طلوعی بی فرجام
تا ابد پا برجائیم

خاطرات روزهای انقلاب برای ما که نسل های بعد انقلاب محسوب می شویم؛ جز چند سرود و مارش و تصاویر و فیلمهای سیاه و سفید از انبوه جمعیتی که مرگ را برای شاه می خواهند و به دار و دسته اش ننگ می فرستند؛ دود و صدای رگبار و گلوله باران تظاهرکنندگان و نواهایی که نوید آزادی و رهایی می دهند و خبر از پایان سخت ترین دوران مردمان سرزمین مهر را در خود دارند ، شاید چیزدیگری را در ذهن تداعی نکند.
اما آنانکه در همان فیلمهای سیاه و سفید فردا و خون سرخرنگ خود را فدای آزادی و سربلندی امروز ما کردند بسیار بهتر از ما می توانند گواهی دهند که حال هوای آنروزها چه بوده و چه بر سرشان آمده بود که آنگونه بی پروا " مرگ بر شاه و الله و اکبر " را از ته دل فریاد می زدند.
آنچه که امروز جای بیان دارد تکرار و تکرار و تکرار همه آن جسارتهای کم نظیر و شهامت های مثال زدنی مردمانی است که امروز در ظاهر جز چند عکس وسرود، اثر دیگری از آنها بر جای نمانده است.
آن آدمها ،صوای همه آن عکسها و آن شنیده ها و نادیده ها ما را میراثدار حرکتی کردند که بحق حفظ و حراست از آن منش جز به وسیله همجنسان و همرنگان آن مردمان آزاده آزادزی مقدور نیست و نخواهد بود.
ما در این روزها به پاس تلاش و جهاد آنان سی و چهارمین طلوع فجر انقلابمان را گرامی می داریم و ایران و جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و کمتر سربلند تر از همیشه غرق شادی و غرور است.
امروز پس از سی و چهار سال جنگ و تحریم و ناسزا شنیدن به کوری همه آنانکه چشم دیدن ما را ندارند پابرجا استاده ایم.ایستاده ایم و دلخوش به وعده حقیقی خداوندی ، پیروزمندانه تا ظهور ناجی نجوا کننده آزادی و احیا کننده فضایل انسانی پاسدار ارزشها و اعتقاداتی هستیم که برای حفظ آنها مثل همان روزهای اول انقلاب از نثار خونهای جاری در رگهایمان هیچ ابایی نداریم.باشد که نادانان بدانند باید تا ابد در حسرت به زانو در آمدن این ملت با صلابت در آتش کینه و خصم خود بسوزند.
یادمان باشد که ما خون داده ایم
یک بیابان لاله مجنون داده ایم
یادمان باشد پیام آفتاب
دست نا اهلان نیفتد انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم