جدای مجلس از ملت
اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با "جدایی مجلس از ملت"!
دادگران بوکان به نقل از ندای ارومیــــه: نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی سکانس جدید "جدایی مجلس از ملت" را کلید زدند.

آورده اند که،روزی مردی تکه ای نان خشک در دهان می مکید،مسکینی از راه رسید.
مسکین با مشاهده مرد راه شیون و زاری بر گفت.مرد پرسید:درویشا تو را چه شد.
که باره به شیون سیل از دیده گان جاری ساختی؟!
درویش گفت:چند روزیست که چیزی نخورده ام و زبان بر دهانم چسبیده است!
مرد با شنیدن این سرگذشت زانو به زانوان مسکین نهاد و خاک بر سر فرونشاند و تا میتوانست گریه کرد و شیون نمود تا جایی که صدای شیون های مسکین در برابر فریاد های مرد به گوش نرسید.
رهگذری این حال بدید و چرایی احوال را جویا شد و چون از پیش آمد آگاه گشت،پس بخندید و گفت:این که گریه ندارد! تکه ای از نان خویش را به این درویش پشت به شکم چسبیده ببخش ! باشد که اندکی سیر گردد و ماجرا به خیر و خوشی به پایان رسد و رضایت پروردگار را به همراه داشته باشد!
مرد با شنیدن این پیشنهاد از جای برخواست، و سریعا اشک از چهره برگرفت و گفت:مرا ثواب همین قدر توان کرد. تا آنجایی با این جماعت اشک بریزم و هم نوا گردم که کار به بر نان و نان بری نرسد.چون کار از هم صدایی و هم نوایی افزون گردد و صحبت از عمل به میان آید ما را با شما کاری نیست !
چند سطر بالا را که مشاهده نمودید،شده است اندر حکایت نمایندگان استان و ملت چشم به انتظاری که خود این نمایندگان را برگزیدند.
برخـــی از آقایان هم،تنها هم نوا با ملت فریاد میزنند و چون حرف از عمل به میان می آید،سریعا خود را در پس دلایل و مشغله های خویش پنهان می سازند.
همین چند وقت پیش،که تنور انتخابات مجلس شورای اسلامی گرم بود،تمام آقایان فریاد از دریاچه می کشیدند و شده بودند منتقد اصلی دولت ! و به مانند افراد حکایت نقل شده زانو در کنار ملت می نهادند و زاری میکردند و این روز ها که سخن از تکه نان به میان آمده است،پیدایشان نیست !
شین آباد را که خاطرتان است؟در همین حادثه جان سوز چقدر آقایان نماینده مانور تبلیغاتی دادند.چقدر گفتند که آقای وزیر را استیضاح میکنیم ؟
چند روز پیش که درکنار یکی از آقایان نماینده که در جریانات شین آباد گرد و خاک زیادی کرده بود،حضور داشتم،پی گیر اقدامات مجلس در خصوص شین آباد شدم ،وی تنها یک جمله پاسخ داد: "وزیر که تقصیری ندارد! حادثه بوده است،زیاد رویش مانور ندهید سیاسی می شود".
با شنیدن این جمله ،به یاد ساریا و سیران افتادم، به یاد مادران و پدران داغ دیده ! با خود گفتم:ساریا و سیران هم سیاسی شدند.
بله آقای نماینده! ممکن است که شین آباد از خاطر شما برود،اما از یاد مادران داغ دیده نخواهد رفت. میتوان تصور کرد که اگر این حادثه در نزدیکی های انتخابات رخ میداد چه واکنش های عجیبی را در انتظار خاطیان این امر بود.سخن شما متین ! وزیر محترم که نمیخواستند این حادثه رخ بدهد!مدیر آموزش و پرورش که نمیخواستند این اتفاق رخ بدهد اما خوب است بدانیم که استعفای این آقایان در واقع ابراز همدردی و ارزش دهی به این کودکان بیچاره بود.
چند وقت پیش بود که همین آقایان قسم نامه مجلس را هر چه رسا تر فریاد میزدند ! دوباره بخوانیم:
بسماللهالرحمنالرحیم
"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعهای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم ."
بسم الله الرحمن الرحیم