با ما باش و در امان باش

برای اولین بار در ایران ، تابلوی بزرگی از یک رئیس جمهور آمریکا در یکی از مهم ترین معابر شهری تهران ، نصب شد!
 در این تابلوی چند ده متری ، تصویری از باراک اوباما در کنار شمر بن ذی الجوشن ترسیم شده است که مجموع تصویر و نوشته های زیر آن ، تداعی گر ماجرای امان نامه شمر به حضرت ابوالفضل(ع) در روزهای قبل از عاشوراست که البته توسط حضرت ، رد شد.
در نوشته اول ، که به سبک زیر نویس شبکه بی بی سی فارسی و "سرخط خبرها"ی آن طراحی شده ،  شمر در سال 61 هجری می گوید:" با ما باش ، در امان باش." و در نوشته دوم نیز ، اوباما در سال 2013 میلادی همان جمله را تکرار می کند و می گوید: "با ما باش در امان باش."
این تابلوی بزرگ ، در انتهای بلوار کریم خان و مجاورت میدان ولی عصر(عج) تهران نصب شده است.








جدای مجلس از ملت

 اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با "جدایی مجلس از ملت"!

دادگران بوکان به نقل از ندای ارومیــــه: نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی سکانس جدید "جدایی مجلس از ملت" را کلید زدند.

اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با

 آورده اند که،روزی مردی تکه ای نان خشک در دهان می مکید،مسکینی از راه رسید.
مسکین با مشاهده مرد راه شیون و زاری بر گفت.مرد پرسید:درویشا تو را چه شد.

که باره به شیون سیل از دیده گان جاری ساختی؟!
درویش گفت:چند روزیست که چیزی نخورده ام و زبان بر دهانم چسبیده است!
مرد با شنیدن این سرگذشت زانو به زانوان مسکین نهاد و خاک بر سر فرونشاند و تا میتوانست گریه کرد و شیون نمود تا جایی که صدای شیون های مسکین در برابر فریاد های مرد به گوش نرسید
.

رهگذری این حال بدید و چرایی احوال را جویا شد و چون از پیش آمد آگاه گشت،پس بخندید و گفت:این که گریه ندارد! تکه ای از نان خویش را به این درویش پشت به شکم چسبیده ببخش ! باشد که اندکی سیر گردد و ماجرا به خیر و خوشی به پایان رسد و رضایت پروردگار را به همراه داشته باشد!
مرد با شنیدن این پیشنهاد از جای برخواست، و سریعا اشک از چهره برگرفت و گفت:مرا ثواب همین قدر توان کرد. تا
آنجایی با این جماعت اشک بریزم و هم نوا گردم که کار به بر نان و نان بری نرسد.چون کار از هم صدایی و هم نوایی افزون گردد و صحبت از عمل به میان آید ما را با شما کاری نیست !

 
چند سطر بالا را که مشاهده نمودید،شده است اندر حکایت نمایندگان استان و ملت چشم به انتظاری که خود این نمایندگان را برگزیدند.
برخـــی از آقایان هم،تنها هم نوا با ملت فریاد میزنند و چون حرف از عمل به میان می آید،سریعا  خود را در پس دلایل  و مشغله های خویش پنهان می سازند.
همین چند وقت پیش،که تنور انتخابات مجلس شورای اسلامی گرم بود،تمام آقایان فریاد از دریاچه می کشیدند و شده بودند منتقد اصلی دولت ! و به مانند افراد حکایت نقل شده زانو در کنار ملت می نهادند و زاری میکردند و این روز ها که سخن از تکه نان به میان آمده است،پیدایشان نیست !
شین آباد را که خاطرتان است؟در همین حادثه جان سوز چقدر آقایان نماینده مانور تبلیغاتی دادند.چقدر گفتند که آقای وزیر را استیضاح میکنیم ؟
چند روز پیش که درکنار یکی از آقایان نماینده که در جریانات شین آباد گرد و خاک زیادی کرده بود،حضور داشتم،پی گیر اقدامات مجلس در خصوص شین آباد شدم ،وی تنها یک جمله پاسخ داد: "وزیر که تقصیری ندارد! حادثه بوده است،زیاد رویش مانور ندهید سیاسی می شود".
با شنیدن این جمله ،به یاد ساریا و سیران افتادم، به یاد مادران و پدران داغ دیده ! با خود گفتم:ساریا و سیران هم سیاسی شدند.

بله آقای نماینده! ممکن است که شین آباد از خاطر شما برود،اما  از یاد مادران داغ دیده  نخواهد رفت. میتوان تصور کرد که اگر این حادثه در نزدیکی های انتخابات رخ میداد چه واکنش های عجیبی را در انتظار خاطیان این امر بود.سخن شما متین ! وزیر محترم که نمیخواستند این حادثه رخ بدهد!مدیر آموزش و پرورش که نمیخواستند این اتفاق رخ بدهد اما خوب است بدانیم که استعفای این آقایان در واقع ابراز همدردی و ارزش دهی به این کودکان بیچاره بود.
چند وقت پیش بود که همین آقایان قسم نامه مجلس را هر چه رسا تر فریاد میزدند
! دوباره بخوانیم:


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم ."

وقتی قلمی می میرد

دادگران بوکان

بزرگ بود / و از اهالي امروز / و با تمام افق هاي باز نسبت داشت

خدایش بیامرزد

رمز جدید فتنه(پندار5)

آيا رمز آشوب فتنه جديد از كليدواژه "تقلب" به "انتخابات آزاد" تغيير كرده است؟

 دادگران بوکان

دادگران به نقل از باشگاه خبرنگارن :آيا از تكرار معنادار كليدواژه "انتخابات آزاد" از سوي چهره‌هاي خاص داخلي و دشمنان نشان‌دار خارج‌نشين نمي‌توان به اين نتيجه منطقي رسيد كه "رمز آشوب" فتنه آتي كه پيش‌تر دلسوزان نظام نسبت به وقوع آن در آستانه يازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري هشدار داده بودند از كليدواژه "تقلب" سال 88 به كليدواژه "انتخابات آزاد" براي انتخابات 92 تغيير كرده است؟ علت تكرار كليدواژه "انتخابات آزاد" توسط چهره‌ شاخصي مانند "هاشمي رفسنجاني" كه از ياران ديرين انقلاب محسوب مي‌شود، چيست؟!

ادامه نوشته

مکافات عمل

یکی مارا به راه خیر و دیگری از مسیر شر بر حذر می دارد.انگار مطبوعاتی ها این شهر هر راهی که تا کنون رفته اند به خطا بوده است و بس.

وقتی ریز پیاله صبر مسولان شهر خویش را می بینم مقصود همه این گفته ها را همچون نشان دادن در باغ سبز می یابم.از انتخاب مسیر پشیمان و از ملاحظه کاری های بی خاصیت ملول.این دوگانگی احساس مولود آئین مقبول و معمول آئینه شکستن در میان خواص و بالادستان شهرمان است.براستی این همه خط و نشان کشیدن ها از چه روست ؟

وای از انتخابات که هر وقت موعدش می رسد ؛ ما مقبول و متمتعان این وضع به واسطه رسانه ما مشهور.

خدا به داد ما و اهل رسانه این دیر برسد که هرچه داریم از لطف اوست و هرآنچه که نه. از بی خاصیتی خویش.

نقدي بر مصاحبه فرماندار بوکان با پايگاه تحليلی-خبری کاني پرس /دکترخدر فرجي راد (فرج کرده)

     

همه جاي ايران سراي ماست؛ قابل قبول نيست که بعضي مناطق از بعضي ديگر سرتر باشند!

دکتر خدر فرجی راد (فرج کرده)

     
     

اشاره نخست:
اصل 48 قانون اساسي جهموري اسلامي ايران: در بهره‏‌برداري‏ از منابع طبيعي‏ و استفاده‏ از درآمدهاي‏ ملي‏ در سطح‏ استان‌ها و توزيع فعاليت‌هاي‏ اقتصادي‏ ميان‏ استان‌ها و مناطق‏ مختلف‏ كشور، بايد تبعيض‏ در كار نباشد، به‏ طوري‏ كه‏ هر منطقه‏ فراخور نيازها و استعداد رشد خود، سرمايه‏ و امكانات‏ لازم‏ در دسترس‏ داشته‏ باشد.
‌قانون اجراي اصل چهل و هشتم  قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:
ماده واحده - دولت مکلف است تا دو سال پس از تصويب اين قانون و در اجراي اصل چهل و هشتم  قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران‌ به منظور:
1- رفع هرگونه تبعيض در استفاده مناطق (‌استان‌ها و شهرستان‌ها) مختلف کشور از منابع طبيعي و سرمايه‌هاي ملي؛
2- فراهم کردن زمينه رشد همه مناطق (‌استان‌ها و شهرستان‌ها) متناسب با استعدادها وبا حفظ رقابت سازنده؛
3- توزيع مناسب فعاليت‌هاي اقتصادي در مناطق (‌استان‌ها و شهرستان‌ها) مختلف کشور؛ و
4- استفاده بهينه از قابليت‌‌ها و مزيت‌هاي نسبي در راستاي نقش منطقه‌‌اي وبين‌المللي کشور.
با مطالعه و بررسي کارشناسي لازم و با ملاحظه ميزان سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده در سال‌هاي گذشته و شاخص‌هاي توسعه يافتگي مناطق (‌استان‌ها و‌ شهرستان‌ها)، طرح آمايش سرزمين (‌توزيع متناسب جمعيت و فعاليت‌هاي بخش‌هاي اقتصادي در فضاي ملي) را تهيه واقدامات قانوني لازم براي اجراي آن‌از آغاز سال 1383 را به‌عمل آورد.
‌قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز چهارشنبه مورخ بيست و چهارم مرداد ماه يکهزار و سيصد و هشتاد مجلس شوراي اسلامي ‌تصويب و در تاريخ يازدهم شهريورماه 1380 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.

ادامه نوشته

فعالیت جوانان خیر بوکان غیر قانونی است

فعالیت جوانان خیر غیر قانونی اعلام شد

ازدحام مردم جلو صندوق جوانان خیر بوکان

در پی هشدار بانک مرکزی مبنی بر

غیر قانونی بودن فعالیت موسسه جوانان خیر 

بوکانی ها و سپرده گذاران این صندوق جلو درب این قرض الحسنه تجمع و خواستار استرداد وجوه خود شدند.در این میان سایت رسمی این صندوق با اعلام اینکه کمافی السابق به 

فعالیت عادی خود

 ادامه خواهد داد از مردم خواسته شده مثل گذشته از این موسسه حمایت کنند!!!.

قابل توجه همشهریان عزیز 

نام این صندوق در ردیف موسسات دارای مجوز

از سوی بانک مرکزی موجود نمی باشد.  

خانواده شهدا دیگر چشم و چراغ ملت نیستند


خانواده شهدا دیگر چشم و چراغ ملت نیستند

دغدغه اصلی ما ترویج فرهنگ و شهادت نیست اکنون باید ضدفرهنگ ایجاد شده در زمینه ایثار و شهادت و دفاع‌مقدس را از بین برد. اکنون ضدفرهنگ در جامعه ایجاد شده وقتی كه صداوسیما برنامه‌ای در این جهت تهیه و پخش مي‌‌كند، نوجوان و جوانان نسل امروز کنترل را برمی‌دارند و کانال را عوض مي‌‌كنند. خوراک آنها تغییر پیدا کرده
علی کشوری تنها پسر شهید احمد کشوری با انتقاد از روش ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و برخورد مسئولان در سال‌های اخیر و با اشاره به تاکید امام راحل در خصوص خانواده شهدا مي‌گوید: خانواده شهدا انگار دیگر چشم و چراغ ملت نیستند.
شهریور1359 در آستانه شروع جنگ تحمیلی ازسوی عراق، خلبان احمد کشوری شاهد تولد فرزند خود بود. وی که ارادت خاصی به مولای متقیان امیرالمومنین(ع)داشت، او را علی نامید. علی تنها سه ماه از 32سال و 3 ماه زندگی خود را در کنار پدر بود که رفتن و شهادت پدر را با روح معصوم و پاک کودکانه خود احساس کرد و با اشك‌های خود او را بدرقه راه دوست کرد.
علی کشوری تنها فرزند پسر شهید احمد کشوری است. علی لیسانس تئاتر دارد و اکنون در شرف فارغ‌التحصیلی دوره کارشناسی‌ارشد در رشته سینماست در حالی که تنها یک کارمند ساده در بخش آرشیو شبکه خبر است. او ازدواج کرده و یک دختر دارد. علی کشوری به مناسبت سالروز شهادت پدر بعد از شش سال برای دومین‌بار مصاحبه کرد. گفت‌وگوی او با روزنامه تهران‌امروز بخشی از دغدغه های این فرزند شهید را بازگو مي‌‌كند.
فرزند شهید کشوری مي‌گوید: پدرم 16 آذر ماه به شهادت رسید و 18 آذر ماه 1359 پیکرمطهرش را به خاک سپردند و در تقویم دفاع‌مقدس این روز را به عنوان روز شهادت یاد کردند و لازم به ذکر است كه به مناسبت شهادت شهید احمد کشوری، 15 آذر به نام هوانیروز نامیده شده است.
اگر از علی بخواهی که کیف پول خود را نشان دهد خواهید دید که برچسب فرسوده‌ای از عکس پدر را مزین آن کرده است، وی در این باره گفت: هر عکسی از پدر را که همراه خود داشتم کسی می‌دید و طالب آن مي‌شد برای همین زمانی که این برچسب را با عکس پدر یافتم آن را در کیف گذاشتم. جز من کسی طالب این عکس نیست و فکر نمی‌کنم این را دیگر از دست بدهم. وی در ادامه افزود: یک آلبوم از عکس‌های کامل شهید کشوری به همت خانواده شهید تهیه شده که شامل تمام عکس‌های شهید احمد کشوری از ابتدا تا روز شهادت است حتی عکس پیکر نیمه سوخته او نیز در این آلبوم تعبیه شده است.
علی در مورد پدر گفت: از زمانی که خود را شناختم پدرم برای من مظهر و الگوی تمام عیار انسان واقعی بود چرا که هر آنچه مادرم از آموزه‌ها به من ياد می‌داد اشاره‌ای مستقیم به پدر داشت و تا همین حالا که 32 ساله هستم هم اشاره به سوی اوست. از شباهت‌های ظاهری تا رفتار و کردار با پدر مقایسه می‌شوم هر چند خود را قابل قیاس با پدر نمی‌دانم.
به راستی حضور یک پدر خیلی از جاها مي‌تواند دلگرمی باشد، من حضور پدرم را احساس نكردم و با توجه به اینکه پدر در ابتدای جنگ شهید شد، احمد کشوری برای کشور ایران مهم و در جنگ تاثیرگذار بود، من به داشتن چنین پدری افتخار مي‌‌كنم و این، ‌بار سنگیني از مسئولیت بر دوش من می‌گذارد. احساس مي‌‌كنم اینها خلأ فیزیکی پدرم را جبران مي‌‌كند.
کشوری رفت تا قلبش را به امام(ره) بدهد
فرزند شهید کشوری با بیان یک خاطره از شهید کشوری در مورد ارادتش به رهبری گفت: زمانی‌که امام(ره) در بیمارستان شهید رجایی بستری بودند از رادیو اعلام شد قلب امام(ره) ناراحت است و در بخش سی سی یو بستری است. علی کشوری از زبان مادر تعریف کرد: پدر پشت فرمان ماشین بود و به همراه مادر برای امری خارج از شهر رفته بودند، با شنیدن این خبر از رادیو پدر چند دقیقه‌ای توقف و به سمت منزل حرکت کرد. به خانه که رسید به مادرم گفت من مي‌روم تهران، دارم می‌روم تا قلبم را به امام(ره) بدهم. از کرمانشاه حرکت کرد و با لباس نظامی به بیمارستان رفت، کارت شناسایی خود را نشان داد و گفت تا امام(ره) خوب نشود اینجا می مانم. زمانی که بهبودي حال امام(ره) را اعلام کردند پدر به پایگاه شکاری باز گشت و آسوده خاطر شد.

وقتی که کشوری جانباز شد

سال 1358 عملیاتی در کردستان برای مقابله با کوموله‌ها صورت گرفت که طی آن شهید کشوری از ناحیه گردن و سینه دچار جراحت شد. علی گفت: هلی‌کوپتر پدر تیر باران مي‌شود و دو ترکش از بدنه هلی‌کوپتر به بدن پدر اصابت مي‌‌كند. یکی در ناحیه گردن جا مي‌گیرد و دیگری درکنار قلبش آرام می نشیند. پزشکان طی یک عمل جراحی ترکش گردن را خارج مي‌‌كنند اما اعلام مي‌‌كنند برای عمل قلب باید به خارج از کشور اعزام شود، پدرم با این امر موافقت نمي‌‌كند و مي‌گوید نمي‌توانم در این موقعیت مسئولیت و کشورم را رها کنم و از رفتن امتناع مي‌‌كند. احمد کشوری با ترکشی که بر سينه داشت جام شهادت را می‌نوشد.

لحظه شهادت شهید کشوری

علي با بیان اینکه کمک خلبان پدرش در این حادثه مجروح شده اما زنده مانده از زبان او گفت: آقای رحیم پزشكي آسیب شدید دیده است و به گفته او عملیات توسط جاسوسان لو رفته بود. در این نوع عملیات گروه تانک‌هایی که وارد کشور مي‌شدند را شناسایی می‌کردند و به اين ترتیب تا حدودی ازهجوم آنها جلوگیری مي‌شد. آن روز 4هلی‌کوپتر همزمان به پرواز در آمدند و با رسیدن به محل ماموریت شروع به زدن تانک‌های متجاوز کردند که دو هواپیمای میگ عراقی بالای سرشان حاضر شدند.
وی ادامه داد: پدر هواپیماها را به سمت کوه هدایت کرد، زیرا قدرت مانور هلی‌کوپتر در ارتفاعات بیشتر از هواپیما است. در آنجا یکی از هواپیماها توسط پدر و کمک خلبانش منهدم شد و میگ دوم یک راکت به ملخ هلی‌کوپتر شهید کشوری زد، بر اثر حرکت‌های شدید هلی‌کوپتر و خوردن به کوه‌،کمک خلبان از داخل کابین به بیرون پرتاب و با برخورد به کوه بیهوش شد.
علی ادامه داد: پدر من هنوز در داخل کابین بود و برای حفظ موقعیت هلی‌کوپتر تلاش مي‌‌كرد، هواپیمای میگ عراقی هم برای گرفتن انتقام هواپیمای منهدم شده و هم برای اینکه از شهادت پدر مطمئن شود چندین راکت دیگر نثار تنه زخمی هلی‌کوپتر کرد که باعث سوختن و آتش گرفتن آن شد، با آمدن نیروهای کمکی، پزشكي نجات پیدا کرد و پیکر نیمه سوخته شهیدکشوری به سمت پایگاه شکاری حمل شد.

مرگ ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

علی کشوری در این گفت‌وگو دغدغه‌هایی هم داشت که یکی از آنها ترویج فرهنگ ایثار به نسل آینده بود. وی در این‌باره گفت: ترویج فرهنگ ایثار و شهادت دغدغه مسئولان نیست، لقلقه زبان آنهاست. واضح‌تر بگویم بیشتر شعار است تا عمل، هر جا برویم شعاری از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است. در ظاهر تمام مسئولان از کوتاهی‌ها در این زمینه اظهار ناراحتی مي‌‌كنند.
این فرزند شاهد اذعان کرد: دغدغه اصلی ما ترویج فرهنگ و شهادت نیست اکنون باید ضدفرهنگ ایجاد شده در زمینه ایثار و شهادت و دفاع‌مقدس را از بین برد.
اکنون ضدفرهنگ در جامعه ایجاد شده وقتی كه صداوسیما برنامه‌ای در این جهت تهیه و پخش مي‌‌كند، نوجوان و جوانان نسل امروز کنترل را برمی‌دارند و کانال را عوض مي‌‌كنند. خوراک آنها تغییر پیدا کرده.
وی ادامه داد كه تا زمانی که قبول نکنیم این ضدفرهنگ در جامعه به‌وجود آمده هر گامی در راه ترویج و نشر فرهنگ اشتباه و منتهی به شکست است. کشوری تاکید کرد: متولیان امر ترویج فرهنگ بخصوص در این دهه اخیر باعث ایجاد ضد فرهنگ شده‌اند. وی گفت: این ساختمان فرسوده باید کوبیده و از ابتدا بنا شود.
در انتها این فرزند شهید تاکید کرد: به مرور زمان ناچارند که بخش‌های مهم را هم مستقیم و هم غیرمستقیم به دست خانواده و فرزندان شهدا بسپارند چرا که وقتی قطره‌ای از خون شهدا در رگ هایشان می‌جوشد هرگز نخواهند گذاشت اختلاس و دزدی و مسائلی اینچنین به این وضوح و گسترده اتفاق بیفتد.

خانواده شهدا دیگر چشم و چراغ ملت نیستند

علی کشوری با انتقاد از برخی عملکردهاي مسئولان گفت: امام فرمودند خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت هستند ولی این حرف امروز متوقف شده است. بنیاد شهید هم مي‌گوید آن زمان فرزندان شهید کوچک بودند ولی الان بزرگ شده اند!

منبع:تهران امروز

دیروز مرغ بود امروز برنج

دیدن مغازه هایی خالی که تا دیروز مملو از کیسه های رنگارنگ برنج بود آدمو به شک وا میداره دست خودت نیست نمی تونی شک نکنی.واقعا نامردی و نهایت پست بودنه تو شرایطی که دشمن هر روز یه تحریم جدید رو میکنه بعضی آدمای فرصت طلب و کفتار صفت از آب گل آلود ماهی میگیرن.یعنی می خواین باورمون بشه که یه شبه اون همه برنج فروش رفت و مصرف شد؟

دادگران بوکان

خدا شاهده اونایی که امروز بین حرام و حلال هیچ فرقی نمی گذارن بدجور زمین میخورن.بدجور

برادرا.... همشهریا ....

احتکار تو این شرایط بزرگترین خیانته

مسئولان محترم لطفا ببینید.چشاتونو خوب باز کنید.خاله و پسر عمه نداریم.هرکی که داره با رزق مردم بازی میکنه و هر روز مث گاو شیرده فربه و فربه تر میشه باید شناسایی و مجازات بشه.تو این شرایط کوچکترین سهل انگاری و کوتاهی خیانت به همه مقدسات و ملتمونه.

دادگران بوکان

 

پندار(4)

بازخوانی خاطرات ۸۸

چند لینک فتنه فراموش نشدنی ۸۸

 

دادگران بوکان

هستیم ما

ما آمده ایم و آماده

موسوی در مهاباد

یکی خودش را به موسوی رساند

چرخششششش

اعتراف سبز

وای از صاحبان بلندگو

انتخابات سالم

مخالفت مخالفم مخا....

نامه سر گشاده

 

توهمات مهتدی....

مهتدی حزب کومله را بوکانیزه کرده...

دادگران بوکان به نقل از سرویس بین الملل بولتن نیوز : بهرام رضایی از سرکردگان قدیمی کومله است که نقش مهم و چشمگیری در انشعاب کومله و جدایی از حزب کمونیست ایران (2000) و جدایی کومله زحمتکشان کردستان از کومله انقلابی زحمتکشان کردستان ایران(2007) و همچنین ملحق شدن شاخه ای از کومله زحمتکشان به صفوف کومله انقلابی (2011) داشته است.

این روزها چقدر دلم درد می کند

شب هنگام؛ از خانه بیرون می زنم؛باد سرد زمستانی و خیابانهای خلوت

چشمانم به جمال ساختمانهای شیک و نوساز روشن می شود که هر روز بر طول قامتشان افزوده می شود.خانه هایی که کم کم به نماد افراط در تجمل شهره می شوند.ماشین های آنچنانی...

ویترین فروشگاههایی را می بینم که از گوشه گوشه شان اشرافیت می بارد.دکانهای گذر سنگینی را دیده اید؟ اینها هم بماند...

در وسط شهر زمین های محصوری را به نظاره می نشینم که میلیونها وجب از خاک شهرم را به بند کشیده اند و صاحبانشان که همانا صاحبان قدرتند هر لحظه با مردم و شهرشان بیگانه و بیگانه تر می شوند و هر ثانیه بی نیاز و فربه تر...

کمی آنسوتر پیرمردی که صورتش را پوشانده ؛ به گمانم یا از شدت سرما یا از ترس شناخته شدن.همه پستوها و گوشه و کنار خیابان را به امید یافتن تکه ای مقوا یا کارتن پاره ای جستجو می کند.

با دیدن این صحنه به ناگاه دخترک نوجوانی را که از فرط گرسنگی سر کلاس درس غش می کند ؛ به یادم می آید.درد دلها راننده تاکسی که با اندک دستمزد روزانه اش فقط می تواند بگوید : خدا را شکر که خودش هست.بغض دستفروش دوره گردی که اگر غرورش مانع نمی شد،غلطیدن اشک از چشمان خسته اش به سادگی عجزش از پرداخت هزینه های گزاف درمان همسر بیمارش نمایان می شد.

و ... و ...

اینها را نوشتم که بدانید این روزها چقدر دلم درد می کند.

پندار(3)

بررسی علل ماندگاری حماسه نهم دی
 
سه سال است که از حماسه شگرف 9 دی می گذرد. حماسه ای که در شرح عظمت و توصیف شکوه آن سخن ها گفته اند و صفحات نگارده اند.
نهم دیماه 1388، یوم الهی بود که "بأبی انت و أمی یا حسین" ایرانیان ولایتمدار را به منصه حضور رسانید و فاتحه نفاق را خواند و فتنه محتضر را به خاک سپرد.
اما ماجرا از کجا آغاز شد و بدعت اخضر نامیدن عاشورای احمر، چگونه شکل گرفت؟!
پس از شکست اقدامات فتنه گران در طرح شعارهای انحرافی در «روز قدس» و به خیابان کشاندن هواداران در «13 آبان»، روز «16 آذر» نیز با حضور قاطع دانشجویان انقلابی، به روز شکست سبزپوشان تبدیل شد.
در چنین شرایطی پروژه از پیش تعیین شده «محرم سبز» که از مدتها پیش در دستور کار اجنبیان ضد انقلاب قرار داشت، از اهمیت مضاعفی برای ایشان برخوردار شد و با تمام توان برای اجرای آن دست بکار شدند.
تقارن دهه ابتدایی محرم الحرام با درگذشت مرحوم آقای منتظری، فرصتی ویژه را برای فرصت طلبان سپزپوش فراهم آورد تا به بهانه سوگواری برای وی، اقدامات تفرقه افکنانه خود را ادامه دهند. فلذا فتنه انگیزان فعالیت های خویش را شدت بخشیدند و برنامه های مختلفی را برای بهره برداری سیاسی از این واقعه طراحی کردند.


پیش از این اتفاق نیز جبهه فتنه، برنامه های گسترده ای را برای اجرا در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی تدارک دیده بود.
به عنوان نمونه"محسن سازگارا" از سران خارج نشین فتنه سبز در برنامه "گفتگوی روز" در شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) درباره پروژه محرم سبز چنین می گوید: «اما نکته دیگری که می خواستم بگویم، مسأله محرم و تظاهرات تاسوعا و عاشورا است. فرصت کمی داریم بنابراین از امروز و فردا تا روز اول محرم اصل بحث ما روی آکسیون بزرگ محرم متمرکز خواهد شد ... در ده شب اول محرم و با پرچم سبز یا حسین و عزاداری برای شهدای جنبش و شهدای عاشورا می توانیم در سطح کشور حرکت داشته باشیم ولی روز نهم و دهم یعنی روز تاسوعا و عاشورا، شنبه و یکشنبه ششم و هفتم دیماه، یک مسیر واحد در هر شهر قرار است اعلام شود که همه ما آنجا برویم و جمعیت میلیونی خود را در سطح کشور نشان دهیم.»!


این عنصر ضد انقلاب همچنین با طرح ایده "آکسیون شام غریبان"، در ادامه اظهار می دارد: «این بحث هم مطرح شده است که ضمن اینکه در ده روز اول ماه محرم، حرکت های خود را انجام داده و در روزهای تاسوعا و عاشورا آن را به اوج می رسانیم؛ از ظهر عاشورا و برای شام غریبان در خیابان ها نشسته و با یک بسیج عمومی دست به تعطیل عمومی در کشور بزنیم ... برای تحقق آکسیونی که برای شام غریبان مطرح شده است نیاز به این است که در سمت جنبش، ما رشد جغرافیایی و رشد در طبقات مختلف اجتماعی و همچنین رشد کیفی داشته باشیم و در سمت کودتاچیان نیز باید مشروعیت زدایی سپاه از نظر اخلاقی، مالی و سیاسی تشدید شده و اختلاف های درونی سپاه نیز افزایش یابد که باعث فلج شدن این سازمان شود و بحدی از ناتوانی برسد که ما بتوانیم آکسیون نهایی خود را به مرحله اجرا بگذاریم.»!
از دو هفته قبل از عاشورا نیز سایت فارسی وزارت خارجه اسرائیل، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان BBC و VOA و فضای اینترنتی در شبکه های فیسبوک و توئیتر برای عاشورای سال 88 دستوالعمل های صریح و بی پرده ای خطاب به عوامل داخلی خود صادر می کردند و بر این نکته مهم تأکید داشتند که آشوبگران باید از فرصت نیمروز عاشورا که مردم در دسته جات و هیئات به عزاداری مشغولند، برای حضور در خیابان ها نهایت استفاده را برده و اموال عمومی را تخریب نمایند!


و سرانجام، 7 دیماه 88، روز موعود حرمت شکنان فرا رسید. در حالیکه میلیون ها عزادار عاشق حضرت اباعبدالله(ع) در عاشورای حسینی مشغول عزاداری بودند، اقلیتی فرصت طلب از صبح روز عاشورا، با سوت و کف و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه، عزاداری سبز خود را در چند خیابان تهران آغاز کردند. بانک و مغازه و ساختمان و خیابان و اموال عمومی را به آتش کشیدند. به عزاداران امام حسین (ع) توهین کردند و آنها را به خاطر حمایت نکردن از موج سبزشان مورد اهانت و ناسزا قرار دادند. به سمت مردم عزادار سنگ پرتاب کردند و تعدادی را زخمی نمودند. به مأموران و سربازان نیروی انتظامی هم رحم نکردند و بسیاری از ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.


عمق جنایت این اراذل و اوباش آنجا بود که یک بسیجی را بطور کامل در خیابان برهنه کردند و بر سر و صورتش کوبیدند و خونینش کردند و هلهله کنان از او عکس و فیلم گرفتند!
پس از آن بود که یکی از سران فتنه، حرمت شکنان عاشورای حسینی را "امت خداجو" نامید و دیگری اغتشاشگران خیابانی را "مردم عزادار" خطاب کرد!


البته علیرغم مواضع سران فتنه پیرامون اوباش روز عاشورا، اعترافات صریح عناصر ضد انقلاب در قبل و بعد از اغتشاش عاشورا، حاکی از امر دیگری بود!
حوادث عاشورای 88 به خوبی گویای این حقیقت بود که نگاه عناصر ضد دین و اجنبیان خارج نشین به عاشورا، نه از جنس عزاداری که به مثابه فرصتی علیه شعائر و هنجارهای مذهبی و شیعی بوده است.
از همین رو بود که "مصطفی صابر" از ملحدین ضد انقلاب خارج از کشور، با پرده برداری از ماهیت پلید خویش و همقطارانش، اظهار داشت: «من می فهمم که جناح حاکم ممکن است به هر بهانه متوسل شود تا در صف مردم تفرقه بیاندازد و اسلام کثیفش را نجات دهد.[!] باید از این فرصت استفاده کرد و میلیون ها نفر را به میدان آورد و به 30 سال حاکمیت عاشورا و خرافه و حکومت مذهبی پایان داد.[!] اگر کسی دست زد و شادی کرد، چه بهتر که با او دست بزنید و هلهله کنید.[!] اگر کسی دوست دارد با هر ظاهری که دوست دارد و از جمله "آرایش زننده" و "ظاهر بد" ظاهر شود اتفاقاً به شدت از او در مقابل تعرض اوباش اسلامی حمایت کنید.[!] انقلابی که در ایران راه افتاده برای عزاداری و توسرخودزنی و برای بردگی اسلامی زن نیست.[!] برای پایان دادن به اینها و از جمله ادبیات شنیع اسلامی نظیر "زنان معلوم الحال" است.»!!!
در این میان نیز روزنامه های وابسته به جناح دگراندیش و جراید هواخواه کاندیدای اصلاح طلب شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تلاش داشتند تا با اتخاذ موضع انفعال و بی تفاوتی نسبت به اغتشاشات روز عاشورا، جریان متبوعشان را از اتهامات وارده مبرا جلوه دهند!


در همین ارتباط روزنامه آرمان در نخستین روز پس از این واقعه با درج تصویری از اغتشاشات خیابانی، در تیتر یک خود چنین نوشت: «درگیری های دیروز تهران؛ 4 کشته و 300 بازداشت»!
روزنامه اعتماد هم در این روز با خونسردی تمام «سخنرانی ناتمام خاتمی در حسینیه جماران» را به عنوان مهمترین خبر در تیتر اول خود قرار داد!
روزنامه مردم سالاری هم که در این روز «دو استعفا از فرهنگستان در پی برکناری میرحسین» را با حروف نسبتاً درشتی برجسته کرده بود، جمله «در تجمعات دیروز کسی کشته نشد» را برای تیتر یک خود برگزیده بود!
همسو با رسانه های تجدیدنظر طلب داخلی، سران و مقامات کشورهای خارجی همچون آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلستان، کانادا، و حتی ایتالیا نیز دست بکار شدند در حمایت از حقوق مدنی و دفاع از اغتشاشگران بیانیه دادند!
تنها پس از گذشت 48 ساعت از اغتشاشات 7 دیماه، و درحالیکه خون ایرانیان از هتک حرمت به مقدسات در روز عاشورا به جوش آمده بود؛ مردم تهران با تجمع میلیونی در یوم الله 9 دیماه، حماسه ای تاریخی، چشم نواز، بی سابقه و دشمن شکن را خلق کردند تا نسبت به این حرمت شکنی اعتراض کنند.


در حالیکه در اطلاعیه شورای هماهنگی انقلاب اسلامی، زمان آغاز مراسم عاشوراییان در میدان انقلاب، ساعت 15 اعلام شده بود اما محبان اهل بیت (ع) و حامیان پرشمار ولایت، چنان مشتاق حضور در این حرکت اعتراضی بودند که میدان انقلاب در ساعت 13 شاهد خیل جمعیت تظاهرکنندگان بود.
شمار جمعیت به اندازه ای بود که خیابان آزادی از تقاطع یادگار امام تا پل چوبی و در دیگر مسیرها از میدان حر تا میدان انقلاب، بلوار کشاورز تا پل کریمخان، خیابان حافظ تا تقاطع انقلاب و همچنین سایر خیابان های فرعی مملو از جمعیت خمشگین نسبت به هتک حرمت عاشورای حسینی بود.
حضور حماسی مردم ولایتمدار ایران اسلامی در یوم الله نهم دی، تمامی رسانه های ضد انقلاب را دچار بهت و سردرگمی کرد و آنان را به "صمُ و بکم" شدن واداشت!
رسانه هایی چون VOA، BBC، العربیه، الجزیره و رادیو فردا، هنگامیکه مجبور شدند از سر اضطرار اخباری از این حضور ماندگار را منتشر سازند، بر اساس قاعده همیشگی خود که از کوه، کاه می سازند و کاه را کوه نشان می دهند؛ حضور دهها میلیونی مردم ایران را، حضور هزاران نفری و حداکثر دهها هزار نفری معرفی کرده و آن را نیز یک حضور دولتی نامیدند!


رسانه های معاندی که تا پیش از این تجمعات کوچک و انگشت شمار اوباش ضد انقلاب را به صورت خبر فوری و لحظه به لحظه مخابره می کردند، اینک در برابر خروش عاشورایی ملت ایران، خود را به کوری و لالی زده بودند!
نکته جالبتر، رویکرد رسانه ها و سایت هایی چون رادیو فردا، رادیو زمانه، العربیه، نوروز، جرس و سایر بنگاه های خبرپراکنی ضد انقلاب در مواجهه با تظاهرات یوم الله 9 دی بود.
این رسانه ها بر طبق عادت مألوف در اطلاع رسانی کاذب و جانبدارانه شان، تا ساعت پایانی شب نهم دی، حاضر نشدند تا هیچ خبر و تصویری از راهپیمایی کم سابقه ملت عاشورایی در تهران را منتشر کنند و بعضاً به انعکاس اخباری چند سطری بسنده کردند!
این رسانه ها بر این نکته تکراری و مشابه اصرار داشتند که به مخاطبان خود اینگونه القا نمایند، تظاهرکنندگان نهم دیماه، کارمندان دولت بودند که با یک روز مرخصی دادن به آنها و به وسیله اتوبوس به راهپیمایی آمده بودند. مضحک تر آنکه اعلام کردند، دولت با دادن ساندیس و ساندویچ، مردم را به خیابان ها کشانده بود!!!
گذشت زمان نیز موجب آن شد که رسانه های معاند نیز به حضور گسترده راهپیمایان عاشورایی اذعان و اعتراف نمایند.
بر همین اساس اخیراً سایت ضد انقلاب "جرس"، در مقاله ای منثور با عنوان «حماسه ساخته شده ...» اینچنین لب به اعتراف می گشاید: «برای نابودی این جنبش مردمی، امام حسین را بهانه می کنند. مردم تهییج می شوند. به خیابان می آیند و حماسه 9 دی در محکومیت اهانت کنندگان به امام حسین برگزار می شود! ظاهراً حاکمیت پیروز شده است! تهییج احساسات مردم جواب داده است. حتی من هم شک کرده ام...»!

فی الحال سه سال از حماسه 9 دی می گذرد و فتنه 88 مدتهاست که کفن پوسانده است.
بصیرت مثال زدنی امت عاشورایی درنهم دیماه 1388، نشانگر آن بود که ایرانی مسلمان همچون مقتدایش حسین (ع)، در راه دین و مذهب و آیینش، مماشات و تسامح با احدی را جایز نمی داند و مقتدرانه در دفاع از آرمان هایش خواهد ایستاد.
امید است که بصیرت و هوشمندی امت ولایتمدار ایران، کما فی السابق، با حضور پرشور و گسترده در راهپیمایی یوم الله 9 دی و ایضاً انتخابات آتی ریاست جمهوری و انتخاب گزینه اصلح نیز به منصه حضور برسد و برگ زرین دیگری در تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شود.
منبع:صراط

دردهای ناگفته کولبران کردستان
همانگونه که در فیلم زمانی برای مستی اسب ها دیدیم  قاچاقچيان خرده پايي که با اسب براي بردن و آوردن کالاي قاچاق، مجبور به گذشتن از ارتفاعات سردسير مرزي در غرب کشور بودند براي آن که اسب ها زير بار سنگين و هواي بسيار سرد و راه دشوار کوهستاني کم نياورند، آن ها را مست مي کردند ولي اين روزها که آدم ها جاي اسب ها را گرفته اند، ديگر هيچ چيز توان مست کردن پيکر رنجور آن ها را ندارد. اين روزها قامت انسان هاست که ساعت ها خميده مي ماند زير بار سنگيني که فقر بر دوششان نهاده است.


اين ها قاچاقچي نيستند، تنها کولبراني هستند که به خاطر بي کاري و فقر يا آن گونه که برخي کارشناسان و مسئولان مي گويند، سوء مديريت ها تنها دارايي شان را در اختيار استثمارگران نهاده اند، توان جسماني و کرامت انساني شان را.
تنها دستور مي گيرند، «آفتاب نزده در... باشيد. مي رويد آن سوي مرز، فلاني را مي بينيد، بار را تحويل مي گيريد و سريع باز مي گرديد. توقف و استراحت نداريم. اگر به کمين خورديد نبايد بار را بگذاريد و فرار کنيد. با بار فرار کنيد. اگر بار صدمه ببيند بايد خسارت بدهيد. اگر فرزندتان عقب افتاد حق ايستادن براي او را نداريد و...

ادامه نوشته

 

دور جدید قدرت نمایی آقای نماینده 

مرد شماره دو ستاد انتخاباتی دیروز و ریاست اداره فلان امروز.به خاطر دارم چندی پیش خبری با عنوان درخواست نماینده بوکان برای تغییر برخی از مسولان شهرستان در یکی از سایتک های محلی درج شده بود ،به نوشته بوکان خاتون (وب سایت خانم فیضه یکی از اعضای شورای شهر بوکان): در جلسه ی شورای اداری شهرستان بوکان که با حضور استاندار آذربایجان غربی و مسئولین شهرستان در سالن فرمانداری برگزار شد نماینده بوکان گفت: در سطح شهرستان هنوز بعضی از پست های مدیریتی خالی هستند و توسط سرپرست ها اداره می شوند که باید در این مورد تصمیم گیری شود.عثمانی اضافه کرد: تعدادی از  مدیران نیز باید در آینده نزدیک تغییر کنند مانند بخشداری.وی همچنین به سرانه ورزشی بوکان اشاره کرد و گفت: سرانه ورزشی بوکان نسبت شهرهای دیگر بسیار پایین است و حتی از متوسط استانی نیز کمتر است.این خواسته در حالی مطرح شده که دکتر عثمانی بر خلاف ادعای مکرر خویش مبنی بر عدم دخالت در عزل و نصب های متداول در سطح شهرستان، که عموماً بعد از انتخابات صورت می پذیرد و نشانه ای عینی از تغییر ارکان قدرت در سطح تصمیم گیری های کلان شهرستانی و هماهنگ سازی فضای اداری شهرستان با خواسته ها و سلایق منتخب جدید است نظر دارد.هر چند این ادعا در دوره اول نمایندگی ایشان بارها فراموش شد اما اینبار گمان میرود عثمانی بعد غلبه مقتدرانه بر رقیب سنتی در جدال انتخاباتی در پی تغییر قابل توجه چیدمان مدیریتی شهرستان است وی به واسطه نزدیکی به فرماندار و اشراف به شرایط دولت دهم که ماههای پایانی عمر خود را سپری می کند بیشتر به فکر محکم کردن جای پای خود و  فراهم آوردن فضای جولان کافی برای انتخابات پیش روست.در این میان نباید فراموش کرد که ممارست عثمانی برای تغییر و انتصاب مسولین جدید که عموماً با پیشنهاد مستقیم خود وی انتخاب می شوند نشان از دور جدید قدرت نمایی آقای نماینده است.نکته مهمتر اینکه افرادی که از جانب ایشان پیشنهاد و انتخاب می شوند نتنها سابقه مدیریتی کافی و متناسب با تصدی پستشان ندارند بلکه چند سالی از کل دوره خدمتشان هم نمی گذرد.

 

پندار(2)

تصاویر منتشر نشده از شیطان پرستی

 دادگران بوکان:شیطان پرستان، شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگر کسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوريکه معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد!

 چندی پیش یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار و خبر داده بود که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. شيطان پرستي اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودي به انتقال ايدئولوژي نیز خواهد پرداخت. شيطان پرستي داراي يک جهان بيني بوده و شیطان پرستان براي اثبات حقانيت خود شواهد زيادي دارند و در مواردی مي توانند افراد 6 تا 60سال را با خود همراه کنند. بر پایه این گزارش، شیطان پرستان اکنون در دانشگاه ها و بين دانشجويان رخنه کرده و به اجراي برنامه ها از جمله کنسرت در دانشگاه مي پردازند. شیطان پرستان، شيطان را به عنوان قدرت غالب در جهان مي دانند و اگر کسي مي خواهد در جهان خوب زندگي کند بايد با شيطان باشد به طوريکه معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مي گذرد! اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طريق تهيه فيلم و موسيقي، شيطان پرستي را ترويج مي دهند و اکنون اين موسيقي در ميان تعدادي از جوانان دست به دست مي شود. مظاهري سيف، نویسنده و جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روي هم (ستاره داود)، صليب معکوس ( ضد مسيحيت) و نشانه آمون خداي مصريان را ازجمله نمادهاي پيروان شيطان پرستي است. وي همچنین تاکید می کند: بايد براي مقابله با اين فرقه ها‌، موج فرهنگي در کشور ايجاد شود تا ماهيت اين فرقه هاي انحرافي هر چه بيشتر به جامعه شناسايي شود.

دادگران بوکان