پندار
وهابیت و سلفی گری در کردستان ایران
یکی از جریان های که در قرون میانی به تدریج در حوزه اندیشه و مذاهب اسلامی اثر گذاشت و خط فکری جدیدی را بنیان نهاد جریان سلفی گری است که در عصر اخیر نه به عنوان یک مکتب فکری خاص با یک سلسله اصول و فروع عقیدتی بلکه به شکل یک جریان گذشته گرای فکری با یک ساختار سیاسی ویژه شناخته می شود.

سلفی گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان است. در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه ای است كه تمسك به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود، سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام(ص)، صحابه و تابعین دارند. آنان معتقدند كه عقاید اسلامی باید به همان نحو بیان شوند كه در عصر صحابه و تابعین مطرح بوده است؛ یعنی عقاید اسلامی را باید از كتاب و سنت فراگرفت و علما نباید به طرح ادله ای غیر از آنچه قرآن در اختیار می گذارد، بپردازند. در اندیشه سلفیون، اسلوبهای عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نصوص قرآن، احادیث و نیز ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان حجیت دارد.
سلفی گری در دنیای امروز درقالب جنبش های تندروی اسلامی مانند طالبانیسم مطرح است. مبارزات خشونت آمیز و خط مشی مسلحانه جزء ویزگی های غیرقابل انکار جنبش های سلفی و رادیکالیسم اسلامی است. جریان سلفی گری در تمام کشورهای اسلامی به اشکال مختلف رواج پیدا کرده که شدت و قوت آن در این کشورها متفاوت و اشکال آن نیز متنوع است. این جریان در طی انقلابات اخیری که در کشورهای عربی به وقوع پیوسته مجال خودنمایی و اظهار وجود بیشتری پیدا کرده است. اخوان المسلمین مصر که بدون شک یکی از بزرگترین جنبش ها و گروههای اسلام گرا در جهان اسلام تلقی می شود با سرنگونی حکومت حسنی مبارک فرصتی تاریخی برای کسب قدرت و پایان انزوای سیاسی خود پیدا کرد. این جنبش در سایر کشورهای عربی مانند لیبی، تونس، یمن و سوریه ریشه دوانده و رویای تجدید خلافت اسلامی را در منطقه خاورمیانه برای طرفدارانش زنده کرده است. تلفیق اندیشه های رادیکالیسم اسلامی منبعث از اندیشه های انقلابی با سبک ها و ابزارهای جدید بدون شک تهدیدی علیه بنیانهای نوپای دموکراتیک و ساختارهای مدرن در کشورهای جهان سوم و از آن جمله خاورمیانه می باشد. تلاش در جهت نفی سازه های مدرن اعم از جامعه مدنی، آزادی بیان، آزادی ادیان، آزادی اندیشه در چارچوب تلاش برای زنده کردن اعتقادات سلفی - اسلامی و شعار مبارزه با کفر زنگ خطری است که بایستی به خوبی به آن توجه کرد.
سفلیون امروزه با تاسی از انقلابات و جنبش های منطقه و استفاده از فرصت های به وجود آمده منابع عظیم تبلیغاتی و مالی برای تبلیغ ایده ها و جذب طرفدار کسب کرده اند.از آنجا که ایران کشوری قدرتمند شیعی در منطقه محسوب می شود و جایگاه برجسته ای در جریانات منطقه ای ایفا می کند بدون شک می تواند هدفی برای سلفیون باشد تا ضمن رخنه در بنیان فکری مردم سعی در شعله ور ساختن اختلافات مذهبی و آشوب نمایند. از آنجا که مردم اکثر مناطق کردنشین ایران دارای مذهب تسنن هستند و عمدتا در مرزها واقع شده اند می توانند طعمه مناسب و قابل دسترسی برای آتش سلفی گری باشند.
سابقه وجود بحرانهای قومی و جنبش های ناسیونالیستی در مناطق کردنشین در کنار پاره ای از محرومیتهای اقتصادی و سیاسی بدون شک موارد و جنبه هایی هستند که جنبش های سلفی گری و وهابیت با تشکیل احزاب و تشکل های گوناگون سعی می کنند بر روی آنها برنامه ریزی کنند. بنیان های فکری سلفی گری در مناطق کردنشین شمال غربی ایران و از آن جمله شهرهای سنندج ، سقز، بانه، سردشت، بوکان، مهاباد و اشنویه به صورت های هر چند ضعیف وجود داشته و فعالیت های زیرزمینی این گروهها برای اهالی این مناطق غیر قابل انکار است. تلاش برای نفی گفتمانهای مشروعیت ساز نظام حاکم مانند وحدت امت واحده اسلامی(شیعه و سنی)، ولایت فقیه، تاکید بر شکافهای مذهبی ، نفی ملی گرایی و سعی در ایجاد تفرقه مهمترین جنبه های عملی گروههای سلفی در کردستان ایران است. این گروهها از لحاظ اعتقادی تلاش می کنند با شکل بخشیدن به ایده های خشک مذهبی ، دگم اندیشی فکری، نفی عقل گرایی و انکار وجود سازه های مدرن در مناطق کردنشین ایران زمینه را برای ساختار شکنی و قدرت طلبی سیاسی خود در آینده ای که خود تصور می کنند مهیا سازند.
تلاش در جهت کسب حامی و طرفدار از میان اقشار جوان جامعه و شستشوی مغزی آنان با استفاده از سبک خاص تلقین باورهای دینی و مذهبی یکی از شگردهای رایج و خطرناک این گروههاست که بایستی به جدیت برای ممانعت از آن تلاش کرد. گزارشهای رسیده از مناطق کردنشین ایران از آن جمله شهرستان بوکان حاکی از آن است که این گروهها سعی در جذب نخبگان فرهنگی مانند معلمان و کارمندان دارند و در نشست های زیرزمینی برای احداث حوزه علمیه و مدرسه دینی تلاش می کنند. قدرت گیری این جنبش های سلفی گری و وهابی در مناطق کردنشین ایران با الهام گیری از شعار تجدید خلافت اسلامی مسئله ای است که نیاز به تعمق زیادی دارد و زنگ های هشدار را برای تخریب و به لرزه درآوردن بنیانهای مدرن و دموکراتیک کنونی به صدا در می آورد.
بسم الله الرحمن الرحیم