤالی پیرامون همین موضوع به صراحت ارتباط سد سیمینه با دریاچه ارومیه را کتمان کرده است و این در حالی است که کارشناسان و مسئولان زیست محیطی از جمله محمد باقر صدوق معاون طبیعی سازمان محیط زیست بر خلاف ادعای دکتر عثمانی آنچه را که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده است، ساخت سد روی رودخانه های ورودی به دریاچه ارومیه دانسته اند.( آراز شماره224)با این اوصاف عثمانی در ادامه روند اعلام گزارش عملکرد خود در گفتگو با صدای آشنا در آبان ماه 90 با بیان این نکته که هنوز برای ادامه احداث پروژه سد سیمینه هیچ پیمانکاری تعیین نگردیده از صرف ده میلیارد و هفتصد میلیون تومان در سال 90 برای این طرح خبر داد. شنیده ها حاکی از آنست که در سال 92 هم به رغم اختصاص بودجه ای بالغ بر بیست و یک میلیارد تومان برای ادامه این پروژه، به اعتراف چندین باره عثمانی در صحن علنی مجلس و آخرین سفر جلال زاده استاندار سابق به بوکان، عملیات احداث این پروژه هم همانند سایر پروژه های عمرانی شهرستان متوقف شده است.

بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم دوباره زمزمه هایی مبنی بر توقف سد سازی بر روی رودخانه های حوزه آبریز دریاچه ارومیه به گوش رسید که اظهارات چیت چیان در شهریور 92 در گفتگو با خبرگزاری مهر مؤید این مسأله است(1). قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی و عضو مجمع نمایندگان استان آذربایجان غربی رسیدگی به وضعیت دریاچه ارومیه را بر همه پروژه های استان و منطقه ارجع تر می داند.آخرین عکس العمل نسبت به آینده این سد به حدود یک ماه قبل برمی گردد. گویا دولت یازدهم در لایحه بودجه پیشنهادی سال 93 به مجلس هیچ اعتباری را برای ادامه احداث سد سیمینه اختصاص نداده است، همین موضوع سبب شد عثمانی دولت را به استعفا از نمایندگی مجلس تهدید کند. با این اوصاف باید منتظر ماند و دید که حضور عثمانی در کمیسیون برنامه و بودجه و عضویت دوباره وی در کمیسیون تلفیق مجلس می تواند گره از عدم تخصیص اعتبار برای به سر انجام رسیدن این پروژه بگشاید. هر چند ناگفته پیداست که  تاکنون حضور چندین ساله عثمانی در این کمیسیون ها به حال پریشان این سد افاقه نکرده است.

(1)اظهارات چیت چیان وزیر نیرو دولت یازدهم

سهم انقلابی این سرزمین

شهدای انقلاب شهرستان بوکان


سه سند سرخ از دلدادگی اهل سنت به انقلاب اسلامی/ نامه‌ای به شهید که با پیکر بی‌جانش برگشت

گفت‌وگو با برادر شهیدان سلیمی:

سه سند سرخ از دلدادگی اهل سنت به انقلاب اسلامی/ نامه‌ای به شهید که با پیکر بی‌جانش برگشت

سه سند سرخ از دلدادگی اهل سنت به انقلاب اسلامی/ نامه‌ای به شهید که با پیکر بی‌جانش برگشت

شاید این گفت‌وگو تلنگری باشد برای نهله‌های نامیمون و همه گروه‌هایی که برا ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی دل به همراهی حتی اندک از برادران اهل سنت و کرد زبان ایران بسته‌اند.

به گزارش دادگران بوکان به نقل از مرصاد، در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت بعثی عراق و گروهک‌های ضد انقلاب، برای سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی تلاش می کردند و این هم دستی برای براندازی نظام با همکاری گسترده کشور های غربی همراه بود.

شهیدان حبیب الله، عیدالله و کاکه میر سلیمی جزء اولین داوطلبان پاسدار روستاهای منطقه کلاش بودند که در راه حفظ انقلاب اسلامی راهی جبهه های جنگ علیه دشمن بعث و گروهک‌های ضد انقلاب شدند.

در ادامه گفتگو  با  محمد تقی سلیمی جانباز ۵۰ درصد و برادر و شخص ارشد خانواده این سه شهید می‌آید:

111

از خودتان، خانواده و برادران شهیدتان بگویید؟

من محمد تقی سلیمی جانباز جانباز ۵۰ درصد هستم که در دوران دفاع مقدس مجروح شدم. خانواده ما سه شهید به نام های حبیب الله سلیمی، عبدالله سلیمی و کاکه میر سلیمی تقدیم انقلاب کرده است که برادر، برادر زاده و پسر عمویم هستند.

axxxx (1)

شهدای خانواده شما چگونه با جبهه و جنگ آشنا شدند؟

خانواده ما قبل از انقلاب اسلامی در روستای کلاش باغان زندگی می کرد و شغل ما دامداری بود. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و هجوم گروهک‌های ضد انقلاب به روستای ما در اوایل انقلاب و آزار و اذیت مردم روستاهای منطقه، ما بر خود واجب دانستیم که برای مقابله با آنها و رژیم بعث و ادای تکلیف، به سپاه پاسداران مراجعه کنیم و به مناطق مختلف اعزام شویم.

شهدای سلیمی همگی به تمام معنا آرام و مردم دار و به افرادی متدین، ساده و به دور از رنگ و لعاب‌های دنیایی معروف بودند.

شهدای سلیمی قبل از شهادت به چه کاری مشغول بودند؟

دامدار بودند و همراه با خانواده به دامداری می پرداختند.

  شهدای سلیمی در کدام منطقه جنگی به شهادت رسیدند؟

حبیب الله سلیمی در سال ۱۳۶۲ در ازگله و در مقابله با گروهک‌های ضد انقلاب به شهادت رسید. عبدالله سلیمی در شاخ به مو که از مناطق جنگی بسیار مهم بود بر اثر اثابت ترکش توپ جنگی شهید شد. کاکه میر سلیمی در عملیات بازی دراز و در این منطقه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

axxxx (2)

خبر شهادت این شهدای گرانقدر چگونه به شما رسید؟

من در آن زمان مجروح شده و مدتی را در بیمارستان تهران بودم. پس از مدتی برای استراحت در منزل من را به روستایمان باز گرداندند. پس از آن نامه ای به برادرم عبدالله سلیمی نوشتیم که اگر امکان دارد مدت کوتاهی مرخصی بگیرد تا من او را از نزدیک ببینم زیرا وضعیت خوبی نداشتم. نامه را صبح زود به یکی از همرزمان شهید دادم تا به وی برساند. همرزم ایشان زمانی به جوانرود رسیده بود که پیکر برادر شهیدم وارد شهر شد. همرزم ایشان هم همراه پیکر شهید بازگشت.

دیگر شهدای خانواده را هم در خانه بودم که پیکرهای این شهیدان را به روستا آوردند.

شهادت را چگونه می بینید و از اینکه سه شهید در خانواده شماست چه احساسی دارید؟

شهید مقام والایی دارد و شهادت در راه دفاع از خاک و ناموس حقی است که دین مبین اسلام بر عهده مسلمانان گذاشته است. مایه افتخار من است که در خانواده سه شهید انقلاب و خود نیز جزء جانبازان راه حق علیه باطل هستم و اگر امروز هم لازم باشد با همین پای ناتوانم آماده جانفشانی و مبارزه هستم.

ازخاطرات خودتان از جبهه های جنگ در برابر گروهک‌های ضد انقلاب و چگونگی مجروح شدن خودتان بگوئید؟

بنده سرگروه ۳۰ نفر از رزمندگان محلی بودم. با پاکسازی مناطق کلاش و دیگر روستاهای این مسیر از وجود گروهک‌های ضد انقلاب، در پایگاهی در (لوط ژالی) مستقر شدیم و مدتی را آنجا گذراندیم تا اینکه دستور حضور ما در عملیات بزرگ سراسری در مرخیل رسید. ما به سوی این منطقه حرکت کردیم و در جریان درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب آنها را از این منطقه بیرون راندیم و در مرخیل مستقر شدیم.
حدود نیمه شب همان روز گروهک‌ها با پشتیبانی لشکر بعثی برای باز پس گیری این منطقه به ما حمله کردند و با بارانی از توپ و خمپاره از سوی آن‌ها مواجه شدیم. مقر گروهان ما بوسیله آتش یکی از همرزمانمان شناسایی شد و مقر ما را توپ باران کردند که در جریان برخورد این توپها به مقر ما عده ای از برادران گروهان ما با نام‌های قادر قادری، مجید حسینی، مجید میرزایی شهید شدند. خودم نیز از ناحیه پا مجروح شدم.

آوزاهای محبوب، آوازه خوان مغضوب

آواز محبوب، آوازه‌خوان مغضوب

حسن زيرك خواننده كُرد، خواننده‌يي كه در دوران زندگي‌اش هرچند نبوغ سرودن و آواز‌خواندن داشت اما از مهر و محبت مردم و دولت عصر آن زمان برخوردار نبود.

 استاد حسن زيرك كسي بود كه شايد هم همانندش ديگر به آذربايجان، كردستان، كرمانشاه و ايلام برنگردد. صداي خدادادي صدايي كه اصلا توصيف‌ناپذير است ولي حيف در زماني مي‌زيست كه هم در ايران و هم در عراق، هرجا مي‌رفت و شعري مي‌سرود هرچند دلنشين و بي‌همتا اما با كتك و ظلم از طرف شنونده يا ماموران حكومتي روبه‌رو مي‌شد.

حسن زيرك كل سروده‌هايش را مطابق اتفاقاتي كه برايش مي‌افتاد، مي‌سرود يعني اگر به آوازهاي حسن گوش دهيد بيشتر اتفاقات و رخدادهاي زندگي‌اش را به راحتي متوجه مي‌شويد. ولي افسوس در زماني مي‌زيست كه قدر او را نمي‌دانستند. حسن زيرك در سال 1300 در شهر بوكان به دنيا آمد زماني كه پنج سال بيشتر نداشت پدرش را از دست داد. زندگي را با درد و رنج گذراند و عمري را در شهرهاي كردنشين ايران و عراق سپري كرد و از پدر دنياي پراز فراز و نشيب سخت و پرمشقت را به ارث برد

ترانه‌هاي حسن زيرك در دوران پيري بدون گروه موسيقي و تكنيسين صدا و نور و بدون مونتاژ و كارگرداني و تنها با سازهاي ساده آن زمان طنين‌اندازند در حالي كه ترانه‌هاي امروزي با همه امكانات موجود تنها يك سال بيشتر دوام نمي‌آورند و فراموش مي‌شوند. حسن زيرك در زمينه هنر و اصالت كارش در خدمت به مردم و وطنش هيچ نمونه و نظيري ندارد.پديده موسيقي كردي، زبان گوياي عاشقان صداي زلال و زيباي شمشال و نم‌نم باران، تصوير بچه‌‌آهوي گرميان، آينه دست جوانان اردلان موكريان است. حسن زيرك نابغه گرچه از تحصيل و الفبايي زبان شيرينش محروم شده بود اما يكه‌تاز فرهنگ و زبان كردي شده و بسياري از واژگان و اصطلاحات زبان‌هاي ديگر را چون رشته‌يي مرواريد درآورد.

استاد زيرك شنونده‌يي بسيار توانا و نادر بود و از فولكلور و ميراث اقوام ديگر نيز بهره برده است. از هنر ملل و اقوام ديگر استفاده كرده است؛ هنر كردي را به كمك آنها غني‌تر كرده و همچنين از اين راه سبب شادي و لذت شنوندگان موسيقي فارسي و تركي نيز شد. مدت زيادي در بخش كردي راديو بغداد عراق همكاري كرد. از سال 1337 كه بخش راديو كردي ايران در تهران براي اولين بار افتتاح شد همكاري خود را با اين مركز آغاز كرد.حسن زيرك در راديو كردي تهران فعاليت داشت با خانم مديا زندي، گوينده بخش كردي ازدواج كرد كه حاصل آن ازدواج دو دختر به نام‌هاي مهتاب و (آرزو) مهناز (دساكار) بود كه چند ترانه را براي فرزندانش اجرا كرده است

زندگي حسن زيرك هميشه با كوچ و آوارگي براي كسب و درآمد همراه بود. استاد شهرام ناظري هنرمند بلندآوازه موسيقي سنتي ايران در خصوص صداي حسن زيرك چنين اظهار داشته: در خصوص مرحوم حسن زيرك در مجموع فقط مي‌توانم بگويم يك انسان نابغه به معناي واقعي بود يعني همان لحظه كه وارد اركستر را ديو مي‌شد و به اتاق ضبط مي‌رفت في‌البداهه شعر مي‌سرود، آهنگ مي‌ساخت و آن را مي‌خواند كه تاكنون چنين موردي در موسيقي سابقه نداشته است. در چهارم تير سال 1351 در بيمارستان بوكان از دنيا مي‌رود و در بالاي كوه ناله شكنه كه از خوش آب و هواترين مناطق شهر بوكان است به خاك سپرده و بوكان به شهر حسن زيرك معروف مي‌شود.

...............

منبع؛ روزنامه اعتماد

جنبش پیشواز مرگ بر آمریکا آغاز شد

 به مناسبت این یوم الله از همه امت حزب الله دعوت می شود تا با پیوستن به این جنبش همگانی، انزجار خود را از رژیم مستبد، مستکبر و خونخوار آمریکا اعلام نمایند.

در آستانه 13 آبان، روز ملی مبارزه با استکبار، سایت فرهنگ نیوز جنبش رسانه ای پیشواز مرگ بر آمریکا را آغاز نمود. به مناسبت این یوم الله از همه امت حزب الله دعوت می شود تا با پیوستن به این جنبش همگانی، انزجار خود را از رژیم مستبد، مستکبر و خونخوار آمریکا اعلام نمایند.

 

در روزهای اخیر انتشار اخباری از جمله

"نظرسنجی برای رابطه با آمریکا" و "

درخواست حذف مراسم 13 آبان و عدم شرکت

دولتمردان در مراسمات این روز" توسط برخی

روشنفکر نمایان، موجبات خوشحالی دشمنان

همیشگی ملت ایران را فراهم آورده است.

به مناسبت این یوم الله از همه امت حزب الله دعوت می شود

تا با پیوستن به این جنبش همگانی، انزجار خود را

از رژیم مستبد، مستکبر و خونخوار آمریکا اعلام نمایند.

لازم به ذکر است رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص شعار

«مرگ بر آمریکا» فرموده اند: «دولت آمريكا در هيچ كشورى،

ميان هيچ ملتى، يك وجهه‌ى عمومى ندارد. «مرگ بر آمريكا»

ديگر جزو شعارهاى اختصاصى ملت ايران نيست؛ در بسيارى

از كشورها گفته ميشود».

(بیانات رهبر انقلاب در دیدار اساتید دانشگاه‌ها 1391/5/22)

علاقمندان جهت شرکت در این حرکت مردمی می توانند

با تنظیم آهنگ پیشواز سرود

«آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو...»

بر روی تلفن همراه خود به این جنبش بپیوندند.

* کد پیشواز مشترکان همراه اول: 

- جهت فعال سازی:  ارسال کد 32774

از طریق پیامک به شماره 8989 

- جهت تغییر پیشواز:  ارسال کد

 32774 به شماره 8989

- شما در عین حال می توانید از طریق شماره گیری

  #22*111* و وراد کردن کد آهنگ (32774)

از این سرویس بهره مند شوید.

آمریکا ننگ به نیرنگ تو همراه اول | دانلود فایل

* کد پیشواز مشترکان ایرانسل:

-  جهت فعال سازی:  ارسال کد  441629

از طریق پیامک به شماره 7575

-  جهت تغییر پیشواز: کد #441629*کدآهنگ موجود

*6*777*  را شماره گیری نمایید

           آمریکا ننگ به نیرنگ تو ایرانسل 

 از کلیه مسئولین و فعالان رسانه ای دعوت می نماید تا با پیوستن

به این طرح انزجار خود را از استکبار جهانی به

سردمداری "شیطان بزرگ"، آمریکا به نمایش بگذارند.

همچنین از رسانه ها دعوت می شود با انتشار این فراخوان،

از جنبش پیشواز مرگ بر آمریکا حمایت نمایند.

شُعار مرگ بر آمریکا آری یا نه!؟

شُعار مرگ بر آمریکا آری یا نه!؟

 خطری که کشور و مردم این سرزمین را به شدت تهدید می‌کند، فراتر از این ظاهر شعاری این جمله است و آن همانا در حد شعار ماندن این دست آورد عظیم انقلاب است.

شُعار مرگ بر آمریکا آری یا نه!؟


یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آن‌را به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، رفته رفته این شعار، پایگاه مردمی خود را در معرض خطری بزرگ می‌یابد البته این خطر نه از باب کنار گذاشته شدن این شعار از جانب مردم است- چرا که همچنان در بسیاری از گردهم ایی‌های مردمی ملاحظه می‌شود که این جمله در رأس نگاه استکبار ستیزی مردم قرار دارد- بلکه خطری که کشور و مردم این سرزمین را به شدت تهدید می‌کند فراتر از این ظاهر شعاری این جمله است و آن همانا در حد شعار ماندن این دست آورد عظیم انقلاب است.

چند سالی است که از گوشه و کنار، حرف‌هایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش می‌رسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری می‌گذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.

البته این موضوع اگر برخاسته از نهاد اجتماع بوده و خواست اکثریت مردم باشد نمی‌توان بر روی آن سر پوش گذاشت بلکه باید بررسی نمود که چرا در جامعه ای که شعار اصلی آن «مرگ بر آمریکاست» در انتخابات دولت آن باید نامزدهای مورد نظر مردم برای رای آوردن به اموری متوسل شوند که به حسب ظاهر با این شعارها منافات داشته و بر خلاف آرمان‌های انقلاب به شمار می‌رود.

اما نکته مهم و قابل تأمل اینجاست که آنچه که در زمان تولد انقلاب به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و با کمک دیگر علما و شاگردان حضرت امام اتفاق افتاد این بود:

این بزرگواران در طول ۱۵ سال زمان نهضت به تبیین و تعلیم اصول و پایه های اسلامی انقلاب پرداختند و سایر مُبَلغّان، این امور را در مساجد و بر روی منبر برای مردم شرح و تفصیل داده و مردم را به سوی این آرمان‌ها و ارزش‌ها رهنمون ساختند. آنگاه در این میان، این مردم بودند که با درک و فهم از این مبانی، به پا خواسته و شعارشان شد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر استکبار».

اما در زمان حال اگر بخواهیم همان ارزش‌ها را زنده نگه داریم باید آنچه که رهبری این انقلاب در قالب توصیه می‌فرماید را مُتولیان امر تعلیم و تدلیل در قالب‌های مختلف- اعم از هنری و علمی و سیاسی- برای مردم تبیین و روشن سازند تا مردم خود به اینجا برسند که باید از خوی استکبار تَبَری بجویند.

آنگاه این شعار از پوست بدر می‌آید و مانند ابتدای انقلاب علاوه بر زبانِ مردم بر جانِ ایشان نیز جاری خواهد بود.

اگر امروزه این شعار بر زبان‌ها و رسانه‌ها جاری و ساری است، اما آنچه در زندگی مردم جریان دارد استحاله و فرورفتگی در زندگی غربی است، ریشه آن‌را باید در عدم تبیین و تعلیم این شعار و مبانی آن برای عامه مردم، توسط دستگاه‌ها و افراد مسئول دانست.

شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دل‌ها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت می‌کشاند و ارزش‌های انسانی انسان را از او می‌گیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردم مصادیق خارجی آن‌را تشخیص داده و از آن تبری می‌نمایند و این همان راهی است که پیشوایان ما در صدر اسلام رفته‌اند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آن‌را داشته و دارند

نقد یا تخریب ، مساله اینست

نقد یا تخریب ، مساله اینست

پاسخی به کج فهمی ها و بد اخلاقی های رسانه ای

اول خواستیم جوابیه ای بنویسیم چون در کلامشان مرا با لفظ همکار خطاب کرده بودند ، اما همکاری و همراهی آنهم در شغل مقدسی چون خبرنگاری هیچ توهین و غرض ورزی را بر نمی تابد.با دوستان و مطلعان از احوال مشورت کردم از ماهیت و نوع جوازشان پرسیدم رئیس اداره ارشاد شهرستان بر غیر قانونی بودن فعالیت این سایت صحه گذاشت. رضا عباسی در پاسخ به سوال ما گفت : در مورد ماهیت و نوع فعالیت این سایت دو بار از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی استعلام صورت گرفته و هر دو بار با صراحت به این اداره اعلام شده که این سایت فاقد هرگونه مجوزی از دستگاهها و وزارت مربوطه است.به خود آمدیم و به سراغ قانون مطبوعات رفتیم .یک بار دیگر ماده 23 این قانون را با دقت مطالعه کردیم " هرگاه درمطبوعات مطالبي مشتمل بر توهين يا افترا، ياخلاف واقع ويا انتقاد نسبت به شخص (اعم از حقيقي ياحقوقي) مشاهده شود،... به شرط آنكه جواب از دوبرابر اصل تجاوز نكند و متضمن توهين و افترا به كسي نباشد".

سطر آغازین ماده به مطبوعات اشاره دارد به گزارش تابناک تیر ماه سال گذشته مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت ارشاد گفته بود: کلیه پایگاه‌های خبری اینترنتی برای ادامه فعالیت خود باید مطابق با قانون مطبوعات و بهره‌مندی از شمول این قانون تا پایان شهریور ماه سال 91 با مراجعه به اداراه امتیازات اداره کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی نسبت به تشکیل پرونده و درخواست صدور مجوز از هیئت نظارت اقدام کنند.
پدارم پاک‌آئین با اشاره به این موضوع که مبنای این فراخوان تبصره 3 ماده یک قانون مطبوعات است و این تبصره در سال 1379 به قانون مطبوعات الحاق شده و تصریح دارد کلیه نشریات الکترونیکی مشمول مواد این قانون است.
مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت ارشاد اضافه کرده بود که از نظر ما پایگاه‌های اینترنتی که در زمینه انتشار خبر، تحلیل، مصاحبه و گزارش و همچنین در قالب نوشتار، صدا و تصویر به طور مستمر فعالیت می‌کنند ذیل تعریف قانون گذار از نشریه الکترونیک قرار می‌گیرند. وی در ادامه با اشاره به برخورد با سایت‌های خبری که مجوز ندارند، تاکید کرده بود: اگر بخواهیم قانون مطبوعات را ملاک قرار دهیم، بند الف ماده 7 قانون مطبوعات صراحتا می‌گوید که انتشار نشریه‌ای که پروانه و مجوز ندارد و یا اینکه پروانه آن لغو گردیده ممنوع است..

همانگونه که اشاره شد شکلگیری مطبوعات طبق نظامات حاکم در مملکت ما متضمن وجود شرایطی است که متاسفانه سایت زریان با غالب این قوانین بیگانه است و شوربختانه مدیریت این سایت  از این خلاء نظارتی سوء استفاده می نماید.پس در تقصیم بندی که در مصاحبه ای که اصطلاحاً آقای سردبیر با خودش ترتیب داده بود نمی گنجد. بر همگان روشن است که سایت شخصی محسوب نمی شود. به علت عدم صدور مجوز از مراجع ذیصلاح ؛ در زمره سایت های خبری و خبرگزاری هم نیست.شاید سایت تجاری باشد. افترا و توهین و خصم متاعیست که این سایت به خلق الله می فروشد . مع الوصف روزنه ای است برای حال گیری و غرض ورزی.از این رو همچنین موجود بی اصل و ریشه ای را نمی توان رسانه نامید.بلکه به قول معروف همان "سایتک" هم از سرش زیاد است.اینجاست که فلسفه استعمال این واژه خود ساخته عیان و کارکرد مثبت این نام هویدا می شود.بحق نهادن نام رسانه بر این "سایتک" خیانت به کسانی است که در راه اعتلای فرهنگ و اهتزاز پرچم عدالت و انصاف در سنگر خبرنگاری مجاهدانه می کوشند.ناگفته پیداست و بر همگان مبرهن از لحظات آغازین فعالیت این "سایتک" حتی یک بار نشد از عملکرد مسوولان تقدیر شود و یا در کنار بیان معایب گوشه ای از فعالیت های مثبت آنها بر مخاطبان عرضه گردد.همیشه به دنبال بزرگنمایی و انعکاس مسائل و مطالب غیر واقع و شایعات و دروغ هایی بوده اند که ثمره ای جز افزایش آمار بازدیدکنندگان سایت در بر نداشته است براستی افزایش آمار بازدیدکننده به چه قیمتی؟؟.بجاست به این دوستان عزیزتر از جان متذکر شویم که انتقاد با تحقیر و تخریب متفاوت است اما متاسفانه غالب مطالبی که بر خروجی این "سایتک" قرار می گیرد مشتمل بر موضوعات تحقیر گونه و تخریبی هستند نه انتقادی.!!

کارشناسان امر روشهای انتقاد و بیان نواقص را به  بر سه قسم تقسیم بندی کرده اند.

انتقاد سازند : که در بسیاری از موارد می تواند جنبه سازنده و مثبت داشته باشد. در این نوع انتقاد اگر لحن نقاد دوستانه باشد بیشتر مؤثر واقع خواهد شد و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود.

انتقاد غیر مستقیم : انتقاد می تواند به صورت غیر مستقیم بیان شود. "به در می گویند تا دیوار بشنود"مثال متداولی است که برای بیان این موضوع در فرهنگ ما وجود دارد .این نوع انتقاد در فرهنگ اسلامی ما مورد پسند و و مقبول است امام علی (ع) در این باره می فرمایند : نصیحت و خیر خواهی آشکارا و علنی نوعی سرکوب به شمار می رود.

انتقاد تهاجمی و صریح: رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوشایند نیست.بخصوص اگر ناپخته بیان شود.این نوع نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضعی تدافعی قرار می دهد.

بعد از بیان انواع انتقاد طرح این مسأله ضروری می نماید آنهم اینکه متاسفانه روش دوستان زریانی نه تنها در هیچ یک از اقسام این تقسیم بندی نمی گنجد ؛ بلکه با نگرشی خوشبینانه به وقایع اخیر و مطالب منتشر شده از این سایت باز نمی توان عملکرد این دوستان را در کلام و پیام نقادان جا داد.آنچه که اینجا محرز می گردد اینست که مدیر و گردانندگان این "سایتک" بیشتر به دنبال پاچه گیری ، عقده گشایی و تصویه حسابهای شخصی هستند تا بیان مشکلات و معضلات شهری و نقایص گفتار و کردار دیگران.

محض اطلاع دوستان حضرت امام علی (ع) می فرمایند : بدترین مردم کسی است که مردم را غل و غش می کند.

مقام معظم رهبری هم در این باره می فرمایند: دشمن سه هدف مرحله یی و مقطعی را تعقیب می کند : اول عبارت است از تخریب وحدت ملی… دوم : تخریب ایمان و باورهای کارساز در دل مردم… سوم : تخریب روح امید و تخریب آینده در ذهن مردم… اسم این تخریبها را هم (اصلاح) می گذارند.

امام خمینی (ره)، با تمام توان در برابر این سه هدف ویرانگر دشمن ایستاد و دیگران را نیز به ایستادگی فرا خواند. ایشان، در مقام بیان فرهنگ نقد، همواره به این نکته اشاره داشت که انتقادها نباید مردم را سست و دلسرد کند و آنان را نسبت به نظام و مسؤولان آن بدبین و بی اعتماد گرداند:

ما امروز احتیاج به این داریم که این ملت را امیدوار کنیم و دلگرم… نباید این مردم را سست شان کنیم… باید همه کوشش کنیم که امید ایجاد کنیم.

امام به روزنامه نگاران و اهل قلم، این نکته را از روی خیرخواهی یادآور شدند: تلاش و همت شما این نباشد که درشت بنویسید, بلکه بکوشید که درست بنویسید.

امیدواریم دوستان زریانی ما هرچه زودتر در عملکرد خود تجدید نظر کنند تا خدای ناکرده ناخواسته مجری بی جیره و مواجب اوامر و نقشه های پلید دشمن نباشند.

در آخر به این نکته بسنده می کنیم و به گردانندگان این "سایتک" متذکر می شویم دوستان ، ما در جامعه ای دینی زندگی می کنیم روح حاکم بر جامعه دینی, روح برادری و حرمت و آبرومندی است. در چنین اجتماعی همگان درحفظ و پاسداشت، آبرو و شرف یکدیگر می کوشند، آبرو و شرف فردی و اجتماعی افراد در امان است. آنچه به شخصیت شهروندان صدمه می زند و بی حرمتی به شمار می رود، در جامعه دینی وجود ندارد. در پیدا و پنهان، حریمهای قانونی و ایمانی مؤمنان محترم شمرده می شود. این اصل اصیل می طلبد که انتقادها هم، در چنین فضایی به گونه ای باشد که آبروی کسی زیر سؤال نرود، موقعیت مدیر و مسؤولی به ناحق دچار تزلزل نگردد. شایسته است شیوه و روش برخورد با کاستیها و کژیها، به گونه ای گزینش شود که ناسازگاری با این اصل اساسی، نداشته باشد.

عاجزانه از خداوند متعال خواستاریم این توان را به ما ببخشد که در کنار یکدیگر در کمال احترام و با منشی برگرفته از اسلام ناب محمدی(ص) با همنوعان و همکاران و منتقدان خود مراوده کنیم و بجای بزرگنمایی عیوب و در بوق و کرنا کردن نواقص همدیگر به هم کمک کنیم تا عیب هایمان هر روز کمتر و کمرنگ تر شوند. انشاالله.

دیدار رهبری با دانشجویان

مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان

آرمانگرایی بدون دیدن واقعیتها به توهم خواهد انجامید



برای دیدن متن کامل فرمایشات رهبری در جمع دانشجویان روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه نوشته

دوران اسلام گرایی به پایان رسیده! / لبیک یا مشایی!

ادامه مطلب را بخوانید

ادامه نوشته

نوروز در مناطق کردنشین

دادگران بوکان : برای من نوروز یادآور سالهای قدیم است. زمانی که دختر خانم های همسایه  برایمان تخم مرغ رنگ کرده می آوردند در حالیکه روی آن را با یک پارچه ی رنگی پوشانده بودند و دیگر اینکه آتش بازی می کردیم  و از نگاه کردن به شعله های آتش لذت می بردیم .هه لاوه مه لاوه , یادش بخیر . راستش را بخواهید نوروز آن روزها چیز دیگری بود.بگذریم ...

نوروز از کجا آمده است ؟!

 افسانه یا اسطوره ی ضحاک را می دانیم: ضحاک پنجمین شاه پیشدادی شاه جمشید  را با اره  بکشت و براریکه نشست و دو مار بر دوش او چنبره زده و طلب مغز آدمیان کرده و نزدیک بود که نسل ابناء بشر منقرض شود ولی کاوه ی آهنگر که پسرانش  را کشته و فدای مارهای شیطانی ضحاک کرده بودند  با فریدون که پدرش نیز  به سرنوشت پسران کاوه دچار شده بود قیام کرده و ضحاک را بکشتند و فریدون بر تخت نشست وشاه ایران زمین گردید.این واقعه در نوروز اتفاق افتاد .البته ابوریحان  بیرونی در آثار الباقیه می گوید : در روزگار تهمورس مندائی  نوروز آشکار شد و چون جمشید  به پادشاهی رسید  دین خود را تجدید کرد.در روز پنجم  نور ز شکر پدید آمد و مردم به جهت تبریک به یکدیگر هدیه فرستادند . . . و ششم فروردین نوروز بزرگ است . . .

بلعمی در ترجمه ی تاریخ طبری تالیف ابوجعفر محمد بن جریربن یزید طبری می نویسد : . . . روز هرمزد بود از ماه فروردین ،پس از آن رو ز  را نور وز نام کرده ،تا اکنون سنت است .

نوروز و بازگشت ارواح به دنیای زندگان طبق آموزه های باستانی

 آریاییان قدیم به ارواح نیاکان و در گذشتگان  خود احترامی خاص قائل می شدند . . .مرده پس از مرگ احترامش همچنان با نیرو و قدرت محفوظ می ماند.بازماندگان معتقد بودند که روحش پس از مرگ مانند گذشته حاضر  وناظر است . . . ایرانیان قدیم حتی پیش از زمان زردشت معتقد بودند که فره وهرها یا ارواح در گذشتگان  آنها در روزهای پایان هر سال به خانه و کاشانه ی خود و به میان فرزندان و نوادگانشان باز می گردند  و مدتی را با آنان می گذرانند .در اوستا فروردین یشت  کرده ی ۱۳ در این باره چنین آمده است :فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که هنگام همستپدمدم از آرامگاههای خود بیرون شتابند  در مدت ده شب پی در پی اینجا  برای آگاهی  یافتن به سر برند.واژه ی اوستایی  همسپتمدم نام ششمین  گاهنبار سال است .

نوروز در داستانهای کردی

 چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح «کی مورس» نامی از نژاد کرد پیدا شد و از همان ابتدای کار اهریمن نامی با وی  به دشمنی برخاست ،کی مورس (که ی مورس – کردی) در کوهستانهای رواندز با اهریمن به جنگ پرداخت  و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن  و کشتن اهریمن  بر ستیغ کوهها و بالای تپه ها  و گردنه ها برجهایی از آتش  برافروزند  تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد و هم فرمانی بر بازگشت  سپاه از  جبهه ها به نزد وی. سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه  کی مورس  پایان  یافت آتشها بر بالای  کوهها زبانه  کشید و با تابش  شعله های پیروزی  حق بر باطل و شکست  اهریمن  به آگاهی عامه رسید  روز پیروزی  بر دشمن ده روز  پیش از موقع نوروز  کنونی بود کی مورس  فرمان داد  نه تنها آن روز بلکه ۹ شبانه  روز پس از از آن را همراه با افروختن آتش مراسم جشن و سرور بگذرانند.سپاهیان پیروز در اجرای این  دستور  مدت نه روز را در کوهساران و چمنزارها بر فراز تپه ها  و در دامن دشت ها پای کوبان  و شادی کنان در مراسم وِیژه ی «جه ژنی ۹ روژ»گذراندند.چهارصد سال پس از کی مورس  ضحاک نامی با سپاه  عظیم  خود  از اورشلیم به سوی کردستان  روی آورد و این سرزمین را اشغال کرد .. ضحاک دو مار داشت  که آنها را می پرستید و به مردم نیز دستور داد  که در مقام پرستش  مارها ی وی برآیند . . .  سرانجام کاوه ی آهنگر پیدا شد . . .  پیوسته درباره ظلم و زور ضحاک و راه مبارزه با آن می اندیشید . . .  این بود که در سپیده دم جشن «۹ روز» که برابر است با بیست و یکم ماه آدار (مارچ) به همدستی یارانش به سوی مرکز ستمگری ضحاک یورش برد . . . با چکش بر فرق ضحاک نواخت  و او را نقش بر زمین ساخت . . . بدین ترتیب جلوه جاودانی . خاطره شکوهمند نوروز که زمینه اصلی آن از دوره کی مورس (کیومرث- فارسی)بودد بر صفحه روزگار نقش بست.

منشا پیدایش نوروز در ادبیات فارسی و کردی

 در غالب داستانهای مربوط به پیدایش نوروز از جمشید پادشاه مشهور پیشدادی به عنوان بنیان گذار این جشن یاد گردیده است جز اینکه خیام در «نوروز نامه» پیدایش نوروز را از زمان کیومرث  می داند و سخنی از ابوریحان نیز همین عقیده را تایید می کند .در واقع گفته های این دو دانشمند شاهد و تاییدی است بر داستان قدیمی کردی که به موجب آن پیدایش نوروز و زمینه اصلی این جشن مربوط به زمان کیومرث است.

تفاوت عرفی برخی از آداب نوروزی در مناطق غربی و مرکزی ایران

 کردها در روز ۲۱ مارچ  یا روز اول فروردین آتش می افروزند و برگرد آن به شادمانی و سماع و رقص می پردازند گرچه شب قبل را هم آتش افروخته اند و به آن «ئاگری ئیواره نه وروز» یا آتش شب نوروز می گویند .ایرانیان مرکزی  تنها بر افروختن آتش در شب عید نوروز اکتفا می کنند .البته آنها سفره ی هفت سین که از ۷ صنف خوراکی و غیرخوراکی تشکیل شده است در خانه می گسترانند و تا پایان مراسم  عید این سفره همچنان گسترده است و آنرا نماد خیر و برکت و تندرستی می دانند در مناطق غربی ایران این سفره مرسوم نیست ولی تنها به پختن سمنو (سه مه نی – کردی) و رنگ آمیزی تخم مرغ و پختن اقسامی از کلوچه و شیرینی می پردازند.

پیش درآمدهای نوروزی

 علاوه برخانه تکانی و نظافت و پیراستگی منزل و اثاث خانه و لباسها و دور ریختن کوزه ها و لوازم شکسته و غیرقابل مصرف به امور دیگری نیز می پردازند از جمله پرداخت عیدی (جه ژنانه – کردی) به افرادی که متصدی امور عام و اجتماعی هستند در گذشته شامل دلاک ،سمانی – حمامچی – باغبان – میرآب و . . .  می شد.    چهارشنبه سوری – کوله چوارشه مه

ایرانیان آخرین چهارشنبه سال را که نحس ترین روز سال می دانند به این نام می خوانند .البته کردها علاوه بر چهارشنبه سوری آخر سال شمسی ،یک چهارشنبه بدیمن دیگر که در آخر ماه صفر ،که یکی از ماههای حرام در شریعت اسلام است نیز دارند و به آن (کوله چوارشه مه – کردی )می گویند و آن را یک روز بدیمن و بدفال می دانند .در این روز معمولاً به سفر نمی رفتند ،معاملات را تعلیق کرده و به روز دیگری موکول می کردند از خرج کردن پول و رفتن یه سرکار و مغازه هایشان خودداری می کردند و البته برای رفع چشم زخم اسپند دود می کردند .و به زیارت اهل قبور و اماکن متبرکه که به آنها «پیر» می گویند می رفتند  و برای طلب شفا دعا می کردند.در این روز نحس شکستن کوزه های سفالی به نیت رفع شومی و نحوست باب بوده است.

 در این روز مردم دسته دسته به بیرون از  خانه وشهر می رفتند ، برخی از زنها قیچی هایی همراه می بردند و از موی سر بچه های خود چند تار قیچی می کردند و دور می اندازند و به این ترتیب دردها و ناراحتی های آنان را به دست نسیم و باد و امواج رودخانه ها می سپارند .خود نیز همراه برگشتن ۴ عدد سنگریزه جمع کرده و در حال حرکت  انها را از روی شانه های خود به پشت سر پرتاب می کنند و بدین طریق افسردگی های دل را در دامن دشت و صحرا به جای می گذارند .معمولا در نقاط  مختلف کردستان ،خاکستر آتش چهارشنبه سوری را به خارج از محیط خانه می ریزند . . . کسیکه این خاکستر را از خانه بیرون می برد چه هنگام رفتن و چه موقع برگشتن نباید به پشت سر خود  بنگر دیا با کسی گفتگو کند .

بدین ترتیب برگزاری مراسم چهارشنبه سوری یا کوله چوارشه مه درواقع مقدمه ای برای آتش نوروز است.

آتش یا «ئاگر »نوروز

 آتش از گذشته های بسیار دور مورد توجه خاص کلیه ی ملل روی زمین بوده و یکی از ارکان مهم زندگی بشر به شمار می رفته است.آتش یک نوع وسیله ارتباط جمعی یا مخابراتی در قدیم بوده است .بوسیله ی آن از اخبار مهم اطلاع حاصل می کردند .احترام به آتش یکی از وظایف مهم ایرانیان قدیم به شمار می رفته است. آتش یکی از عناصر چهارگانه طبیعی مورد احترام  زرتشتیان نیز بوده است .ئاگر یک کلمه ی «مادی»است که زبان کردی یعنی خلف انکار ناپذیر زبان مادی آنرا مانند بسیاری از کلمات زبانهای باستانی ایرانی به صورت دیرین  خود نگاه داشته است.

حلول نوروز و تغییرات جوی

بر لشکر زمستان نوروز نامدار         کرده است عزم تاختن و قصد کار زار

این باغ و راغ ملکت نوروز ماه شد        این کوه و کوهپایه و این جوی و جویبار

(منوچهری)

 شکوه،عظمت ،زیبایی و نشاطی که از این مراسم  شهود است همه چیز را جز یاد نوروز ،از یاد می برد .

نوروز در کشور ایران مبنای تغییر فصل و آغاز سال جدید بر اساس تقویم جلالی با تقویم خورشیدی است.مبنای این تغییر سال ،هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه زادگاه او به شهر مدینه پایتخت اداری مسلمانان در سال ۶۲۳ میلادی است.این تقویم در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به دستور رضا شاه  وارد فرهنگ اجتماعی و سیاسی ایرانیان گردید .قبل از آن روز شمار ایرانیان طبق تقویم قمری حساب می شد.البیته مردمان بسیاری از کهنسالان  کرد زبان و  دیگر ایرانیان هنوز گاهشمار  خود را بر مبنای دو تقویم  قمری و شمسی انجام می دهند و آنها هم حساب روزها بر اساس برج شمسی را در دست دارند وهم روزها برحسب ماه قمری .البته کرد زبانان در  عراق و ترکیه و فارس زبانان در تاجیکستان  گاهشمار خود را بر طبق تقویم میلادی تنظیم می کنند که انهم یک تقویم بر حسب سال خورشیدی است  و آغاز آن از یازدهم دی ماه هر سال می باشد.

نوروز روز اول برج حمل  یا گوسفند  که بر اساس برج دوازده گانه ی حیوانی نام گذاری  شده اتفاق می افتد ،برج حمل یا فروردین ماه اول بهار است و در ابتدای این ماه زاویه ی  تابش خورشید به زمین تغییر می کند و این تغییر باعث گرم شده هوا و زنده شدن طبیعت در پس سرمای چند ماهه  زمستان و پاییز می شود. . . . روزها بلند شده و شب ها کوتاه تر می گردد.

مراسم نوروزی

 بچه ها از آتش بازی و صدای ترق و تروق انفجار مواد آتش زا لذت می برند و بزرگسالان هم در این آتش بازی مشارکت می کنند .فارغ از خطرات ناشی از این مراسم و استفاده از مواد آتش.

صدای انفجار این مواد آتش زا با طنین شادی و غریو بچه ها و بزرگسالان به همراه نوای دهل و سرنای چاووشی که در کنار کومه های بزرگ آتش برگزار می شد اوج هیجان و لذت مردمان  این سرزمین پهناور را در استقبال بهار نشان می داد.

بازی های نوروزی

1) آویختن شال از روزنه ها و بام ها

شال کمر را که در بخش پوشاک شرح دادیم چند تن از جوانان که تشکیل دسته ای می دادند و از هر دسته یک نفر از کمر می گشود ،از روزنه ی پشت بام ها به پایین آویزان می کردند و با صدای بلند می گفتند هه لاوه ،مه لاوه ،کورتان ببی به زاوا ،شتیکمان بو بخنه تاوا »یعنی هه لاوه ،ملاوه ،پسرتان داماد باد چیزی برای مادر لای شال بگذارید ! به هدایایی که در داخل شال می گذارند  «ناوشالانه» می گویند.

2) در نوعی دیگر از یک نوع زنبیل که از ترکه ی درخت بید بافته می شود و به آن «چه په ر»می گویند استفاده می شود و با رفتن به دم در خانه ی همسایه ها و دق الباب  و گفتن : هه ته ری و مه ته ری ،شتیکمان بو بخه نه ناو چه په ری . . . طلب هدیه می کردند.

3) کوسه برنشین (کوسه – کردی)و میر نوروزی (میر میرین -کردی) که بخش فکاهی نوروزی است به جهت خندان مردم در ایام نوروزی از دیربازان در میان این مردم رواج  داشته.

پایان مراسم نوروزی

 روز سیزدهم نوروز را سیزده به در (سیانزه به ده ر – کردی)می گویند .در این روز اگر هوا مساعدت  می کرد مردم با پختن دلمه که در دیگ های بزرگ بار می گذاشتند به همراهی تمام خانواده و فامیل و همسایه ها به یکی از تفریح گاههای خارج از شهر و روستاها می رفتند و به تفریح و شادمانی  و پایکوبی  می پرداختند .در غروب روز سیزده بدر همگی ۱۳ سنگریزه  را برمی داشتند و با گفتن این ورد :قه زاو به لای خوم و ئازیز و خوشه ویستم به م به ردانه وه بروا ! یعنی قضا و بلای خودم و عزیزان وفامیلم با این سنگ ها دفع شود! سپس سنگ ها را پشت سر خود پرت می کردند و با این عمل از خود دفع نحوست می کردند.

به یادی حه له بجه ی شه هید

با یادی حه له بجه ی شه هید له میشکماندا هه ل کولین

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

 

!!!!

 

فرصتی برای اشاعه نابرابری ها

بزودی...

خیانتی که امام خامنه ای به آن هشدار داد

 خیانتی که امام خامنه ای نسبت به آن هشدار داد
 
دادگران بوکان
 
رهبر انقلاب در واکنش به نامه نگاری های سران سه قوه با بیان اینکه من از رؤساى قوا حمایت کردم، باز هم حمایت میکنم اما به آنها هشدار میدهم، مراقب باشند، تاکید کردند: از امروز تا روز انتخابات، هر کسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده است.

اتفاقات چند روز پیش  مجلس و مسائل مطرح شده در حالی صورت می گیرد که چند ماه پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نسبت به بوجود آمدن چنین تنش آفرینی هایی هشدار داده و مسولان را از آن برحذر داشتنه بودند.

به همین مناسبت در ادامه به بازخوانی این بیانات تاریخی در این جلسه می پردازیم:‌

‌ «یکى از راهها، ایجاد وحدت است. اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، کشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤساى محترم هشدار میدهم. من از رؤساى قوا حمایت کردم، باز هم حمایت میکنم - مسئولند، باید کمکشان کرد - اما به آنها هشدار میدهم، مراقب باشند. نه اینکه این نامهنگارىها خیلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنویسند؛ کار خودشان را بکنند، اختلافات را به میان مردم نکشانند، چیزهاى جزئى را مایهى جنجال و هیاهو و استفادهى تبلیغاتى دشمن و خوراک تبلیغاتى رادیوهاى بیگانه و تلویزیونهاى بیگانه نکنند، صد تا نامه بنویسند؛ نامه اهمیتى ندارد. مهم این است که همهى ما بدانیم مسولیتی داریم، همهى ما بدانیم موقعیت حساسى داریم.»

در ادامه نیز ایشان تاکید کردند:«البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشکالى هم ندارد - دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گریبانگیرى، به مچگیرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهمیت ندارد. یک وقت یک چیزهاى مهمى است، خب مردم باید مطلع شوند؛ اما این اختلافاتى که انسان مىبیند بین این حضرات هست، چیزهائى نیست که اینقدر اهمیت داشته باشد که حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اینها را بزرگ کنیم، جلوى چشم مردم نگه داریم، به اینها اهمیت بدهیم؛ که اهمیتى هم ندارد. اختلافات را نباید علنى کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد. از امروز تا روز انتخابات، هر کسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده.»

طلوعی بی فرجام

تا ابد پا برجائیم

دادگران بوکان

خاطرات روزهای انقلاب برای ما که نسل های بعد انقلاب محسوب می شویم؛ جز چند سرود و مارش و تصاویر و فیلمهای سیاه و سفید از انبوه جمعیتی که مرگ را برای شاه می خواهند و به دار و دسته اش ننگ می فرستند؛ دود و صدای رگبار و گلوله باران تظاهرکنندگان و نواهایی که نوید آزادی و رهایی می دهند و خبر از پایان سخت ترین دوران مردمان سرزمین مهر را در خود دارند ، شاید چیزدیگری را در ذهن تداعی نکند.

اما آنانکه در همان فیلمهای سیاه و سفید فردا و خون سرخرنگ خود را فدای آزادی و سربلندی امروز ما کردند بسیار بهتر از ما می توانند گواهی دهند که حال هوای آنروزها چه بوده و چه بر سرشان آمده بود که آنگونه بی پروا " مرگ بر شاه و الله و اکبر " را از ته دل فریاد می زدند.

آنچه که امروز جای بیان دارد تکرار و تکرار و تکرار همه آن جسارتهای کم نظیر و شهامت های مثال زدنی مردمانی است که امروز در ظاهر جز چند عکس وسرود، اثر دیگری از آنها بر جای نمانده است.

آن آدمها ،صوای همه آن عکسها و آن شنیده ها و نادیده ها ما را میراثدار حرکتی کردند که بحق حفظ و حراست از آن منش جز به وسیله همجنسان و همرنگان آن مردمان آزاده آزادزی مقدور نیست و نخواهد بود.

ما در این روزها به پاس تلاش و جهاد آنان سی و چهارمین طلوع فجر انقلابمان را گرامی می داریم و ایران و جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و کمتر سربلند تر از همیشه غرق شادی و غرور است.

امروز پس از سی و چهار سال جنگ و تحریم و ناسزا شنیدن به کوری همه آنانکه چشم دیدن ما را ندارند پابرجا استاده ایم.ایستاده ایم و دلخوش به وعده حقیقی خداوندی ، پیروزمندانه تا ظهور ناجی نجوا کننده آزادی و احیا کننده فضایل انسانی پاسدار ارزشها و اعتقاداتی هستیم که برای حفظ آنها مثل همان روزهای اول انقلاب از نثار خونهای جاری در رگهایمان هیچ ابایی نداریم.باشد که نادانان بدانند باید تا ابد در حسرت به زانو در آمدن این ملت با صلابت در آتش کینه و خصم خود  بسوزند.

یادمان باشد که ما خون داده ایم

یک بیابان لاله مجنون داده ایم

یادمان باشد پیام آفتاب

دست نا اهلان نیفتد انقلاب

سکون بجای توسعه متوازن

توسعه نا متوازن

دکتر عثمانی نماینده مردم بوکان در دوره هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی با شعار توسعه متوازن و تلاش برای برطرف نمودن محرومیت و عدم تناسب آهنگ توسعه و پیشرفت و اختصاص اعتبارات به مناطق مختلف کشور علی الخصوص حوزه انتخابیه خود وارد گود انتخابات شدفارغ از بررسی های علمی و آماری برای میزان تحقق این شعار،ظواهر امر از مقبولیت شعار و هدف محوری عثمانی در میان انتخاب کنندگانش حکایت دارد.اما این تلاش و هدف بعد از پنجمین سال تصدی نمایندگی مردم بوکان هر روز بیشتر از پیش رنگ می بازد و رو به فراموشی است.

آنچه که امروز بر مردم بوکان پوشیده نیست تمایل بیش از حد و مثال زدنی منتخبشان برای اظهار نظر در مورد مسائل کلان مملکتی و به نقد کشیدن اقدامات و عملکرد دولت دهم بوده و بس، دستاوردی که از این رویکرد عاید مردم بوکان شده به اعتراف خود عثمانی چیزی جز توقف پروژه های عمرانی و شنیدن و تکرار مکرر صدای کلنگهایی است که در شهرهای همجوار بوکان بر زمین کوبانده می شود.

حدود دو سال پیش در مصاحبه ای اختصاصی در مورد چگونگی انتخاب مهاباد و میاندوآب به عنوان فرمانداری ویژه از ایشان پرسیدیم.وی ما را برای وصول پاسخ پرسش خویش به در خانه نمایندگان ادوار قبل راهنمایی کرد.

حال فارغ از همه گفتنی هایی که نه مجال طرحشان هست و نه تمایلی برای بیانشان، فقط به تکرار سئوال خود بسنده می کنیم که چرا دوباره فرمانداری شهر دیگری در مجاورت بوکان به فرمانداری ویژه ارتقا یافت؛در حالی که نماینده سقز تنها 6 ماه برای اخذ چنین پیشرفت قابل توجهی برای حوزه انتخابیه اش فرصت داشته است.

جناب دکتر صادقانه بگوییم شما طی این 5 سال جز قطار نام طرحها و پروژه های نخ نمایی چون سد سیمینه که به نوشته نشریه خودتان مفیدترین کاری که تاکنون از سوی پیمانکار آن صورت گرفته دپوی شن و ماسه است!!!

یا سیلوی 70 هزار تنی که بحق قربانی کم لطفی وساسی کاری و شاید کم کاری مسولان شهرمان شد تا اینکه در کل سیاست دولت در رابطه با سرمایه گذاری و احداث سیلوها تغییر کرد و احداث سیلو به انحصار بخش خصوصی در آمد.

با گذشت 5 سال از حوزه علمیه اهل سنت امام شافعی  که به گفته خودتان 3 میلیارد  تومان از  اعتبار اولیه اش را در همان سال نخست دوره اول نمایندگیتان اخذ کردید خبری نیست و نه ریالی از آن اعتبار کلان پیدا !!

در این میان آنچه که امسال مردم بوکان شاهد افتتاحش بودند حدود ششصد واحد مسکن مهر بود که حقیقتاً نتیجه ممارست نماینده دولت در شهرستان و اهتمام ویژه استانداری برای بهره برداری از این طرح در قالب پروژه های مهر ماندگار دولت احمدی نژاد بوده است.

نا گفته پیدا است که آنچه عیان است حاجتی به بیان ندارد و مردم دیار سرداران مکری خود بر همه این امور و اخبار واقفند و مطلع و نیازی به افشاگری و پرده دری نیست.دکتر عزیز اصل 84 قانون اساسی  به شما امکان اظهار نظر در مورد همه مسائل مملکت را داده است اما در ابتدای آن هم مسئولیتی به بزرگی تمام ملت را بر عهده شما نهاده است.در کمال احترام خواسته غالب شهروندان حوزه انتخابیه یتان سر لوحه قرار دادن همان شعار و هدف روزهای اول است، بوکانی ها انتظار دارند منتخبی که با شوق و شور  با آرای خود مسیر را برای راهیابیش به مجلس هموار کردند ،  انتظار دارند به جای اینکه از هم اکنون به فکر یارگیری و برنامه ریزی برای تسویه حسابهای حزبی و سیاسی در انتخابات پیش رو باشید، بیش از این رسالت و مسئولیت واقعی خود را فراموش نکنید و در این روزهای سخت اندکی هم برای خیل جوانان بیکار شهرتان دل بسوزانید.هرچند در تلاش و لیاقت شما برای الگو بودن جای هیچ شکی نیست.

جدای مجلس از ملت

 اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با "جدایی مجلس از ملت"!

دادگران بوکان به نقل از ندای ارومیــــه: نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی سکانس جدید "جدایی مجلس از ملت" را کلید زدند.

اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با

 آورده اند که،روزی مردی تکه ای نان خشک در دهان می مکید،مسکینی از راه رسید.
مسکین با مشاهده مرد راه شیون و زاری بر گفت.مرد پرسید:درویشا تو را چه شد.

که باره به شیون سیل از دیده گان جاری ساختی؟!
درویش گفت:چند روزیست که چیزی نخورده ام و زبان بر دهانم چسبیده است!
مرد با شنیدن این سرگذشت زانو به زانوان مسکین نهاد و خاک بر سر فرونشاند و تا میتوانست گریه کرد و شیون نمود تا جایی که صدای شیون های مسکین در برابر فریاد های مرد به گوش نرسید
.

رهگذری این حال بدید و چرایی احوال را جویا شد و چون از پیش آمد آگاه گشت،پس بخندید و گفت:این که گریه ندارد! تکه ای از نان خویش را به این درویش پشت به شکم چسبیده ببخش ! باشد که اندکی سیر گردد و ماجرا به خیر و خوشی به پایان رسد و رضایت پروردگار را به همراه داشته باشد!
مرد با شنیدن این پیشنهاد از جای برخواست، و سریعا اشک از چهره برگرفت و گفت:مرا ثواب همین قدر توان کرد. تا
آنجایی با این جماعت اشک بریزم و هم نوا گردم که کار به بر نان و نان بری نرسد.چون کار از هم صدایی و هم نوایی افزون گردد و صحبت از عمل به میان آید ما را با شما کاری نیست !

 
چند سطر بالا را که مشاهده نمودید،شده است اندر حکایت نمایندگان استان و ملت چشم به انتظاری که خود این نمایندگان را برگزیدند.
برخـــی از آقایان هم،تنها هم نوا با ملت فریاد میزنند و چون حرف از عمل به میان می آید،سریعا  خود را در پس دلایل  و مشغله های خویش پنهان می سازند.
همین چند وقت پیش،که تنور انتخابات مجلس شورای اسلامی گرم بود،تمام آقایان فریاد از دریاچه می کشیدند و شده بودند منتقد اصلی دولت ! و به مانند افراد حکایت نقل شده زانو در کنار ملت می نهادند و زاری میکردند و این روز ها که سخن از تکه نان به میان آمده است،پیدایشان نیست !
شین آباد را که خاطرتان است؟در همین حادثه جان سوز چقدر آقایان نماینده مانور تبلیغاتی دادند.چقدر گفتند که آقای وزیر را استیضاح میکنیم ؟
چند روز پیش که درکنار یکی از آقایان نماینده که در جریانات شین آباد گرد و خاک زیادی کرده بود،حضور داشتم،پی گیر اقدامات مجلس در خصوص شین آباد شدم ،وی تنها یک جمله پاسخ داد: "وزیر که تقصیری ندارد! حادثه بوده است،زیاد رویش مانور ندهید سیاسی می شود".
با شنیدن این جمله ،به یاد ساریا و سیران افتادم، به یاد مادران و پدران داغ دیده ! با خود گفتم:ساریا و سیران هم سیاسی شدند.

بله آقای نماینده! ممکن است که شین آباد از خاطر شما برود،اما  از یاد مادران داغ دیده  نخواهد رفت. میتوان تصور کرد که اگر این حادثه در نزدیکی های انتخابات رخ میداد چه واکنش های عجیبی را در انتظار خاطیان این امر بود.سخن شما متین ! وزیر محترم که نمیخواستند این حادثه رخ بدهد!مدیر آموزش و پرورش که نمیخواستند این اتفاق رخ بدهد اما خوب است بدانیم که استعفای این آقایان در واقع ابراز همدردی و ارزش دهی به این کودکان بیچاره بود.
چند وقت پیش بود که همین آقایان قسم نامه مجلس را هر چه رسا تر فریاد میزدند
! دوباره بخوانیم:


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم ."

وقتی قلمی می میرد

دادگران بوکان

بزرگ بود / و از اهالي امروز / و با تمام افق هاي باز نسبت داشت

خدایش بیامرزد

رمز جدید فتنه(پندار5)

آيا رمز آشوب فتنه جديد از كليدواژه "تقلب" به "انتخابات آزاد" تغيير كرده است؟

 دادگران بوکان

دادگران به نقل از باشگاه خبرنگارن :آيا از تكرار معنادار كليدواژه "انتخابات آزاد" از سوي چهره‌هاي خاص داخلي و دشمنان نشان‌دار خارج‌نشين نمي‌توان به اين نتيجه منطقي رسيد كه "رمز آشوب" فتنه آتي كه پيش‌تر دلسوزان نظام نسبت به وقوع آن در آستانه يازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري هشدار داده بودند از كليدواژه "تقلب" سال 88 به كليدواژه "انتخابات آزاد" براي انتخابات 92 تغيير كرده است؟ علت تكرار كليدواژه "انتخابات آزاد" توسط چهره‌ شاخصي مانند "هاشمي رفسنجاني" كه از ياران ديرين انقلاب محسوب مي‌شود، چيست؟!

ادامه نوشته

مکافات عمل

یکی مارا به راه خیر و دیگری از مسیر شر بر حذر می دارد.انگار مطبوعاتی ها این شهر هر راهی که تا کنون رفته اند به خطا بوده است و بس.

وقتی ریز پیاله صبر مسولان شهر خویش را می بینم مقصود همه این گفته ها را همچون نشان دادن در باغ سبز می یابم.از انتخاب مسیر پشیمان و از ملاحظه کاری های بی خاصیت ملول.این دوگانگی احساس مولود آئین مقبول و معمول آئینه شکستن در میان خواص و بالادستان شهرمان است.براستی این همه خط و نشان کشیدن ها از چه روست ؟

وای از انتخابات که هر وقت موعدش می رسد ؛ ما مقبول و متمتعان این وضع به واسطه رسانه ما مشهور.

خدا به داد ما و اهل رسانه این دیر برسد که هرچه داریم از لطف اوست و هرآنچه که نه. از بی خاصیتی خویش.

نقدي بر مصاحبه فرماندار بوکان با پايگاه تحليلی-خبری کاني پرس /دکترخدر فرجي راد (فرج کرده)

     

همه جاي ايران سراي ماست؛ قابل قبول نيست که بعضي مناطق از بعضي ديگر سرتر باشند!

دکتر خدر فرجی راد (فرج کرده)

     
     

اشاره نخست:
اصل 48 قانون اساسي جهموري اسلامي ايران: در بهره‏‌برداري‏ از منابع طبيعي‏ و استفاده‏ از درآمدهاي‏ ملي‏ در سطح‏ استان‌ها و توزيع فعاليت‌هاي‏ اقتصادي‏ ميان‏ استان‌ها و مناطق‏ مختلف‏ كشور، بايد تبعيض‏ در كار نباشد، به‏ طوري‏ كه‏ هر منطقه‏ فراخور نيازها و استعداد رشد خود، سرمايه‏ و امكانات‏ لازم‏ در دسترس‏ داشته‏ باشد.
‌قانون اجراي اصل چهل و هشتم  قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:
ماده واحده - دولت مکلف است تا دو سال پس از تصويب اين قانون و در اجراي اصل چهل و هشتم  قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران‌ به منظور:
1- رفع هرگونه تبعيض در استفاده مناطق (‌استان‌ها و شهرستان‌ها) مختلف کشور از منابع طبيعي و سرمايه‌هاي ملي؛
2- فراهم کردن زمينه رشد همه مناطق (‌استان‌ها و شهرستان‌ها) متناسب با استعدادها وبا حفظ رقابت سازنده؛
3- توزيع مناسب فعاليت‌هاي اقتصادي در مناطق (‌استان‌ها و شهرستان‌ها) مختلف کشور؛ و
4- استفاده بهينه از قابليت‌‌ها و مزيت‌هاي نسبي در راستاي نقش منطقه‌‌اي وبين‌المللي کشور.
با مطالعه و بررسي کارشناسي لازم و با ملاحظه ميزان سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده در سال‌هاي گذشته و شاخص‌هاي توسعه يافتگي مناطق (‌استان‌ها و‌ شهرستان‌ها)، طرح آمايش سرزمين (‌توزيع متناسب جمعيت و فعاليت‌هاي بخش‌هاي اقتصادي در فضاي ملي) را تهيه واقدامات قانوني لازم براي اجراي آن‌از آغاز سال 1383 را به‌عمل آورد.
‌قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز چهارشنبه مورخ بيست و چهارم مرداد ماه يکهزار و سيصد و هشتاد مجلس شوراي اسلامي ‌تصويب و در تاريخ يازدهم شهريورماه 1380 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.

ادامه نوشته

فعالیت جوانان خیر بوکان غیر قانونی است

فعالیت جوانان خیر غیر قانونی اعلام شد

ازدحام مردم جلو صندوق جوانان خیر بوکان

در پی هشدار بانک مرکزی مبنی بر

غیر قانونی بودن فعالیت موسسه جوانان خیر 

بوکانی ها و سپرده گذاران این صندوق جلو درب این قرض الحسنه تجمع و خواستار استرداد وجوه خود شدند.در این میان سایت رسمی این صندوق با اعلام اینکه کمافی السابق به 

فعالیت عادی خود

 ادامه خواهد داد از مردم خواسته شده مثل گذشته از این موسسه حمایت کنند!!!.

قابل توجه همشهریان عزیز 

نام این صندوق در ردیف موسسات دارای مجوز

از سوی بانک مرکزی موجود نمی باشد.  

خانواده شهدا دیگر چشم و چراغ ملت نیستند


خانواده شهدا دیگر چشم و چراغ ملت نیستند

دغدغه اصلی ما ترویج فرهنگ و شهادت نیست اکنون باید ضدفرهنگ ایجاد شده در زمینه ایثار و شهادت و دفاع‌مقدس را از بین برد. اکنون ضدفرهنگ در جامعه ایجاد شده وقتی كه صداوسیما برنامه‌ای در این جهت تهیه و پخش مي‌‌كند، نوجوان و جوانان نسل امروز کنترل را برمی‌دارند و کانال را عوض مي‌‌كنند. خوراک آنها تغییر پیدا کرده
علی کشوری تنها پسر شهید احمد کشوری با انتقاد از روش ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و برخورد مسئولان در سال‌های اخیر و با اشاره به تاکید امام راحل در خصوص خانواده شهدا مي‌گوید: خانواده شهدا انگار دیگر چشم و چراغ ملت نیستند.
شهریور1359 در آستانه شروع جنگ تحمیلی ازسوی عراق، خلبان احمد کشوری شاهد تولد فرزند خود بود. وی که ارادت خاصی به مولای متقیان امیرالمومنین(ع)داشت، او را علی نامید. علی تنها سه ماه از 32سال و 3 ماه زندگی خود را در کنار پدر بود که رفتن و شهادت پدر را با روح معصوم و پاک کودکانه خود احساس کرد و با اشك‌های خود او را بدرقه راه دوست کرد.
علی کشوری تنها فرزند پسر شهید احمد کشوری است. علی لیسانس تئاتر دارد و اکنون در شرف فارغ‌التحصیلی دوره کارشناسی‌ارشد در رشته سینماست در حالی که تنها یک کارمند ساده در بخش آرشیو شبکه خبر است. او ازدواج کرده و یک دختر دارد. علی کشوری به مناسبت سالروز شهادت پدر بعد از شش سال برای دومین‌بار مصاحبه کرد. گفت‌وگوی او با روزنامه تهران‌امروز بخشی از دغدغه های این فرزند شهید را بازگو مي‌‌كند.
فرزند شهید کشوری مي‌گوید: پدرم 16 آذر ماه به شهادت رسید و 18 آذر ماه 1359 پیکرمطهرش را به خاک سپردند و در تقویم دفاع‌مقدس این روز را به عنوان روز شهادت یاد کردند و لازم به ذکر است كه به مناسبت شهادت شهید احمد کشوری، 15 آذر به نام هوانیروز نامیده شده است.
اگر از علی بخواهی که کیف پول خود را نشان دهد خواهید دید که برچسب فرسوده‌ای از عکس پدر را مزین آن کرده است، وی در این باره گفت: هر عکسی از پدر را که همراه خود داشتم کسی می‌دید و طالب آن مي‌شد برای همین زمانی که این برچسب را با عکس پدر یافتم آن را در کیف گذاشتم. جز من کسی طالب این عکس نیست و فکر نمی‌کنم این را دیگر از دست بدهم. وی در ادامه افزود: یک آلبوم از عکس‌های کامل شهید کشوری به همت خانواده شهید تهیه شده که شامل تمام عکس‌های شهید احمد کشوری از ابتدا تا روز شهادت است حتی عکس پیکر نیمه سوخته او نیز در این آلبوم تعبیه شده است.
علی در مورد پدر گفت: از زمانی که خود را شناختم پدرم برای من مظهر و الگوی تمام عیار انسان واقعی بود چرا که هر آنچه مادرم از آموزه‌ها به من ياد می‌داد اشاره‌ای مستقیم به پدر داشت و تا همین حالا که 32 ساله هستم هم اشاره به سوی اوست. از شباهت‌های ظاهری تا رفتار و کردار با پدر مقایسه می‌شوم هر چند خود را قابل قیاس با پدر نمی‌دانم.
به راستی حضور یک پدر خیلی از جاها مي‌تواند دلگرمی باشد، من حضور پدرم را احساس نكردم و با توجه به اینکه پدر در ابتدای جنگ شهید شد، احمد کشوری برای کشور ایران مهم و در جنگ تاثیرگذار بود، من به داشتن چنین پدری افتخار مي‌‌كنم و این، ‌بار سنگیني از مسئولیت بر دوش من می‌گذارد. احساس مي‌‌كنم اینها خلأ فیزیکی پدرم را جبران مي‌‌كند.
کشوری رفت تا قلبش را به امام(ره) بدهد
فرزند شهید کشوری با بیان یک خاطره از شهید کشوری در مورد ارادتش به رهبری گفت: زمانی‌که امام(ره) در بیمارستان شهید رجایی بستری بودند از رادیو اعلام شد قلب امام(ره) ناراحت است و در بخش سی سی یو بستری است. علی کشوری از زبان مادر تعریف کرد: پدر پشت فرمان ماشین بود و به همراه مادر برای امری خارج از شهر رفته بودند، با شنیدن این خبر از رادیو پدر چند دقیقه‌ای توقف و به سمت منزل حرکت کرد. به خانه که رسید به مادرم گفت من مي‌روم تهران، دارم می‌روم تا قلبم را به امام(ره) بدهم. از کرمانشاه حرکت کرد و با لباس نظامی به بیمارستان رفت، کارت شناسایی خود را نشان داد و گفت تا امام(ره) خوب نشود اینجا می مانم. زمانی که بهبودي حال امام(ره) را اعلام کردند پدر به پایگاه شکاری باز گشت و آسوده خاطر شد.

وقتی که کشوری جانباز شد

سال 1358 عملیاتی در کردستان برای مقابله با کوموله‌ها صورت گرفت که طی آن شهید کشوری از ناحیه گردن و سینه دچار جراحت شد. علی گفت: هلی‌کوپتر پدر تیر باران مي‌شود و دو ترکش از بدنه هلی‌کوپتر به بدن پدر اصابت مي‌‌كند. یکی در ناحیه گردن جا مي‌گیرد و دیگری درکنار قلبش آرام می نشیند. پزشکان طی یک عمل جراحی ترکش گردن را خارج مي‌‌كنند اما اعلام مي‌‌كنند برای عمل قلب باید به خارج از کشور اعزام شود، پدرم با این امر موافقت نمي‌‌كند و مي‌گوید نمي‌توانم در این موقعیت مسئولیت و کشورم را رها کنم و از رفتن امتناع مي‌‌كند. احمد کشوری با ترکشی که بر سينه داشت جام شهادت را می‌نوشد.

لحظه شهادت شهید کشوری

علي با بیان اینکه کمک خلبان پدرش در این حادثه مجروح شده اما زنده مانده از زبان او گفت: آقای رحیم پزشكي آسیب شدید دیده است و به گفته او عملیات توسط جاسوسان لو رفته بود. در این نوع عملیات گروه تانک‌هایی که وارد کشور مي‌شدند را شناسایی می‌کردند و به اين ترتیب تا حدودی ازهجوم آنها جلوگیری مي‌شد. آن روز 4هلی‌کوپتر همزمان به پرواز در آمدند و با رسیدن به محل ماموریت شروع به زدن تانک‌های متجاوز کردند که دو هواپیمای میگ عراقی بالای سرشان حاضر شدند.
وی ادامه داد: پدر هواپیماها را به سمت کوه هدایت کرد، زیرا قدرت مانور هلی‌کوپتر در ارتفاعات بیشتر از هواپیما است. در آنجا یکی از هواپیماها توسط پدر و کمک خلبانش منهدم شد و میگ دوم یک راکت به ملخ هلی‌کوپتر شهید کشوری زد، بر اثر حرکت‌های شدید هلی‌کوپتر و خوردن به کوه‌،کمک خلبان از داخل کابین به بیرون پرتاب و با برخورد به کوه بیهوش شد.
علی ادامه داد: پدر من هنوز در داخل کابین بود و برای حفظ موقعیت هلی‌کوپتر تلاش مي‌‌كرد، هواپیمای میگ عراقی هم برای گرفتن انتقام هواپیمای منهدم شده و هم برای اینکه از شهادت پدر مطمئن شود چندین راکت دیگر نثار تنه زخمی هلی‌کوپتر کرد که باعث سوختن و آتش گرفتن آن شد، با آمدن نیروهای کمکی، پزشكي نجات پیدا کرد و پیکر نیمه سوخته شهیدکشوری به سمت پایگاه شکاری حمل شد.

مرگ ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

علی کشوری در این گفت‌وگو دغدغه‌هایی هم داشت که یکی از آنها ترویج فرهنگ ایثار به نسل آینده بود. وی در این‌باره گفت: ترویج فرهنگ ایثار و شهادت دغدغه مسئولان نیست، لقلقه زبان آنهاست. واضح‌تر بگویم بیشتر شعار است تا عمل، هر جا برویم شعاری از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است. در ظاهر تمام مسئولان از کوتاهی‌ها در این زمینه اظهار ناراحتی مي‌‌كنند.
این فرزند شاهد اذعان کرد: دغدغه اصلی ما ترویج فرهنگ و شهادت نیست اکنون باید ضدفرهنگ ایجاد شده در زمینه ایثار و شهادت و دفاع‌مقدس را از بین برد.
اکنون ضدفرهنگ در جامعه ایجاد شده وقتی كه صداوسیما برنامه‌ای در این جهت تهیه و پخش مي‌‌كند، نوجوان و جوانان نسل امروز کنترل را برمی‌دارند و کانال را عوض مي‌‌كنند. خوراک آنها تغییر پیدا کرده.
وی ادامه داد كه تا زمانی که قبول نکنیم این ضدفرهنگ در جامعه به‌وجود آمده هر گامی در راه ترویج و نشر فرهنگ اشتباه و منتهی به شکست است. کشوری تاکید کرد: متولیان امر ترویج فرهنگ بخصوص در این دهه اخیر باعث ایجاد ضد فرهنگ شده‌اند. وی گفت: این ساختمان فرسوده باید کوبیده و از ابتدا بنا شود.
در انتها این فرزند شهید تاکید کرد: به مرور زمان ناچارند که بخش‌های مهم را هم مستقیم و هم غیرمستقیم به دست خانواده و فرزندان شهدا بسپارند چرا که وقتی قطره‌ای از خون شهدا در رگ هایشان می‌جوشد هرگز نخواهند گذاشت اختلاس و دزدی و مسائلی اینچنین به این وضوح و گسترده اتفاق بیفتد.

خانواده شهدا دیگر چشم و چراغ ملت نیستند

علی کشوری با انتقاد از برخی عملکردهاي مسئولان گفت: امام فرمودند خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت هستند ولی این حرف امروز متوقف شده است. بنیاد شهید هم مي‌گوید آن زمان فرزندان شهید کوچک بودند ولی الان بزرگ شده اند!

منبع:تهران امروز

دیروز مرغ بود امروز برنج

دیدن مغازه هایی خالی که تا دیروز مملو از کیسه های رنگارنگ برنج بود آدمو به شک وا میداره دست خودت نیست نمی تونی شک نکنی.واقعا نامردی و نهایت پست بودنه تو شرایطی که دشمن هر روز یه تحریم جدید رو میکنه بعضی آدمای فرصت طلب و کفتار صفت از آب گل آلود ماهی میگیرن.یعنی می خواین باورمون بشه که یه شبه اون همه برنج فروش رفت و مصرف شد؟

دادگران بوکان

خدا شاهده اونایی که امروز بین حرام و حلال هیچ فرقی نمی گذارن بدجور زمین میخورن.بدجور

برادرا.... همشهریا ....

احتکار تو این شرایط بزرگترین خیانته

مسئولان محترم لطفا ببینید.چشاتونو خوب باز کنید.خاله و پسر عمه نداریم.هرکی که داره با رزق مردم بازی میکنه و هر روز مث گاو شیرده فربه و فربه تر میشه باید شناسایی و مجازات بشه.تو این شرایط کوچکترین سهل انگاری و کوتاهی خیانت به همه مقدسات و ملتمونه.

دادگران بوکان

 

پندار(4)

بازخوانی خاطرات ۸۸

چند لینک فتنه فراموش نشدنی ۸۸

 

دادگران بوکان

هستیم ما

ما آمده ایم و آماده

موسوی در مهاباد

یکی خودش را به موسوی رساند

چرخششششش

اعتراف سبز

وای از صاحبان بلندگو

انتخابات سالم

مخالفت مخالفم مخا....

نامه سر گشاده

 

این روزها چقدر دلم درد می کند

شب هنگام؛ از خانه بیرون می زنم؛باد سرد زمستانی و خیابانهای خلوت

چشمانم به جمال ساختمانهای شیک و نوساز روشن می شود که هر روز بر طول قامتشان افزوده می شود.خانه هایی که کم کم به نماد افراط در تجمل شهره می شوند.ماشین های آنچنانی...

ویترین فروشگاههایی را می بینم که از گوشه گوشه شان اشرافیت می بارد.دکانهای گذر سنگینی را دیده اید؟ اینها هم بماند...

در وسط شهر زمین های محصوری را به نظاره می نشینم که میلیونها وجب از خاک شهرم را به بند کشیده اند و صاحبانشان که همانا صاحبان قدرتند هر لحظه با مردم و شهرشان بیگانه و بیگانه تر می شوند و هر ثانیه بی نیاز و فربه تر...

کمی آنسوتر پیرمردی که صورتش را پوشانده ؛ به گمانم یا از شدت سرما یا از ترس شناخته شدن.همه پستوها و گوشه و کنار خیابان را به امید یافتن تکه ای مقوا یا کارتن پاره ای جستجو می کند.

با دیدن این صحنه به ناگاه دخترک نوجوانی را که از فرط گرسنگی سر کلاس درس غش می کند ؛ به یادم می آید.درد دلها راننده تاکسی که با اندک دستمزد روزانه اش فقط می تواند بگوید : خدا را شکر که خودش هست.بغض دستفروش دوره گردی که اگر غرورش مانع نمی شد،غلطیدن اشک از چشمان خسته اش به سادگی عجزش از پرداخت هزینه های گزاف درمان همسر بیمارش نمایان می شد.

و ... و ...

اینها را نوشتم که بدانید این روزها چقدر دلم درد می کند.

پندار(3)

بررسی علل ماندگاری حماسه نهم دی
 
سه سال است که از حماسه شگرف 9 دی می گذرد. حماسه ای که در شرح عظمت و توصیف شکوه آن سخن ها گفته اند و صفحات نگارده اند.
نهم دیماه 1388، یوم الهی بود که "بأبی انت و أمی یا حسین" ایرانیان ولایتمدار را به منصه حضور رسانید و فاتحه نفاق را خواند و فتنه محتضر را به خاک سپرد.
اما ماجرا از کجا آغاز شد و بدعت اخضر نامیدن عاشورای احمر، چگونه شکل گرفت؟!
پس از شکست اقدامات فتنه گران در طرح شعارهای انحرافی در «روز قدس» و به خیابان کشاندن هواداران در «13 آبان»، روز «16 آذر» نیز با حضور قاطع دانشجویان انقلابی، به روز شکست سبزپوشان تبدیل شد.
در چنین شرایطی پروژه از پیش تعیین شده «محرم سبز» که از مدتها پیش در دستور کار اجنبیان ضد انقلاب قرار داشت، از اهمیت مضاعفی برای ایشان برخوردار شد و با تمام توان برای اجرای آن دست بکار شدند.
تقارن دهه ابتدایی محرم الحرام با درگذشت مرحوم آقای منتظری، فرصتی ویژه را برای فرصت طلبان سپزپوش فراهم آورد تا به بهانه سوگواری برای وی، اقدامات تفرقه افکنانه خود را ادامه دهند. فلذا فتنه انگیزان فعالیت های خویش را شدت بخشیدند و برنامه های مختلفی را برای بهره برداری سیاسی از این واقعه طراحی کردند.


پیش از این اتفاق نیز جبهه فتنه، برنامه های گسترده ای را برای اجرا در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی تدارک دیده بود.
به عنوان نمونه"محسن سازگارا" از سران خارج نشین فتنه سبز در برنامه "گفتگوی روز" در شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) درباره پروژه محرم سبز چنین می گوید: «اما نکته دیگری که می خواستم بگویم، مسأله محرم و تظاهرات تاسوعا و عاشورا است. فرصت کمی داریم بنابراین از امروز و فردا تا روز اول محرم اصل بحث ما روی آکسیون بزرگ محرم متمرکز خواهد شد ... در ده شب اول محرم و با پرچم سبز یا حسین و عزاداری برای شهدای جنبش و شهدای عاشورا می توانیم در سطح کشور حرکت داشته باشیم ولی روز نهم و دهم یعنی روز تاسوعا و عاشورا، شنبه و یکشنبه ششم و هفتم دیماه، یک مسیر واحد در هر شهر قرار است اعلام شود که همه ما آنجا برویم و جمعیت میلیونی خود را در سطح کشور نشان دهیم.»!


این عنصر ضد انقلاب همچنین با طرح ایده "آکسیون شام غریبان"، در ادامه اظهار می دارد: «این بحث هم مطرح شده است که ضمن اینکه در ده روز اول ماه محرم، حرکت های خود را انجام داده و در روزهای تاسوعا و عاشورا آن را به اوج می رسانیم؛ از ظهر عاشورا و برای شام غریبان در خیابان ها نشسته و با یک بسیج عمومی دست به تعطیل عمومی در کشور بزنیم ... برای تحقق آکسیونی که برای شام غریبان مطرح شده است نیاز به این است که در سمت جنبش، ما رشد جغرافیایی و رشد در طبقات مختلف اجتماعی و همچنین رشد کیفی داشته باشیم و در سمت کودتاچیان نیز باید مشروعیت زدایی سپاه از نظر اخلاقی، مالی و سیاسی تشدید شده و اختلاف های درونی سپاه نیز افزایش یابد که باعث فلج شدن این سازمان شود و بحدی از ناتوانی برسد که ما بتوانیم آکسیون نهایی خود را به مرحله اجرا بگذاریم.»!
از دو هفته قبل از عاشورا نیز سایت فارسی وزارت خارجه اسرائیل، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان BBC و VOA و فضای اینترنتی در شبکه های فیسبوک و توئیتر برای عاشورای سال 88 دستوالعمل های صریح و بی پرده ای خطاب به عوامل داخلی خود صادر می کردند و بر این نکته مهم تأکید داشتند که آشوبگران باید از فرصت نیمروز عاشورا که مردم در دسته جات و هیئات به عزاداری مشغولند، برای حضور در خیابان ها نهایت استفاده را برده و اموال عمومی را تخریب نمایند!


و سرانجام، 7 دیماه 88، روز موعود حرمت شکنان فرا رسید. در حالیکه میلیون ها عزادار عاشق حضرت اباعبدالله(ع) در عاشورای حسینی مشغول عزاداری بودند، اقلیتی فرصت طلب از صبح روز عاشورا، با سوت و کف و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه، عزاداری سبز خود را در چند خیابان تهران آغاز کردند. بانک و مغازه و ساختمان و خیابان و اموال عمومی را به آتش کشیدند. به عزاداران امام حسین (ع) توهین کردند و آنها را به خاطر حمایت نکردن از موج سبزشان مورد اهانت و ناسزا قرار دادند. به سمت مردم عزادار سنگ پرتاب کردند و تعدادی را زخمی نمودند. به مأموران و سربازان نیروی انتظامی هم رحم نکردند و بسیاری از ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.


عمق جنایت این اراذل و اوباش آنجا بود که یک بسیجی را بطور کامل در خیابان برهنه کردند و بر سر و صورتش کوبیدند و خونینش کردند و هلهله کنان از او عکس و فیلم گرفتند!
پس از آن بود که یکی از سران فتنه، حرمت شکنان عاشورای حسینی را "امت خداجو" نامید و دیگری اغتشاشگران خیابانی را "مردم عزادار" خطاب کرد!


البته علیرغم مواضع سران فتنه پیرامون اوباش روز عاشورا، اعترافات صریح عناصر ضد انقلاب در قبل و بعد از اغتشاش عاشورا، حاکی از امر دیگری بود!
حوادث عاشورای 88 به خوبی گویای این حقیقت بود که نگاه عناصر ضد دین و اجنبیان خارج نشین به عاشورا، نه از جنس عزاداری که به مثابه فرصتی علیه شعائر و هنجارهای مذهبی و شیعی بوده است.
از همین رو بود که "مصطفی صابر" از ملحدین ضد انقلاب خارج از کشور، با پرده برداری از ماهیت پلید خویش و همقطارانش، اظهار داشت: «من می فهمم که جناح حاکم ممکن است به هر بهانه متوسل شود تا در صف مردم تفرقه بیاندازد و اسلام کثیفش را نجات دهد.[!] باید از این فرصت استفاده کرد و میلیون ها نفر را به میدان آورد و به 30 سال حاکمیت عاشورا و خرافه و حکومت مذهبی پایان داد.[!] اگر کسی دست زد و شادی کرد، چه بهتر که با او دست بزنید و هلهله کنید.[!] اگر کسی دوست دارد با هر ظاهری که دوست دارد و از جمله "آرایش زننده" و "ظاهر بد" ظاهر شود اتفاقاً به شدت از او در مقابل تعرض اوباش اسلامی حمایت کنید.[!] انقلابی که در ایران راه افتاده برای عزاداری و توسرخودزنی و برای بردگی اسلامی زن نیست.[!] برای پایان دادن به اینها و از جمله ادبیات شنیع اسلامی نظیر "زنان معلوم الحال" است.»!!!
در این میان نیز روزنامه های وابسته به جناح دگراندیش و جراید هواخواه کاندیدای اصلاح طلب شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تلاش داشتند تا با اتخاذ موضع انفعال و بی تفاوتی نسبت به اغتشاشات روز عاشورا، جریان متبوعشان را از اتهامات وارده مبرا جلوه دهند!


در همین ارتباط روزنامه آرمان در نخستین روز پس از این واقعه با درج تصویری از اغتشاشات خیابانی، در تیتر یک خود چنین نوشت: «درگیری های دیروز تهران؛ 4 کشته و 300 بازداشت»!
روزنامه اعتماد هم در این روز با خونسردی تمام «سخنرانی ناتمام خاتمی در حسینیه جماران» را به عنوان مهمترین خبر در تیتر اول خود قرار داد!
روزنامه مردم سالاری هم که در این روز «دو استعفا از فرهنگستان در پی برکناری میرحسین» را با حروف نسبتاً درشتی برجسته کرده بود، جمله «در تجمعات دیروز کسی کشته نشد» را برای تیتر یک خود برگزیده بود!
همسو با رسانه های تجدیدنظر طلب داخلی، سران و مقامات کشورهای خارجی همچون آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلستان، کانادا، و حتی ایتالیا نیز دست بکار شدند در حمایت از حقوق مدنی و دفاع از اغتشاشگران بیانیه دادند!
تنها پس از گذشت 48 ساعت از اغتشاشات 7 دیماه، و درحالیکه خون ایرانیان از هتک حرمت به مقدسات در روز عاشورا به جوش آمده بود؛ مردم تهران با تجمع میلیونی در یوم الله 9 دیماه، حماسه ای تاریخی، چشم نواز، بی سابقه و دشمن شکن را خلق کردند تا نسبت به این حرمت شکنی اعتراض کنند.


در حالیکه در اطلاعیه شورای هماهنگی انقلاب اسلامی، زمان آغاز مراسم عاشوراییان در میدان انقلاب، ساعت 15 اعلام شده بود اما محبان اهل بیت (ع) و حامیان پرشمار ولایت، چنان مشتاق حضور در این حرکت اعتراضی بودند که میدان انقلاب در ساعت 13 شاهد خیل جمعیت تظاهرکنندگان بود.
شمار جمعیت به اندازه ای بود که خیابان آزادی از تقاطع یادگار امام تا پل چوبی و در دیگر مسیرها از میدان حر تا میدان انقلاب، بلوار کشاورز تا پل کریمخان، خیابان حافظ تا تقاطع انقلاب و همچنین سایر خیابان های فرعی مملو از جمعیت خمشگین نسبت به هتک حرمت عاشورای حسینی بود.
حضور حماسی مردم ولایتمدار ایران اسلامی در یوم الله نهم دی، تمامی رسانه های ضد انقلاب را دچار بهت و سردرگمی کرد و آنان را به "صمُ و بکم" شدن واداشت!
رسانه هایی چون VOA، BBC، العربیه، الجزیره و رادیو فردا، هنگامیکه مجبور شدند از سر اضطرار اخباری از این حضور ماندگار را منتشر سازند، بر اساس قاعده همیشگی خود که از کوه، کاه می سازند و کاه را کوه نشان می دهند؛ حضور دهها میلیونی مردم ایران را، حضور هزاران نفری و حداکثر دهها هزار نفری معرفی کرده و آن را نیز یک حضور دولتی نامیدند!


رسانه های معاندی که تا پیش از این تجمعات کوچک و انگشت شمار اوباش ضد انقلاب را به صورت خبر فوری و لحظه به لحظه مخابره می کردند، اینک در برابر خروش عاشورایی ملت ایران، خود را به کوری و لالی زده بودند!
نکته جالبتر، رویکرد رسانه ها و سایت هایی چون رادیو فردا، رادیو زمانه، العربیه، نوروز، جرس و سایر بنگاه های خبرپراکنی ضد انقلاب در مواجهه با تظاهرات یوم الله 9 دی بود.
این رسانه ها بر طبق عادت مألوف در اطلاع رسانی کاذب و جانبدارانه شان، تا ساعت پایانی شب نهم دی، حاضر نشدند تا هیچ خبر و تصویری از راهپیمایی کم سابقه ملت عاشورایی در تهران را منتشر کنند و بعضاً به انعکاس اخباری چند سطری بسنده کردند!
این رسانه ها بر این نکته تکراری و مشابه اصرار داشتند که به مخاطبان خود اینگونه القا نمایند، تظاهرکنندگان نهم دیماه، کارمندان دولت بودند که با یک روز مرخصی دادن به آنها و به وسیله اتوبوس به راهپیمایی آمده بودند. مضحک تر آنکه اعلام کردند، دولت با دادن ساندیس و ساندویچ، مردم را به خیابان ها کشانده بود!!!
گذشت زمان نیز موجب آن شد که رسانه های معاند نیز به حضور گسترده راهپیمایان عاشورایی اذعان و اعتراف نمایند.
بر همین اساس اخیراً سایت ضد انقلاب "جرس"، در مقاله ای منثور با عنوان «حماسه ساخته شده ...» اینچنین لب به اعتراف می گشاید: «برای نابودی این جنبش مردمی، امام حسین را بهانه می کنند. مردم تهییج می شوند. به خیابان می آیند و حماسه 9 دی در محکومیت اهانت کنندگان به امام حسین برگزار می شود! ظاهراً حاکمیت پیروز شده است! تهییج احساسات مردم جواب داده است. حتی من هم شک کرده ام...»!

فی الحال سه سال از حماسه 9 دی می گذرد و فتنه 88 مدتهاست که کفن پوسانده است.
بصیرت مثال زدنی امت عاشورایی درنهم دیماه 1388، نشانگر آن بود که ایرانی مسلمان همچون مقتدایش حسین (ع)، در راه دین و مذهب و آیینش، مماشات و تسامح با احدی را جایز نمی داند و مقتدرانه در دفاع از آرمان هایش خواهد ایستاد.
امید است که بصیرت و هوشمندی امت ولایتمدار ایران، کما فی السابق، با حضور پرشور و گسترده در راهپیمایی یوم الله 9 دی و ایضاً انتخابات آتی ریاست جمهوری و انتخاب گزینه اصلح نیز به منصه حضور برسد و برگ زرین دیگری در تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شود.
منبع:صراط

دردهای ناگفته کولبران کردستان
همانگونه که در فیلم زمانی برای مستی اسب ها دیدیم  قاچاقچيان خرده پايي که با اسب براي بردن و آوردن کالاي قاچاق، مجبور به گذشتن از ارتفاعات سردسير مرزي در غرب کشور بودند براي آن که اسب ها زير بار سنگين و هواي بسيار سرد و راه دشوار کوهستاني کم نياورند، آن ها را مست مي کردند ولي اين روزها که آدم ها جاي اسب ها را گرفته اند، ديگر هيچ چيز توان مست کردن پيکر رنجور آن ها را ندارد. اين روزها قامت انسان هاست که ساعت ها خميده مي ماند زير بار سنگيني که فقر بر دوششان نهاده است.


اين ها قاچاقچي نيستند، تنها کولبراني هستند که به خاطر بي کاري و فقر يا آن گونه که برخي کارشناسان و مسئولان مي گويند، سوء مديريت ها تنها دارايي شان را در اختيار استثمارگران نهاده اند، توان جسماني و کرامت انساني شان را.
تنها دستور مي گيرند، «آفتاب نزده در... باشيد. مي رويد آن سوي مرز، فلاني را مي بينيد، بار را تحويل مي گيريد و سريع باز مي گرديد. توقف و استراحت نداريم. اگر به کمين خورديد نبايد بار را بگذاريد و فرار کنيد. با بار فرار کنيد. اگر بار صدمه ببيند بايد خسارت بدهيد. اگر فرزندتان عقب افتاد حق ايستادن براي او را نداريد و...

ادامه نوشته

 

دور جدید قدرت نمایی آقای نماینده 

مرد شماره دو ستاد انتخاباتی دیروز و ریاست اداره فلان امروز.به خاطر دارم چندی پیش خبری با عنوان درخواست نماینده بوکان برای تغییر برخی از مسولان شهرستان در یکی از سایتک های محلی درج شده بود ،به نوشته بوکان خاتون (وب سایت خانم فیضه یکی از اعضای شورای شهر بوکان): در جلسه ی شورای اداری شهرستان بوکان که با حضور استاندار آذربایجان غربی و مسئولین شهرستان در سالن فرمانداری برگزار شد نماینده بوکان گفت: در سطح شهرستان هنوز بعضی از پست های مدیریتی خالی هستند و توسط سرپرست ها اداره می شوند که باید در این مورد تصمیم گیری شود.عثمانی اضافه کرد: تعدادی از  مدیران نیز باید در آینده نزدیک تغییر کنند مانند بخشداری.وی همچنین به سرانه ورزشی بوکان اشاره کرد و گفت: سرانه ورزشی بوکان نسبت شهرهای دیگر بسیار پایین است و حتی از متوسط استانی نیز کمتر است.این خواسته در حالی مطرح شده که دکتر عثمانی بر خلاف ادعای مکرر خویش مبنی بر عدم دخالت در عزل و نصب های متداول در سطح شهرستان، که عموماً بعد از انتخابات صورت می پذیرد و نشانه ای عینی از تغییر ارکان قدرت در سطح تصمیم گیری های کلان شهرستانی و هماهنگ سازی فضای اداری شهرستان با خواسته ها و سلایق منتخب جدید است نظر دارد.هر چند این ادعا در دوره اول نمایندگی ایشان بارها فراموش شد اما اینبار گمان میرود عثمانی بعد غلبه مقتدرانه بر رقیب سنتی در جدال انتخاباتی در پی تغییر قابل توجه چیدمان مدیریتی شهرستان است وی به واسطه نزدیکی به فرماندار و اشراف به شرایط دولت دهم که ماههای پایانی عمر خود را سپری می کند بیشتر به فکر محکم کردن جای پای خود و  فراهم آوردن فضای جولان کافی برای انتخابات پیش روست.در این میان نباید فراموش کرد که ممارست عثمانی برای تغییر و انتصاب مسولین جدید که عموماً با پیشنهاد مستقیم خود وی انتخاب می شوند نشان از دور جدید قدرت نمایی آقای نماینده است.نکته مهمتر اینکه افرادی که از جانب ایشان پیشنهاد و انتخاب می شوند نتنها سابقه مدیریتی کافی و متناسب با تصدی پستشان ندارند بلکه چند سالی از کل دوره خدمتشان هم نمی گذرد.

 

پندار(2)

تصاویر منتشر نشده از شیطان پرستی

 دادگران بوکان:شیطان پرستان، شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگر کسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوريکه معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد!

 چندی پیش یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار و خبر داده بود که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. شيطان پرستي اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودي به انتقال ايدئولوژي نیز خواهد پرداخت. شيطان پرستي داراي يک جهان بيني بوده و شیطان پرستان براي اثبات حقانيت خود شواهد زيادي دارند و در مواردی مي توانند افراد 6 تا 60سال را با خود همراه کنند. بر پایه این گزارش، شیطان پرستان اکنون در دانشگاه ها و بين دانشجويان رخنه کرده و به اجراي برنامه ها از جمله کنسرت در دانشگاه مي پردازند. شیطان پرستان، شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگر کسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوريکه معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد! اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طريق تهيه فيلم و موسيقي، شيطان پرستي را ترويج مي دهند و اکنون اين موسيقي در ميان تعدادي از جوانان دست به دست مي شود. مظاهري سيف، نویسنده و جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روي هم (ستاره داود)، صليب معکوس ( ضد مسيحيت) و نشانه آمون خداي مصريان را ازجمله نمادهاي پيروان شيطان پرستي است. وي همچنین تاکید می کند: بايد براي مقابله با اين فرقه ها‌، موج فرهنگي در کشور ايجاد شود تا ماهيت اين فرقه هاي انحرافي هر چه بيشتر به جامعه شناسايي شود.

دادگران بوکان

اسرائیل - کورد

 

اسرائیل - کورد

نگاهی بی پروا به حضور اسرائیل در اقلیم کردستان عراق

هرچند اسخوانبندی این نوشتار بر گرفته از مقاله ای چاپ شده در نشریه چرو با همین عنوان است اما غرض نگارنده از اطاله کلام ترسیم نگاهی واقع بینانه تر با دوری جستن از هرگونه محافظه کاری و خود سانسوری و روشن ساختن لایه های مگو و تامل بر انگیز آن و تلاشی مضاعف برای  بررسی و کنکاش علل و  چگونگی پیدایش چنین روابطی است.

 دادگران بوکان

خاورمیانه با تمام تحولاتش و سنگینی حضور ننگین نیروهای اشغالگر استعماری در عراق ،افغانستان و برخی از کشورهای اسلامی که حکایتی به چون چرا از خود باختگی حاکمان این کشورهای عربی دارد. اما با آغاز قرن بیست ویکم که همانا قرن ظهور و اوج گیری دوباره ی تمدن اسلامیست که با گذر زمان همه ی رشته های غاصبان و خودفروختگان و مزدورانشان را پنبه کرد این قرن همراه بود با گفتمان جدیدی بنام جمهوری اسلامی در حقیقت امروز این منش به تمام ممالک اسلامی صادر شده و تجمیع نیروهای عظیم اجتماعی جهان اسلام با بروز حرکت های مردمی خود در کشورهای تونس، لیبی، مصر، بحرین، اردن و عربستان عملاً فضا را برای تنفس پدیدآورندگان غده سرطانی جهان اسلام دشوار و غیر ممکن ساخته است از اینرو این رژیم جعلی به دنبال یافتن منافذی هرچند کوچک برای ادامه حیات و تنفس خود همواره در تکاپو بوده و هست. اقلیم خودمختار کردستان عراق و کمرنگی روحیه ی تسامح و تساهل کافی میان سردمداران دولت مرکزی عراق با این اقلیم سبب شده اسرائیل به عنوان رژیمی که نامش همواره با خونخواری و غصب و تعرض و تجاوز عجین بوده است چشم طمع به این منطقه بدوزد از اینرو با علم کردن شعارهای تکراری و عوام فریبانه اشاعه حقوق بشر و همه گیر کردن رفاه اجتماعی و کذبیاتی از این قبیل همچون ماری خوش خط و خال رویای خزیدن در این منطقه و استثمار آن را در سر بپروراند.......

دادگران بوکان

 

باز هم سر بوکان بی کلاه ماند

نگاهی دادگرانه به ارتقاء فرمانداری سقز

به زودی..

پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه یک دختر نونهال

پاسخ رهبر انقلاب به نامه یک دختر نونهال 

خدمت رهبر عزيزم، سلام

ان شاء الله اميدوارم كه حالتان خوب بوده باشد، از شما يك پند به يادگاری در صفحه زندگی خود می‌خواهم داشته باشم و به آن عمل كنم.

با تشكر دختر كوچك شما زينب پهلوانی

كلاس دوم ابتدايی 12/06/77


دخترم!

به حرف پدر و مادر گوش كن.

نماز را خوب بخوان، در درس خواندن كوشا باش.

سيد علی خامنه‌ای

 30/6/77


 
گزیده فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای در مورد دختران
 
محیط تحصیل بايد براى دختران سالم باشد

...جامعه، به تحصيلات دختران هم نيازمند است؛ همچنان كه به تحصيلات پسران نيازمند است. البته محيط تحصيل بايد سالم باشد؛ هم براى پسر و هم براى دختر. دانشگاه بايد براى فرزندان مردم امنيت داشته باشد؛ چه دختر و چه پسر. كوچه و خيابان بايد از لحاظ ناموسى و اخلاقى امنيت داشته باشد؛ چه براى دختران و چه براى پسران؛ فرق نمى‌كند...

بیانات در اجتماع زنان خوزستان 20/12/75

توصیه به درس خواندن دخترها

من به خانواده‌ها توصيه مى‌كنم كه اجازه دهند دخترهايشان درس بخوانند. مبادا پدر و مادرى، از روى تعصّبِ دينى، خيال كنند كه بايد جلوِ دختر را بگيرند تا تحصيلات عاليه نكند! نه؛ دين چنين چيزى نگفته است. دين، براى تحصيل علم، ميان دختر و پسر فرقى نمى‌گذارد.

بيانات در جمع زنان شهر اروميه ‌۷۵/۰۶/۲۸

 پاكترين و با ايمانترين دختران، در میان قشرهای تحصیلکرده

امروز متديّن‌ترين، انقلابى‌ترين، پاكترين و با ايمانترين دختران و زنان جوان ما، در ميان قشرهاى تحصيلكرده هستند. كسانى كه اهل تجمّل و چسبيدن به زر و زيورآلات هستند و يا كوركورانه و چشم بسته مى‌خواهند از الگوهاى غربى در لباس و پوشاك و وضع زندگى تقليد كنند، غالباً از سواد و معلومات و معرفت كافى بهره ندارند. كسى كه معلومات داشته باشد، مى‌تواند رفتار خود را كنترل كند و آن را با هر چه حقّ و حقيقت و خوب است، تطبيق دهد.

بيانات در جمع زنان شهر اروميه ‌۷۵/۰۶/۲۸

میدان های باز برای دخترها، به شرط رعایت عفت و عفاف

چنانچه دخترى مثلاً مايل است پزشك شود، يا فعاليت اقتصادى كند، يا در رشته‌هاى علمى كار كند، يا در دانشگاه تدريس كند، يا در كارهاى سياسى وارد شود، يا روزنامه‌نگار شود، براى او ميدانها باز است. به شرط رعايت عفّت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه‌ى اسلامى ميدان براى زن و مرد باز است.

بیانات در اجتماع زنان خوزستان 20/12/75


آرزوی دشمن برای دختر و پسر ایرانی

آنها (دشمنان) دلشان مى‌خواهد اختلاط دختر و پسر و آميزشهاى شهوانى و غفلت و عشرت و اينها، بر زندگى مردم غلبه پيدا كند؛ آنها اين را مى‌خواهند. شما عكس اين را عمل كرديد؛ علت عصبانيت امريكا و صهيونيستها و اين همه تبليغات اين است.

بيانات در دیدار خانواده‌هاى شهداى استان فارس ۸۷/۰۲/۱۳

 نگاه تحقیرآمیز به دختر دانشجو

اگر كسى(ریاست دانشگاه) به يك دختر چادرى يا باحجاب، با نظر تحقير نگاه مى‏كند، تحقيرش كنيد؛ ملاحظه نكنيد. اگر كسى به جوان حزب‏اللهى كه ريش دارد، با نظر تحقير نگاه مى‏كند و دورش مى‏كند (حالا اگر اين گزارشهايى كه گاهى از گوشه و كنار به ما رسيده، راست باشد. اگر راست نيست، كه هيچ) اين را تحقيرش كنيد.

بيانات در ديدار با وزير بهداشت و رؤساى دانشگاههاى علوم پزشكى ۶۹/۰۸/۰۱

 دامن‌هاى كوتاه به جاى انداختن بمب!

بنده بارها گفته بودم كه دشمنان ملت ايران بيش از آنچه به توپ و تفنگ و اين چيزها احتياج داشته باشند، به اشاعه‌ى بنيان‌هاى فرهنگىِ فاسدساز نياز دارند. در خبرها خواندم كه يكى از مسؤولان يك مركز مهم سياسى در امريكا گفته به جاى انداختن بمب، دامن‌هاى كوتاه برايشان بفرستيد! راست مى‌گويد؛ اگر براى كشورى شهوات جنسى و آميزش بى‌رويه‌ى زن و مرد و دختر و پسر را ترويج كردند و جوان را به راه‌هايى كشاندند كه غريزه‌ى او هم به‌طور طبيعى متمايل به آن است، ديگر احتياج به استفاده‌ى از توپ و تفنگ عليه يك ملت نيست. فساد، يك ملت را به خودى خود ضايع و باطل مى‌كند و آينده‌ى او را تباه مى‌سازد.

بيانات در ديدار جمعی از رؤساى دانشگاه‌ها ۸۳/۱۰/۱۷

استادی که به دختر دانشجوی محجب اهانت کند...

آن استادى كه اگر دختر دانشجو با حجاب اسلامى و به صورت محجب در مراحل آموزش حضور پيدا كند، به او اهانت مى‌كند؛ اين استاد مجاز نيست كه در دانشگاه حضور داشته باشد. علمى كه آن استاد به اين دانشگاه خواهد داد، علمى نيست كه در خدمت كشور و در جهت ارزشهاى مطلوب براى اين ملت فداكار به كار بيايد.

بيانات در دیدار فرزندان ممتاز شاهد ۷۰/۰۶/۱۳

دختر ورزشکار محجبه خنثی کننده تبلیغات دشمن

شما ببينيد الان چقدر خرج مى كنند و زحمت مى كشند، براى اين كه حجاب را در دنيا از بين ببرند؛ كشورهايى كه خودشان را مهد آزادى هم مى دانند، مى بينيد كه چه مى كنند براى مبارزه ى با حجاب. حالا همه ى آن تشكيلاتى كه با حجاب مبارزه مى كنند يك طرف، اين خواهر ورزشكارِ مؤمن و دخترِ جوانِ ما كه با حجاب اسلامى و لباس محجّب - يا با چادر يا با آن شكل زيباى ارزشى - جلوِ دوربينهاى دنيا ظاهر مى شود و نشان مى دهد كه به اين ارزش پايبند است و اين صحنه در همه ى دنيا منعكس مى شود، اين يك طرف ديگر؛ او در واقع با اين كار، همه ى آن تبليغات را خنثى مى كند.

بيانات ‌در ديدار جمعی از ورزشكاران ۸۳/۰۷/۱۴

جوانها با ظواهر گوناگون اما با دلهایی نورانی

من در نماز عيد فطر اين را از روى علم و اطلاع گفتم. در شبهاى احياء ماه رمضان امسال و در مراسم گوناگون دعا و تضرع، جوانانى از قشرهاى مختلف و با ظواهر گوناگون شركت كرده بودند؛ كه اگر يك انسان سطحى و ظاهربين آن پسر يا آن دختر را با آن لباس - فرض بفرماييد - مشاهده كند، خيال مى‌كند اين اصلاً خدا را نمى‌شناسد؛ نه، اين‌طور نيست. جوانهاى ما دل در گروِ حقيقت دارند؛ دلهايشان نرم و نورانى است.

بيانات در ديدار مردم گرمسار ۸۵/۰۸/۲۱
 
 بهترین دخترهای عالم، حضرت زهرا سلام الله علیها بود

بهترین دخترهای عالم، حضرت زهرا علیها السّلام بود. بهترین پسرهای عالم و بهترین دامادها هم،حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام بود. ببینید این‌ها چگونه ازدواج كردند؟ هزاران جوان زیبا و با اصل و نسب و قدرتمند و محبوب به یك تار موی علی بن ابیطالب علیه السّلام نمی‌ارزند . هزاران دختر زیبا و با اصل و نسب هم به یك تار موی حضرت زهرا السّلام علیها نمی‌ارزند. آن هایی كه هم از لحاظ معنوی و الهی آن مقامات را داشتند، هم بزرگان زمان خودشان بودند .ایشان دختر پیامبر صلی الله علیه و اله بود. رئیس جامعه اسلامی، حاكم مطلق. او هم كه سردار درجه یك اسلام بود . ببینید چطوری ازدواج كردند؟ چه جور مهریۀ كم، چه جور جهیزیّه كم.

بيانات در خطبه عقد 75/02/17

بگذارید ازدواج براى دختر مسلمان مثل ازدواج فاطمه‌ى زهرا(س) باشد

(پدران و مادران ) بگذارند ازدواج براى دختر مسلمان و زن جوانى كه در محيط اسلامى است، مثل ازدواج فاطمه‌ى زهرا(سلام الله علیها) باشد؛ ازدواجى با پيوند عشقى معنوى و الهى و جوششى بى‌نظير ميان زن و مرد مؤمن و مسلمان و همكارى و همسرى به معناى واقعى بين دو عنصر الهى و شريف، اما بيگانه از همه‌ى تشريفات و زر و زيورهاى پوچ و بى‌محتواى ظاهرى.

بيانات در ديدار با جمع كثيرى از بانوان ۶۸/۱۰/۲۶

اصل قضیه محبت است

در ازدواج، اصل قضیه محبت است. دخترها و پسرها این را بدانند. این محبتی كه خدا در دل شما قرار داده حفظ كنید.

بيانات در خطبه عقد  17/10/74

 عزت دختر به اخلاق است نه به جهیزیه

جهیزیه برای دختر مایه عزت نیست. عزت دختر به اخلاق او به رفتار و شخصیت خود اوست. بعضی از خانواده‌های عروس، خودشان را اذیت می‌كنند و به زحمت می‌اندازند و اگر پول هم ندارند به زور پول تهیه می‌كنند. اگر پول دارند زیادی خرج می‌كنند، برای این‌كه یك جهیزیه پر زرق و برقی را مثلا در اختیار دخترشان بگذارند.

بيانات در خطبه عقد 28/12/77

هیچ دختری را مهریه و جهیزیه زیاد، خوشبخت نمی‌كنند

مهریه و جهیزیه زیاد، هیچ دختری را خوشبخت نمی‌كنند و هیچ خانواده‌ای را به آرامش و سكون و اعتماد لازم نمی‌رساند. این‌ها زوایای زندگی است. فضول زندگی است و جز دردسر و اسباب زحمات و اسباب مشكل فایده‌ای ندارد.

بيانات در خطبه عقد 18/9/75

 ازدواج تحمیلی دختر، ازنظر اسلام، کاری زشت

شنيده‌ام در بعضى از نقاط اين استان، ازدواجهاى تحميلى صورت مى‌گيرد! يعنى بدونِ رضايت و اجازه‌ى دختر، او را به خانه‌ى شوهر مى‌فرستند؛ آن هم شوهرى كه فاصله‌ى سنّى زيادى با دختر دارد و او به ازدواج با وى راضى نيست. اسلام چنين ازدواجى را زشت مى‌شمارد.

بيانات در در ديدار مردم ياسوج۷۳/۰۳/۱۷   

 ارتباطات عشقى دختر و پسر در فيلمها
بعضى از ارتباطات عشقى دختر و پسر كه توى فيلمها منعكس ميشود، بد است، بدآموز است. اين فرق ميكند با آن چيزى كه فرض كنيد در سريال «اغماء» وجود داشت؛ كسى اول يك توهّم يا تصورى به ذهنش مى‌آيد، آخر سريال مي فهمد نه، اين اشكال نداشته. بله، اين حق با شماست. اما اينكه شما نوع برخورد يك زن و مرد را، يك عشق غلط را - اين عشقهاى مثلث و مربع را - توى فيلم بياوريد، اين مضر است؛ اين را كاريش نميشود كرد. كارى كنيم كه اينها توى فيلمها نيايد.

بيانات در در دیدار هنرمندان و دست‌اندركاران صداوسیما ۸۹/۰۴/۱۲

پندار

وهابیت و سلفی گری در کردستان ایران

یکی از جریان های که در قرون میانی به تدریج در حوزه اندیشه و مذاهب اسلامی اثر گذاشت و خط فکری جدیدی را بنیان نهاد جریان سلفی گری است که در عصر اخیر نه به عنوان یک مکتب فکری خاص با یک سلسله اصول و فروع عقیدتی بلکه به شکل یک جریان گذشته گرای فکری با یک ساختار سیاسی ویژه شناخته می شود.

دادگران بوکان

سلفی گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان است. در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه ای است كه تمسك به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود، سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام(ص)، صحابه و تابعین دارند. آنان معتقدند كه عقاید اسلامی باید به همان نحو بیان شوند كه در عصر صحابه و تابعین مطرح بوده است؛ یعنی عقاید اسلامی را باید از كتاب و سنت فراگرفت و علما نباید به طرح ادله ای غیر از آنچه قرآن در اختیار می گذارد، بپردازند. در اندیشه سلفیون، اسلوبهای عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نصوص قرآن، احادیث و نیز ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان حجیت دارد.

سلفی گری در دنیای امروز درقالب جنبش های تندروی اسلامی مانند طالبانیسم مطرح است. مبارزات خشونت آمیز و خط مشی مسلحانه جزء ویزگی های غیرقابل انکار جنبش های سلفی و رادیکالیسم اسلامی است. جریان سلفی گری در تمام کشورهای اسلامی به اشکال مختلف رواج پیدا کرده که شدت و قوت آن در این کشورها متفاوت و اشکال آن نیز متنوع است. این جریان در طی انقلابات اخیری  که در کشورهای عربی به وقوع پیوسته مجال خودنمایی و اظهار وجود بیشتری پیدا کرده است. اخوان المسلمین مصر که بدون شک یکی از بزرگترین جنبش ها و گروههای اسلام گرا در جهان اسلام تلقی می شود با سرنگونی حکومت حسنی مبارک فرصتی تاریخی برای کسب قدرت و پایان انزوای سیاسی خود پیدا کرد. این جنبش در سایر کشورهای عربی مانند  لیبی، تونس، یمن و سوریه ریشه دوانده و رویای تجدید خلافت اسلامی را در منطقه خاورمیانه برای طرفدارانش زنده کرده است. تلفیق اندیشه های رادیکالیسم اسلامی  منبعث از  اندیشه های انقلابی  با سبک ها و ابزارهای جدید بدون شک تهدیدی علیه بنیانهای نوپای دموکراتیک و ساختارهای مدرن در کشورهای جهان سوم و از آن جمله خاورمیانه می باشد. تلاش در جهت نفی سازه های مدرن اعم از جامعه مدنی، آزادی بیان، آزادی ادیان، آزادی اندیشه در چارچوب تلاش برای زنده کردن اعتقادات سلفی - اسلامی و شعار مبارزه با کفر زنگ خطری است که بایستی به خوبی به آن توجه کرد.

سفلیون امروزه با تاسی از انقلابات و جنبش های منطقه و استفاده از فرصت های به وجود آمده منابع عظیم تبلیغاتی و مالی برای تبلیغ ایده ها و جذب طرفدار کسب کرده اند.از آنجا که ایران کشوری قدرتمند شیعی در منطقه محسوب می شود و جایگاه برجسته ای در جریانات منطقه ای ایفا می کند بدون شک می تواند هدفی برای سلفیون باشد تا ضمن رخنه در بنیان فکری مردم سعی در شعله ور ساختن اختلافات مذهبی و آشوب نمایند. از آنجا که مردم اکثر مناطق کردنشین ایران دارای مذهب تسنن هستند و عمدتا در مرزها واقع شده اند می توانند طعمه مناسب و قابل دسترسی  برای آتش سلفی گری باشند.

سابقه وجود بحرانهای قومی و جنبش های ناسیونالیستی در مناطق کردنشین در  کنار پاره ای از محرومیتهای اقتصادی و سیاسی بدون شک موارد و جنبه هایی هستند که جنبش های سلفی گری و وهابیت با تشکیل احزاب و تشکل های گوناگون سعی می کنند بر روی آنها برنامه ریزی کنند. بنیان های فکری سلفی گری  در مناطق کردنشین شمال غربی ایران و از آن جمله شهرهای سنندج ، سقز، بانه، سردشت، بوکان، مهاباد و اشنویه به صورت های هر چند ضعیف وجود داشته و فعالیت های زیرزمینی این گروهها برای اهالی این مناطق غیر قابل انکار است. تلاش برای نفی گفتمانهای مشروعیت ساز نظام حاکم مانند وحدت امت واحده اسلامی(شیعه و سنی)، ولایت فقیه، تاکید بر شکافهای مذهبی ، نفی ملی گرایی و سعی در ایجاد تفرقه مهمترین جنبه های عملی گروههای سلفی در کردستان ایران است. این گروهها از لحاظ اعتقادی تلاش می کنند با شکل بخشیدن به ایده های خشک مذهبی ، دگم اندیشی فکری، نفی عقل گرایی و انکار وجود سازه های مدرن  در مناطق کردنشین ایران زمینه را برای ساختار شکنی و قدرت طلبی سیاسی خود در آینده ای که خود تصور می کنند مهیا سازند.

تلاش در جهت کسب حامی و طرفدار از میان اقشار جوان جامعه و شستشوی مغزی آنان با استفاده از سبک خاص تلقین باورهای دینی و مذهبی یکی از شگردهای رایج و خطرناک این گروههاست که بایستی به جدیت برای ممانعت از آن تلاش کرد. گزارشهای رسیده از مناطق کردنشین ایران از آن جمله شهرستان بوکان حاکی از آن است که این گروهها سعی در جذب نخبگان فرهنگی مانند معلمان و کارمندان دارند و در نشست های زیرزمینی برای احداث حوزه علمیه و مدرسه دینی تلاش می کنند. قدرت گیری این جنبش های سلفی گری و وهابی در مناطق کردنشین ایران با الهام گیری از شعار تجدید خلافت اسلامی مسئله ای است که نیاز به تعمق زیادی دارد و زنگ های هشدار را برای تخریب و به لرزه درآوردن بنیانهای مدرن و دموکراتیک کنونی به صدا در می آورد.

 

داستانک

بلایی که تلویزیون بر سر روابط خانوادگی آورده است!

در دبستانی، معلّمی به شاگردانش می‌گوید مطلبی بنویسند از آرزوهایشان، از آنچه که می‌خواهند خدایشان برایشان انجام دهد.  هر چه دل تنگشان می‌خواهد بنویسند و از خدایشان بخواهند که آن را برایشان انجام دهد.  شاگردان مداد در دستان کوچکشان، شروع به نوشتن می‌کنند و آرزوهای ریز و درشت را از درون سینه بر روی کاغذ روان می‌سازند.

بعد از تمام شدن انشای کودکان، آموزگار کاغذها را جمع کرد و در کیفش گذاشت و روانۀ منزل شد.

نگاهی به مقاله‌ها انداخت تا نمره‌ای بر پایین صفحه بگذارد . یکی از برگه‌ها او را سخت منقلب ساخت و عواطفش برانگیخته شد و اشکش سرازیر گشت.  همسرش در همان لحظه وارد شد و دید که سرشک از دیدۀ وی جاری است.  پرسید، "تو را چه میشود؟  اندوهگینی!"  زن جواب داد، "این انشاء را بخوان؛ امروز یکی از شاگردانم نوشته است.  گفتم آرزوهایشان را بنویسند و او اینگونه نوشته است.  چقدر دردناک است."

مرد کاغذ را برداشت و خواند.  متن انشاء این گونه بود:

"خدایا، می‌خواهم آرزویی داشته باشم که مثل همیشه نباشد؛ مخصوص است. می‌خواهم که مرا به تلویزیون تبدیل کنی.  می‌خواهم که جایش را بگیرم.  جای تلویزیونی را که در منزل داریم بگیرم.  می‌خواهم که جایی مخصوص خودم داشته باشم و خانواده‌ام اطراف من حلقه بزنند.  می‌خواهم وقتی که حرف می‌زنم مرا جدّی بگیرند؛ می‌خواهم که مرکز توجّه باشم و بی آن که سؤالی بپرسند یا حرفم را قطع کنند بگذارند حرفم را بزنم.  دلم می‌خواهد همانطور که وقتی تلویزیون خراب است و به آن می‌رسند، به من هم برسند و توجّه کنند. دلم می‌خواهد پدرم، وقتی از سر کار برمی‌گردد، حتّی وقتی که خسته است، قدری با من باشد. و مادرم، وقتی غمگین و ناراحت است، به جای بی‌توجّهی، به سوی من بیاید.  و دوست دارم، برادرانم برای این که با من باشند با یکدیگر دعوا کنند ... دوست دارم خانواده هر از گاهی همه چیز را کنار بگذارند و فقط وقتشان را با من بگذرانند.  و نکتۀ آخر که اهمّیتش کمتر از بقیه نیست این که مرا تلویزیونی کن تا بتوانم آنها را خوشحال و سرگرم کنم.  خدایا، فکر نکنم زیاد چیزی از تو خواسته باشم.  فقط دوست دارم مثل هر تلویزیونی زندگی کنم."

انشاء به پایان رسید. مرد نگاهی به همسرش انداخته گفت، "عجب پدر و مادر وحشتناکی‌اند!"

  زن سرش را بالا گرفت و گفت، "این انشاء را پسرمان نوشته است!"

مرگ مسلمانان با چراغ سبز و تائید آمریکایی

عجيبه كه براي اثبات نام "خليج فارس" فوري هر طوماری رو امضا ميكنيم ولي براي حمايت از مظلوم (بگذريم كه مسلمون هستند) بعد از چند روز كمتر از 1000 تا امضا جمع ميشه. آخر الزمان به اين ميگن! مطمئن نيستم كه راجع به نام خليج فارس اون دنيا مجبور باشيم حساب پس بديم ولي مطمئنم كه واسه "شنيدن صداي مظلوميت برادر مسلمان و به داد او نرسيدن" هم اين دنيا و هم اون دنيا بد حسابي پس ميديم.این تصاویر نه ساختگی هستند و نه گوشه های از یک فیلم هالیوودی.بلکه هولوکاست واقعی مردم مسلمان و بی دفاع و بی گناه  میانمار توسط بودائیان مورد تائید کذاب کبیر آمریکا و غرب هستند که هرچند امروز " آن سان سو چی " برنده جایزه نوبل به اصطلاح صلح غربی در این کشور سردمدار و صاحب نظر و ذی نفوذ است اما بدون هیچ عکس العملی فقط همچون یک نظاره گر مشقت و فلاکت مسلمین را به نظاره نشسته است.

 
 
 

تصاویر سفر اوباما به میانمار

 

گفتمان آمریکایی

=

با ما باشید هر غلطی که خواستید بکنید

حقوق بشر = کشک

انسانیت و تمدن = کشک

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

اهدای بخاری نفتی به وزیر آموزش و پرورش
 
دادگران بوکان
 
تعدادی از دانشجویان به وزیر آموزش و پروزش بخاری نفتی اهدا می‌كنند.
به گزارش "عدالتخواهی" به دنبال حادثه آتش‌سوزی در مدرسه دخترانه در شین آباد پیرانشهر و فوت سیران یگانه، یکی از دانش آموزان آسیب دیده در حادثه آتش سوزی، جنبش عدالتخواه دانشجویی یک عدد بخاری نفتی به حمیدرضا حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش اهدا خواهند كرد.
 این دانشجویان در اعتراض به این واقعه که ناشی از بی‌عدالتی در بهره‌مندی از امکانات آموزشی است، به حمیدرضا حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش توصیه می‌کند که اتاق کار خود را با بخاری نفتی گرم کند.

دانشجوی مسلمان

زمانه، زمانه­ي غريبي است. امروز اگرچه امكانات مادي بشر توسعه­ فوق­العاده­اي يافته است، اما اگر نيك بنگريم به خوبي درمي­يابيم كه دامنه اختيار و آزادي بشرِ امروز، روز به روز در حال تنگتر شدن است. اگر زماني تنها عاملي كه تا حدّي آينده و مسير زندگي شخص را متأثر مي­كرد شغل پدر و طرز فكر او بود، امروز عوامل متعدد به جا و نا به جايي خارج از اختيار ما وجود دارند كه تصميم گيري­هاي ما را تحت شعاع قرار مي دهند.

دادگران بوکان

  تفكر سيستمي دنياي جديد و طرّاحي سيستمهای نوین آموزشی بر اساس آن باعث شده است كه آدميان مجبور باشند براي ادامه حيات خويش تنها يكي  از مسيرهاي موجودِ ازپيش طراحي شده توسط طراحانِ اين سيستم را انتخاب كنند. طراحاني كه كيلومترها دورتر از ما تحت لواي تمدن غرب ، ما را مورد تهاجم افكار خويش قرار داده­اند. از آنجايي كه غربيان در جهان بيني خويش ؛ انسان را به جاي خدا نشانده­اند آيا نمي­توان انتظار داشت كه مسيرهاي طراحي­شده­ي ايشان مقصدي جز دنياپرستي و سكولاريسم داشته باشد؟

    اين مسيرهاي از پيش طراحي شده به قدري مورد عبور و مرور قرار گرفته­اند كه صاف و بي سنگلاخ گشته­اند. كسي كه قدم در اين راه مي­گذارد بسيار مشكل است كه بخواهد اين آسايش و راحتي صافي و وضوح جاده را رها كند و حتّي نيم نگاهي به دور و اطراف خويش بيندازد. براي يك دانشجوي مسلمان که در مملکتی اسلامی زندگی می کند ، تازه اگر گرفتار امراضي چون غرور و خودشيفتگي و دنيازدگي و جاه طلبي نباشد يكي دو سال به طول مي­انجامد تا مسير خويش را مورد تشكيك قرار دهد. البتّه لزوماً اين خودآگاهي و توجه به مقاصد ديني در مسير زندگي به تغيير مسير نبايد بينجامد.

  از اینرو با تبعیت از آرمانهای انقلاب و ایمان و اطمینان به راه بلدی و بصیرت مشعلدار نام آشنای انقلابمان همه حرکات و سکنات خویش را اسلامیزه کنیم و در کل اساس شخصیت و منش خویش را بر پایه ایده آلهای اسلام ناب محمدی بنا نهیم.

مقدّرات اين كشور به دست اين دانشگاهي هاست

  لابد  این جمله امام  را بارها بر در و ديوار و از زبان اين و آن شنيده­ايد.انشالله امسال  سی و چهارمین  سالگرد انقلاب اسلامي را جشن مي­گيريم.

   كمي تأمل در سخنراني­هاي حضرت امام خميني(ره) و دقت در آرمانهايي كه ايشان براي نقش جمهوري اسلامي ايران در جهان ترسيم کرده بودند و نوع نگاه مقام معظم رهبری به مسایل جهانی و منطقه ای و رصد وضعیت و جایگاه کنونی نظام اسلامیمان در معادلات منطقه ای و فرا منطقه ای و تحقق راستین شعار صدور انقلاب ، ما را به این باور می رساند که وظیفه ای بس خطیر را به عنوان یک دانشجوی مسلمان در شرایطی که چشم امید همه مستضعفان عالم و مسلمانانی که در بند حاکمان ظالم و متحجر خویش گرفتارند به سوی ما دوخته شده است را بر دوش داریم.

همانگونه که آنها فلسفه وجودی خیزش خویش را بر مبنای انقلاب اسلامی ما نهاده اند و امیدوارند ثمره انقلابشان به شکوفایی و بالندگی انقلاب اسلامی ما باشد و دانشگاه را به عنوان رکن مهم و تاثیر گذار در سیاست کلان مملکت ما یافته اند و نقش دانشجویان را در این مدل پویای انتخابی برای جهش خویش را بسیار پر رنگ و قابل توجه ترسیم کرده اند.

از اینرو تلاش ما باید دوچندان و میل ما برای کسب قله های علم و معرفت صد چندان گردد و با تفکری نشات گرفته از اسلام مترقی نمود یک الگوی کارآمد را از خود متجلی نمائیم.

در آخر، انتهای کلام خویش را با بیان بزرگترین آسیب و اشکال محتمل بر محیط دانشجویی از دیدگاه مقام معظم رهبری مزین می نمایم.

ایشان در جمع داشجویان و در پاسخ به سوالی در این خصوص می فرمایند:

بدترین اشكال و اشكال وارد بر محیط دانشجوئى این است كه دانشجو دچار محافظه‌كارى شود و حرفش را با ملاحظه موقع و مصلحت خیالى بیان كند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند. البته در كنار این صراحتِ در بیان، صداقت در نیت هم باید وجود داشته باشد و در كنار او، سرعت در پذیرش خطا؛ اگر ثابت شد كه خطاست. فرق شماى جوان و دانشجو و صادق و پاكیزه‌دل، با یك آدم سیاسى‌كار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را كه میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد كه اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یكى از بهترین شاخصه‌هاى دانشجوئى است.

این نکته را بخاطر بسپار

ادگران بوکان

 

با دیده انصاف بنگریم

نعمت خدمت به مردم تحفه ای گرانبهاست که خداوندمتعال نصیب هر کسی نمی کند و الحمد... دارندگان این فرصت ارزشمند به اهمیت و ارزش آن واقفند وهم به گذرا بودن موعد این مجال، لذا مسئولان و خادمان مردم در نظام اسلامی با مغتنم شمردن این فرصت در تلاشی خستگی ناپذیر در پی اعاده حقوق و بر طرف نمودن خواسته و نیازهای بحق اربابان راستین خویش که همان مردم باشند بر می آیند.چندی است نحوه اعلام گزارش عملکرد شهرداری بوکان که امری طبیعی و بجاست دستمایه ای نگاه نقد آلود رسانه های فعال در این شهرستان شده است.متاسفانه به علت عدم وجود رسانه های نوشتاری مستعد و منظم و نبود امکانات کافی برای استمرار بیان عملکرد دستگاههای اجرایی از جمله شهرداری که به عنوان نهادی مهم که نحوه عملکرد و اجرای وظایف محوله به این نهاد مستقیماً بر کیفیت زندگی روزمره مردم تاثیر گذار است.گاهاً سبب می شود شهروندان در جریان بسیاری از امور مهمی که به واسطه وجود شهرداری صورت می پذیرد،قرار نگیرند و آنگونه که می بایست از چندوچون خدمات این نهاد با خبر نشوند،هر چند با صحه گذاردن بر نقش و اهمیت و میزان قابل توجه عملکرد دستگاههای اجرایی فعال در شهرستان علی الخصوص شهرداری بوکان ، توفیق روزافزون  را برای این عزیزان و همه خادمان مردم را از درگاه خداوند مننان خواستاریم، اما نباید این نکته را فراموش کنیم که هرچه تلاش کنیم کافی نیست و نخواهد بود.زیرا با نگاهی هرچند گذرا به وضعیت شهرمان در می یابیم که هنوز انجام خیلی از کارهای اساسی و رفع نیازهای ضروری مردم باقی است و این انتظار می رود اصحاب رسانه ها هم با حذر از آلوده کردن قلمشان به غرایض مختلف و با سر لوحه قرار دادن فرمایش رهبری در خصوص بیان کارها و خدمات صورت گرفته توسط دستگاهها با رویکردی منصفانه هم از کارهای کردشان تمجید کنند و هم در پی بیان و انعکاس خواسته ها و مطالبات بحق مردم باشند. اشاا...

 

بسیج

بسیج

بسیج بر گستره معرفت و انسانیت جلا یافته و بسیجی بودن نشانگر اخلاص و پاکی نیت است.چه بسیار بسیجیانی که بر سنگرهای ایثار و مقاومت ایستادگی کردند و چه با شکوه درخشیدند و چه خاضعانه جان دادند و امروز ادامه دهندگان راهشان پرچم عزت و شرافت ملت را بر قله های علم و معرفت به اهتزاز در آورده اند.

بسیجی با آدم به دنیا آمد و با خاتم کامل شد و با منجی برانگیخته خواهد شد.آری بسیجی را خوب می توان توصیف کرد اما به همان مقدار نمی توان او را درک کرد.ما که مانده ایم در غبار غربت این دوران با اقتدا به مراد راستین خویش با نگاهی ژرف دور دستهای سعادت و افتخار را می نگریم،شاید این روزها در ظاهر آری می شنویم و در واقع نه و وقتی مجال صحبت می یابیم حق داریم اما هنگامی که هنگامه تحویل گرفتن می رسد دیگران را ارجع ترند.در هر کجا که پا می گذاریم اگر بگوئیم بسیجی هستیم نگاهشان عوض می شود گویی انگار دیگران می ترسند این جمله را از ما بشنوند و اگر به قول بعضی ها ، ما از بسیجی بودن فقط کارتش را داریم همان هایی هستیم که سعی داریم لااقل با کارهای به ظاهر ساره پلی بزنیم به سوی زیبای مطلق و هیچ وقت به خود این جرات را نداده و نمی دهم که بگوییم بسیجی هستیم ، بلکه می گوییم  ما در اقیانوس ژرف بسیج زندگی می کنیم و بدون آن تنفس برایمان ممکن نیست .

مجازات مداح 'نما'ی هتاک چیست؟توهین به خلفای راشدین واصل۱۲قانون اساسی

آقای مداح 'نما' ! امام تر از امام علی (ع) و ایمه اطهار در دفاع از اهل بیت نیستی که اگر نقل و سفارشی بود ایشان ما را بدان رهنمون می ساختند و رهبرتر از آیت ا... خامنه ای نمی باشی که حرمت صحابه رسول خدا (ص) را واجب شمرده اند.

ناتوانی بعضی تا بدانجا رسیده که بجای روشن ساختن چرایی برپایی حماسه عاشورا و دلاوریهای یاران امام (ع) ، گویا راهی بجز توهین به اصحاب رسول خدا(ص) برای گریاندن عزاداران امام حسین (ع) نمانده است هرچند همگان بر اختلافات بین شیعیان و اهل تسنن آگاهند و حقیر خود را مجاز به ورود به این گفتار نمی بینم اما به این جملات سربسته نسبت به  کسانی که خود را به عنوان عروسکی بی اختیار در اختیار کسانی قرار می دهند که هدفی جز مورد استناد قرار گرفتن اعمالشان به وسیله دشمنان و منافقان ندارند بسنده  می کنم  که : آقای مداح "نما" ! امام تر از امام علی (ع) و ائمه اطهار در دفاع از اهل بیت نیستی که اگر نقل و سفارشی بود ایشان ما را بدان رهنمون می ساختند و رهبرتر از آیت ا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب نمی باشی که حرمت صحابه رسول خدا (س) را واجب شمرده اند.

البته با توجه به تبلیغات وسیع دشمنان وحدت امت اسلامی در خصوص پخش کلیپ های تصویری در بعضی از شبکه های معاند که متاسفانه صرفاْ با قصد بر هم زدن فضای اخوت میان شیعیان و سنیان ایران اسلامی و به طریق اولی در هنگامه عزاداری سرور و سالار شهیدان در صدد القاء تصورات مسموم و آلوده خود در مورد همه گیر شدن فضای توهین در مدیحه سرایی ها در این ایام هستند باید به صراحت اعلام کرد نه تنها این حوادث و کلیپها خلاف واقع هستند و خدای ناکرده در صورت رخداد چنین مواردی با ماهیت و فلسفه ماتم و غزاداری در هنگامه ماه محرم در تعارض هستند به هر جهت در گذشته نیز شاهد چنین اعمالی بوده ایم که مقام معظم رهبری ومراجع عظام تقلید صفوف شیعیان و پیروان اهل بیت را از اینگونه هتاکی ها جدا نموده و با صراحت لهجه ای بی مثال چنین اعمالی را حرام دانسته اند.

لطفاَ برای دیدن نظر علمای برجسته جهان تشیع کلیک کنید

برای نظرات مندرج در دادگران بوکان کلیک کنید

اما آنچه که مقصود اصلی این نوشتارست ، بررسی و تطبیق قوانین جزایی کشور و اینکه اصولا اینگونه اعمال مجرمانه تلقی می شوند؟

آنچه که مسلم است دین رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران ، اسلام و مذهب اصلی آن تشیع و مذاهب چهارگانه دارای احترام کامل هستند و یقینا از اسباب و لوازم احترام ، توهین نکردن به اعتقادات ایشانست:

اصل ۱۲ قانون اساسی:دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی‌عشری است و این اصل الی‏الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‏ها رسمیت دارند و در هر منطقه‏ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب.

حال اگر در این میان شیعه "نما"یی  و به هر دلیلی نسبت به اعتقادات سایر مذاهب اسلامی بی حرمتی کند ، کمترین نتیجه اش تفرقه و دو دستگی میان ملت و مردم کشورست و چه بسا ایجاد فتنه و آشوب بهمراه داشته باشد که مسلما خلاف مصالح و امنیت داخلی و ملی کشورست.

از سوی دیگر اقدامات تند روهای مذهبی خارج از کشور در کشتار شیعیان  که البته گاهی دامنه آن به داخل کشور کشیده است را نمی توان بی ارتباط با به این توهین ها دانست و به راحتی این اعمال را می توان مصداق عمل مجرمانه ماده 500 قانون مجازات دانست.

ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی :هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع ‌گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.

همچنین از سوی برخی مداح "نمایان" انگشت شمار دیده شده است که اعمالی را به ائمه اطهار (ع) و حضرت زهرا (س) نسبت می دهند که نه تنها هیچ سند و مدرک متقن و تایید شده ای برای آن وجود ندارد بلکه موجب وهن و تخفیف شخصیت والای آن بزرگوارانست و قانونگزار برای این عمل نیز مجازات "خاص" و طی ماده جداگانه در قانون مجازات تعیین نموده است:

ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی : هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیای عظام یا ائمه‌ی طاهرین (ع‌) یا حضرت صدیقه‌ی طاهره (س‌) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب‌النبی باشد اعدام می‌شود و در غیر این صورت‌ به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.

یادمان نرفته که تا چند سال پیش نه چنین غلو هایی در عزاداری ها و مداحی ها جا داشت و نه چنین کشتارهایی علیه شیعیان رواج داشت و هنوز نیز در گوشه های کشور برادران شیعه و سنی با کمال احترام نسبت به عزای امام حسین (ع) اهتمام می ورزن که برای نمونه می توان به شرکت مردمان مناطق کردنشین ایران از جمله شهرستان بوکان اشاره نمود که در کمال احترام و وفاداری به خاندان پاک نبی مکرم اسلام با مشاهده دسته های غزاداری به خیل عظیم عزاداران می پیوندند با اعتقادی راسخ قیام امام حسین (ع) را قیامی برحق و آزادمردانه می دانند.

 

دور اندیشی رهبری مانع انتفاع دشمن از شرایط موجود کشور شد

دادگران:در عجبم چرا نمایندگان ملت خود به این نتیجه نرسیدند که شاید اقدامشان برای سوال از رئیس جمهور در شرایط کنونی کشور به نحوی آب در جوی دشمن ریختن باشد.شاید این جمله امام راحل را فراموش کرده اند که فرموده هر گاه عملی را انجام دادید و دیدید دشمن از عملکردتان خوشنود است یقین داشته باشید که راه را اشتباه رفته اید.مطمئناً تاکید مقام معظم رهبری بر بصیرت و دور اندیشی خواص در تصمیم گیری ها و اظهار نظرهایشان از سر نصیحت نبوده بلکه همانهایی که با نطق ها و بر سر و سینه زدن های آنچنانی اگر مقداری به عاقبت بازخورد کردار و گفتارشان اندیشه می کردند و به جای انگشت اتهام زدن به این و آن، قدری منصفانه تر و به دور از هرگونه غرض سیاسی فقط نفع ملت و نظام اسلامی را مد نظر قرار میدادند نیاز به ورود رهبری به این مسئله نمی بود.هرچند مقام رهبری طبق نص صریح قانون اساسی در هر مورد که صلاح بداند می تواند وارد و اعمال نظر نماید.امیدواریم همه آناتکه دم از ولایت مداری و پیروی از اصول نظام و اراده رهبری میزنند از این پس قدری با تامل گام بردارند و لب به سخن بگشایند .    انشاا....

مقاومت با مقاومت عاقبت طعم پیروزی را چشید

 

عاقبت مقاومت

 با مقاومت طعم پیروزی را چشید

دادگران بوکان

قابل توجه بعضی ها.....

بيانات در ديدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان

مقام معظم رهبری:

تحریك احساسات مردم در جهت ایجاد اختلاف خیانت به كشور است

ادامه نوشته

مگسی که ماتیک قرمز زده بود

گفت: شیمون پرز، رییس جمهور رژیم صهیونیستی در مصاحبه با رادیو اسراییل گفته است باید مردم ایران را تشویق کنیم که جمهوری اسلامی را ساقط کنند!

 گفتم: این یارو عجب خل و چلیه! یعنی هنوز نفهمیده که مردم ایران به اندازه ای از صهیونیست ها نفرت دارند که هرچه آنها بگویند، برعکس آن را عمل می کنند؟

گفت: اتفاقا چند ماه قبل یکی از روزنامه های آمریکایی به همین نکته اشاره کرده و خطاب به سردمداران رژیم صهیونیستی نوشته بود مردم ایران اگر هم بین خودشان اختلافی داشته باشند در مقابل اسراییل اتفاق نظر دارند.

گفتم: حیوونکی شیمون پرز، شاید دلش را به تعدادی از فتنه گران مدعی اصلاحات خوش کرده که روز قدس سال ۸۸ با توصیه سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به نفع اسراییل شعار دادند؟!

گفت: سران و عوامل فتنه که ایرانی نیستند.

گفتم: چه عرض کنم؟! یارو می گفت: دیشب خواب دیدم یک نقطه قرمز رنگ در آسمان به سمت من پرواز می کند و احساس کردم قلب یکی از عاشقان من است که از عشق من خون شده! رفیقش گفت؛ من هم آن نقطه قرمز رنگ را دیدم، یک مگس بود که ماتیک زده بود!

سینما در کما

ابهام در آینده تنها سینمای بوکان

بوکان شهری است بیش از دویست هزار نفر جمعیت با این وجود تنها سینمای این شهرستان سالهای متمادی است که درهایش را بر روی دوستدارانش بسته است. خبرنگار ما در گفتگو با رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوکان به عنوان متولی امور فرهنگی در این شهرستان، علت اصلی عدم استفاده از این سینما را جویا شد.

رضا عباسی با اشاره به این نکته که شهرداری مالک سینما وحدت بوکان است اعلام کرد چندین بار برای ساماندهی و بازگشایی مجدد این سینما با شهردار مراوداتی صورت داده است و افزود، وضعیت این سینما امروز به علت عدم استفاده در سالهای گذشته عملاً غیرقابل استفاده شده است و باید بازسازی یا نوسازی شود اما طبق ضوابط موجود و در صورت تمایل مالک، اداره ارشاد فقط می تواند یک سوم هزینه ها را تقبل کند و دوسوم دیگر باید توسط مالک که همان شهردار است و شورای برنامه ریزی شهرستان به صورت مساوی تأمین شود.

کمال کریمی عضو شورای شهر بوکان هم در همین رابطه گفت: اجرای برنامه های فرهنگی یکی از اساسی ترین وظایف شورای شهر و شهرداری است به این دلیل شورای شهر به کرات بحث ساماندهی به سینما وحدت را در دستور کار خود قرار داده است از همین رو حدود یک سال و نیم پیش مصوبه ای در شورا به تصویب رسید که طی آن مقرر گردید مدیریت سینما و بازگشایی آن به صورت مزایده به بخش خصوصی واگذار گردد اما متأسفانه پس از اجرای مزایده و واگذاری آن به بخش خصوصی به تعهدات خود عمل نکرد. کریمی ادامه داد اخیراً این شورا طی مصوبه ای درصدد اجرای یک مزایده جدید برای واگذاری آن به بخش خصوصی برآمده است. با این حال به نظر می رسد شهردار به علت عدم سود دهی تمایل چندانی به سرمایه گذاری برای بازسازی و ساماندهی به وضعیت نامناسب سینما نداشته باشد البته نباید فراموش کرد که محل نامتعارف سینما و قدیمی بودن آن و عدم استقبال مردم از مهم ترین موانع بر سر راه بازگشایی سینما وحدت به شمار می آید.

فقط به خاطر یک مشت توت

شوارع شهر مملو از درختان گوناگونی است که علاوه بر تصفیه هوا و توازن گسترده سبز، گاهی هم به عنوان سایه بان مورد استفاده شهروندان قرار می گیرد. درختان توت خیابان انقلاب بیشتر از گونه های متنوع دیگر درختان به علت بارور بودنشان متمایزند.این درختان زیبا علاوه بر گستراندن چتر شاخ و برگهایشان به عنوان سایه بان بر سر عابران در اواخر فصل بهار شهد شیرین وجود خویش را در قالب توت های آبدار به شهروندان عرضه می کند. اما متأسفانه عدم مدیریت صحیح در جمع آوری و نگهداری میوه های این درختان موجب می شود به واسطه ریزش میوه های رسیده از شاخه بر روی پیاده رو ها فضای نامناسبی به وجود آید البته نباید از یاد برد که بعضی از شهروندان با روشهای گوناگون اقدام به جمع آوری و چیدن توت های رسیده این درختان می کنند که متأسفانه در این میان درختان اهمیت خود را از دست می دهند و توت دوستان حتی به قیمت شکستن شاخ و برگهای این اشجار اقدام به جمع آوری ثمره های شیرین و آبدار آنها می نمایند. هرچند باید به این نکته اشاره کرد که توت یکی از آن میوه هایی است که پوسته محافظ و لایه بیرونی آن بسیار نازک بوده و آفات و میکروب های گوناگون بسیار آسان در آن نفوذ می کنند و مجاورت این درختان در محل عبور و مرور خودروها و گرد و غبار ناشی از فضای آلوده شهر و همچنین سمپاشی سالانه شهرداری باعث می شود میوه های آن تقریباً غیر قابل استفاده گردند اما نکته حائز اهمیت تر اینکه برخی از عابرین با چیدن چند توت و نشسته خوردن آنها در کمال بی توجهی به آلوده بودن بیش از حد این میوه ها عملاً سلامتی خود را به خطر می اندازند. گفتنی است در سالهای اخیر واحد فضای سبز شهرداری بوکان در انتخاب نهال هایی که در سطح شهر می کارد بیشتر بر غیر مثمر بودن آنها تأکید دارد اما وجود این درختان توت در خیابان های مرکزی شهر یکی از مسائلی است که هر ساله با اتمام فصل بهار بیشتر از پیش ملموس می گردد.

بررسی علل اصلی صفهای طولانی خودروها مقابل جایگاههای cng بوکان

استفاده از خودروهای گاز سوز 'سی. ان. جی' علاوه بر مزایایی مانند كاهش مصرف بنزین و تاثیر مستقیم بر كاهش آلودگی هوا، به خاطر ارزان بودن قیمت این مورد اقبال مردمی قرار گرفت و روز به روز بر تعداد خودروهای گاز سوز افزوده شده است.

شركت های خودروساز نیز با توجه به اقبال عمومی به خودروهای گازسوز و استراتژی دولت برای گسترش ناوگان این خودروها، فعالیت های خود را بر روی تولید خودروهای گاز سوز متمركز كرده و در این راستا اقدامات مطالعاتی گسترده ای را انجام داده و موتور پایه گاز سوز را طراحی و تولید می كنند.

اما این در حالی است که قرار بود گاز طبیعی از طریق تبدیل به سوخت سی.ان.جی رقیب بنزین و گره گشای مشکل افزایش هزینه سوخت خودروها باشد ولی با گذر از مرحله اول اجرای هدفمند کردن یارانه ها نه تنها قیمت آن با بنزین برابری می کند بلکه شایعاتی مبنی بر افزایش قیمت این سوخت و برابری قیمت آن با قیمت بنزین همگام با حذف ارائه بنزین آزاد به گوش می رسد. به گفته کارشناسان در طول مدت اجرای مرحله نخست این قانون اگر چه برخی از مشکلات جایگاه داران مانند تعرفه برق و مالیات بر ارزش افزوده تا حدودی مرتفع شد اما هنوز مشکل کارمزد این صنف است. در حال حاضر اگرچه حدود 95 درصد از جایگاه های این سوخت در کشور توسط بخش دولتی احداث شده اند، اما نباید از 5 درصدی که توسط بخش خصوصی اداره و نگهداری می شوند گذشت.

اما این مسایل تنها فقط یک روی ماجرا است و روی دیگر آن، مشکلات عمده ای است که برای مصرف کنندگان این سوخت به واسطه ی کم بودن مشکلات ناشی از عدم مدیریت صحیح جایگاه های سی.ان.جی موجود برای آنها به وجود آمده است.

برخی كاربران خودروهای گاز سوز معتقدند عدم استفاده از حداكثر ظرفیت جایگاه ها و عدم مدیریت صحیح آنها، دو علت اصلی در ایجاد صف های طولانی سی ان جی و در نهایت نارضایتی مردم است.

یكی از رانندگان كه در صف كیلومتری جایگاه سی ان جی در بوکان منتظر گذر زمان و رسیدن نوبت سوختگیری است، گفت: همیشه نیمی از پمپ های گاز سی ان جی در جایگاه های سوخت به طور مرتب خراب است و این موضوع باعث ایجاد صف های طولانی در خیابان ها و مقابل جایگاه های سی ان جی می شود.

وی افزود: با وجود اینكه تعداد جایگاه های سوخت رسانی در شهر كفاف نیاز خودروهای سی ان جی سوز را نمی دهد ولی دلیل عمده ایجاد صف های طولانی و طاقت فرسا تعطیل بودن تعدادی از این جایگاه ها و كار نكردن برخی پمپ ها می باشد.

یكی دیگر از این رانندگان با ابراز عقیده ای مشابه اعلام کرد: بعد از سهمیه بندی بنزین، جایگاه های سی ان جی بهترین مامن رانندگان قشر متوسط جامعه و مسافربرها بود تا بتوانند امورات خود را انجام دهند، ولی رشد روز افزون تعداد خودروهای گاز سوز و عدم افزایش تعداد جایگاه های سی ان جی موجب طولانی شدن صف های این جایگاه ها شده است.

وی اظهاركرد: طول این صف ها در اكثر مواقع به حدی زیاد است كه طاقت رانندگان برای ایستادن در آنها كفاف نمی كند.

در یکی از جایگاه های سی.ان.جی شهرستان بوکان یک راننده تاکسی در پاسخ به سؤال ما در خصوص میزان زمانی که در صف سوخت گیری صرف می کند گفت: من روزانه عموماً سه بار سوخت گیری می کنم و هر بار حدود سی تا چهل دقیقه در صف معطل می مانم،‌این راننده تاکسی ادامه داد:درست است كه تعداد جایگاه های موجود سی ان جی جوابگوی نیاز خودروهای گازسوز فعلی نیست ولی اگر تمام جایگاه ها با تمام ظرفیت كار كنند و هر كدام از آن ها به بهانه ای فعالیت خود را تعطیل نكنند طول صف های گاز به مراتب كوتاه تر از شرایط فعلی می شود.

در گفتگو با کمال کریمی رئیس شورای شهر بوکان از وی خواستیم در مورد علل اصلی صف های طویل خودروها در مقابل جایگاه های سی.ان.جی بوکان توضیح دهد. وی در این باره گفت: عدم تناسب تعداد خودروهای مجهز به سیستم سی.ان.جی و جایگاه های سوخت گیری یکی از اصلی ترین علل ایجاد صف های طولانی و طاقت فرسا در بوکان است و شیرینی استفاده از سی.ان.جی را بر کاربران آن تلخ نموده است. در بوکان سه جایگاه اختصاصی سی.ان.جی و دو جایگاه دو منظوره وجود دارد که به زودی برای احداث یک جایگاه اختصاصی دیگر در مسیر ترمینال شمال این شهر اقدام خواهد شد. کریمی ادامه داد با وجود اینکه در هیچ یک از شهرهای اطراف این شهرستان به اندازه بوکان جایگاه سی.ان.جی وجود ندارد،اما با این حال صف های طولانی و مداوم، رانندگان علی الخصوص رانندگان خودروهای عمومی اعم از تاکسی ها و مسافر کش های شخصی را می آزارد و این مسئله ریشه در بالا بودن حجم خودروهای دوگانه سوز در این شهرستان دارد.

در این میان آنچه كه در صفوف طاقت فرسای 'سی ان جی' بیشتر از همه چیز خودنمایی می كند خوش ذوقی رانندگان و سرنشینانی است كه در این صف های طولانی مجبورند برای گذران وقت كارهای مختلفی انجام دهند، عده ای جدول حل می كنند، برخی می خوابند و گروهی ماشین خود را تمیز می كنند و دسته ای دیگر نیز كه حوصله بیشتری دارند جلسات بحث و نقد و بررسی مسایل مختلف تشكیل می دهند و تخمه ای می شکنند و چای می نوشند.

دردسر وجود نخاله های ساختمانی در معابر

تجاوز به حقوق شهروندی

شاید بارها با این صحنه روبه رو شده باشید و تجاوز به حقوق شهروندی که براحتی با ریختن نخاله های ساختمانی در پیاده روها اتفاق می افتد و کسی آن را زیاد جدی نمی گیرد. براساس ضوابط و مقررات شهرسازی، انباشتن مصالح و ضایعات حاصل از تخریب در پیاده رو و دیگر معابر و فضاهای عمومی بدون کسب مجوز ممنوع است و در نبود فضای کافی، باید هر روز مواد جدا شده به مکانی مجاز با هماهنگی شهرداری منتقل شوند و مالکان صرفاً مجاز به استفاده از یک سوم عرض گذر پیاده رو هستند.

سازندگان به تمام پیاده رو راضی نمی شوند

بارها شاهد بوده ایم که سازندگان به تمام عرض پیاده رو هم راضی نمی شوند و به حریم خیابان و کوچه تجاوز می کنند ضمن اینکه در بسیاری موارد با گرفتگی جوی آب در اثر ریختن مصالح ساختمانی مواجه می شویم. خیلی جالب تر است بدانیم که برخی سازندگان جوی آب را عمداً برای استفاده از آب با استفاده از مصالحی مانند آجر سد می کنند. این در حالی است که بر اساس این مقررات مصالح ساختمانی و مازاد آن و ابزار کار ساختمانی نباید گذرگاه عمومی پیاده رو را اشغال کند و در مواردی که اجرای عملیات ساختمانی ضرورت استفاده موقت بیش از یک سوم عرض پیاده رو را ایجاب کند مالک ساختمان باید قبلاً اجاره نامه لازم را از شهرداری بگیرد ریختن مصالح روی آسفالت به کلی ممنوع و شهرداری موظف است در صورت مشاهده برای جمع آوری آنها اقدام کند.

مسئولان هم سهیم هستند

مسئله آنجا بغرنج تر می شود که حتی سازمانها و نهادها نیز در بسیاری از مواقع با کندن پیاده روها برای نصب تاسیسات و یا عوض کردن آنها فضایی بسیار نامطلوب را به وجود می آورند. به کرات دیده شده است که پس از حفر زمین توسط مسئولان و دست اندرکاران مربوطه هفته ها پیاده روها میزبان نخاله های ساختمانی بوده اند و علیرغم درخواست های متعدد در این رابطه  اقدامات به کندی صورت گرفته است. به طور مثال می توان به بازسازی "حوزه گه وره بوکان" واقع در خیابان انقلاب توسط سازمان آب و فاضلاب این شهرستان اشاره کرد که ماهها نه تنها پیاده روی مقابل ساختمان مورد نظر را بلکه قسمت قابل توجهی از خیابان اصلی شهر بوکان را نیز در تصرف خود گرفته بود.

وقتی شانس پیاده روی از دست می رود

اشغال پیاده روها به وسیله نخاله ها و مصالح و برخورد جدی نداشتن با این موضوع می تواند سهل انگاری بیشتری را از سوی شهروندان غیر متعهد به حقوق همشهری هایشان ایجاد کند. بسیاری از خیابان ها پیاده رو دارد ولی ناگهان فرد مواجه با بسته بودن راه می شود. در خیابان های داخل شهر نیز امکان پیاده روی خیلی کوتاه و در بعضی نقاط به دلیل ریختن مصالح ساختمانی، پارک ماشین ها در پیاده رو، آسیب های آسفالت و خرابی آن مسیر نیست و فضاسازی پیاده روها اغلب به گونه ای است که شانس بزرگ پیاده روی در مسافت های کوتاه از افراد گرفته شده و آنها این مسیر را با وسایل نقلیه طی می کنند.

عاملی برای ایجاد ترافیک

با افزایش خودروها و تبدیل شدن خیابان های بوکان به پارکینگ تنها راهی که برای تردد باقی می ماند، پیاده روها هستند و پیاده روهایی که وضعیت آسفالت آنها بهتر از خیابان نیست و بسیاری اوقات از جمله ساعات شلوغی گنجایش خیل عظیمی از عابران پیاده را ندارد و عابران را به ناچار برای تردد به خیابان ها می کشاند که این کار نیز خطراتی را علاوه بر ایجاد ترافیک و راهبندان برای عابران در پی دارد.

سگ بازی، کلاس اجتماعی یا عقده گشایی؟

دادگران به نقل از"صراط " - مدتی است که پدیده سگ گردانی در خیابان های شهر تبدیل به نوعی نماد تجدد در میان دختران و پسران ایرانی شده است .

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی صراط ، متاسفانه امروزه پدیده ناپسند "سگ گردانی " در خیابان های شهر یا نگه داشتن سگ های کوچک در منزل ، تبدیل به نمادی برای تجدد و به روز بودن مردم شده است و بر خلاف گذشته دیگر این روزها مشاهده حیوانی که از پنجره ماشین و یا کاپشن مردی موتور سوار بیرون را نگاه می‌کند برای افرادی که در جامعه شهری زندگی می‌کنند، عجیب نیست .

بنا به اعتقاد بسیاری از روانشناسان و کارشناسان امور اجتماعی ، رواج پدیده سگ گرداني و نگهداري از آن ، علاوه بر مضرات بسيار زياد بهداشتي و زيان آور بودن براي سلامت عمومي، يك معضل فرهنگي- اجتماعي و نوعي تقليد كوركورانه از فرهنگ مبتذل غربي است.

بر اساس آمار های به دست آمده در رابطه با علت شیوع سگ بازی در میان جوانان و برخی خانواده های ایرانی ، تلاش برای دست یافتن به گونه‌ای پرستیژ اجتماعی در محیط‌های شهری ازجمله مهم‌ترین انگیزه‌هایی است كه برخی از افراد را به نگهداری و نمایش عمومی حیوانات خانگی ترغیب می‌كند و جوانان با مشاهده این حرکت در میان قشر مرفه و به ظاهر متجدد ، برای عقب نماندن از قافله به این پدیده مخرب اجتماعی گرایش پیدا می کنند .

گفتنی است؛ در حالی رواج نگهداری از حیوانات خانگی به خانواده‌های متوسط جامعه هم کشیده شده و جزء لاینفکی از زندگی شهری و کلاس اجتماعی آنها شده است که کارشناسان اجتماعی معتقدند تعداد بسیاری از جوانان بی ‌آنكه حداقل اطلاعاتی از نگهداری، مشكلات و بیماری‌های آن و شناخت شخصیتی حیوان داشته باشند این کار را انجام داده و بیشر از ماهیت اصلی نگهداری و ارتباط با حیوان، نمایش حیوان و نشان دادن تجدد و كلاس فرهنگی مدنظر آنهاست.

در بیشتر این موارد مشاهده می شود که جوانان با الگو گرفتن از برخی چهره های مطرح جامعه نظیر هنرمندان و بازیگران ، دست به این کار می زنند و بدون هیچ پیشینه ذهنی و فقط برای همسان سازی خود با یک چهره معروف ، خود را متمایل به زندگی با حیوانات نشان می دهند .

به عقیده روانشناسان علوم تربیتی ، تغییر در نگرش افراد جامعه نسبت به مسئله "پرستیژ" ، از عوامل دیگری است که افراد را به سگ گردانی در سطح خیابان ها سوق می دهد ، با توجه به اینکه در گذشته رسیدن به پرستیژ اجتماعی نیازمند فاکتور های اساسی نظیر تحصیلات بالا بود امروز با تغییر این ارزش ها به نظر می رسد نوعی عقده گشائی هم در رابطه با بالا بردن پرستیژ  اجتماعی افراد صورت می پذیرد .

جالب اینجاست که بعضی افراد در حالی سعی می کنند به تقلید از یک فرهنگ غربی در خانه یا محل کار خود سگ های کوچک را به عنوان فرزندان خود نگه داری کنند که در فرهنگ غرب نگاه به پدیده سگ گردانی یا نگهداری از آن کاملا متفاوت از آن چیزی است که به غلط در میان برخی خانواده های ایرانی جا افتاده است .

در كشورهای غربی، وجود حیوانات خانگی در منازل به عنوان یك فرهنگ مرسوم از گذشته وجود داشته و پدیده ای نیست که در زمان های قبل به صورت یک ضد ارزش اجتماعی به آن نگاه شده باشد ؛ البته مردم ایران هم پیش از این از سگ‌های گله، سگ‌های نگهبان و حیوانات اهلی نگهداری می‌كردند، اما دیگر این حیوانات را به خانه ، حمام شخصی ، یا اتاق خواب خود راه نمی دادند .

متاسفانه، نگهداری از حیوانات خانگی در ایران، رفته‌رفته به یك نوع چشم و هم‌چشمی تبدیل شده است و به تدریج امکان دارد به هر خانواده ای که یک سگ کوچک را در میان فرزندان خود بزرگ نکند لقب عقب مانده داده شود .


دنیا به خاطر مرغ مارا مسخره می کند

دنیا به خاطر مرغ ما را مسخره می کند!!!

دادگران به نقل از تابناک :شاید شما بگویید این مسئولان بی‌کفایت هستند که باید خجالت بکشند؛ اما آیا رفتار اجتماعی ما هم در برابر مسائلی از این دست، درخور و شایسته شأن انسانی ماست؟ اکنون دیگران برای اشتیاق مردم ما به مرغ فیلم تمسخر آمیز درست می کنند!

در میان پیام‌های اخبار مرتبط و کمی مرتبط و کاملا بی‌ ارتباط «تابناک» به قیمت مرغ و گوشت، هر روز چندین کامنت با این مضمون دیده می‌شود که: «راستی مرغ کیلویی چنده الان؟».
این شاید برخاسته از نوعی شوخ‌طبعی خواننده‌ها باشد، ولی آنچه مطرح است، این که این روز‌ها، «مرغ» به مسأله نخست مردم ما تبدیل شده است، ولی آیا شأن انسانی ما هم اقتضا می‌کند که موضوعی مانند «مرغ» به مسأله و اولویت نخست ما تبدیل شود؟
بی‌گمان، نویسنده نمی‌خواهد خود را تافته جدا بافته‌ای بداند که درکی از فضای اقتصادی این روزهای کشور ندارد و از سر شکم سیری برای شما نسخه می‌پیچد. این روز‌ها همگان از بهای مرغ آگاهیم و گذشتن قیمت آن از مرز هفت هزار تومان، معادلات سبد غذایی همه ‌ما را به هم ریخته است. پای مسئولان هم به عنوان متهمان ردیف اول ماجرا، همیشه به میان بوده و تا آنجا که می‌شده، به آنان و سیاست‌هایشان انتقاد کرده‌ایم؛ اما چه سود؟

کسی حتی عذرخواهی هم نکرده که بازار از کنترلش خارج است. آنها تا توانسته‌اند وعده داده‌اند و کمتر عمل کرده‌اند؛ چنان که ناتوانی‌شان در کنترل قیمت بازار را می‌بینیم؛ اما از تکرار این مکررات چه چیز به دستمان می‌آید؟ مرغ ارزان نشد و وعده‌های چندین و چند باره مسئولان هم محقق نشده است!

این بار اما سخن از رویدادهایی است که در این روزها رخ داده و بازتاب‌های جهانی پیدا کرده و به نوعی، موجب تمسخر ما در رسانه‌ها و فرهنگ‌های دیگر می‌شود. هر روزه در فضای مجازی، تصاویر و ویدئو‌هایی از صف‌های طولانی مردم برای دریافت مرغ در ایران منتشر می‌شود که کشورمان را کشوری قحطی‌زده نمایش می‌دهد و به دنبال آن، واکنش رسانه‌های غربی را به دنبال دارد.
 در این باره به تازگی فرید زکریا نیز در بخش خبری خود در تلویزیون «سی‌.ان‌.ان» در گزارشی به این موضوع پرداخته و با نمایش بخش‌هایی از انیمیشن فرار مرغی، به نوعی روزهای مرغی ایران را به سخره گرفته است.

شاید شما بگویید این آن عده از مسئولان بی‌کفایت هستند که باید خجالت بکشند؛ اما آیا رفتار اجتماعی ما هم در قبال مسائلی از این دست، درخور و شایسته ‌شأن انسانی ما است؟ مرغ که سهل است؛ کمبود کالایی حیاتی‌تر از آن هم آیا باید ما را به چنین رفتاری وادار کند که کرامت انسانی خود را زیر پا بگذاریم؟

گیریم دولت یا هر نهاد و ارگان دیگری که توانایی کنترل بازار را ندارد و با تشکیل صف‌های طولانی، به عزت انسانی شهروندانش توهین می‌کند، به این مشکل بزرگ توجه ندارد؛ خود ما چه؟ آیا خود ما هم نباید برای خودمان احترام قائل باشیم؟
آیا خرید یک هفته، یک ماه و چند ماهه مرغ، می‌تواند ما را از آنچه می‌ترسیم، نجات دهد؟ واقعیت این است که این رویدادها در سال‌های  سخت تر جنگ نیز برای ما رخ نداد؛ بنابراین، فارغ از هر بی‌تدبیری که می‌خواهیم در این لحظه رفتار خود را نتیجه آن بدانیم، بهتر است کمی هم به رفتار خود بیندیشیم. این فیلم تلنگری هم زمان به مسئولان و مردم است . دولت مسئول این وضعیت است ؛ اما ما مردم به کجا می رویم؟!

اقدام جالب ایران و عربستان‌ در المپیک

دو کشور ایران و عربستان اجازه ندادند پرچمشان به شکل نماد بازی های المپیک 2012 تغییر کند. این نماد که عدد «2012» را به عنوان سال برگزاری بازی ها، به شکل خاصی (کلمه zion به معنی صهیون) نشان می دهد، طوری است که اگر پرچم دو کشور ایران و عربستان با آن تلفیق می شد، کلمه «الله» و «الله اکبر» در پرچم ایران و «لا اله الا الله محمد رسول الله» در پرچم عربستان از حالت خود خارج می شد. به همین دلیل دو کشور ایران و عربستان اجازه نداده اند پرچشمان با عدد «2012» تلفیق شود.

این هم یک ترفند هوشمندانه دیگر  از دشمن

حمله به ایران با پرنده های خشمگین!!!


دادگران به نقل از صراط نیوز :بازی رایانه‌ای محبوبی که اکثر کاربران رایانه با آن آشنا هستند، بازی «پرندگان خشمگین»‌ یا همان Angry Birds می‌باشد. به نظر می‌رسد این پرندگان خشمگین و سازندگان آن این بار هوای حمله به ایران را در سر می‌پرورانند.

در جدیدترین نسخه بازی «پرندگان خشمگین»‌ (Angry Birds) با نام Fry Me To The Moon، در مرحله 9 این بازی شما باید در سیاره‌ای به جنگ دشمنان خود و نابود ساختن آنها بروید که کاملا شبیه به نقشه کشور عزیزمان ایران می‌باشد.

عکس 1 (نقشه ایران)

البته در این بازی کار به اینجا ختم نمی‌شود و در مرحله 10 نیز شما به تخریب خانه‌هایی می‌پردازید که طبیعتا خانه‌های ایرانیان است چرا که این خانه‌ها بر روی سیاره‌ای شبیه به نقشه ایران بوده و حتی یکی از این خانه‌ها چیزی نیست جز برج میلاد.

عکس 2 (برج میلاد)

اخیرا سازندگان غربی بازی‌های رایانه‌ای، در بازی‌های خود حمله به ایران را در دستور کار خود قرار داده‌اند. پیش از این نیز بازی «میدان نبرد 3» که در آن نیروهای آمریکایی به ایران و تهران حمله کرده و آن را به اشغال خود در می‌آورند انتقادهایی زیادی را به ویژه از سوی بازی‌بازهای ایرانی به همراه داشته است.

دسته گل هایی که بوی .... می دهند

اینروزها که مجلس در تعطیلات تابستانی است وکلای ملت با حضور در  حوزه های انتخابیه شان به امورات موکلانشان رسیدگی می کنند.البته هستند کسانی که از این مجال سود جسته و در تلاش برای دلجویی و برطرف کردن سوءتفاهمات دوران انتخابات با وکیلاشان بر آمده اند و دسته گلهای طبق طبق ....

در میان این جماعت نادم یا مصلحت اندیش هستند کسانی که خود نوک زهر آگین پیکان رقیب بودند و انگار خصومت های شخصیشان بیشتر از هر امر دیگری در طرفداری از نامزد مقبولشان علت اصلی حضور در اردوی مقابل شخص پیروز بود.حال این دسته نادم و پشیمان از کرده ها و نا کرده ها با اشکال گوناگون در پی اثبات عدم تقصیر به هر دری می زنند که شاید به دست آورند دل دلدار صاحب منصب را تا به قول معروف از دریای الطاف ایشان بی نصیب نباشند و سرشان بیشتر از این بی کلاه نماند.نکته اینجاست که آیا این دوستان فراموش کار نطقها و عکس العمل های تند خویش را از یاد برده اند یا به اشتباه خود پی برده اند یا فلانی که شما دیوش میپنداشتید و وی را عنصری نامطلوب  نا کارآمد می خواندید به درگاه باری تعالی توبه کرده یا دنیا پرستی و وعده های رنگارنگ تاب توان تحمل منش خویش را از هوش و حواستان ستانده و همچون ... بند در هم دریده اید و به منزل مقصود که همان وکیل مقبول ملت باشد با دسته گلهایی از جنس مردم فریبی رهسپار گشته اید.

خداوند عاقبتمان را بخیر کند.انشاءالله

خایج همیشه فارس

دادگران بوکان

بوکان در تسخیر بامیه فروشان

بیرون از خانه که پا می گذاری سر هر چهار راه علی الخصوص از میدان انقلاب تا فرمانداری امکان ندارد حضور یک دستگاه فرغون حامل انباشتی از بامیه های شیره مالی شده مشامت را ننوازد. قبلاً ها حدود ده دوازده سال پیش بامیه و یار همیشگی اش زولبیا فقط در ماه مبارک رمضان آنهم نه بر روی فرغون بلکه پشت ویترین قنادی ها خونمایی می کرد. اما غربت روزگار دامن بامیه و زولیبا را هم گرفته و این دو یار دیرین را از هم جدا کرده و بامیه را نزد خلق محبوبتر نموده. علت مقبولیت بامیه را نمی دانم اما دلیل تکثر بامیه فروشان شهر را فقط در یک چیز می توان دید،‌ آنهم بیکاری است که به راستی نزدیک است اپیدمی شود. در شهر و دیار ما،‌ به قول مردم کوچه بازار در شهر ما که نه کارخانه آنچنانی وجود دارد که جوانان در آن مشغول شوند، نه فن و حرفه ای که بتوان از آن نانی در آورد اینست که نیمی از ملت بامیه فروش شده اند و خیایان ها را با آن فرغون های صفر کیلومترشان قرق کرده اند و هرکدام با نوایی خاص فریاد می زنند بامیه، بامیه جوان....

بوکان شهر سرعت گیرها!!!

ارتقاء سطح ایمنی در شبكه معابر شهری نقش مهمی در افزایش اعتمادپذیری و كارایی شبكه حمل ونقل دارد و یکی ازمهمترین پارامترهای موثر در افزایش ایمنیدر شبكه معابر كنترل سرعت وسایل نقلیه در سطح معابر و تقاطعاتمی باشد بطوریكه موجب افزایش ایمنی عبور عابر پیاده و كاهش تعداد و شدت تصادفات بین وسایل نقلیه میگردد . در اینراستا سرعت گیرها نقش مهمی در كاهش سرعت وسایل نقلیهدر طول معبر و محل تقاطعات ایفا میكنند . سرعتگیرهای مختلفی ( سرعتگیرهای لاستیکی، سرعتگیر آسفالتی و سرعتكاه آسفالتی ذوزنقه ای ) در سطح شهر بوکان مورد استفاده قرار گرفته اند كه درایننوشتار از لحاظ عملكرد ترافیکی ، كنترل سرعت وسیل نقلیه و رفتار رانندگان در شبكه شهری با یکدیگر مورد توجه قرار نگرفته و فقط جهت اطلاع همشهریان عزیز موضوعاتی پیرامون روشها و چگونگی ایجاد یک سرعتگیر ضروری یا غیر ضروری مورد بحث قرارمی گیرد.امکان ندارد هنگام رانندگی جدا از دست اندازهای استاندارد خیابانهای شهر بوکان قلمبگی های خاصی که اصطلاحاً سرعت گیر نام گرفته اند، پشت فرمان شما را از خواب غوطه وری در دنیای خیالات خارج نکرده باشد. مسیر نسبتاً، بلا نسبت هموار معابر شهرمان که خود به خودی خود رغبت رانندگان به رانندگی در سرعت بالا را افزایش می دهد سبب شده که در فواصل چند قدمی یک سرعتگیر تعبیهگردد. البته اشاره به جنس، نوع، رنگ و وجود علائم هشدار دهنده هم ضروری ندارد زیراسرعت گیر، سرعتگیر است دیگر!حال به مواد لازم و روشهای ایجاد یک سرعت گیر مطلوب اشاره می گردد امید است دستورالعمل ها و روشهای مورد اشاره راه گشا و برطرف کننده هرگونه مانع بر سر ایجاد موانع بر راه دیگران گردد!روش اول که می توان گفت یکی از بهترین روشها و ساده ترین و معمول ترین و مقبول ترین و پرطرف دارترین و... روش برای ایجاد سرعت گیر در سطح معابر است به این صورت است که بی خبر و البته با هزینه شخصی سرتان را پائین بیاندازید و بروید هرجا که دلتان خواست و به هر اندازه که پسندیدید سرعت گیر مورد نظر خود را ایجاد نموده و صدایش را هم در نیاورید چون به قول معروف یکی دو روزه برای مردم عادی می شود و اگر به ضرب المثل معروف شتر دیدی ندیدی عمل نمائید کسی هم با شما کاری ندارد.اما روش دوم اینکه اگر می خواهید از جیب خود مایه نگذارید و از امکانات بیت المال برای ایجاد سرعت گیر سود بجوئید. بهترین روش آنست که در میان اهل محل و نزدیکان خود یا عیال به دنبال آشنایی، دوستی....بگردید و اصطلاحاً پارتی بیابید البته باید این نکته را متذکر شد که هرچه قدر اندازه سرعت گیره مورد نظرتان بزرگتر باشد بلا استثناء باید با اندازه کلفتی پارتتان همخوانی داشته باشد.روش سوم که معمولاً در جاهایی دیگر میتواند استفاده باشد، به همین دلیل و دلایل معلوم دیگر از آن سخنی به میان نمی آوریم!و اما روش چهارم که سخت ترین روش بوده و تجربه نشان داده کسانی که از این راه وارد شده اند به ندرت به نتیجه مطلوب رسیده اند.در بیان جزئیات این روش باید گفت پیشتر از همه چیز یک استشهادیه محلی با حدود حداقل 1000 امضا از سفیر و وکیل و کبیر و صغیر محل از ضروریات است البته بعد از مراجعه به شورای شهر و گذر از هفت خوان جلب رضایت اعضای شورا موافقت محال شهرداری سخترین جای کار است که معمولاً به علت عدم بودجه کافی برای ایجاد سرعت گیر با درخواست شما موافقت نخواهد شد پس این همه سرعت گیر چگونه در معابر ما روئیده اند در جواب باید گفت سر خودتان را درد نیاورید!البته خالی از لطف نخواهد بود که اشاره کنیم به علل نامعلوم چندی است شبانه بسیاری از سرعت گیرهای سطح شهر ناپدید می شوند نگرانی رانندگان را فراهم آورده زیرا بحق دلشان برای این دست اندازهای دست ساز تنگ می شود. از همینجا از مسئولین امر تقاضا می شود جهت حفظ و حراست از این ... شهرمان همت بیشتری به خرج دهند زیرا شهر ما که مانند دیگر شهرها مجسمه و تندیس و ... ندارد که ببرندشان! به همین خاطر برای حفظ ظاهر و دوری از تهمت های دیگران حفاظت از سرعت گیرها وظیفه ای عمومی است!!!

یار دبستانی من چوب شعار بر سرما!!!

یار دبستانی من چوب شعار بر سرما

حک شده اسم من و ما رو تن این تخته سیاه

ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت وعده های شما هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب ، بد اگه بد همه با هم یک صدا

رای هامونو جمع می کنیم و نه می گیم  ما به شما

دست من و ما باید این پرده ها رو پاره کنه

کی می تونه جز من و ما دردامونو چاره کنه

یار دبستانی من چوب شعار بر سر ما

هر کدوم از ما می دونیم شعاره حرفای شما

امروز ارادمون اینه تمومه دوران شما

یار دبستانی من چوب شعار بر سر ما

توهین به دانشگاه و دانشگاهیان ممنوع!!!!

دانشگاه یکی از حساسترین کانون های جامعه و مکانی برای زایش آراء و اندیشه های نو و تغییرگراست. دانشگاه به عنوان بازوی محرک جامعه افکار اجتماع را مسیر دهی می کند و به سوی آینده پیش می برد. دانشگاهیان هم چه از قشر اساتید و عالمان و دانشمندان و چه از دانشجویان و دانش پژوهان همه و همه در تکاپویی خستگی ناپذیر و با ایمانی راسخ به هدف متعالی خود که همان کسب علم و ترویج آنست سهم بسزایی در روشنگری اجتماع ایفاء می کنند. به فرموده مقام معظم رهبری دانشگاه همچنان که مرکز علم است باید مرکز دین و معنویت هم باشد. بدینگونه است که همیشه دانشگاه و دانشگاهیان دارای ارج و قرب خاصی در میان اقشار مختلف جامعه بوده اند و این توجهات هر روزه بیش از پیش گسترش یافته تا همگان در همه حال دانشگاه را همچون اسوه ای بی مثال مقدس و محترم شمرند. به واسطه خصوصیات مذکور، دانشگاه همیشه تحرکات اجتماعی را رصد نموده همچون عضوی فعال و آگاه همسو با منافع اجتماع عکس العمل نشان داده است. در هنگامه انتخابات نیز همچون همیشه دانشگاه و دانشگاهیان به مانند کارآگاهان و درد آشنایان جامعه در صدد راهنمایی اقشار مختلف جامعه به مسیر مطلوب و مترقی برآمده اند. به این گونه است که انتظارات از کسانی که پرورش یافته دانشگاه هستند بسیار بیشتر از دیگران است. این حقیقتی است که هرگاه دانشگاهیان و روشنفکران روشن ضمیر جامعه پشتیبان هر حرکت اجتماعی بوده اند موفقیت و سربلندی سرانجام آن حرکت بوده است. انقلاب اسلامی ایران به عنوان نمونه ای بارز و ماندگار از این پشتیبانی همه جانبه همه اقشار ملت، که هیچگاه نمی توان نقش دانشگاه و دانشگاهیان را حتی برای یک لحظه در سرانجام روشن و پیروزی غرور آفرین کمرنگ دید.

اما با این حال این نهاد مقدس گاهاً مورد تعرض قرار گرفته و کسانی که خود پرورش یافته آن بوده و تا حدودی در اداره آن سهیم بوده اند از جایگاه خود به عنوان یک دانشگاهی به صورتی غیر مطلوب متمتع شده اند و به ندرت برای مقاصدی خاص از نام دانشگاه و دانشگاهی بودنشان سود جسته اند. چندی پیش در همین شهر خودمان (بوکان) نشریه ای تبلیغاتی توسط یکی از نامزدهای تصدی نمایندگی مجلس چاپ و در آن لیست نامزدها انتشار یافت که به گونه ای نا متعارف نام بانی و حامی نشر نشریه را از دیگران بزرگتر و برتر نمایانده بودند. نکته متحیر کننده آنجاست که فرد مذکور که خود دانشگاهی است مسبب اصلی این امر بوده! در توضیح صورت مسأله باید اینگونه گفت که مدارک کلیه نامزدها در برابر نامزد مذکور تا حدی کوچک شمرده شده اند که حتی در مورد رقیب اصلی و سرشناس خود به ارائه میزان مدرک اکتفا نکرده و بلکه نام شهر اخذ مدرک هم ذکر گردیده که این مورد برای دیگران صورت نگرفته بود!!! حال سؤال اینجاست که اکر مدرک تهران معتبر تر است پس چرا باید زور بزنیم که در شهرمان دانشگاه ایجاد شود و اگر قرار است همیشه این پتک بر سر فارغ التحصیلان دانشگاههای غیر دولتی و غیر انتفاعی یا شهریه ای شهرمان کوبانده شود که بله مدرکشان از مدارک دیگری کمتراست به واسطه شهر یا نوع دانشگاه مأخوذه!

اما نکته دیگر اینکه در همان نشریه و در صفحه ای دیگر تیتری به عنوان توهین به دانشگاه و دانشگاهیان ممنوع نقش بسته که به راستی این هم از آن کارهاست...

در پاسخ به این اقدامات ناپخته وعموماً‌ تبلیغاتی باید گفت اولاً دانشگاه و دانشگاهیان نیازی به ولی و وصی ندارند که در راستای ایفای حق و حقوق آنها اقدامی صورت دهند و اگر قرار بود اقدامی صورت گیرد بهتر بود در فضایی متعارف و از رسانه ای مستقل انعکاس یابد نه از نشریه ای کاملاً تبلیغاتی!

"سد سیمینه بوکان دستاویزی برای منتخب ماندن"

اواسط دهه چهل بود که تب سدسازی در منطقه ما بالا گرفت سد شهید کاظمی (کوروش کبیر) بر روی زرینه رود در آن دوران به بهره برداری رسید و مطالعات برای احداث سد سیمینه آغاز شد اما بعد از چندی آن شور و شوق رنگ باخت و تا اواخر دهه هفتاد سخنی از سرانجام این طرح به میان نیامد تا اینکه در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی این طرح به تصویب رسید و استارت مطالعات آن زده شد پگیری و ممارست نماینده وقت( حاج انور حبیب زاده) سبب شد وزارت نیرو قبل از پایان فاز دوم مطالعات سد، کلنگ احداث آن را بر زمین بکوباند.

به گونه ای که بعدها سبب شد فتاح وزیر نیرو وقت در پاسخ به پیگیری حبیب زاده در مورد چند و چون وضعیت سد مذکور، کلنگ زنی سد سیمینه را یکی از اشتباهات وزارت نیرو قلمداد کند( جهان اقتصاد شماره3668)

حبیب زاده نماینده مردم بوکان در دوره پنجم و هفتم کتاب ئاوینه خزمه ت( گزارش عملکرد دوران تصدیش- زمستان 86)، ضمن اعلام تصویب پروژه سد سیمینه در سال 83 و گنجانده شدن اعتبار در بودجه سال 84 برای طرح مذکور ردیف اعتبارات پروژه سد سیمینه را اینگونه آورده است سال شروع 84 و اتمام آن در سال89! اعتبارات تخصیصی به ترتیب از سال 84 پانصد میلیون تومان، 85 پنج میلیارد تومان، 86 نه میلیارد تومان، 87 چهارده میلیارد تومان، 88 هفده میلیارد تومان و در سال اتمام پروژه 89 دوازده میلیارد تومان.روند رو به رشد پروژه مذکور در اوایل دوره هشتم که با تکیه زدن دکتر محمد قسیم عثمانی بر مسند نمایندگی مردم بوکان مصادف بود با افتتاح کانال انحرافی آن شدت گرفت و بر اشتیاق مردم منطقه برای اتمام این پروژه تاریخی افزود به صورتی که عثمانی در اسفند89 در مصاحبه با هفته نامه کوشا ویژه بوکان روند احداث سد سیمینه را مطلوب توصیف کرد.

اما داستان به اینجا ختم نشد عثمانی که با شعار ساماندهی به وضعیت نامساعد کشاورزان منطقه وارد گود انتخابات شده بود همیشه و همه جا از پیگیری هایش برای اتمام احداث سد سیمینه سخن می راند تا اینکه در همایشی که تابستان 90 به مناسبت روز شوراها در سالن سیمرغ شهرستان بوکان ترتیب یافته بود اعلام کرد توانسته بودجه 40 میلیاردی را برای تسریع در اتمام پروژه مذکور اخذ نماید.البته این وعده همراه بود با گله مندی وی از غرق شدن آینده این طرح در تلاطم امور اداری( مرزداران20- تیر90)این جریان و گمانه زنی ها در مورد میزان اعتبار اختصاصی به سد سیمینه با سپری شدن روزهای تابستان شدت بیشتری یافت تا اینکه عثمانی در اظهاراتی غیرمنتظره و در همان جمع قبلی البته بعد از حدود یک ماه که اینبار برای شنیدن گزارش عملکرد وی در همان محل گرد آمده بودند، اعلام داشت :بودجه سد سیمینه که 20 میلیارد آن در قانون بودجه 90 گنجانده شده و 20 میلیارد دیگر آن از اعتبارات ریاست جمهوری تخصیص یافته به حدود 16 میلیارد تومان تقلیل یافته است و شنیده ها حکایت از حذف بیست میلیاردوم دارند.البته این تنزل در میزان بودجه سد سیمینه همراه بود با خبر بحث برانگیز توقف سدسازی در اطراف دریاچه ارومیه توسط وزیر نیرو(امانت شماره 960) که بیشتر از پیش سرانجام مبهم پروژه تاریخی سد سیمینه را مورد توجه همگان قرار داد؛باید خاطر نشان کرد عثمانی در پاسخ به سؤالی پیرامون همین موضوع به صراحت ارتباط سد سیمینه با دریاچه ارومیه را کتمان کرده است و این در حالی است که مسئولان زیست محیطی از جمله محمد باقر صدوق معاون طبیعی سازمان محیط زیست بر خلاف ادعای دکتر عثمانی آنچه را که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده است، ساخت سد روی رودخانه های ورودی به دریاچه ارومیه دانسته اند.( آراز شماره224)با این اوصاف عثمانی در ادامه روند اعلام گزارش عملکرد خود در گفتگو با یکی از نشریات محلی با بیان این نکته که هنوز برای ادامه احداث پروژه سد سیمینه هیچ پیمانکاری تعیین نگردیده از صرف ده میلیارد و هفتصد میلیون تومان در سال 90 برای این طرح خبر داد( صدای آشنا شماره82) حال اینکه به گفته مسئولان امر و آگاهان به موضوع از ابتدای سال تاکنون فقط پنچ میلیارد تومان اعتبار برای این طرح اخذ گردیده است.البته این روند نه تنها سبب سکون در اجرای طرح سد سیمینه شد بلکه همچون مرضی مسری گریبان گیر سد خراسانه هم شد به گونه ای که به گفته مدیر عامل آب منطقه ای استان آ. غ سد خراسانه با 80 درصد پیشترفت در سال 89 باید به اتمام می رسید( آراز شماره 224).در همین رابطه فرماندار بوکان نیز در گفتگو با خبرنگاران تاکید کرد که نیمه اول امسال "1390" سد خراسانه آبگیری خواهد شد(صدای آشنا شماره 82).اکنون که در اواخر سال 90 هستیم هیچ اطلاعی از آينده مبهم سد خراسانه هم در دست نیست. در آخر قضاوت را به شما خوانندگان گرامی وا می گذاریم، مع الوصف به نظر شما می توان به آینده سد سیمینه رود خوش بین بود؟!

کلیه مستندات و مستدلات مذکور در این نوشتار  موجود و محفوظ اند. در صورت نیاز با مدیریت وبلاگ تماس گرفته تا در دسترستان قرار گیرند.

نگاه...!!!

دادگران بوکان

 

مجلسی پر از مدرک اما خالی از تخصص؟

همه در برابر قانون یکسانند

فصل انتخابات که می رسد شور و شوق و انرژی مضاعف در میان اقشار مختلف جامعه پدیدار می گردد. اهمیت کنترل این انرژی مضاعف، قانونگذار را وا داشته که برای مسیر دهی به این وضعیت به راهی مطلوب و مفید برای اجتماع رو به تقنین آورد . همه اقشار جامعه را همچون همیشه زیر سایه اتحاد و برادری، برابر خطاب نمایند.

مجریان قانون هم بیشتر از پیش در این ایام موشکافانه به دنبال اجرای عدالت و قانون به نحو احسن هستند. قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب 7/9/1378 بسیار کارشناسانه تدوین گردیده و همچون چراغی پر فروغ راهنما و راهگشای همگان در دوران انتخابات مجلس شورای اسلامی است.

فصل ششم این قانون که با ماده 56 آغاز می شود به چگونگی تبلیغات توسط کاندیدها اشاره دارد به صورتی که در ماده 56 این قانون آمده که فعالیت عینی تبلیغاتی نامزدهای نمایندگی هشت روز قبل از روز اخذ رأی آغاز و تا بیست و چهار ساعت قبل از اخذ رأی ادامه خواهد داشت. اما متأسفانه این در حالی است که گاهاً دیده می شود بعضی از کاندیدها با اجاره محلهایی همچون سالنهای ورزشی و اماکن تجاری در ملاعام اقدام به تبلیغات برای کسب رأی نموده اند، حتی با حضور در مساجد و اماکن عمومی عملاً و بدون هیچ گونه مانعی اقدام به امورات تبلیغاتی می نمایند که با توجه به نص صریح قانون، این روند در تعارض با قوانین می باشد در همین فصل و در ماده 59 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی آمده که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها برای نامزدهای نمایندگی مجلس و استفاده از امکانات و سازمانها و نهادهای که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند و همچنین در اختیار گذاشتن وسائل و امکانات مزبور ممنوع بوده و مرتکبین مجرم شناخته می شوند با این اوصاف اقدام یکی از دانشگاههای شهرستان بوکان به نشر گزارش عملکرد در یک نشریه کاملاً تبلیغاتی متعلق به یکی از نامزدها که شرکت او در پروسه انتخابات محرض است خود قابل توجه و تأمل است. این در حالی است که این نشریه نه تنها نشریه رسمی بوکان نبوده بلکه مجوز آن به صورت ویژه نامه از یکی از نشریات محلی اخذ گردیده و محتویات نشریه مذکور از دیدگاه اهالی مطبوعات و فعالان این عرصه کاملاً تبلیغی است به صورتی که این نشریه بدون پذیرش آگهی و حمایت تام کاندیدایی معلوم اداره می گردد. امید است مسئولان امر با توجه به قوانین موجود و رهنمودهای مقام معظم رهبری در خصوص قانون مداری بی چون و چرا همگان در هنگامه انتخابات علی الخصوص منتخبان مردم تا حد ممکن در راستای اجرای قانون و ممانعت با هرگونه قانون گریزی و استفاده نا بجا از امکانات دولتی و عمومی در راستای منفعت ملت و رضایت رهبر فرزانه امت اسلامی گام بردارند.

نظر شما در مورد این خبر چیست؟؟؟؟

دکتر عثمانی را به پارلمان اقلیم معرفی کنید!

سخنگوی پارلمان اقلیم می‌گوید هرساله بر سر تنظیم بودجه برای اقلیم کردستان اختلافات شدیدی میان نمایندگان احزاب و فراکسیون‌های حاضر در پارلمان شکل می‌گیرد.

پارلمان اقلیم کردستان عراق اعلام کرده است برای نوشتن بودجه سال 2012 این منطقه و همچنین آموزش بودجه‌نویسی به نمایندگان پارلمان، از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا درخواست کمک کرده است.
به گزارش «کردستان امروز»، یکی از سخنگویان رسمی پارلمان محلی کردستان عراق گفته است: هرساله بر سر تنظیم بودجه برای اقلیم کردستان اختلافات شدیدی میان نمایندگان احزاب و فراکسیون‌های حاضر در پارلمان شکل می‌گیرد و اعضای پارلمان یکدیگر را به عدم توانایی در نوشتن صحیح سند بودجه و اعمال سلایق شخصی برای سهم‌خواهی بیشتر به نفع فراکسیون خود متهم می‌کنند از این رو تصمیم گرفته شد تا برای تنظیم بودجه سال 2012 اقلیم کردستان از نمایندگان مجلس عوام انگلیس کمک گرفته شود و به همین منظور از سه‌نفر از نمایندگان پارلمان انگلیس برای سفر به اقلیم کردستان دعوت شده است.
این نماینده پارلمان اقلیم گفته است از نمایندگان انگلیسی که خود عضو کمیسیون بودجه پارلمان بریتانیا هستند خواسته شده تا شیوه‌های نوین نگارش بودجه بصورت استاندارد و مطابق با متدهای جدید را به نمایندگان کرد اقلیم آموزش دهند.
درخواست پارلمان اقلیم از نمایندگان ساده عضو یک مجلس اروپایی برای تنظیم و آموزش بودجه‌ریزی در نوع خود در سطح منطقه بی‌مانند است زیرا سند بودجه دولت‌ها از جمله اسناد راهبردی و جزئیات آن عموما دارای ابعاد محرمانه‌ و مرتبط با مسائل داخلی است که نقش موثری در تامین استقلال ملی هر دولت و کشوری ایفا می‌کند علاوه برآنکه با گذشت حدود دو دهه از اداره خودمختار اقلیم شمال عراق و گسترش مراکز دانشگاهی بین‌المللی در این منطقه، ناتوانی نهادهای قانون‌گذار این منطقه از نگارش اسناد مالی نه چندان پرحجم، موجب تعجب ناظران است.
به نظر می‌رسد این مسئله می‌تواند بار دیگر بر استعداد والا و توان واقعی و قابل اتکای نخبگان ایرانی کرد در مقایسه با دیگر همسایگان هم‌تبار در آنسوی مرز صحه گذارد و مسئولان کشور را بار دیگر به بهره‌مندی و اعتماد بیشتر به این ظرفیت‌ها رهنمون سازد.
برای نمونه می‌توان به "دکتر قسیم عثمانی" نماینده مردم بوکان در مجلس اشاره کرد که در طول سالیان نمایندگی از عناصر تاثیرگذار در تنظیم مهم‌ترین سند مالی ایران بوده است و نگاه فرامحلی، دلسوزانه و کارشناسانه او موجب شده است تا در طول دوره نمایندگی بصورت مکرر به عنوان دبیر کمیسیون تلفیق بودجه توسط دیگر نمایندگان انتخاب و معرفی شود و البته از این فرصت نیز برای تحقق مطالبات مشروع و قانونی قومی و مذهبی -مانند اخذ بودجه برای توسعه و تجهیز مدارس دینی اهل‌سنت- غافل نباشد.
اکنون بی‌راه نمی‌نماید تا این گونه ظرفیت‌های انسانی که بنا به قرابت‌های نژادی و جغرافیایی، قابلیت تاثیرگذاری‌های فرامنطقه‌ای نیز دارند به عنوان الگو - و نه البته کارمند و مداح دست به سینه برای خدمت، آنگونه که برخی هواداران حکومت اقلیم در ایران انتظار دارند - به همسایگان کرد در نهادهای قانون‌گذار اقلیم معرفی شوند تا شاید کمی در چشاندن طعم استقلال و عزت به آنان و ارائه تجربه‌ای بومی و کارشناسانه به کردستان عراق مدد رسانند.
بدیهی است ذکر نام دکتر قسیم عثمانی در این رابطه تنها برای یادآوری برتری ظرفیت‌ها و استعدادهای موجود در مقایسه با خارج از کشور است و طبعا نافی برخی کاستی‌ها و اشتباهات محتمل در حوزه نمایندگی مردم نمی‌باشد.

سالروز حماسه فراموش نشدنی 9 دی88 گرامی باد

دادگران بوکان

"حماسه 9 دی و عقب‌ماندگی خواص"

در میان پیام‌های حماسه تاریخی مردم ایران در روز 9 دی سال 1388، تجلی بصیرت و آگاهی مردم مسلمان ایران را شاید بتوان به عنوان یکی از مهم‌ترین پیام‌های این حماسه برشمرد. طی ماه‌های پس از انتخابات دهم حوادث و تحولات تلخی در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور به‌وقوع پیوسته بود که البته متناسب با هر کدام از آن حوادث، مردم و مسئولان و بعضاً نخبگان جامعه با واکنش‌های مناسب از آن حوادث گذر کرده بودند، اما آنچه که روز 9 دی را در تاریخ این ملت ماندگار کرد قیام گسترده و فراگیر مردم مسلمان نسبت به هنجارشکنی‌ها و ارزش‌ستیزی‌هایی بود که سه روز قبل از آن نسبت به یکی از مهم‌ترین اعتقادات و ارزش‌های این ملت، یعنی حماسه عاشورا روا داشته شده بود.

ادامه نوشته

سخنی برای بوکان!!!!

روی سخن این نوشته با آقای دکتر عثمانی نماینده محترم مردم بوکان در مجلس شورای اسلامی می باشد، امیدوارم که تلنگری باشد بر فعالیت هایشان و یادآوری این نکته که ایشان از نظر مردم بوکان یک نماینده مانند سایر نمایندگان نبوده و انتظارات از ایشان فراتر از دیگران است.

بسیاری از بوکانیان از جمله بنده در انتخابات اخیر مجلس بسیار امیدوار بودیم که حضور دکتر عثمانی در مجلس بتواند چهره بوکان را تغییر دهد، به طوری که از وابستگی آن به شهرهای دیگر منطقه کاسته شده و امکاناتی در خور استعدادهای بی نظیر این شهر بدان تعلق یابد، اما متاسفانه انتظارات آنگونه که مرود انتظار بود برآورده نشد و بسیاری از مسائل همچنان حل نشده باقی مانده است.

سوالی که می بایست با آقای دکتر عثمانی مطرح کرد این است که بوکان امروز با بوکان سه سال پیش چه فرقی کرده است؟در واقع در حال حاضر، بوکان چه دارد که سه سال پیش نداشت؟ سد؟ سیلو؟ دانشگاه؟ مطبوعات؟ صدا و سیما؟ کارخانجات بزرگ؟ کنارگذر؟ جاده دو بانده میاندوآب-بوکان و بوکان-سقز؟ دستگاه ام آر آی و امکانات بیمارستانی؟ منطقه آزاد تجاری؟ راه آهن؟ فرودگاه؟ ادرات جدید؟ کدام یک؟ قطعاً شما جهت حل تک تک مشکلات گام های موثری برداشته اید اما حقیقتاً کافی نیست.

شهر ما که گاهاً از آن با نام «انباری» نام می برند (انبار غله استان!!؟) حتی رئیس اداره غله هم ندارد، تمام مدارس این شهر دو شیفته اند در حالی که در مهاباد و میاندوآب حتی یک مدرسه دو شیفته هم وجود ندارد...

آقای دکتر! بدون شک در مورد دستاورد خودتان در حوزه دانشگاه، از دانشگاه پیام نور و آزاد و علمی کاربردی بوکان سخن نخواهید راند زیرا در حال حاضر دور افتاده ترین دهات ایران هم صاحب این دانشگاهها هستند و وجود آنها در بوکان مزیت زیادی محسوب نمی شود و چه بسا اگر بوکان نماینده هم نداشت این دانشگاهها در بوکان وجود داشتند، انتظار در این زمینه از شما بسیار بیشتر است.

یکی دیگر ازموارد قابل بحث دوره نمایندگی شما تبدیل شهرستان های مهاباد و میاندوآب به فرمانداری ویژه بود که سکوت شما به نوعی هدیه اتان به مردم این دو شهر عزیز بود تا ادارات شهر بی مقدار بوکان این بار نیز مانند زمانی که هنوز (بخش) بود به این دو شهرستان وابسته باشد و بوکانی را که شما در روزهای انتخابات می خواستید استان کنید تبدیل به بخش کردند.

هم چنین شاهدیم که احداث دانشکده های علوم مالی و حقوقی و نیز راه آهن میاندوآب-بوکان در هیئت وزیران برای بوکان تصویب شده اند که متاسفانه به نظر می رسد که فعلاً باید در بایگانی خاک بخورند.

آقای دکتر عثمانی یکی از چیزهایی که ما در طول دوره نمایندگی شما دیده ایم، شرکت در میزگردهای شبانه تلویزیونی در مورد مسائل کلان اقتصادی بوده که البته نشان از اعتبار و توان علمی شما دارد و می تواند برای بوکان هم بسیار مفید باشد به شرطی که شما از این قدرت نفوذ و برد سخن به نفع بوکان استفاده کنید، اما متاسفانه به نظر می رسد که شما تا کنون به هر دلیلی نخواسته یا نتوانسته اید که از این مسئله در جهت پیشبرد موقعیت شهرستان استفاده شایانی ببرید.

آقای دکتر عثمانی شما که چندیست به مناطق حاشیه شهر مراجعه کرده و با مردم فقیر این مناطق دیدار می نمایید، آیا کسی بود که از شما بپرسد که تا کنون چه اقدام موثری در پیشبرد وضعیت شهرستان برداشته اید؟

اگر نه من از شما می پرسم:

می پرسم که آیا خبر دارید بسیاری از ادارات این شهرستان عملاً وابسته به شهرهای میاندوآب و مهاباد و حتی شاهیندژ هستند؟

خبر دارید که بوکان به عنوان دومین شهر مهاجرپذیر کشور تا کنون هیچ بودجه ای را بدین جهت برای حل هزاران مشکل خود دریافت نکرده است و شهرداری بوکان عملاً به بن بست رسیده و توانایی اجرای هیچ طرح بزرگ و بلند مدتی را ندارد؟

خبر دارید که شهر همسایه ما که جمعیت کمتری هم دارد، دارای چهار دانشگاه علمی کاربردی، دانشگاه آزاد بسیار بزرگ، دانشگاه پیام نور، شعبه دانشگاه بین المللی قزوین، شعبه دانشگاه صنایع و معادن، شعبه دانشگاه نیمه حضوری ارومیه می باشد و بزودی دانشکده های پیراپزشکی و علوم اجتماعی هم در این شهر شروع به فعالیت خواهند کرد؟

خبر دارید که اماکن باستانی بوکان در حال نابودی هستند و بخشی از آنها عملاً نابود شده و بوکان حتی اداره میراث فرهنگی و گردشگری هم ندارد تا اقلاً نامی از آنها بیاورد؟

خبر دارید که بسیاری از پروژه های بوکان عملاً در حال تعطیلی به سر می برند، از جمله سد، سیلو، جاده دو بانده میاندوآب-بوکان و بوکان-سقز، جاده سردشت-بوکان، کنارگذر و احداث چندین مدرسه نیمه کاره و ...؟ و مردم فاتحه آنها را خوانده اند و از خیرشان گذشته اند؟

منبع:بوبوکان

ترمینال جدید بوکان برای همه یا هیچکس؟

چند ماهی از افتتاح ترمینال جدید شهرستان بوکان می گذرد.افتتاحی که از همان روز اول مامن زایش حاشیه های فراوانی بود.حاشیه هایی که نتنها به محل نامناسب احداث آن بلکه به میزان رضایتمندی شهروندان هم خلاصه نشد و بحثها و سوالهای فراوانی را درمورد این تصمیم و انتخاب عجیب و.... را در اذهان عمومی و شهروندان بوکانی سبب شد.سوالهایی که هر شهروند بوکانی را به تفکر وامی دارد بحق که پاسخ به صدها سوال بی جواب شهروندان کار هر کسی نیست.

از جایی که به خاطر داریم محل احداث ترمینال در مسیر جاده شاهیندژ و در مجاورت با کنار گذر در دست احداث قرار داشت و همان روزها هم خیلی ها از آن تصمیم منتفع شدند و به نان و نوایی رسیدند .از اینها که بگذریم ما می مانیم و خاطرات روزهای پر کشمکش اعضای دوره های قبل شورای شهر که هر کدامشان بر سر محل احداث ترمینال نظری ارائه دادند و در آخر قرعه به نام آنانی در آمد که وزن کلامشان از دیگران سنگینتر بود و قدرت بر کرسی نشاندن نظراتشان را هر چند به ضرر اربابانشان که همان مردمانی بودند که با رای خویش سکان هدایت دستگاه شور شهرشان را به ایشان سپرده بودند.موعد وعظ به سر آمده و ما هم همچون همگان متحیر از این اقدام شاهکار گونه شورای شهر و شهرداری مانده ایم همچون .... در گل مانده که نگو چگونه شد که اینگونه شد؟و شهرداری بوکان مهمترین اقدام و عملکرد خود را طی چندین دهه خدمت به مردم این دیار فارغ از هرگونه مشارکت و همفکری با صاحبنظران و کارشناسان و مشغولین در عرصه حمل و نقل و کسانی که خدای ناکرده از این اقدام شهرداری و شورای شهر قرار بوده و هست منتفع شوند ،عملی نموده و به قول معروف بعد از گذر خرشان از پل هیچ جوابی در رابطه با این حرکت غیر مسولانه خود ندارند.شاید دوستانی که این نوشتار را می خوانند تا حدودی از جزئیات امر مطلع باشند و نیازی نباشد که دوباره و چند باره از فاصله بیش از حد و محل نامناسب و غیر متعارف و نبود امکانات ووسایل لازم جهت دسترسی به  ترمینال جدید بگوییم زیرا مطمئناً هر شهروند تنها با یک بار مراجعه به ترمینال مذکور قائل به این حق برای خود و ما شود که در برابر این اقدام نسنجیده مسولین شهرمان با رویکردی معترضانه از آنها بخواهد که هرچه زودتر چاره ای به حال شهروندانی که هیچگاه این تصمیم را فراموش نخواهند کرد بیندیشند.اشاالله.

لباس کردی نجابت و چالاکی

 

شخصیت و اخلاق و آداب و رسوم و استعدادهای اصلی و حتی عیبهایی را که موجب تمایز ملتی از ملت دیگر می شوند نبوغ آن ملت می نامند .( ولتر )

انگیزه انسان اولیه برای ساختن سرپناه و لباس، محافظت از خویش در برابر انسانهای دیگر و حیوانات و نیز گرما و سرمای طاقت فرسا بوده است. می توان گفت برای انسان پس از غذا و هوا و سرپناههیچ چیزی به اندازه لباس ضروری نیست. انسان در مقابل سرما و گرما نیاز به پوشش داشت و از برهنگی خود احساسا شرم می کرد؛ لذل در پی پوشیدن خود برآمد.

دادگران بوکان

از برگ درخت انجیر گرفته تا دوران پوستین اهدایی خداوند، خدای تورات ( عصر غار نشینی ) همه نوع لباس را تا به امروز مورد استفاده قرار داده. امروزه می توان گفت لباس هر شخصی آگاهیهای گوناگون بسیاری به بیننده می دهد، از حال و هوایی که شخص در آن زیست کرده و شغل و موقعیت طبقاتی، جنسیت، سرپناه، ساخته های او و حتی حالات درونی و ویژگی های روان شخصیتی وی را می نمایاند. پس برای مقایسه روحیات مردم کّرد با خصوصیات آثاری که به آنها نسبت داده می شود لازم است، منشاء تاریخی، جغرافیایی و فضای طبیعی زیست، شیوه زندگی، خصوصیات فیزیولوژیکی، منش، آداب و رسوم و معماریشان به دقت بررسی گردد.  در این مقاله در حد امکان به بررسی گزینه های فوق و تأثیر آن بر انتخاب نوع، طرح، رنگ و جنس لباس مردم کّرد می پردازیم.

ادامه نوشته

یلداتون مبارک

خدایا لطفا برو و به بعضی از آنهاییکه ایمان آورده اند یادآوری کن که تو خدا هستی نه آنها !!!

  اگر کفشت  پایت را   ‌زد   و  از  ترس قضاوت مردم  پابرهنه نشدی
                                           و  درد  را  به  پایت تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده .

ترجیح می دهم

حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم  کند

تصاویری از سفر رهبری به بزرگترین شهر کردنشین ایران(کرمانشاه)

ادامه نوشته

شهر من درگیر پائیز است

"شهر من درگیر پائیز است"

پائیز فصل خیال انگیز و هزار رنگ از راه رسیده و تمام کوچه های شهر مرا در بر گرفته است.پائیز مقدمه ایست بر زمستانی سخت و سرمایی جانکاه.اما انگار زمستان امسالمان گرمتر از هر سال خواهد بود شیپور چیان مارش رقابت با حرارتی را می نوازند.انتخابات در راه است و هرکه در آن برای خود سهمی می یابد خود را به یکی از علمداران منتصب می کند و بر گرمای کوره اتشین انتخابات می افزاید.شخص ملاکی است چندم ملاک واقعی قانونمند بودن و حرکت بهنجار است.متاسفانه وقتی نظاره گر فضای اولیه انتخاباتی میان وبلاگرهای بوکانی هستیم پشیمان از دیدن این منظره ناخوشایند فضای مسموم و نابخردانه ای را می بینیم که در شان بوکان بوکانیها نیست.ساکنان و صاحبان شهر عروسان بیخیال پیشینه شان شده اند.اما شاید انانی که خود را بوکانی می پندارند با فرهنگ و غنای ریشه دار و اصیل این دیار بیگانه اند.به هر حال امیدواریم مقصد این کاروان به ترکستان نباشد.در حسرت روزی هستیم که در کمال تواضع بپزیریم آرای را که باب طبعمان نیستند و بنشینیم کنار هم و بگوییم از درد های مشترک دردهایی که به زخمهایی چرکینی می مانند و از شدت درد هرآنکه مرهمی در دست داشته باشد را طبیب می بینیم و شتابان به سویش می دویم حتی اگر مرهمش پادزهری ناخالص و خطر ساز باشد.در انتخابمان بیناتر از گذشته با دیدی واقع بینانه تر و عقلانی فرصتی بدهیم به همه آنانی که در حسرت خدمتند و هیچوقت خداوند را از یاد نبرده اند و تصور فراموشیش را نداشته اند.از زنجیرهای  احساس و انتصاب خود را برهانیم و با چشم دل شهرمان را ببینیم آیا این همان مدینه فاضله ایست که در پیش بودیم آیا لیاقتمان بیشتر از داشته هایمان نیست آیا آرزوی میهنی آباد را فراموش کرده ایم.حضور ما در این جولانگاه مشت محکمی است بر دهان زیاده خواهان عالم جباریت و استثمار.خداوند حافظ دیارمان باشد  انشاا...

؟؟؟

برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی…

نترس گردوی کوچک ! آنچه سیاه می شود روی تو نیست ، دست آنهاست

چهره خط خطی شهربوکان

"چهره خط خطی شهربوکان"

دیوار نویسی به عنوان پدیده ای که چهره بیشتر مناطق بوکان را مخدوش کرده تبدیل به محلی برای بروز انواع تبلیغات ،شعار نویسی ،در دل ،جملات عاشقانه.... شده و به نظر می رسد این مشکل بیشتر از آنکه ابعاد اقتصادی داشته باشد مشکلی فرهنگی است.

دیوار نویسی آگرچه در گذشته های دور یکی از شیوه های تبلیغاتی محسوب می شده اما تاثیر بدی بر زیبایی شهرها دارد به طوریکه در بسیاری از مناطق شهری بوکان ،دیوارنویسی از سوی افراد و شرکتهای بزرگ و کوچک و با اهداف تبلیغاتی انجام می شود که در بسیاری از  موارد نارضایتی شهروندان را در پی داشته است.تصور کنید دیوار رنگ یا نماکاری شده خانه یا محل کارتان که  هزینه های گزافی را صرف ساماندهی و زیباسازیش کرده اید در یک چشم بهم زدن تبدیل به محلی رایگان برای تبلیغ کالا و خدمات دیگران شود.

رقابت در دیوارنویسی!

جرثقیل، قالیشویی،کلاسهای کنکوری ،گچ بری ساختمان، چاه بازکنی و حتی تعمیرکار سیار ... از جمله موارد تبلیغات تجاری هستند که این روزها می توان بر روی دیوارهای شهر به راحتی مشاهد کرد. که گاهاً تعدد و تکثر تکرار افراطی این عمل چهره بسیار زمخت و غیر قابل تحملی را به سیمای دیوارهای  محله و حتی شهرمان داده است.

درد دل های دیوای !

با این اوصاف در قانون نیز تمهیداتی برای مقابله با پدیده دیوار نویسی اندیشیده شده به طوریکه برای  این معضل به عنوان یک تخلف جرایمی  نیز در نظر گرفته شده است.بر اساس ماده 92 قانون شهرداری ها نوشتن هر نوع مطلب یا الصاق هر نوشته ای بر روی دیوارهای شهر ممنوع و افراد موظفند برای اعلانات خود صرفاً از محلهای تعیین شده توسط شهرداری استفاده کنند و در غیر این صورت علاوه بر دریافت خسارت ،فرد به پرداخت جرایم دیگری توسط دستگاه قضایی محکوم خواهد شد.

به هر حال به نظر می رسد استمرار پدیده دیوار نویسی در بوکان بیشتر از پیش و بدون هیچ گونه مقابله ای با متخلفان همچنان ادامه دارد که این امر نشان دهنده این است که مقابله با این پدیده که تاثیر بسزای در متعارف شدن سیمای بصری شهر دارد نه تنها با برخوردهای قضایی بلکه با تبیین راهکارهای فرهنگی و اقداماتی که حس مسولیت پذیری شهروندان را در در قبال شهرشان تقویت کند  یکی از ضروریات است که متاسفانه تا کنون هیچ اقدامی در این راستا از سوی شهرداری و دستگاه های متولی امر در شهر بوکان صورت نگرفته است.البته قصور شهرداری بوکان به همین مسئله ختم نمی شود و عمل نکردن به وظیفه ای که شهرداری بوکان در قبال شهروندانی که تمایل به تبلیغ کالاها و خدمات خود هستند رد خصوص ایجاد و تعبیه نقاط و تابلوهای مورد نیاز در اقصی نقاط شهر یکی دیگر از این موارد است.شایان ذکر است که با گذری از شوارع شهر بوکان می توان استنباط کرد که شهرداری بوکان در ایجاد و کاشت بیلبرد های غول پیکری که کاملاً سیمای شهر را به محل اجرای یک کارناوال یا  نمایشگاه عرضه کالاها ی تجاری  مبدل کرده بسیار موفق ظاهر شده اما محلهای در نظر گرفته برای انواع و اقسام دیگر تبلیغ  بسیار ناچیز اند.به صورتی که امروزه شهروندانی که محل سکونت و کارشان در مرکز شهر و مناطق پر رفت آمد است بیشترین هزینه ها را در قبال این سهل انگاری شهرداری  شهرشان پرداخت می کنند.

در اینکه حفظ زیبایی شهر وظیفه ای همگانی است و در این زمینه بحق هیچ اقدام قابل توجهی از شهرداری نسبت به وظایف قانونی خود دیده نمی شود با این اوصاف اگر دستگاه های متولی و شهروندان بوکانیبه وظایف خود در قبال شهرشان عمل نکنند هیچگاه بوکان به شهری در خور نام خود تبدیل نخواهد شد.

به هر روی پدیده دیوار نویسی به عنوان چالشی که سالهاست فضای شهری را در گیر کرده و به نوعی خود را در میان عناصر شهری قرار داده است نیازمند چاره اندیشی در ابعاد مختلف است که در این مسیر در کنار برخورد قانونی و قضایی ،تقویت نگاه اقشار مختلف به ضرورت توجه به زیباسازی محیط شهری و حقوق شهروندی انکار نشدنی است.

"بیش از یک چهارم از جمعیت بوکان در سکونت گاه های غیر رسمی زندگی می کنند"

هفته نامه شهروند امروز در شماره اخیر خود در مقاله ای با عنوان سیاست های پوپولیستی برای تهی دستان با درج جدولی از وضعیت شهرهای گوناگون کشور، بوکان و مهاباد را بعد از ارومیه در صدر شهرهای دارای سکونت گاههای غیررسمی قرار داد. طبق این گزارش ارومیه به 2/105هزار نفر در جایگاه نخست این تقسیم بندی قرار دارد و شهرستان های بوکان با 45 و مهاباد با 34/6 هزار نفر در رتبه های بعدی قرار دارند. این هفته نامه به نقل از معاون فنی و نظارت شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران نوشت طبق آمار موجود در ایران در خوشبینانه ترین حالت یک هفتم جمعیت شهری کشور در سکونتگاههای غیررسمی زندگی می کنند. این جمعیت حدود 8تا 7 میلیون نفر برآورد می شود. پیش بینی می شود در صورت ادامه روند موجود در 10 سال آینده این سکونت گاه ها یک چهارم جمعیت شهری کشور را شامل خواهند شد. تراکم جمعیت مناطق غیر رسمی به طور متوسط حدود 250 نفر در هکتار است که نسبت به متوسط تراکم شهری نزدیک به 5 الی 7 برابر است. این ارقام بیانگر شدت تراکم افراد در سکونت گاههای غیررسمی است. به گفته کمال کریمی رئیس شورای شهر بوکان درصد قابل توجهی از جمعیت شهرنشین این شهرستان در سکونت گاههای غیررسمی و حواشی شهر که عموماً فاقد امکانات اولیه از جمله شبکه گازرسانی و فاضلاب شهری هستند زندگی می کنند این مسئول با بیان اینکه ساکنان این مناطق از جمله منطقه سی متری اسلام آباد در وضعیت بسیار نامناسب بهداشتی به سر می برند اعلام کرد برابر قانون شهرداری ها و نهادهای خدماتی هیچ مسئولیتی در قبال ساکنان سکونت گاههای غیررسمی ندارند. رئیس شورای شهر بوکان در گفت گوی اختصاصی با خبرنگار صدای آشنا افزود: گام اول برای واکاوی مشکلات این مناطق و چاره جویی برای آن شناخت سکونت گاههای غیر رسمی است همانگونه که از نام این مناطق پیداست سکونت گاههای غیر رسمی به مناطقی گفته می شود که هیچگونه مجوزی برای ساخت و ساز در آن از هیچ یک مراجع ذیصلاح اخذ نگردیده است و عموماً بدون برنامه ریزی قبلی و فراهم نبودن هیچ نوع زیر ساختی از جمله شبکه گاز رسانی، آب شرب شهری و فاضلاب و حتی برق و تلفن ساخت وسازهای قارچ گونه ای که عمدتاً شبانه بدور از چشم ماموران شهرداری و پلیس ساختمانی است پدید آمده است. کریمی در ادامه گفت: بوکان به عنوان دومین شهر مهاجر پذیر کشور با مشکلات عدیده ای روبروست اما با این حال به عنوان یک شهر تفریحی و سیاحتی مقصد بسیاری از میهمانان و مسافران است. وی با تأکید بر این مسئله که کلیه نهادهای خدمت رسان قبل از اختصاص امکانات برای مناطق شهری چگونگی وضعیت و امنیت ساخت و سازهای صورت گرفته در مناطق مورد نظرشان را از شهرداری استعلام می نمایند که متأسفانه نبود هیچگونه سابقه یا مدارکی مبنی بر اخذ مجوز ساخت در مناطقی همچون سی متری اسلام آباد در شهرداری خود به خود خدمت رسانی و اجرای برنامه های عمرانی در این مناطق با مشکل مواجه می شود. کریمی به عنوان مثال: به بلوار در دست احداث در منطقه ی سی متری اسلام آباد این شهر اشاره کرد و افزود این پروژه در طرح تفضیلی تعریف نشده بود به همین دلیل خسارت دهی به مالکینی که ملکشان بر روی مسیر اجرای طرح قرار دارد بسیار دشوار و تقریباً غیر قابل جبران بود که رأی زنی های اعضای شورای شهر با مسئولان استانی تا حدودی این مشکل رفع گردید. کریمی یکی از علل گسترش و حجم بالای ساخت و سازهای غیرقانونی و غیر ایمن در مناطق حاشیه شهر بوکان را اقدام برخی از مالکین جهت رونق بخشی به املاک خود اعلام کرد. وی به خبرنگار ما گفت: که در سالهای اخیر برخی از زمین داران قطعاتی از املاک خود را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می دادند تا در آنجا ساخت و ساز نمایند و با این ترفند به مابقی مایملک خود ارزش مضاعف می بخشیدند. کریمی ممانعت از ساخت و ساز درسکونت گاههای غیر رسمی شهرستان را به نفع ساکنان این مناطق دانست و گفت: به علت اینکه هیچگونه نظارتی بر نحوه ی ساخت و ساز و کیفیت سازه ها در این نواحی وجود ندارد به صورتی که در برخی از این ساختمان ها حتی پلان هم تعریف نشده و ساختمان بدون پی احداث گردیده است که این مسئله در صورت بروز هرگونه حادثه ای عواقب بسیار ناگواری را در پی خواهد داشت. رئیس شورای شهر بوکان بر ضرورت برنامه ریزی برای پایان دادن به وضعیت نابسامان این مناطق علی الخصوص  منطقه پشت سی متری اسلا آباد تأکید کرد و گفت دولتمردان باید تسهیلاتی را برای ساکنان این مناطق که عموماً از اقشار آسیب پذیر جامعه هستند فراهم آورند و با چاره اندیشی اصولی اقداماتی را در راستا صورت دهند. کمال کریمی در ادامه این گفت وگو با اشاره به این نکته که هم اکنون غالب ساکنان سکونت گاههای غیررسمی این شهرستان از نعمت برق، تلفن و آب لوله کشی بهره مند هستند افزود که مطالعات برای گاز رسانی به منطقه سی متری اسلام آباد در دستور کار قرار دارد و با پیگیری های مستمر فرماندار محترم جناب آقای حاج حسن عباسی و دکتر محمد قسیم عثمانی نماینده ی توانای شهرستان در مجلس شورای اسلامی امیدواریم در آينده ای نزدیک عملیات گازرسانی به این مناطق آغاز شود وی در ادامه گفت: باید متذکر شد که این اقدامات به منزله ی مشروعیت بخشی به ساخت و سازهای غیر رسمی نیست ومسئولین صرفاً به عنوان وظیفه انسانی خود بر خود واجب می دانند که در صدد کسب امکانات و خدمات رفاهی در شأن ساکنان این مناطق باشند. کریمی با تأکید دوباره بر خدمت رسانی به ساکنان این مناطق عمده ترین خدمت شهرداری به ساکنان سکونت گاههای غیررسمی بوکان را جمع آوری زباله ها و پسماند خانوارهای ساکنان این مناطق برشمرد.
کریمی در بخش دیگری از این گفت و گو با اشاره به محدودیت های مالی شهرداری و شورای شهر این شهر به علت کافی نبودن میزان این اعتبارات و بودجه های اختصاص یافته به این شهرستان اشاره کرد و گفت: بودجه عمرانی اجرایی شهرداری بوکان سالانه هشت و نیم میلیارد تومان است که بیش از نیمی از این مبلغ صرف امورات اجرایی از جمله جمع آوری زباله های شهری می گردد و خدمت رسانی مطلوب به شهروندان بوکانی را با این سقف اعتبار بسیار دشوار دانست.
کمال کریمی رئیس شورای شهر بوکان در ادامه این گفتگو با بیان اجمالی از فعالیت های شورای شهر بوکان به اتمام پروژه ترمینال شهرستان اشاره کرد وی این طرح را یکی از نیازهای اساسی این شهر برشمرد و مطلب چاپ شده در یکی از نشریات محلی را خلاف واقع اعلام کرد و گفت صد در صد این طرح اجرایی شده و آماده بهره برداری است و بزودی طی مراسمی به بهره برداری خواهد رسید.
گزارش و مصاحبه از رسول گلباخی

باز باران? با ترانه

ميخورد بر بام خانه»

... خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

آن دل ديوانه ات کو؟

روزهاي کودکي کو؟

فصل خوب سادگي کو؟

يادت آيد روز باران

گردش يک روز ديرين؟

پس چه شد ديگر? کجا رفت؟

خاطرات خوب و رنگين

در پس آن کوي بن بست

در دل تو? آرزو هست؟

* * *

کودک خوشحال ديروز

غرق در غمهاي امروز

ياد باران رفته از ياد

آرزوها رفته بر باد

* * *

باز باران? باز باران

ميخورد بر بام خانه

بي ترانه ? بي بهانه

شايدم? گم کرده خانه

تولدت مبارک دادگران

 

 

بوکانجلس هم آمد

خدایا کفر نمی‌گویم،

خداوندا

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

روز قدس نزدیک است

 آری دیگر
بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.

که اگر بودند خون به جای شیر کودکان غزه را سیراب نمی کرد.

و گلوله
کودکان را خواب
و قبر
گهواره ابدی آنان نمی شد...


به به عجب حمایتی!!!!

به به عجب حمایتی!!!!

 

وای از زمانه که هر روزش.آمیخته با هزار نوع مکافات.دلمان به حال خودمان سوخت از بس که ندیدندمان!حال که که یکی از سر خامی دلش به حالمان سوخته و برایمان دلسوزی می کند را که نباید اینگونه که سزاورش است سرزنش کنیم!

بگمانم حق با شما وبلاگرهای عزیز است آب از سرمان که گذشت ....گذشته دیگه چیکارش میشه کرد.در چنین شرایطی تعقل و تامل و تفکر در عمل. بحق که جایی ندارد.

آهای یارو .. ببخشید عمو با شما هستم .همانکه در میان وبلاگ ها ولگردی می کنی به قول لوتی های قدیم دیگر این دور و بر نبینمت ها!!.این بار را چون به اعتراف خودت جوانی و خام از سر تقصیرت می گذریم و نصیحت کوچکی را آویزه ی گوشت.یادت باشد که هر آنکه با وبلاگ نویسان بوکانی در افتد به جان همه روزنامه نگاران تحصیل کرده با کلاس و خوش تیپ و صد البته ویژه نامه کش و..... حسابی حسابی ور افتد.البته این را هم تجربه ثابت کرده هم اینکه خودت از هم صدایی امروزشان باید دستت آمده باشد.

سرانجام کارخانه نساجی

 

سرمایه گذاران کارخانه نساجی بوکان حتی برای یک روز هم به تعهدات خود عمل نکرده اند

در گفتگو با فرماندار بوکان وضعیت کارخانه نساجی خاتم الانبیاء این شهرستان تشریح شد

مدت مدیدی است که تعطیلی کارخانه نساجی بوکان و ابهام در مورد آینده این واحد تولیدی  سبب طرح سؤالات متعددی برای شهروندان در خصوص چندوچون این مسئله شده است به همین دلیل لازم دانستیم وضعیت نهایی و سرانجام این تجربه ناموفق در جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی در منطقه را از یکی از مسئولان جویا شویم به همین مناسبت گفتگویی اختصاصی را با جناب آقای حاج حسن عباسی فرماندار محترم شهرستان بوکان ترتیب دادیم. در ابتدای این گفتگو فرماندار شهرستان بوکان با بیان توضیحاتی در مورد پیشینه طرح، مصاحبه با خبرنگار ما را اینگونه آغاز کرد، مطالعات و اجرای طرح کارخانه نساجی خاتم الانبیاء بوکان در دوره اول ریاست جمهوری آقای رفسنجانی صورت گرفت و به مرحله بهره برداری رسید. افتتاح چنین پروژه ی عظیمی در بوکان رشد و شکوفایی و اشتغال پایدار را برای جوانان جویای کار منطقه به ارمغان می آورد به صورتی که مسئولین وقت جهت تسهیل در تحقق این مهم از کلیه امکانات موجود در آن زمان بهره گرفتند و از تسهیلات ارزان و انواع و اقسام حمایت های گوناگون گرفته تا اختصاص زمین در بهترین نقطه از شهر از این دسته اقدامات بود.

سرمایه گذاران هم متعهد شدند که علاوه بر ایجاد اشتغال به صورت مستقیم برای 925 نفر با تولیدات خود نیازهای منطقه را هم برطرف نمایند که متأسفانه بعد گذشت بیش از بیست سال از آغاز به کار این کارخانه این تعهدات حتی برای یک روز هم عملی نشدند و سرمایه گذاران هر بار به بهانه های گوناگون از جمله استفاده از دستگاه های نامرغوب و نا کارآمد و انتقال دستگاه های باکیفیت به مناطق دیگر، ایجاد بدهی های کلان و...هربار بر سر راه ادامه فعالیت این واحد تولیدی سنگ اندازی کردند. عباسی افزود: اما از ابتدای تصدی بنده فشارهای سرمایه گذاران جهت فروش قسمتی از زمین اختصاص یافته به کارخانه برای پرداخت بدهی ها و معوقات این واحد افزایش یافت و به همین منظور جلسات فراوانی در فرمانداری بوکان تشکیل گردید به صورتی که نتایج حاصله از این گفتگوها و تحقیقات شک های ما را به یقین تبدیل کرد که متأسفانه سرمایه گذاران هیچ تمایلی به اجرای تعهدات خود ندارند و فقط به دنبال فروش زمین کارخانه هستند که در زمان اجرای طرح با قیمت بسیار نازل در اختیار آنها قرار گرفت که امروزه بهای گزافی دارد و برداشت ما از عملکرد آنها و بدهی های ایشان این بود که عمداً خود مسبب به وجود آمدن این بدهی ها شده اند تا برای اخذ اجازه فروش و اقناع ما دلیل قانع کننده ای ارائه کرده باشند که خوشبختانه با تحقیقات انجام شده نه تنها این اجازه به آنها داده نشد بلکه مالکیت آنها بر زمین مذکور مشروط به ادامه فعالیت صنعتی آنها در آن شد به صورتی که طبق مستندات به دست آمده مالکیت سرمایه گذاران کارخانه نساجی بوکان منوط به انجام فعالیت کارخانه است(زمین کاربری صنعتی دارد) و فروش و تفکیک و تغییر کاربری آن عملاً ممکن نیست و نخواهد بود با این حال متأسفانه قسمتی از این زمین ها قبل شروع به کار دولت نهم و دهم به دادگستری فروخته شده بود .

عباسی در ادامه این بحث با بیان اینکه سرمایه گذاران طرح با پیش کشیدن بحث انتقال کارخانه به شهرک صنعتی وزارت صنایع و معادن شیوه دیگری را طراحی نمودند که این مسئله با هوشیاری فرمانداری و استانداری مخالفت با آن و ارائه دلایل منطقی بار دیگر از رسیدن آنها به مقاصدشان جلوگیری شد. وی افزود وزارت صنایع موافقت با انتقال را مشروط به نظر مساعد استانداری آذربایجان غربی نموده بود که استاندار محترم نیز، مسئله را با فرمانداری مطرح نمودند و ما نیز با صراحت با این مسئله مخالفت نمودیم و استانداری هم با توجه به دلایل فرمانداری بوکان با طرح انتقال مخالفت کردند، عباسی در خصوص شرایط فرمانداری جهت موافقت با انتقال کارخانه به شهرک صنعتی به خبرنگار ما گفت : فرمانداری در صورتی با این مسئله موافقت خواهد کرد که سرمایه گذاران به کلیه تعهدات خود در قبال کارگران و کارکنان کارخانه برابر قانون کار عمل نموده و با پلانی اصولی و مهندسی و به شرط ایفای تعهدات محقق نشده خود عمل نمایند.

عباسی با بیان این مطلب که بنا به اظهار کارفرما هم اکنون کارگران و کارکنان نساجی هیچ معوقه ای ندارند اعلام کرد مسئله باقی مانده در خصوص معوقات کارکنان بحث سنوات خدمت است که متأسفانه تاکنون در این خصوص نتیجه ای حاصل نشده است.

فرماندار بوکان با بیان اینکه اگر سرمایه گذاران طرح به تعهدات خود عمل نمایند و حسن نیت خود را در جهت شروع به کار دوباره واحد تولیدی خود به ما نشان دهند دولت حاضر به هرگونه همکاری و اختصاص هر نوع تسهیلات جهت راه اندازی دوباره این واحد تولیدی خواهد بود. اما تا زمانی که سرمایه گذاران به فکر فروش زمین و فرصت سوزی باشند دولت با تمام توان با این گونه اقدامات مقابله خواهد کرد. حاج حسن عباسی با برشمردن چندین طرح از جمله کارخانه قند از کلیه سرمایه گذاران دعوت به سرمایه گذاری در شهرستان بوکان نمود و گفت بوکان دارای پتانسیل های فراوانی برای سرمایه گذاری است و ما از هرکه که بخواهد از این فرصت ها استفاده نماید با آغوشی گرم استقبال خواهیم کرد.   

مصاحبه از رسول گلباخی

جا نمانیم...


خیرینی که تمایل دارند از طریق شبکه شتاب و پرداخت اینترنتی مسلمانان قحطی زده سومالی را یاری کنند می‌توانند با مراجعه به سایت http://www.emdad.ir/ePay اقدام نمایند.

تصاویر وحشتناک و درد آوری که هر روز از صفحه تلویزیون پخش می شود هرچه بیشتر ما را با واقعیات زندگی نوین آشنا می سازد و چهره پنهان در پس ظواهر را برایمان آشکار می سازد.سوال اینجاست که آیا از دیدن این تصاویر متاثر می شویم؟  به چه مقدار انسانیت را در خود می یابیم و به سوی همیاری و کمک رسانی به همنوعانمان سوق داده می شویم.؟چقدر تلاش می کرده ایم که دنیا به آنگونه باشد که آرزویش را داریم؟ دنیایی که خانه دار شدن و و رفاه نسبی یکی از ملزومات آن برایمان به شمار می رود.در همین دنیایی که ما به فکر تغییر رنگ مبلها و افزایش اینچ تلویزیونهایمان هستیم هستند کسانی که برای یک لیوان آب و سرانگشتی غذا .هر ثانیه با مرگ می جنگند.باشد که از قافله انسانیت جا نمانیم.

دادگران بوکان

برای دیدن ادامه تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

روز خبرنگار بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نويسندگان گرامي باد.

 در دنياي کنوني با وجود تکنولوژي هاي ارتباطي پيشرفته و متعدد در امر دستيابي سريع به اطلاعات و منابع مختلف و با وجود درگيرى و خشونت که بطور آشكارا در بيشتر نقاط اين کره خاکي فراگير شده، كسب اطلاعات موثق و قابل اطمينان در مورد وضعيت سياسى، اجتماعى و امنيتى بشر و ميزان آوارگى آنها بسيار دشوار و در عين حال بسيار ضرورى و حياتى است. خبرنگاران از مهره هاي اساسي اين مهم بشمار مي روند. يک خبرنگار بايد به واقعيت يك رويداد دست يابد وهمواره گام به گام حوادث در حوزه كاري خود حركت كند تا تحليل هاي خود را به صورت كامل و رسا ارائه دهد. يک خبرنگار موفق هميشه در انعكاس رخدادها بي طرفانه عمل مي كند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي طرفي است و اينجاست كه خبرنگار با رعايت اين نكته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته و در اين مسير به اهداف خود نائل مي شود. علاوه بر اين يک خبرنگار بايد همواره دركسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. در جهان حاضر که جوامع در حال تحول و نوزايي است قدرت درک، تجزيه تحليل و پيش بيني حوادث ازديگر مسائل اساسي اين حرفه بشمار مي رود.

 

حرفه ي خبرنگاري بي‏ هيچ قيد و شرطي جزو مشاغل سخت و پرمخاطره است. تنها در سال 2004 بيش از ۷۶۶ خبرنگار در اقصي نقاط جهان بازداشت شده اند و دست كم ۱۴۶۰ تن از آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

 

تجاوز به حقوق مسلم يک خبرنگاراغلب از سوي دولت هايي صورت مي گيرد که خود را حاميان دلسوز اين افراد و حرفه خبرنگاري مي دانند. اين در حالي است که رسانه هاي غوغا سالار اين دولت ها و خبرنگاران وابسته آنان در خدمت اهداف پوچ خود بوده و سعي در جنجال آفريني بر ضد مخالفان خود را دارند. اطلاع رساني خبرنگاران اين بنگاههاي سخن پراکني بحدي قوي است که اطلاعات مورد نظر خود را براي مخاطبان خود عينا ديکته نموده و فرصت تفکر را از مخاطب مي گيرد.

اين امر بنوبه خود مسئوليت خبرنگاران آزاده ما را در امر اطلاع رساني بيش از بيش محسوس مي کند. در ايران اسلامي چه در دوره هشت سال دفاع مقدس و چه پس از آن به دفعات شاهد از جان گذشتگي خبرنگاران رشيد ميهن عزيزمان در امر تهيه واقعيات و دفاع از آزادگي و اسلام بوديم.  دفاع مقدس ملت ايران در مقابل تجاوز بيگانه فصلي تأثيرگذار در تاريخ اين مرز و بوم است که بخشي از آن ما حصل تلاش خبرنگاران، نويسندگان و روزنامه نگاراني بود كه با هدف اطلاع رساني و نيز انتقال فرهنگ اسلامي-انقلابي جبهه به اين معركه وارد شده بودند. بسياري از اين عزيزان پس از جنگ نيز همچنان به آرمان هاي خود وفادار مانده و به تلاش خستگي ناپذير خود ادامه دادند.

محمود صارمي از جمله خبرنگاران پر تلاش و آزاده اي بود که از حضور در خطرناکترين ميدان ها ترس به دل راه نداد و به رسالت خويش تا انتها وفادار ماند. صارمي خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي درسال 1377 بهمراه هشت نفر از اعضاي کنسولگري ايران در مزارشريف افغانستان توسط نيروهاي افراطي طالبان به شهادت رسيد. شوراي فرهنگ عمومي ، 17 مردادماه 1377، سالروز شهادت "محمود صارمي "  را به عنوان روز خبرنگار نامگذاري كرد. هفدهم مردادماه اين روز ارزشمند اجتماعي بر همه خبرنگاران، روزنامه نگاران و نويسندگان گرامي باد.


مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم


دلم گرفته ای دوست

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من

نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من

ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟

ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من

مشکل فقط فارسی وان نیست !

مشکل فقط فارسی وان نیست!

با همه گیر شدن استفاده از گیرنده های ماهواره ای و پیدایش کانالهایی که به همه ی زبان ها مخاطبانشان را سر گرم یا سر در گم می کنند و با ترفندهایی کارشناسانه به ترویج همه جانبه ابتذال می پردازند ،دیگر با طرد و حذف نمودن یک کانال از لیست کانالهای مورد علاقه یمان نمی توان با پدیده های همچون انواع  و اقسام روابط نا مشروع و گرایش به پوششهای لخت انگارانه ای که این کانالهای در پی رواج آن هستند مقابله و مبارزه نمود.

اگر یک بار لیست کانالهایی را که پشت سرهم ردیف نمودید را نظاره کنید ،می بینید که در این چند ساله اخیر به شدت در ساختار و محتوای برنامه های پخش شده توسط کانالهای ماهواره ای  و مفاهیمی  که می توان از آنها استنباط نمود تحول صورت گرفته و این تحول به منزله آن نیست که برنامه های تولید شده باب میل مخاطبان اند .بلکه در حرکتی زیرکانه مسیر علایق مخاطب را با آنچه تولید و پخش می کنند وفق داده و همگون ساخته اند

دادگران بوکان.

 گاهاً مسایلی که از ریشه و اساس مخالف نگرش مخاطب اند را به گونه ای جلوه می دهند که حتی شنیدن الفاظ رکیک و زشت و دیدن تصاویر مستهجن و خارج از عنف و انسانیت ،به امری عادی مبدل میگردد.که این مسئله مصداق امروز ماست.

با علم کردن نام یک شبکه که شاید اولین قدم را در فراگیر نمودن چنین تصورات و اقداماتی برداشته نمی توان با اساس جنگید ،چون می بینیم کانالهایی که در گذشته عموماً کارشان پخش موزیک بوده ،اقدام به تکرار اعمال فارسی وانی و حتی بدتر از آن نموده اند. اما با تجمیع فعالیتهای نو ظهور این کانال ها و هدف های  که از دنبال  کردن این روش یعنی  دوبله سریالهای بلند وبرنامه های روز وپر طرفدار غربی وسازگار با سلایق بیگانه که در لفافه ای جذاب وسرگرم کننده عرضه می شوند می توان اینگونه نتیجه گرفت که این شبکه ها که هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود و بدون استثنا برای اداره و تداومشان بودجه های معینی را از ارگان های معلوم الحالی دریافت می نمایند بجز ضرر زدن به پیکر خانواده سنتی و ترویج خانواده های لگام گسیخته و بی سامان و عادی جلوه دادن مظاهر خیانت زن به شوهر والبته شوهر به زن وبی اهمیت جلو دادن احترام به والدین همچنین عادی جلو دادن  روابط جنسی  مطرود تا مرحله ی بارداری  و سقط جنین برای دختران  به عنوان راه حلی  طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی  در روابط ودر کل هویت زدایی و تعصب زدایی از مفهوم خانواده به عنوان  کوچکترین  واحد اجتماعی  مستقل وموثر گام بر می دارند.

در اینجا باید متذکر شد  که خانواده به عنوان  مهمترین  رکن جامعه در ممالک اسلامی وبه خصوص در مناطق کرد نشین  که اسلام آمیخته  با فرهنگ غنی وآداب ورسوم کردستان سبب شده خانواده بیش از هر کانون دیگری مورد توجه واقع شود بیش از پیش مورد توجه اینگونه رسانه هاکه اخیراً  نسخه های کردی آن نیزدر رنگ و لعاب  های گونگون ونو بسیار زیرکانه تر از تجربه های قبلی  بر روی صفحه تلویزیون مردم کرد زبان خود نمایی می کنند قرار گرفته وتا حدودی براهمیت  این پایگاه  مقدس  جامعه ما واقفند و با مورد هجوم قرار دادن  آن برنامه دراز مدتی را در ذهن خود برای بی هویت جلو دادن وتبدیل این جامعه  به جامعه ای متکی  ومصرف کننده، دارند بااین اوصاف اینگونه به نظر میرسد که با صرف حذف یک شبکه  یا مطرود نمودن آن نمی توان از ادامه چنین روندی جلوگیری نمود وتنها راه چاره  حذف مهمان ناخوانده ای به نام ماهواره از سبد ملزومات زندگی مان خواهد بود.

نکته ...

در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند:

 حرف حساب جواب ندارد!!!

کارتون روز


ادامه نوشته