عثمانی و میل به دیده شدن

رابطه میان رسانه و قدرت از دیر باز محل بحث محافل علمی بوده است. نقطه عزیمت تحلیلگران انتخاب عمومی آن است که انسان چه به عنوان یک شهروند عادی و چه به عنوان یک سیاستمدار، رفتاری یکسان از خود بروز می دهد. در هر دو حالت فرد تلاش می کند منفعت خود را به حداکثر برساند. تنها تفاوت مهم این است که در عرصه سیاست، محدودیت ها متفاوت است و به همین دلیل، نحوه رفتار افراد تغییر می کند و منفعت طلبی سیاستمداران اشکال پیچیده تری به خود می گیرد. این امر فهم عرصه سیاست را برای توده مردم دشوار می کند.
بدین ترتیب از یک سو شهروندان برای تصمیم گیری صحیح در عرصه سیاست نیازمند اطلاعات هستند و از سوی دیگر به دلیل پیچیدگی ای عرصه نمی توانند فهم درستی از آن داشته باشند. به علاوه، برای آن ها از نظر اقتصادی به صرفه نیست که برای کامل کردن اطلاعات خود وقت و منابعشان را خرج کنند؛ زیرا قدرت تاثیرگذاری آنها به میزان یک رای در میان دهها . صدها هزار و شاید میلیون ها رای خواهد بود؛ از این رو رای دهندگان، انگیزه ای برای تکمیل اطلاعات خود نسبت به نامزدها و سیاست آنها نخواهند داشت.
در این بین نقش رسانه ها اهمیت پیدا می کند. رسانه می تواند به عنوان ابزاری برای آگاهی بخشی به افراد عمل کند و خوبی یا بدی عملکرد سیاستمداران را برای آنها تبیین نماید. در واقع در یک جامعه توده ای امکان ارتباط مستقیم با گروه حاکم وجود ندارد و این ارتباط باید از مجرایی انجام گیرد که همان رسانه ها هستند. رسانه باید واسطه انتقال خواسته ها و امیال شهروندان به منتخبان خود باشد. در عین حال اعتماد مطلق و بدون قید و شرط به رسانه در دنیای امروز کمی ساده لوحانه است. به دلیل اهمیت و تاثیرگذاری رسانه ها در شکل دهی به افکار عمومی، صاحبان ثروت و قدرت تلاش بسیاری برای تسلط بر آنها انجام می دهند.
به اذعان بسیاری از صاحب نظران نماینده مردم بوکان در ادوار، هشتم، نهم و دهم، یکی از موفق ترین سیاستمدارن کُرد بعد از انقلاب اسلامی در ایران به شمار می رود.
قسیم عثمانی با استفاده تکنیک های پیچیده و بهره گیری از ظرفیت های رسانه ای هر روز جایگاه خود را تقویت کرده و هر بار در صدد تسخیر معدود رسانه های این شهرستان بر آمده است. تطمیع، وامدار کردن و استخدام تعدادی از خبرنگاران، تهدید و پرونده سازی برای تعدادی دیگر به شیوه های مختلف، و در نهایت تخریب و برچسپ زنی به تعدادی دیگر که تحت تاثیر روش های اول و دوم قرار نگرفته اند مشی این نماینده برای حاکمیت بر رسانه های بوکان به شمار می رود. نگارنده به شیوه های مختلف از جمله پیشنهاد وام، برادر باش و برادری ببین، تحریک برخی از اقارب برای تشکیل پرونده قضایی، تخریب علنی از سوی طرفداران و شخص عثمانی در گروههای مجازی را تجربه کرده است.
با پیدایش شبکه های اجتماعی و به تبع آن شکست انحصار رسانه ای، دیگر عثمانی به نشریات و سایت های محلی بها نداد و با به اصطلاح خبرنگار تراشی تعدادی از طرفداران خود را در قالب خبرنگاران تحصیل کرده، متخصص، کار بلد و صد البته سرسپرده به خود به مردم معرفی کرد.
تشکیل کانال هایی در تلگرام و تخریب نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی، حمله و تمسخر شخصیت های مختلف از جمله رقبا و مسئولان پیشین شهرستان یکی از معمول ترین روشهای کانالهای منتسب به عثمانی برای ممبرگیری محسوب می شود. در این میان عثمانی هم بیکار ننشسته و با تولید محتوای انحصاری و ایجاد شبکه ای رانت اطلاعاتی برای این رسانه ها، اخبار فعالیت ها و اطلاعات مربوط به حوزه کاری نمایندگی را منحصراً از طریق این رسانه ها منتشر کرده است. در این نوشتار به برخی از روشها و تکنیک های عثمانی برای تهیج اذهان جمعی و استقرار و توسعه جایگاه رسانه ای خود خواهیم پرداخت.
عثمانی و میل به دیده شدن
همه آدم‌ها به‌طور ذاتی نیاز به ابراز وجود دارند؛ میل به دیده شدن و مطرح شدن، میل به تایید شدن از سوی عده زیادی از اطرافیان و میل به بودن در کنار کسانی که شبیهشان فکر می‌کنند یا مثل آن‌ها زندگی می‌کنند. همه این امیال کاملا طبیعی است. اما اگر برای کسی زمینه ابراز وجود فراهم نباشد، یعنی زمینه‌ای نباشد تا به وسیله آن خودش را مطرح کند، به سمت عجیب و غریب شدن می‌رود و خودش را جور دیگری معرفی می‌کند. از نظر روان‌شناختی، رفتار همسان انسان‌ها را نمی‌شود بر اساس الگویی مشخص دسته‌بندی کرد. برای رفتارهای یکسانی که از سوی گروه‌های مختلفِ جامعه سر می‌زند، باید توجیه و تفسیرهای متفاوتی قائل بود. گاهی رفتار کسی که خودش را با جملاتی غیرمتعارف و غیرواقعی معرفی می‌کند، موید تمایلش به جلب توجه است.
خود شیفتگی و خود بزرگ بینی در جامعه ما ریشه در تاریخ دارد به طوری که با مراجعه به متون تاریخی و کتب ادبیات وسخنان و نوشته‌های بعضی از سیاسیون و روشنفکران و فضای مجازی این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی را می‌توان مشاهده نمود.
خودشیفتگی یک ویژگی دوره کودکی است که در فرد سالم به دگردوستداری می‌انجامد. در حقیقت، روان‌شناسان می‌گویند تا خودشیفتگی نباشد، دگردوستی در میان نخواهد بود. ویژگی‌های اصلی خودشیفتگی عبارتند از: میل به در کانون توجه دیگران بودن، برای خود ارج و ارزشی خاص قائل شدن، و میل به رفتار کردن و معامله با وی به شکلی متمایز از دیگران.
اما خودشیفتگی علاوه بر دوران کودکی، در برهه‌ای از نوجوانی هم در افراد ایجاد می‌شود، زیاد ایستادن جلو آیینه و به سر و وضع خود رسیدن که معمولا در دوران نوجوانی دیده می‌شود، از مظاهر این خودشیفتگی است. این خودشیفتگی به تدریج در فرد سالم، یعنی کسی که مراحل رشد را به شکل سالم و طبیعی طی کرده، حل می‌شود و او از خود به دیگری رو می‌کند. اما احتمال دارد که به دلایل گوناگون خودشیفتگی فرایند و مسیر طبیعی خود را طی نکند و به شکل یک ویژگی بارز درآید. در این صورت، وی شخصی خواهد شد با ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته یا در حالت‌های بیماری‌گونه، فردی مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته. در این صورت، فرد دارای ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته علاوه بر دیگر ویژگی‌های خودشیفتگی، همواره میل به مطرح شدن هم دارد، یعنی ستاره شدن در بعضی افراد ناشی از خودشیفتگی و حالت‌های وابسته به آن است.
این روزها یکی از نمودهای عینی خود شیفتگی در سیاسیون؛ “Visibility” میل به دیده شدن نام گرفته است.
«میل به دیده شدن» مسأله ای است که کمتر انسانی می تواند ادعا کند که تابحال، درگیر آن نبوده یا نخواهد بود. شاید بتوان ادعا کرد، میل به دیده شدن، یکی از اساسی ترین مسائل انسان ها در دوران های مختلف بوده است. منتهی در هر عصری، به شکل متفاوتی، گریبان گیر انسان ها می شود. اما امروزه و در عصر مدرن و در کشورهای در حال توسعه ای همانند ایران، شاهد خواست دیده شدن به هر نوع و قیمتی هستیم. شاید همین مسأله، دلیل اقبال ما ایرانیان به شبکه های اجتماعی بوده است.
روان‌شناسان معتقد به این دیدگاه می‌گویند هر تلاشی برای دیده شدن در حقیقت کوششی است برای جبران؛ جبران حقارت‌ها، احساس ضعف‌ها و کمبودها و خودکم‌بینی‌ها. در این نگاه، دیده شدن در کمبود عزت نفس و تحقیر خویشتن ریشه دارد و بنابراین، برای رفع آن باید به افزایش عزت نفس و رفع حقارت‌ها پرداخت. گفته می‌شود که فرد چه احساس خودکم‌بینی داشته باشد و چه احساس ناایمنی اجتماعی و خانوادگی، اعتماد به نفس او به شدت آسیب‌پذیر می‌شود و وی برای رفع این آسیب‌‌پذیری و کسب اعتماد به نفس به کارهای گوناگونی دست می‌زند که یکی از آنها ستاره شدن است، چون ستاره شدن نوعی احساس اعتماد به نفس کاذب به فرد می‌بخشد و احساس ناامنی وی را جبران می‌کند.
این دیدگاه جنبه‌ای خاص و تغییر یافته از دیدگاه سوم است، چرا که در این نگاه نیز شکلی از احساس خودکم‌بینی در فرد وجود دارد و او برای جبران آن یک شکل خاص یعنی مقتدر شدن را برمی‌گزیند و بر مبنای حکمت عامیانه «برو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است» عمل می‌کند، و چون ستاره شدن ماسکی است بر احساس ضعف و کسب اقتدار، به آن رو می‌کند. در حقیقت، افرادی که ستاره شدن را برای جبران کم قدرتی خویش برمی‌گزینند دو پیام به دیگران می‌دهند: من ضعیف نیستم، قدرت دارم؛ چون ستاره‌‌ام و قدرتمند، ورود به حریم من با تبعاتی همراه است.
سید علیرضا آل داوود کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی برای پاسخ به چرایی میل به دیده شدن در فضای مجازی می گوید: اصل دیده شدن در فضای مجازی یک مساله جهانی است و با بیان اینکه الگو سازی برای افراد جامعه معمولا از سوی افراد مطرح در فرهنگ، سیاست، ورزش و دیگر سطوح انجام می پذیرد، ادامه می دهد؛ افراد نامی که میل به دیدن شدن و خودافشاگری دارند پس از مدتی حضور در این فضا به این کار عادت کرده و غرق در شبکه های اجتماعی می شوند و متاسفانه این تب سوزان در افرادی که تازه به این فضا ملحق شده اند بیشتر است.
در همین باره «حسین انتظامی» معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندی پیش از میل افراطی برخی مسئولان به دیده شدن خبر می دهد و از این رویه انتقاد می کند.
نماینده مردم بوکان یکی از سیاسیون منطقه ما به شمار می رود که به نظر می‌رسد میل به دیده شدن در وی عطشی است سیری‌ناپذیر که هر از گاهی به شکلی تازه بروز پیدا می‌کند.
یک نظریه در روانشناسی وجود دارد که به نظریه «پنج من» معروف است. خلاصه این نظریه می گوید برخلاف انتظار، هرکسی تنها یک «من» ندارد؛ بلکه هر فرد توأمان پنج «من» دارد. یکی خودش واقعاً آنچنان که هست. دوم تصوری که هرکس از خود دارد. سوم تصوری که دیگران از فرد دارند. چهارم تصوری که فرد از تصور دیگران درباره خود دارد. پنجم تصوری که دیگران از تصور فرد از خودش دارند.
وقتی از یک طرف به فهرست بلند تلاش های قسیم عثمانی در نگارش چندین کتاب، تدریس در دانشگاه و حتی عضویت وی در هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران نگاه می کنیم؛ و از طرف دیگر به عملکرد، اعلام مواضع، اظهارات و انتشار هدفمند آن در فضای رسانه ای کشور و منطقه علی الخصوص در فضای مجازی، این برداشت می تواند شکل بگیرد که مابین “من دوم” و “من سوم” عثمانی یعنی تصور عثمانی از خود و تصور جامعه از عثمانی یک شکافی وجود دارد که برخی فیلم ها و تصاویر منتشر شده از نماینده بوکان به خوبی مؤید این موضوع هستند. این میل طبیعی در همه وجود دارد که می خواهند دیده شوند و از نظر اجتماعی موضوعیت داشته باشند.
این میل به دیده شدن به دلیل ارزشی است که افراد در احترام دیگران به خود احساس می کنند و معتقدند موضوعیت اجتماعی داشتن موجب بالارفتن جایگاه اجتماعی آنها خواهد شد، یعنی انسانها خواهان احترام دیگران به خود هستند و از این احترام لذت می برند و احساس رضایت می کنند.
این نماینده مجلس که همیشه از رسانه ها نهایت استفاده را برده است و به عقیده بسیاری، جایگاه امروزش را مدیون رسانه ای بودنش است. به خوبی به اهمیت و تاثیر بسزای رسانه ها علی الخصوص شبکه های اجتماعی در جامعه ای که نیازمند رای و تائید آن است پی برده است.
میل به دیده شدن در عثمانی زمانی بروز می یابد که وی در مورد مسائلی اظهار نظر می کند که به خوبی خرج جنجال های سیاسی جناح مورد وثوق امروزش، که همان جریان اصلاح طلب است، می شود.
هنوز هم عکس های یادگاری وی با شال سبز در کنار “میر حسین موسوی” و “زهرا رهنورد” در مهاباد و فایل سخنان جنجالی وی در تحریک جوانان به حضور در ستاد جنبش سبز در بوکان در میان کاربران شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.
چرخش ناگهانی وی در مصاحبه با روزنامه کیهان، برجسته ترین رسانه اصولگرایی کشور که خواهان توبه کردن سران فتنه یا همان “کروبی، خاتمی و موسوی” می شود.
حضور متناوب عثمانی در برنامه های مختلف تلویزیونی و تائید و دفاع از عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد {مسکن مهر، پرداخت یارانه، مخالفت با افزایش حقوق کارمندان برابر با نرخ تورم} به برنامه روتین وی پس از انتخابات ۸۸ و روی کار آمدن دوباره دولت مهر ورز تبدیل شده بود.
دخالت در چهارمین انتخابات شورای اسلامی شهر بوکان و حمایت آشکار از ائتلافی هفت نفره و حضور در ستاد انتخاباتی آنها در حالی که شالی بنفش را دور گردنش پیچیده بود و همزمان بگو مگو های حاشیه ساز و عربده کشی برای یکی از کاندیداها انتخابات شورای شهر بوکان.
همراه شدن با طرح ها و لوایح سوخته اما تبلیغاتی برای ارضاء میل به رسانه ای شدنش؛ همچون طرح استانی شدن انتخابات، انتخاب شهرداران با رای مستقیم مردم و …
عثمانی و بقای رسانه ای
یکی از اولین اقدامات عملی عثمانی پس از نماینده شدن، اخذ مجوز یک نشریه محلی تحت عنوان “فرصت برابر” به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی خودش بود. محتوای این نشریه که عموماً با تصویر بزرگی از عثمانی{ نمود عینی میل به دیده شدن} و انتشار یادداشت ها و مقالاتی در تائید مواضع، عملکرد و سیاسی کاری هایی وی همراه بود، با عدم استقبال عمومی روبه رو شد که برخی از منتقدان نماینده بوکان که از کوچکترین فرصت رسانه ای بی بهره بودند؛ نام این نشریه عثمانی را “فرصت نابرابر، نهاده بودند. که در نهایت با ناکارآمدی وی در حوزه مدیریت رسانه اش! با اعمال ماده ۱۶ و سلب امتیاز این نشریه روبه رو شد.
عثمانی به خوبی در یافته که در شرایطی که نارضایتی از عملکرد وی در حوزه انتخابیه اش روز به روز در حال افزایش است بقای سیاسی اش در گرو حضور چشمگیر در رسانه هاست. حضور گاه و بی گاه وی در برنامه های تلویزیون علی الخصوص در دوره دوم نمایندگی اش کمک شایانی به بقای سیاسی وی داشت.
اظهارات حاشیه دار، اعلام موضع های سیاسی در مورد موضوعات داغ با دامنه بهره برداری وسیع رسانه ای یکی از روش های معمول عثمانی برای رسانه ای ماندن است.
اظهار نظر معروفش در قیاس اسفندیار رحیم مشایی با خلیفه سوم اهل سنت، تهدید چندباره به استعفا به بهانه های گوناگون از جمله اختصاص بودجه به سد سیمینه که در نهایت در دوره نمایندگی وی بنا به تصمیم ستاد احیای دریاچه ارومیه تعطیل شد. و در آخرین مورد تهدید شورای نگهبان قانون اساسی به رد صلاحیت محمود احمدی نژاد در انتخابات پیش روی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری.
صحبت ها و مقاله پراکنی هایش در خصوص توهین به لباس کُردی از سوی فرمانده سابق سپاه بوکان.
نامه نگاری به صدا و سیما در باره توهین “جیگر” یکی از عروسک های مجموعه کودک و نوجوان کلاه قرمزی و ادعای توقف پخش این برنامه بنا به درخواست وی، که تنها دوازده ساعت دوام پیدا کرد!.
عثمانی و بهره گیری از تکنیک های رسانه ای
عثمانی از همان ابتدای کار از کلیه ظرفیت های رسانه ای که در اختیار داشت بهره جست که از جمله می توان به تهیه و تدوین دهها هزار حلقه سی دی از فیلم های حضورش در برنامه های مختلف تلویزیونی و توزیع آن در مناطق مختلف شهری و روستایی این شهرستان اشاره کرد.
نماینده سه دوره ای مردم بوکان شناخت خوبی نسبت به احساسات قشر عوام حوزه انتخابیه اش یافته است.
محتوای سی دی های تبلیغاتی عثمانی با بهره گیری از تکنیک تصویر سازی رسانه ای در صدد القای شفاف بودن خود با مردم بر آمده بود. استفاده از اعضای خانواده اش در این فیلم تبلیغاتی و خودمانی جلوه دادن خود و اعضای خانواده اش با مردم و ذکر نام دختر و پسرانش و همچنین برخی اطلاعات محدود از کار و خصایص اخلاقی همسرش، همه و همه در پیروی از این تکنیک بودند که از قضا این روش در بین مردم کوچه و بازار بسیار مقبول شد؛ موضوعی که در همان برهه با اعتراض شدید روشنفکران جامع روبه رو شد، به صورتی که آنها عثمانی را به فرافکنی و اغواگری متهم می کردند و در اثبات ادعای خود می گفتند، نام پسران و تعداد فرزندان عثمانی برای ما اهمیت ندارد و این شفاف سازی محسوب نمی شود، عثمانی اگر بنای شفافیت در سر دارد؛ از میزان درآمد ماهیانه، وضعیت و چگونگی دست یابی به املاک و مستغلات وسیع در شهرهای مختلف، ارزش واقعی سهام های چند میلیاردی اش و تعداد خودرو ها چند صد میلیونی اش که مورد اعتراض برخی از نمایندگان مجلس هم واقع شد است؛ شفاف سازی کند و به مردم بگوید چگونه است که یک استاد دانشگاه از خانواده ای کم برخوردار بعد از یک دهه حضور در تهران این گونه متوول گشته است. سئوالاتی که هیچ گاه از سوی عثمانی پاسخ داده نشدند و پرسشگران آن با دهها اتهام و پرچسب تخریب شدند.
در یکی دیگر از سی دی های تبلیغاتی، عثمانی دست به دامن اقناع مخاطب با تحریک حس ترحم در آنها شد. وقتی برای رای آوردن در برابر دوربین ضبط فیلم تبلیغاتی اش همچون اکتری قهار اشک ریخت، احساسات مردم را تحریک کرد و بسیاری از سر ترحم به وی رای دادند.
عثمانی همیشه در پی آن بوده که با تکنیک تصویر سازی رسانه ای موضوعات مورد نظرش و حتی شخصیت و جایگاه خود در مجلس را آنگونه که باب طبعش بوده به مردم منعکس کند.
در بسیاری از مراسمات کشوری حضور فعال داشته و حتماً تصویری از این دست مراسمات که عثمانی را در کنار سران مملکتی نشان می دهد فلالفور در رسانه ها و فضای مجازی منتشر می شود.
هسته ی تبلیغاتی ستاد انتخاباتی عثمانی در ادوار اول و دوم وی را به عنوان تدوین کننده بودجه کشور و حتی نگارنده بودجه اقلیم کُردستان عراق معرفی می کردند و در اثبات این مدعا به فیلم هایی از حضور وی در برنامه های تلویزیونی با محوریت بودجه مملکتی استناد می کردند.
حضور عثمانی در کمیسیون تلفیق با بوق و کُرنای مثال زدنی طرفدارانش همراه شد. هرچند عثمانی در دور سوم از حضور در این کمیسون بازماند و خود به خود این تبلیغات به ضررش تمام شد نیز در تبعیُت از تکنیک اقناعی، “دروغ بزرگ” دسته بندی می شوند. در تعریف این تکنیک به همین توضیح بسنده می کنیم که آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی که خود یکی از بزرگترین مبلغان سیاسی قرن بیستم بود، اعتقاد داشت که مردم به دروغ های کوچک بیشتر از دروغ های بزرگ مشکوک می شوند.
دروغ بزرگ در واقع چیزی بیشتر ازاغراق، بزرگنمایی و مبالغه است.
دروغ بزرگ، دروغ پیچیده ای است که با آنچنان اعتماد و کاریزمایی گفته می شود که مخاطب بدون تعقل آن را می پذیرد. گاهی وقت ها مجموعه جوسازی های روانی متعددی توسط پیام های رسانه ای متعدد ساخته می شود تا فضای ذهنی جامعه برای ارایه یک دروغ بزرگ آماده شود و مردم به راحتی آن را بپذیرند.
ادعای اخذ بودجه سه میلیاردی برای تاسیس مدرسه علوم دینی تحت عنوان امام شافعی(رض) در همان ماههای اول نمایندگی اش در دوره اول و پیشنهاد وزیر شدنش از سوی دولت روحانی که توسط هیچ یک از مقامات دولتی مورد تائید و بحث قرار نگرفت نیز احتمالا در همین تکنیک رسانه ای عثمانی دسته بندی خواهند شد.
تکنیک “ساده انگاری مردم” و استفاده از این ترفند تبلیغاتی برای ساده جلوه دادن خود یکی دیگر از روشهای اغواگری رسانه ای عثمانی به شمار می رود. استفاده ابزاری از تیم فوتبال سردار و حضور در بسیاری از مسابقات خانگی این تیم و انتشار تصاویری از خود در حالی که در کنار مردم عادی به تماشای فوتبال نشسته است. تنها یکی از مواردی است که با پیروی از این تکنیک توسط نماینده بوکان اجرایی شده است.
یکی از مهمترین تکنیک های تبلیغاتی که عثمانی بکار گرفته است، تکنیک “جهت‌دار” كردن است. وی هیچگاه به درستی به منتقدان خود پاسخ نداده است. همیشه آنها را باج خواه، تخریب گر و افرادی با خواسته های نامشروع معرفی کرده و انتقاداتشان را به دلیل زیر بار نرفتن وی به خواسته های آنها تعبیر کرده است.
تکنیک های مختلف دیگری در اغواگری رسانه ای به کار گرفته می شوند که نماینده بوکان نیز تا حدودی از آنها بهره جسته است. که می توان به صورت خلاصه این گونه بر شمرده شوند:
مقایسه؛ قیاس خود با حاج انور حبیب زاده و انتشار آن در نشریات محلی از جمله ویژه نامه سطر اول.
مظلوم نمایی؛ اشک ریختن در فیلم تبلیغاتی انتشار یافته در انتخابات دوره دوم نمایندگی اش و ادعای اینکه ناجوانمردانه از سوی رقبایش مورد هجمه قرار گرفته است.
دو قطبی سازی؛ اتهام زنی به کاندیدا ها ی رقیب که اصولگرا هستند یا پیرو جریان انحرافیند و به فرماندار سابق این شهرستان سر سپرده اند. وی به شدت این رویه را بر علیه سلیمان فیضی شهردار سابق بوکان که تنها با ۸ ماه مدیریت در این شهرداری توانست به یکی از رقبای سرسخت عثمانی بدل شود، استفاده کرد.
با این اوصاف چه کنیم؟
تکنیک های عملیات روانی در حوزه ی رسانه و خبر، قالب های ارائه ی هدفمند اطلاعات است که با هدف گیری ضمیر ناخودآگاه، ذهن مخاطب را به مسیر دلخواه سردمداران یک رسانه سوق می دهد.
شناخت ترفند ها و تکنیک های عملیات روانی بکار گرفته از سوی عثمانی یکی از روشهای مهم برای مصون ماندن از این تصویر سازی کاذب رسانه ای به شمار می رود که در این نوشتار تلاش شد به قدر بضاعت نگارنده آگاهسازی در این حوزه صورت گیرد.
مطابقت سند با مستند: گاهی سندی بر مطلبی آورده می شود که ارتباطی با آن ندارد اما برای کسانی که پیگیر محتوا و ارتباط سند با مستند نیستند، کافی است.
عدم اکتفاء به تیتر اخبار: نباید به تیتر اکتفا کرد و از آن گذشت، برای درک واضح تر از مطلب لازم است کل متن خوانده شود.
رجوع به منابع مقابل: برای روشن شدن موضوع، لازم است یک خبر یا تحلیل با مراجعه به حداقل یک منبع متضاد در گرایشات، بررسی شود. چنانچه به عنوان نمونه پس از مشاهده ی “بی بی سی”، مراجعه ی به “بیست و سی” ضروری می نماید.
توجه به منفعت واقعه: اینکه عثمانی از انتشار برخی از اخبار چه سودی می برد، ذهن را از جریان سازی های خبر مصون می دارد.
قبل از همه این روشها ارتقاء سواد رسانه ای که یکی از موضوعات مهم و دغدغه اصلی اهالی مستقل رسانه ای در مقابل جریان تصویر ساز و خود شیفته است که مخاطبان بوکانی و کُردستانی که مورد هجمه رسانه ای این جریان هستند باید مورد توجه قرار دهند.
البته کار رسانه های مستقل و روشنگر در مقابله با این تاثرپذیری و تصویرسازی کاذب بسیار سخت به نظر می رسد اما تجربه ثابت کرده است که هر غیر ممکنی، ممکن خواهد بود به شرط اینکه اصحاب رسانه، منفعت طلبی و محافظه کاری ها را کنار بگذارند و به رسالت اصلی خود که همان آگاه سازی مردم است بپردازند.
منابع:
۱ – اطلاعات و انتخاب عمومی. رومین اسلام. دفتر مطالعات و توسعه رسانه
۲ – روانشاناسی ستاره شدن. فرید براتی سده. خبر آنلاین
۳ – «هویت نقاب دار» من دیگری می‌آفریند، مجله ۴۰چراغ، شماره ۶۸۰
۴ – از لذت دیدن تا شوق دیده‌شدن. روزنامه همشهری
۵ – تظاهر به خوشبختی در شبکه‌های اجتماعی. مصطفی‌آب‌روشن. روزنامه آفتاب یزد
۶ – میل به دیده شدن. پروین امینی. روزنامه وطن امروز. شماره ۱۷۵۵
۷ – تکنیک های فریب رسانه ای و تبلبغات در رسانه های جمعی. جیهان احمد رشتی. جلد دوم. نشر فرهنگی
۸ – نشانه شناسی رسانه ها. مارسل دانسی. نشر چاپار
-۹ هجمه های رسانه‌ای. ناصر مشوق. مشرق

انتشار: 

شماره 3 دو هفته نامه مکریان امروز

پایگاه خبری تحلیلی مکریان

 

سد سیمینه بوکان دستاویزی برای منتخب ماندن

اواسط دهه چهل بود که تب سدسازی در منطقه ما بالا گرفت سد شهید کاظمی (کوروش کبیر) بر روی زرینه رود در آن دوران به بهره برداری رسید و مطالعات برای احداث سد سیمینه آغاز شد اما بعد از چندی آن شور و شوق رنگ باخت و تا اواخر دهه هفتاد سخنی از سرانجام این طرح به میان نیامد،تا اینکه در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی این طرح به تصویب رسید و کد اجرایی پروژه اخذ گردید  و استارت مطالعات آن زده شد. پیگیری و ممارست نماینده وقت( حاج انور حبیب زاده) سبب شد وزارت نیرو قبل از پایان فاز دوم مطالعات سد، کلنگ احداث آن را بر زمین بکوباند.هرچند عثمانی نماینده مردم بوکان در دوره های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی در گرماگرم انتخابات "رحمان نامجو" نماینده دوره ششم را بانی این حرکت معرفی می کرد.

با این اوصاف "فتاح"وزیر نیرو وقت در پاسخ به پیگیری های "حبیب زاده" در مورد چند و چون وضعیت سد مذکور، کلنگ زنی سد سیمینه را یکی از اشتباهات وزارت نیرو قلمداد کند( جهان اقتصاد شماره3668)

"حبیب زاده" نماینده مردم بوکان در دوره پنجم و هفتم در"کتاب ئاوینه خزمه ت"( گزارش عملکرد دوران تصدیش- زمستان 86)، ضمن اعلام تصویب پروژه سد سیمینه در سال 83 و گنجانده شدن اعتبار در بودجه سال 84 برای طرح مذکور ردیف اعتبارات پروژه سد سیمینه را اینگونه آورده است: سال شروع 84 و اتمام آن در سال89! اعتبارات تخصیصی به ترتیب از سال 84 پانصد میلیون تومان، 85 پنج میلیارد تومان، 86 نه میلیارد تومان، 87 چهارده میلیارد تومان، 88 هفده میلیارد تومان و در سال اتمام پروژه 89 دوازده میلیارد تومان.روند رو به رشد پروژه مذکور با افتتاح کانال انحرافی آن شدت بیشتری به خود گرفت. در اوایل دوره هشتم مجلس شورای اسلامی که مصادف بود با تکیه زدن "دکتر محمد قسیم عثمانی" بر مسند نمایندگی مردم بوکان با کلنگ زنی بدنه سد سیمینه توسط نامجو وزیر نیرو دولت دهم تحقق آرزوی دیرینه مردم بوکان سرعتی دوچندان یافت و بر اشتیاق آنان برای اتمام این پروژه تاریخی افزود به صورتی که عثمانی در اسفند89 در مصاحبه با هفته نامه کوشا ویژه بوکان روند احداث سد سیمینه را مطلوب توصیف کرد! اما داستان به اینجا ختم نشد عثمانی که با شعار ساماندهی به وضعیت نامساعد کشاورزان منطقه وارد گود انتخابات شده بود همیشه و همه جا از پیگیری هایش برای اتمام احداث سد سیمینه سخن می راند تا اینکه در همایشی که تابستان 90 به مناسبت روز شوراها در سالن سیمرغ شهرستان بوکان ترتیب یافته بود اعلام کرد توانسته بودجه 40 میلیاردی را برای تسریع در اتمام پروژه مذکور اخذ نماید.البته این وعده همراه بود با گله مندی وی از غرق شدن آینده این طرح در تلاطم امور اداری (مرزداران20تیر90)این جریان و گمانه زنی ها در مورد میزان اعتبار اختصاصی به سد سیمینه با سپری شدن روزهای تابستان شدت بیشتری یافت تا اینکه عثمانی در اظهاراتی غیرمنتظره و در همان جمع قبلی البته بعد از حدود یک ماه که اینبار برای شنیدن گزارش عملکرد وی در همان محل گرد آمده بودند اظهار داشت: بودجه سد سیمینه که 20 میلیارد آن در قانون بودجه 90 گنجانده شده و 20 میلیارد دیگر آن از اعتبارات ریاست جمهوری تخصیص یافته به حدود 16 میلیارد تومان تقلیل یافته است. البته این تنزل در میزان بودجه سد سیمینه همراه بود با خبر بحث برانگیز توقف سدسازی در اطراف دریاچه ارومیه توسط وزیر نیرو(امانت شماره 960) که بیشتر از پیش سرانجام مبهم پروژه تاریخی سد سیمینه را مورد توجه همگان قرار داد؛ باید خاطر نشان کرد عثمانی در پاسخ به سؤالی پیرامون همین موضوع به صراحت ارتباط سد سیمینه با دریاچه ارومیه را کتمان کرده است و این در حالی است که کارشناسان و مسئولان زیست محیطی از جمله محمد باقر صدوق معاون طبیعی سازمان محیط زیست بر خلاف ادعای دکتر عثمانی آنچه را که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده است، ساخت سد روی رودخانه های ورودی به دریاچه ارومیه دانسته اند.( آراز شماره224)با این اوصاف عثمانی در ادامه روند اعلام گزارش عملکرد خود در گفتگو با صدای آشنا در آبان ماه 90 با بیان این نکته که هنوز برای ادامه احداث پروژه سد سیمینه هیچ پیمانکاری تعیین نگردیده از صرف ده میلیارد و هفتصد میلیون تومان در سال 90 برای این طرح خبر داد. شنیده ها حاکی از آنست که در سال 92 هم به رغم اختصاص بودجه ای بالغ بر بیست و یک میلیارد تومان برای ادامه این پروژه، به اعتراف چندین باره عثمانی در صحن علنی مجلس و آخرین سفر جلال زاده استاندار سابق به بوکان، عملیات احداث این پروژه هم همانند سایر پروژه های عمرانی شهرستان متوقف شده است.

بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم دوباره زمزمه هایی مبنی بر توقف سد سازی بر روی رودخانه های حوزه آبریز دریاچه ارومیه به گوش رسید که اظهارات چیت چیان در شهریور 92 در گفتگو با خبرگزاری مهر مؤید این مسأله است(1). قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی و عضو مجمع نمایندگان استان آذربایجان غربی رسیدگی به وضعیت دریاچه ارومیه را بر همه پروژه های استان و منطقه ارجع تر می داند.آخرین عکس العمل نسبت به آینده این سد به حدود یک ماه قبل برمی گردد. گویا دولت یازدهم در لایحه بودجه پیشنهادی سال 93 به مجلس هیچ اعتباری را برای ادامه احداث سد سیمینه اختصاص نداده است، همین موضوع سبب شد عثمانی دولت را به استعفا از نمایندگی مجلس تهدید کند. با این اوصاف باید منتظر ماند و دید که حضور عثمانی در کمیسیون برنامه و بودجه و عضویت دوباره وی در کمیسیون تلفیق مجلس می تواند گره از عدم تخصیص اعتبار برای به سر انجام رسیدن این پروژه بگشاید. هر چند ناگفته پیداست که  تاکنون حضور چندین ساله عثمانی در این کمیسیون ها به حال پریشان این سد افاقه نکرده است.

(1)اظهارات چیت چیان وزیر نیرو دولت یازدهم

شهر چراغان است

شهر چراغان است

سنگ تمام شهرداری بوکان برای فجر سی و پنجم

میدان فرمانداری بوکان


عکس از دادگران بوکان


سهم انقلابی این سرزمین

شهدای انقلاب شهرستان بوکان


وقتی مینی بوسها اعتراض می کنند


وقتی مینی بوسها اعتراض می کنند

ترمینال خالی از مینی بوس(پنج شنبه 92/11/10  ساعت 10 صبح)

چند روزی است رانندگان مینی بوسهای بین شهری بوکان دست به اعتراض و اعتصاب زده اند.رانندگان مسیرهای مهاباد و میاندوآب به محل احداث و عدم استقبال مسافران از ترمینال شمال اعتراض دارند.آنها می گویند مسافر کم است، ترمینال دور است و مسافران برای رسیدن به آن باید متحمل هزینه بالایی شوند.به همین خاطر برای رفتن به مهاباد به میدان ورودی شهر از سمت مهاباد می روند.در آنجا به وسیله مسافر برهای شخصی عازم مهاباد می شوند؛ البته مسافران میاندآبی هم از میدان آزادگان و علی آباد خود را به مقصد می رسانند.خلاصه حدود سه چهار روزی است که رانندگان مینی بوسهای این مسیرها حاضر به رفتن به ترمینال نیستند و اصرار دارند که دوباره در محل ترمینال سابق مهاباد استقرار یابند.این مسئله هم باعث شده مسئولین شهر با اختصاص دو دستگاه اتوبوس خط واحد مسافران سرگردان مهاباد و میاندوآب را به صورت رایگان به مقصد برسانند هرچند این ابتکار مسئولین با عدم استقبال مسافران روبرو شده است. در این باره یکی از رانندگان به خبرنگار ما گفت: از همان ابتدای افتتاح ترمینال به کرات به مسئولین اطلاع دادیم که ما با محل احداث این ترمینال مشکل داریم مردم و مسافران هم ناراضی هستند. این ترمینال قرار بود ترمینال جامع شهرستان باشد به علت مکان یابی غیر اصولی ترمینال در همان روزهای اول بهره برداری  مینی بوس ها و سواری های سقز و شاهیندژ به جنوب شهر و جاده سد نقل مکان کردند ما ماندیم و سواری های مهاباد و ارومیه. بیشتر مسافران ما با خودروهای توراهی و مسافربرهای شخصی مسافرت می کنند. به شدت مسافر کم شده بسیاری از رانندگان با مشکل روبرو هستند بعضی روزها هزینه های یومیه خود مینی بوس اعم از استهلاک و سوخت را نمی توانیم فراهم کنیم.

سخنگوی شواری اسلامی شهر بوکان در پاسخ به خبرنگار ما در این باره گفت: این مسئله به شورای ترافیک شهرستان  که ریاست شورای شهر هم در آن عضویت دارد ارتباط دارد. هرچند برخی از این رانندگان در شورا حضور یافته اند و مشکلاتشان را شنیده ایم از این رو بنده از طرف ریاست و اعضای شورا اعلام می کنم که ما با بازگشت دوباره مینی بوس ها به محل ترمینال سابق تهران هیچ مشکلی نداریم.

فرماندار بوکان که ریاست شورای ترافیک شهرستان را نیز برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار ما  با اعلام اینکه خواسته رانندگان مینی بوس  را می داند، گفت: ما هم می دانیم مسافر کم شده ما هم مطلعیم که بسیاری از شهروندان برای مسافرت از مینی بوسهای که میانگین عمرشان به سی سال هم می رسد استفاده نمی کنند، اما هر کاری راهی دارد بنده چندین بار با رانندگان محترم نشست داشته ام و حرفهایشان را شنیده ام اما باید در نظر داشت که فرسودگی مینی بوسها یکی از دلایل اصلی عدم تمایل مسافران برای مسافرت با آنهاست. رانندگان اصرار دارن به داخل شهر بازگردانده شوند می گویند چون مسافر کم شده باید اجازه داشته باشند مسافران روستاهای مسیرشان را هم جابجا کنند، پس سرویسهای روستایی چکار کنند؟

تاکنون دهها بار به رانندگان مینی بوسها در خصوص استفاده از تسهیلات دولت برای جایگزینی خودروهای فرسوده شان اطلاع رسانی شده هر درخواستی باید در چارجوب قانون باشد. این رانندگان باید به محل ترمینال بازگردند و درآنجا به شهروندان و مسافران خدمت رسانی کنند.با این حال ما چندین دستگاه اتوبوس خط واحد که به صورت رایگان مسافران سرگردان در ترمینال را جابجا می کنند اختصاص داده ایم.

گفتنی است این ترمینال  که در شمال بوکان و در ورودی میاندآب قرار دارد حدود سه سال قبل و در دوره شورای سوم و  در زمان شهرداری رسول معروفی به بهره برداری رسید.

مطلب مرتبط(ترمینال جدید بوکان برای همه یا هیچکس)

تاراج سیمینه رود

تاراج سیمینه رود
برداشت غیر اصولی و غیر قانونی شن و ماسه از
بستر رودخانه سیمینه بوکان، مقابل دیدگان مردم و مسوولان

بوکانی ها آن را "چومی میرئاوا" نامیده اند. می گویند از کوهستان های بانه سرچشمه می گیرد. در روزگاری نچندان دور، یکی از شریان های حیاتی و از پر آب ترین رودهای منطقه بشمار می آمد؛ خاطرات شنیدنی بزرگترها از ماهی گیری و آبتنی و حتی طغیان و سیل های ویرانگر آن برای همه امروزی ها تعجب و آور و دور از ذهن می نماید.

ما با تخلیه فاضلاب شهری، برداشت بی رویه و حفر هزاران چاه در حاشیه آن ، تا توانستیم تیشه به ریشه اش زدیم.امروز آن رودخانه پر آب عملاً به یک رودخانه فصلی مبدل شده است.از اوایل خرداد تا اواخر آبان دیگر نشانی از جریان آب در آن به چشم  نمی آید.در بعضی نقاط مرداب ها و آبگیرهای متعفنی در مسیر رودخانه ایجاد می شود...
این شرح واقعی احوال پریشان اینروزهای سیمینه رود است.رودخانه ای که از رودخانه بودن جز یک نام چیز دیگری برایش نمانده.با این اوصاف نکته جالب اینجاست که هنوز هم پیکار بی امان ما و سیمینه رود ادامه دارد.اینبار نه برای آب و ماهی به یغما رفته اش، بلکه شن و ماسه بستر آن چشم سودجویان را گرفته است. آنها به قلبش تاخته اند و روزانه ده ها تن شن و ماسه از بستر خشک شده این رودخانه برداشت می کنند.


یک کارشناس محیط زیست معتقد است که برداشت غیر اصولی و غیر قانونی شن و ماسه از بستر این رودخانه موجب تخریب محیط پیرامون آن و منجر به خسارت های جبران ناپذیر به بخش کشاورزی منطقه خواهد شد.به نظر وی افزایش عرض رودخانه یکی از مهمترین اثرات برداشت بی رویه شن و ماسه است.این موضوع موجب ریزش دیواره رودخانه و به خطر افتادن اراضی کشاورزی و بناهای احداث شده در حاشیه این رودخانه می شود.این استاد دانشگاه با بیان این مطلب که شن و ماسه رودخانه ها به علت اینکه در معرض ممتد جریان آب بوده اند، منابع مطلوبی از مصالح هستند، زیرا مواد ضعیف و سست آنها به وسیله سایش حذف و شن و ماسه با دوام به جا می ماند.از اینرو سودجویان فرصت را غنیمت شمرده اند و مقابل دیدگان مردم و مسوولان و بدون هیچ ممانعتی، شن و ماسه بستر این رودخانه را که شاید به وجود آمدن آن زمانی صدها ساله صرف شده باشد، را به راحتی استخراج می کنند.شن و ماسه برداشت شده از بستر این رودخانه نیاز به فرآوری در ماسه شویی نداشته و به علت عبور رودخانه از وسط شهر برای سود جویان منبع بسیار سهل الوصولی به شمار می رود به صورتی که به آسانی به بازار فروش انتقال داده می شود. این کارشناس باور دارد که کاهش ذخیره و موجودی شن و ماسه در اثر بهره برداری بی رویه منجر به پایین آمدن بستر سیمینه رود، خط آب داغ و بزرگ شدن تدریجی محل برداشت شن و ماسه در اثر حفاری و گودبرداری در طول زمان باعث انحراف بیش از حد مسیر آب و تغییرات مخربی را در پی خواهد داشت.این کارشناس در ادامه به خبرنگار ما گفت: علاوه بر اینها در محل حفاری، آهسته شدن جریان آب و همراه با تجدید پذیری کم، میزان رسوب ذرات معدنی و ریز و مواد آلی را افزایش داده و به علت ارتباط تنگاتنگ اجزای اکوسیستم رودخانه، اثرات مخرب برداشت از بستر، گروههای مختلف زیست کنندگان حاشیه رودخانه را نیز در بر خواهد گرفت.این کارشناس خواستار برخورد قاطع مسوولان علی الخصوص سازمان محیط زیست و جهاد کشاورزی با متخلفان و متعرضان به  حریم و ثروت های گرانبهای این رودخانه شد، وی در آخر از صدای آشنا برای انعکاس موضوعات و معضلات زیست محیطی  شهرستان تشکر کرد.
شنیده اید که می گویند: "چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا"  به راستی که نقل سودجویانی است که بدون هیچ واهمه ای در طول روز اقدام به برداشت و فروش شن و ماسه سیمینه رود می کنند.حال بعد از انتشار این مطلب باید منتظر عکس العمل مسوولان ذی ربط بمانیم.صدای آشنا آماده انتشار هرگونه گزارش عملکرد مسوولان در این خصوص است.

نقد یا تخریب ، مساله اینست

نقد یا تخریب ، مساله اینست

پاسخی به کج فهمی ها و بد اخلاقی های رسانه ای

اول خواستیم جوابیه ای بنویسیم چون در کلامشان مرا با لفظ همکار خطاب کرده بودند ، اما همکاری و همراهی آنهم در شغل مقدسی چون خبرنگاری هیچ توهین و غرض ورزی را بر نمی تابد.با دوستان و مطلعان از احوال مشورت کردم از ماهیت و نوع جوازشان پرسیدم رئیس اداره ارشاد شهرستان بر غیر قانونی بودن فعالیت این سایت صحه گذاشت. رضا عباسی در پاسخ به سوال ما گفت : در مورد ماهیت و نوع فعالیت این سایت دو بار از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی استعلام صورت گرفته و هر دو بار با صراحت به این اداره اعلام شده که این سایت فاقد هرگونه مجوزی از دستگاهها و وزارت مربوطه است.به خود آمدیم و به سراغ قانون مطبوعات رفتیم .یک بار دیگر ماده 23 این قانون را با دقت مطالعه کردیم " هرگاه درمطبوعات مطالبي مشتمل بر توهين يا افترا، ياخلاف واقع ويا انتقاد نسبت به شخص (اعم از حقيقي ياحقوقي) مشاهده شود،... به شرط آنكه جواب از دوبرابر اصل تجاوز نكند و متضمن توهين و افترا به كسي نباشد".

سطر آغازین ماده به مطبوعات اشاره دارد به گزارش تابناک تیر ماه سال گذشته مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت ارشاد گفته بود: کلیه پایگاه‌های خبری اینترنتی برای ادامه فعالیت خود باید مطابق با قانون مطبوعات و بهره‌مندی از شمول این قانون تا پایان شهریور ماه سال 91 با مراجعه به اداراه امتیازات اداره کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی نسبت به تشکیل پرونده و درخواست صدور مجوز از هیئت نظارت اقدام کنند.
پدارم پاک‌آئین با اشاره به این موضوع که مبنای این فراخوان تبصره 3 ماده یک قانون مطبوعات است و این تبصره در سال 1379 به قانون مطبوعات الحاق شده و تصریح دارد کلیه نشریات الکترونیکی مشمول مواد این قانون است.
مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت ارشاد اضافه کرده بود که از نظر ما پایگاه‌های اینترنتی که در زمینه انتشار خبر، تحلیل، مصاحبه و گزارش و همچنین در قالب نوشتار، صدا و تصویر به طور مستمر فعالیت می‌کنند ذیل تعریف قانون گذار از نشریه الکترونیک قرار می‌گیرند. وی در ادامه با اشاره به برخورد با سایت‌های خبری که مجوز ندارند، تاکید کرده بود: اگر بخواهیم قانون مطبوعات را ملاک قرار دهیم، بند الف ماده 7 قانون مطبوعات صراحتا می‌گوید که انتشار نشریه‌ای که پروانه و مجوز ندارد و یا اینکه پروانه آن لغو گردیده ممنوع است..

همانگونه که اشاره شد شکلگیری مطبوعات طبق نظامات حاکم در مملکت ما متضمن وجود شرایطی است که متاسفانه سایت زریان با غالب این قوانین بیگانه است و شوربختانه مدیریت این سایت  از این خلاء نظارتی سوء استفاده می نماید.پس در تقصیم بندی که در مصاحبه ای که اصطلاحاً آقای سردبیر با خودش ترتیب داده بود نمی گنجد. بر همگان روشن است که سایت شخصی محسوب نمی شود. به علت عدم صدور مجوز از مراجع ذیصلاح ؛ در زمره سایت های خبری و خبرگزاری هم نیست.شاید سایت تجاری باشد. افترا و توهین و خصم متاعیست که این سایت به خلق الله می فروشد . مع الوصف روزنه ای است برای حال گیری و غرض ورزی.از این رو همچنین موجود بی اصل و ریشه ای را نمی توان رسانه نامید.بلکه به قول معروف همان "سایتک" هم از سرش زیاد است.اینجاست که فلسفه استعمال این واژه خود ساخته عیان و کارکرد مثبت این نام هویدا می شود.بحق نهادن نام رسانه بر این "سایتک" خیانت به کسانی است که در راه اعتلای فرهنگ و اهتزاز پرچم عدالت و انصاف در سنگر خبرنگاری مجاهدانه می کوشند.ناگفته پیداست و بر همگان مبرهن از لحظات آغازین فعالیت این "سایتک" حتی یک بار نشد از عملکرد مسوولان تقدیر شود و یا در کنار بیان معایب گوشه ای از فعالیت های مثبت آنها بر مخاطبان عرضه گردد.همیشه به دنبال بزرگنمایی و انعکاس مسائل و مطالب غیر واقع و شایعات و دروغ هایی بوده اند که ثمره ای جز افزایش آمار بازدیدکنندگان سایت در بر نداشته است براستی افزایش آمار بازدیدکننده به چه قیمتی؟؟.بجاست به این دوستان عزیزتر از جان متذکر شویم که انتقاد با تحقیر و تخریب متفاوت است اما متاسفانه غالب مطالبی که بر خروجی این "سایتک" قرار می گیرد مشتمل بر موضوعات تحقیر گونه و تخریبی هستند نه انتقادی.!!

کارشناسان امر روشهای انتقاد و بیان نواقص را به  بر سه قسم تقسیم بندی کرده اند.

انتقاد سازند : که در بسیاری از موارد می تواند جنبه سازنده و مثبت داشته باشد. در این نوع انتقاد اگر لحن نقاد دوستانه باشد بیشتر مؤثر واقع خواهد شد و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود.

انتقاد غیر مستقیم : انتقاد می تواند به صورت غیر مستقیم بیان شود. "به در می گویند تا دیوار بشنود"مثال متداولی است که برای بیان این موضوع در فرهنگ ما وجود دارد .این نوع انتقاد در فرهنگ اسلامی ما مورد پسند و و مقبول است امام علی (ع) در این باره می فرمایند : نصیحت و خیر خواهی آشکارا و علنی نوعی سرکوب به شمار می رود.

انتقاد تهاجمی و صریح: رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوشایند نیست.بخصوص اگر ناپخته بیان شود.این نوع نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضعی تدافعی قرار می دهد.

بعد از بیان انواع انتقاد طرح این مسأله ضروری می نماید آنهم اینکه متاسفانه روش دوستان زریانی نه تنها در هیچ یک از اقسام این تقسیم بندی نمی گنجد ؛ بلکه با نگرشی خوشبینانه به وقایع اخیر و مطالب منتشر شده از این سایت باز نمی توان عملکرد این دوستان را در کلام و پیام نقادان جا داد.آنچه که اینجا محرز می گردد اینست که مدیر و گردانندگان این "سایتک" بیشتر به دنبال پاچه گیری ، عقده گشایی و تصویه حسابهای شخصی هستند تا بیان مشکلات و معضلات شهری و نقایص گفتار و کردار دیگران.

محض اطلاع دوستان حضرت امام علی (ع) می فرمایند : بدترین مردم کسی است که مردم را غل و غش می کند.

مقام معظم رهبری هم در این باره می فرمایند: دشمن سه هدف مرحله یی و مقطعی را تعقیب می کند : اول عبارت است از تخریب وحدت ملی… دوم : تخریب ایمان و باورهای کارساز در دل مردم… سوم : تخریب روح امید و تخریب آینده در ذهن مردم… اسم این تخریبها را هم (اصلاح) می گذارند.

امام خمینی (ره)، با تمام توان در برابر این سه هدف ویرانگر دشمن ایستاد و دیگران را نیز به ایستادگی فرا خواند. ایشان، در مقام بیان فرهنگ نقد، همواره به این نکته اشاره داشت که انتقادها نباید مردم را سست و دلسرد کند و آنان را نسبت به نظام و مسؤولان آن بدبین و بی اعتماد گرداند:

ما امروز احتیاج به این داریم که این ملت را امیدوار کنیم و دلگرم… نباید این مردم را سست شان کنیم… باید همه کوشش کنیم که امید ایجاد کنیم.

امام به روزنامه نگاران و اهل قلم، این نکته را از روی خیرخواهی یادآور شدند: تلاش و همت شما این نباشد که درشت بنویسید, بلکه بکوشید که درست بنویسید.

امیدواریم دوستان زریانی ما هرچه زودتر در عملکرد خود تجدید نظر کنند تا خدای ناکرده ناخواسته مجری بی جیره و مواجب اوامر و نقشه های پلید دشمن نباشند.

در آخر به این نکته بسنده می کنیم و به گردانندگان این "سایتک" متذکر می شویم دوستان ، ما در جامعه ای دینی زندگی می کنیم روح حاکم بر جامعه دینی, روح برادری و حرمت و آبرومندی است. در چنین اجتماعی همگان درحفظ و پاسداشت، آبرو و شرف یکدیگر می کوشند، آبرو و شرف فردی و اجتماعی افراد در امان است. آنچه به شخصیت شهروندان صدمه می زند و بی حرمتی به شمار می رود، در جامعه دینی وجود ندارد. در پیدا و پنهان، حریمهای قانونی و ایمانی مؤمنان محترم شمرده می شود. این اصل اصیل می طلبد که انتقادها هم، در چنین فضایی به گونه ای باشد که آبروی کسی زیر سؤال نرود، موقعیت مدیر و مسؤولی به ناحق دچار تزلزل نگردد. شایسته است شیوه و روش برخورد با کاستیها و کژیها، به گونه ای گزینش شود که ناسازگاری با این اصل اساسی، نداشته باشد.

عاجزانه از خداوند متعال خواستاریم این توان را به ما ببخشد که در کنار یکدیگر در کمال احترام و با منشی برگرفته از اسلام ناب محمدی(ص) با همنوعان و همکاران و منتقدان خود مراوده کنیم و بجای بزرگنمایی عیوب و در بوق و کرنا کردن نواقص همدیگر به هم کمک کنیم تا عیب هایمان هر روز کمتر و کمرنگ تر شوند. انشاالله.

بوکان کمترین مشارکت را داشت

رییس ستاد انتخابات آذربایجان غربی:

چالدران بیشترین و بوکان کمترین درصد مشارکت را در آذربایجان‌غربی داشتند

رییس ستاد انتخابات آذربایجان غربی گفت: در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، شهرستان چالدران با 90.2 درصد مشارکت، بیشترین و شهرستان بوکان با 56.7 درصد مشارکت، کمترین میزان مشارکت را در میان شهرستان‌ها داشتند.

به گزارش سایت اطلاع رسانی استانداری عیسی قنبری گفت: مردم آذربایجان غربی سهم خود را در تحقق حماسه سیاسی بخوبی ایفا کردند.

وی با اشاره به مشارکت مشارکت خوب 67.2 درصدی مردم آذربایجان غربی در این انتخابات گفت: این حضور مایه فخر و شعف و بلوغ اندیشه‌ای مردم استان است.

معاون استاندار گفت: میزان مشارکت مردم استان در انتخابات میاندوره‌ای چهارمین مجلس خبرگان رهبری 62.7 درصد بوده است.

رییس ستاد انتخابات استان از اعلام نتایج انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در 16 شهرستان استان به جز ارومیه خبر داد و گفت: میزان مشارکت مردمی در چهارمین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در 16 شهرستان، 67.7 درصد بوده است.

قنبری ادامه داد: از کل داوطلبین در چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، 272 نفر در شهرها و 5621 نفر نیز در روستا بعنوان منتخبین مردم، در شوراهای اسلامی شهر و روستا فعالیت خواهند کرد.

وی در پایان نیز خاطرنشان کرد: اگر داوطلبان چهارمین دوره شوراهای اسلامی کشور پس از اعلام نتایج به روند برگزاری انتخابات و اعلام نتایج اعتراضی داشته باشند، بر اساس قانون فرصت دارند تا 2 روز پس از اعلام نتایج شکایت خود را به بخشداری‌ها یا فرمانداری‌ها تحویل دهند. هیات‌های نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی کشور نیز طبق قانون موظفند تا 15 روز پس از اعلام شکایت، نتیجه بررسی خود را به داوطلبان اعلام کنند.

ملکه فرمانداری میدانی برای تمام صنوف

فلکه فرمانداری میدانی برای تمام صنوف!!!

میدان فرمانداری بوکان علاوه بر میدان بودن و تقاطعی که به ترافیک مداوم خودروهای تک سرنشین دور خود مشهور شده ،این روزها کاربردهای گوناگون دیگری هم پیدا کرده است.این میدان که تا چند سال پیش میدان آزادی نام داشت  و در اذهان عمومی بیشتر به تابلو اعلانات ادارات و نهادها در مناسبتهای گوناگون و محلی برای تکه پاره کردن تعارفات و از خجالت هم در آمدن و تعریف و تمجید و تشکر و قربان وصدقه رفتن مسئولان و غیر مسئولان و همه آنانی که در این امور صاحب سبک هستند شناخته شده است.

با این حال چند صباحی است که علاوه بر چسپاندن انواع و اقسام بنر و پلاکارد و پارچه نوشته بر دار و درخت محوطه این میدان،چندین و چند بیلبرد هم در اقصی نقاط دور آن نصب گردیده؛البته تلویزیون شهری هم جای خود دارد....

از اینها که بگذریم در بین مردم کوچه و بازار به گذر "چلیسان" شهره شده است که علت این نامگذاری را می توان در اشکال گوناگون عرضه انواع فست فودهای محلی و اجنبی یا همان غذاهای سر راهی جست.از انواع این اطعمه می توان از دوغ با کلوچه و شورمزه شروع کرد و به ذرت مکزیکی و فلافل و شربت و سنبوسه ... رسید.

البته در این میان نباید از وجود محلی برای عرضه محصولات فرهنگی که همان دکه روزنامه فروشی بهمن باشد، چشم پوشید.

از همه این گفته هم می گذریم و از جدیدترین و گویا کاربردی ترین منفعت این میدان برای اهالی و شهروندان می گوئیم.اگرچه این کاربرد کم کم در حال متعارف و معمول شدن است اما تبدیل شدن شوارع اطراف فلکه فرمانداری به بازارچه شبانه و محل بساط دستفروشان دوره گرد که حضورشان از دقایق اولیه غروب آفتاب شروع و تا پاسی از شب ادامه می یابد  و هر شب بر تعدادشان افزوده می شود و استقبال  شهروندان و رهگذران سواره ها و پیاده ها از این تجمع و تمرکز دستفرشان نشان از مقبولیت بازارچه های شبانه در این شهرستان علی الخصوص دور این میدان چند ده کاربردی دارد.از یکی از دستفروشان وضعیت فرش شبانه اش را جویا شدیم وی ضمن رضایت از فروش گفت شکر خدا بازار خوب است دم عید بهتر هم خواهد شد اما هر شب بر تعدادمان افزوده می شود و می ترسیم آخر سر هم صدای کسبه و مغازه داران در آید هم رانندگان به ما اعتراض کنند.وی اضافه کرد اگر بشود برای آنهایی که چند سالی است در اینجا بساط می کنند یک محل ثابت و ایمن تدارک دیدیده شود ما هم راضی نیستیم بخاطر وسایل و کسب ما کسی متضرر شده یا خدای ناکرده راهبندان و ترافیک ایجاد شود.با این حال اگر مسؤلان شهر و شهرداری بوکان به فکر ساماندهی به وضعیت این فروشندگان نباشند ازدحام آنها و مشتریانشان در وسط خیابان و دور میدان و ایجاد ترافیک برای عبور و مرور اتومبیل ها و راکبان کم طاقتشان می تواند مسبب حوادث ناگواری باشد.امیدواریم این مسأله هم ختم بخیر شود وگرنه طولی نخواهد کشید که ذهن خلاق بوکانی ها کاربردهای دیگری را نیز بر این میدان تحمیل خواهند کرد.

نامه نوشتن به رهبر معظم انقلاب توسط دانش آموزان بوکانی

مدیر آموزش و پرورش بوکان گفت: جمعی از دانش آموزان این شهرستان در اقدامی خودجوش به رهبر معظم انقلاب نامه نوشتند.

نامه به رهبر معظم انقلاب

     
     

دادگران به نقل از ایرنا :به گفته رییس اداره آموزش و پرورش بوکان بیش از یکصد نفر از دانش آموزان این شهرستان در یک اقدام بی نظیر و کاملا خودجوش تصمیم گرفتند که به مقام معظم رهبری نامه نوشته و در آن دل نوشته های خود را در موضوعات مختلف بیان کنند .
وی افزود دانش آموزان بوکانی در نامه های خود ضمن بیعت با رهبر معظم انقلاب درخواست های کودکانه و پاک و بی آلایش خویش را در محضر رهبر انقلاب بیان کردند .
رحمانی اضافه کرد: این کودکان از رهبر خود به خاطر اقتداری که به ایران اسلامی بخشیده است قدردانی و از ایشان درخواست دیدار کرده اند .
وی گفت: آنها معظم له را همچنین به شهر خود دعوت کرده و به خاطر حمایت از مردم و کودکان فلسطینی از ایشان قدردانی کرده اند .
مدیر آموزش و پرورش بوکان اظهار کرد: تعدادی از این دانش اموزان نیز خواستار کنترل بازار و جلوگیری از افزایش قیمت اجناس شده و از ایشان درخواست کرده اند ارزانی را به کشور بازگردانند .
وی گفت: این نامه ها از طریق امور بانوان آموزش و پرورش این شهرستان به بیت رهبر معظم انقلاب ارسال شده است.

طلوعی بی فرجام

تا ابد پا برجائیم

دادگران بوکان

خاطرات روزهای انقلاب برای ما که نسل های بعد انقلاب محسوب می شویم؛ جز چند سرود و مارش و تصاویر و فیلمهای سیاه و سفید از انبوه جمعیتی که مرگ را برای شاه می خواهند و به دار و دسته اش ننگ می فرستند؛ دود و صدای رگبار و گلوله باران تظاهرکنندگان و نواهایی که نوید آزادی و رهایی می دهند و خبر از پایان سخت ترین دوران مردمان سرزمین مهر را در خود دارند ، شاید چیزدیگری را در ذهن تداعی نکند.

اما آنانکه در همان فیلمهای سیاه و سفید فردا و خون سرخرنگ خود را فدای آزادی و سربلندی امروز ما کردند بسیار بهتر از ما می توانند گواهی دهند که حال هوای آنروزها چه بوده و چه بر سرشان آمده بود که آنگونه بی پروا " مرگ بر شاه و الله و اکبر " را از ته دل فریاد می زدند.

آنچه که امروز جای بیان دارد تکرار و تکرار و تکرار همه آن جسارتهای کم نظیر و شهامت های مثال زدنی مردمانی است که امروز در ظاهر جز چند عکس وسرود، اثر دیگری از آنها بر جای نمانده است.

آن آدمها ،صوای همه آن عکسها و آن شنیده ها و نادیده ها ما را میراثدار حرکتی کردند که بحق حفظ و حراست از آن منش جز به وسیله همجنسان و همرنگان آن مردمان آزاده آزادزی مقدور نیست و نخواهد بود.

ما در این روزها به پاس تلاش و جهاد آنان سی و چهارمین طلوع فجر انقلابمان را گرامی می داریم و ایران و جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و کمتر سربلند تر از همیشه غرق شادی و غرور است.

امروز پس از سی و چهار سال جنگ و تحریم و ناسزا شنیدن به کوری همه آنانکه چشم دیدن ما را ندارند پابرجا استاده ایم.ایستاده ایم و دلخوش به وعده حقیقی خداوندی ، پیروزمندانه تا ظهور ناجی نجوا کننده آزادی و احیا کننده فضایل انسانی پاسدار ارزشها و اعتقاداتی هستیم که برای حفظ آنها مثل همان روزهای اول انقلاب از نثار خونهای جاری در رگهایمان هیچ ابایی نداریم.باشد که نادانان بدانند باید تا ابد در حسرت به زانو در آمدن این ملت با صلابت در آتش کینه و خصم خود  بسوزند.

یادمان باشد که ما خون داده ایم

یک بیابان لاله مجنون داده ایم

یادمان باشد پیام آفتاب

دست نا اهلان نیفتد انقلاب

جدای مجلس از ملت

 اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با "جدایی مجلس از ملت"!

دادگران بوکان به نقل از ندای ارومیــــه: نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی سکانس جدید "جدایی مجلس از ملت" را کلید زدند.

اسکار نامهربانی در دستان نمایندگان با

 آورده اند که،روزی مردی تکه ای نان خشک در دهان می مکید،مسکینی از راه رسید.
مسکین با مشاهده مرد راه شیون و زاری بر گفت.مرد پرسید:درویشا تو را چه شد.

که باره به شیون سیل از دیده گان جاری ساختی؟!
درویش گفت:چند روزیست که چیزی نخورده ام و زبان بر دهانم چسبیده است!
مرد با شنیدن این سرگذشت زانو به زانوان مسکین نهاد و خاک بر سر فرونشاند و تا میتوانست گریه کرد و شیون نمود تا جایی که صدای شیون های مسکین در برابر فریاد های مرد به گوش نرسید
.

رهگذری این حال بدید و چرایی احوال را جویا شد و چون از پیش آمد آگاه گشت،پس بخندید و گفت:این که گریه ندارد! تکه ای از نان خویش را به این درویش پشت به شکم چسبیده ببخش ! باشد که اندکی سیر گردد و ماجرا به خیر و خوشی به پایان رسد و رضایت پروردگار را به همراه داشته باشد!
مرد با شنیدن این پیشنهاد از جای برخواست، و سریعا اشک از چهره برگرفت و گفت:مرا ثواب همین قدر توان کرد. تا
آنجایی با این جماعت اشک بریزم و هم نوا گردم که کار به بر نان و نان بری نرسد.چون کار از هم صدایی و هم نوایی افزون گردد و صحبت از عمل به میان آید ما را با شما کاری نیست !

 
چند سطر بالا را که مشاهده نمودید،شده است اندر حکایت نمایندگان استان و ملت چشم به انتظاری که خود این نمایندگان را برگزیدند.
برخـــی از آقایان هم،تنها هم نوا با ملت فریاد میزنند و چون حرف از عمل به میان می آید،سریعا  خود را در پس دلایل  و مشغله های خویش پنهان می سازند.
همین چند وقت پیش،که تنور انتخابات مجلس شورای اسلامی گرم بود،تمام آقایان فریاد از دریاچه می کشیدند و شده بودند منتقد اصلی دولت ! و به مانند افراد حکایت نقل شده زانو در کنار ملت می نهادند و زاری میکردند و این روز ها که سخن از تکه نان به میان آمده است،پیدایشان نیست !
شین آباد را که خاطرتان است؟در همین حادثه جان سوز چقدر آقایان نماینده مانور تبلیغاتی دادند.چقدر گفتند که آقای وزیر را استیضاح میکنیم ؟
چند روز پیش که درکنار یکی از آقایان نماینده که در جریانات شین آباد گرد و خاک زیادی کرده بود،حضور داشتم،پی گیر اقدامات مجلس در خصوص شین آباد شدم ،وی تنها یک جمله پاسخ داد: "وزیر که تقصیری ندارد! حادثه بوده است،زیاد رویش مانور ندهید سیاسی می شود".
با شنیدن این جمله ،به یاد ساریا و سیران افتادم، به یاد مادران و پدران داغ دیده ! با خود گفتم:ساریا و سیران هم سیاسی شدند.

بله آقای نماینده! ممکن است که شین آباد از خاطر شما برود،اما  از یاد مادران داغ دیده  نخواهد رفت. میتوان تصور کرد که اگر این حادثه در نزدیکی های انتخابات رخ میداد چه واکنش های عجیبی را در انتظار خاطیان این امر بود.سخن شما متین ! وزیر محترم که نمیخواستند این حادثه رخ بدهد!مدیر آموزش و پرورش که نمیخواستند این اتفاق رخ بدهد اما خوب است بدانیم که استعفای این آقایان در واقع ابراز همدردی و ارزش دهی به این کودکان بیچاره بود.
چند وقت پیش بود که همین آقایان قسم نامه مجلس را هر چه رسا تر فریاد میزدند
! دوباره بخوانیم:


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم ."

وقتی قلمی می میرد

دادگران بوکان

بزرگ بود / و از اهالي امروز / و با تمام افق هاي باز نسبت داشت

خدایش بیامرزد

فعالیت جوانان خیر بوکان غیر قانونی است

فعالیت جوانان خیر غیر قانونی اعلام شد

ازدحام مردم جلو صندوق جوانان خیر بوکان

در پی هشدار بانک مرکزی مبنی بر

غیر قانونی بودن فعالیت موسسه جوانان خیر 

بوکانی ها و سپرده گذاران این صندوق جلو درب این قرض الحسنه تجمع و خواستار استرداد وجوه خود شدند.در این میان سایت رسمی این صندوق با اعلام اینکه کمافی السابق به 

فعالیت عادی خود

 ادامه خواهد داد از مردم خواسته شده مثل گذشته از این موسسه حمایت کنند!!!.

قابل توجه همشهریان عزیز 

نام این صندوق در ردیف موسسات دارای مجوز

از سوی بانک مرکزی موجود نمی باشد.  

دیروز مرغ بود امروز برنج

دیدن مغازه هایی خالی که تا دیروز مملو از کیسه های رنگارنگ برنج بود آدمو به شک وا میداره دست خودت نیست نمی تونی شک نکنی.واقعا نامردی و نهایت پست بودنه تو شرایطی که دشمن هر روز یه تحریم جدید رو میکنه بعضی آدمای فرصت طلب و کفتار صفت از آب گل آلود ماهی میگیرن.یعنی می خواین باورمون بشه که یه شبه اون همه برنج فروش رفت و مصرف شد؟

دادگران بوکان

خدا شاهده اونایی که امروز بین حرام و حلال هیچ فرقی نمی گذارن بدجور زمین میخورن.بدجور

برادرا.... همشهریا ....

احتکار تو این شرایط بزرگترین خیانته

مسئولان محترم لطفا ببینید.چشاتونو خوب باز کنید.خاله و پسر عمه نداریم.هرکی که داره با رزق مردم بازی میکنه و هر روز مث گاو شیرده فربه و فربه تر میشه باید شناسایی و مجازات بشه.تو این شرایط کوچکترین سهل انگاری و کوتاهی خیانت به همه مقدسات و ملتمونه.

این روزها چقدر دلم درد می کند

شب هنگام؛ از خانه بیرون می زنم؛باد سرد زمستانی و خیابانهای خلوت

چشمانم به جمال ساختمانهای شیک و نوساز روشن می شود که هر روز بر طول قامتشان افزوده می شود.خانه هایی که کم کم به نماد افراط در تجمل شهره می شوند.ماشین های آنچنانی...

ویترین فروشگاههایی را می بینم که از گوشه گوشه شان اشرافیت می بارد.دکانهای گذر سنگینی را دیده اید؟ اینها هم بماند...

در وسط شهر زمین های محصوری را به نظاره می نشینم که میلیونها وجب از خاک شهرم را به بند کشیده اند و صاحبانشان که همانا صاحبان قدرتند هر لحظه با مردم و شهرشان بیگانه و بیگانه تر می شوند و هر ثانیه بی نیاز و فربه تر...

کمی آنسوتر پیرمردی که صورتش را پوشانده ؛ به گمانم یا از شدت سرما یا از ترس شناخته شدن.همه پستوها و گوشه و کنار خیابان را به امید یافتن تکه ای مقوا یا کارتن پاره ای جستجو می کند.

با دیدن این صحنه به ناگاه دخترک نوجوانی را که از فرط گرسنگی سر کلاس درس غش می کند ؛ به یادم می آید.درد دلها راننده تاکسی که با اندک دستمزد روزانه اش فقط می تواند بگوید : خدا را شکر که خودش هست.بغض دستفروش دوره گردی که اگر غرورش مانع نمی شد،غلطیدن اشک از چشمان خسته اش به سادگی عجزش از پرداخت هزینه های گزاف درمان همسر بیمارش نمایان می شد.

و ... و ...

اینها را نوشتم که بدانید این روزها چقدر دلم درد می کند.

پندار(3)

بررسی علل ماندگاری حماسه نهم دی
 
سه سال است که از حماسه شگرف 9 دی می گذرد. حماسه ای که در شرح عظمت و توصیف شکوه آن سخن ها گفته اند و صفحات نگارده اند.
نهم دیماه 1388، یوم الهی بود که "بأبی انت و أمی یا حسین" ایرانیان ولایتمدار را به منصه حضور رسانید و فاتحه نفاق را خواند و فتنه محتضر را به خاک سپرد.
اما ماجرا از کجا آغاز شد و بدعت اخضر نامیدن عاشورای احمر، چگونه شکل گرفت؟!
پس از شکست اقدامات فتنه گران در طرح شعارهای انحرافی در «روز قدس» و به خیابان کشاندن هواداران در «13 آبان»، روز «16 آذر» نیز با حضور قاطع دانشجویان انقلابی، به روز شکست سبزپوشان تبدیل شد.
در چنین شرایطی پروژه از پیش تعیین شده «محرم سبز» که از مدتها پیش در دستور کار اجنبیان ضد انقلاب قرار داشت، از اهمیت مضاعفی برای ایشان برخوردار شد و با تمام توان برای اجرای آن دست بکار شدند.
تقارن دهه ابتدایی محرم الحرام با درگذشت مرحوم آقای منتظری، فرصتی ویژه را برای فرصت طلبان سپزپوش فراهم آورد تا به بهانه سوگواری برای وی، اقدامات تفرقه افکنانه خود را ادامه دهند. فلذا فتنه انگیزان فعالیت های خویش را شدت بخشیدند و برنامه های مختلفی را برای بهره برداری سیاسی از این واقعه طراحی کردند.


پیش از این اتفاق نیز جبهه فتنه، برنامه های گسترده ای را برای اجرا در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی تدارک دیده بود.
به عنوان نمونه"محسن سازگارا" از سران خارج نشین فتنه سبز در برنامه "گفتگوی روز" در شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) درباره پروژه محرم سبز چنین می گوید: «اما نکته دیگری که می خواستم بگویم، مسأله محرم و تظاهرات تاسوعا و عاشورا است. فرصت کمی داریم بنابراین از امروز و فردا تا روز اول محرم اصل بحث ما روی آکسیون بزرگ محرم متمرکز خواهد شد ... در ده شب اول محرم و با پرچم سبز یا حسین و عزاداری برای شهدای جنبش و شهدای عاشورا می توانیم در سطح کشور حرکت داشته باشیم ولی روز نهم و دهم یعنی روز تاسوعا و عاشورا، شنبه و یکشنبه ششم و هفتم دیماه، یک مسیر واحد در هر شهر قرار است اعلام شود که همه ما آنجا برویم و جمعیت میلیونی خود را در سطح کشور نشان دهیم.»!


این عنصر ضد انقلاب همچنین با طرح ایده "آکسیون شام غریبان"، در ادامه اظهار می دارد: «این بحث هم مطرح شده است که ضمن اینکه در ده روز اول ماه محرم، حرکت های خود را انجام داده و در روزهای تاسوعا و عاشورا آن را به اوج می رسانیم؛ از ظهر عاشورا و برای شام غریبان در خیابان ها نشسته و با یک بسیج عمومی دست به تعطیل عمومی در کشور بزنیم ... برای تحقق آکسیونی که برای شام غریبان مطرح شده است نیاز به این است که در سمت جنبش، ما رشد جغرافیایی و رشد در طبقات مختلف اجتماعی و همچنین رشد کیفی داشته باشیم و در سمت کودتاچیان نیز باید مشروعیت زدایی سپاه از نظر اخلاقی، مالی و سیاسی تشدید شده و اختلاف های درونی سپاه نیز افزایش یابد که باعث فلج شدن این سازمان شود و بحدی از ناتوانی برسد که ما بتوانیم آکسیون نهایی خود را به مرحله اجرا بگذاریم.»!
از دو هفته قبل از عاشورا نیز سایت فارسی وزارت خارجه اسرائیل، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان BBC و VOA و فضای اینترنتی در شبکه های فیسبوک و توئیتر برای عاشورای سال 88 دستوالعمل های صریح و بی پرده ای خطاب به عوامل داخلی خود صادر می کردند و بر این نکته مهم تأکید داشتند که آشوبگران باید از فرصت نیمروز عاشورا که مردم در دسته جات و هیئات به عزاداری مشغولند، برای حضور در خیابان ها نهایت استفاده را برده و اموال عمومی را تخریب نمایند!


و سرانجام، 7 دیماه 88، روز موعود حرمت شکنان فرا رسید. در حالیکه میلیون ها عزادار عاشق حضرت اباعبدالله(ع) در عاشورای حسینی مشغول عزاداری بودند، اقلیتی فرصت طلب از صبح روز عاشورا، با سوت و کف و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه، عزاداری سبز خود را در چند خیابان تهران آغاز کردند. بانک و مغازه و ساختمان و خیابان و اموال عمومی را به آتش کشیدند. به عزاداران امام حسین (ع) توهین کردند و آنها را به خاطر حمایت نکردن از موج سبزشان مورد اهانت و ناسزا قرار دادند. به سمت مردم عزادار سنگ پرتاب کردند و تعدادی را زخمی نمودند. به مأموران و سربازان نیروی انتظامی هم رحم نکردند و بسیاری از ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.


عمق جنایت این اراذل و اوباش آنجا بود که یک بسیجی را بطور کامل در خیابان برهنه کردند و بر سر و صورتش کوبیدند و خونینش کردند و هلهله کنان از او عکس و فیلم گرفتند!
پس از آن بود که یکی از سران فتنه، حرمت شکنان عاشورای حسینی را "امت خداجو" نامید و دیگری اغتشاشگران خیابانی را "مردم عزادار" خطاب کرد!


البته علیرغم مواضع سران فتنه پیرامون اوباش روز عاشورا، اعترافات صریح عناصر ضد انقلاب در قبل و بعد از اغتشاش عاشورا، حاکی از امر دیگری بود!
حوادث عاشورای 88 به خوبی گویای این حقیقت بود که نگاه عناصر ضد دین و اجنبیان خارج نشین به عاشورا، نه از جنس عزاداری که به مثابه فرصتی علیه شعائر و هنجارهای مذهبی و شیعی بوده است.
از همین رو بود که "مصطفی صابر" از ملحدین ضد انقلاب خارج از کشور، با پرده برداری از ماهیت پلید خویش و همقطارانش، اظهار داشت: «من می فهمم که جناح حاکم ممکن است به هر بهانه متوسل شود تا در صف مردم تفرقه بیاندازد و اسلام کثیفش را نجات دهد.[!] باید از این فرصت استفاده کرد و میلیون ها نفر را به میدان آورد و به 30 سال حاکمیت عاشورا و خرافه و حکومت مذهبی پایان داد.[!] اگر کسی دست زد و شادی کرد، چه بهتر که با او دست بزنید و هلهله کنید.[!] اگر کسی دوست دارد با هر ظاهری که دوست دارد و از جمله "آرایش زننده" و "ظاهر بد" ظاهر شود اتفاقاً به شدت از او در مقابل تعرض اوباش اسلامی حمایت کنید.[!] انقلابی که در ایران راه افتاده برای عزاداری و توسرخودزنی و برای بردگی اسلامی زن نیست.[!] برای پایان دادن به اینها و از جمله ادبیات شنیع اسلامی نظیر "زنان معلوم الحال" است.»!!!
در این میان نیز روزنامه های وابسته به جناح دگراندیش و جراید هواخواه کاندیدای اصلاح طلب شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تلاش داشتند تا با اتخاذ موضع انفعال و بی تفاوتی نسبت به اغتشاشات روز عاشورا، جریان متبوعشان را از اتهامات وارده مبرا جلوه دهند!


در همین ارتباط روزنامه آرمان در نخستین روز پس از این واقعه با درج تصویری از اغتشاشات خیابانی، در تیتر یک خود چنین نوشت: «درگیری های دیروز تهران؛ 4 کشته و 300 بازداشت»!
روزنامه اعتماد هم در این روز با خونسردی تمام «سخنرانی ناتمام خاتمی در حسینیه جماران» را به عنوان مهمترین خبر در تیتر اول خود قرار داد!
روزنامه مردم سالاری هم که در این روز «دو استعفا از فرهنگستان در پی برکناری میرحسین» را با حروف نسبتاً درشتی برجسته کرده بود، جمله «در تجمعات دیروز کسی کشته نشد» را برای تیتر یک خود برگزیده بود!
همسو با رسانه های تجدیدنظر طلب داخلی، سران و مقامات کشورهای خارجی همچون آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلستان، کانادا، و حتی ایتالیا نیز دست بکار شدند در حمایت از حقوق مدنی و دفاع از اغتشاشگران بیانیه دادند!
تنها پس از گذشت 48 ساعت از اغتشاشات 7 دیماه، و درحالیکه خون ایرانیان از هتک حرمت به مقدسات در روز عاشورا به جوش آمده بود؛ مردم تهران با تجمع میلیونی در یوم الله 9 دیماه، حماسه ای تاریخی، چشم نواز، بی سابقه و دشمن شکن را خلق کردند تا نسبت به این حرمت شکنی اعتراض کنند.


در حالیکه در اطلاعیه شورای هماهنگی انقلاب اسلامی، زمان آغاز مراسم عاشوراییان در میدان انقلاب، ساعت 15 اعلام شده بود اما محبان اهل بیت (ع) و حامیان پرشمار ولایت، چنان مشتاق حضور در این حرکت اعتراضی بودند که میدان انقلاب در ساعت 13 شاهد خیل جمعیت تظاهرکنندگان بود.
شمار جمعیت به اندازه ای بود که خیابان آزادی از تقاطع یادگار امام تا پل چوبی و در دیگر مسیرها از میدان حر تا میدان انقلاب، بلوار کشاورز تا پل کریمخان، خیابان حافظ تا تقاطع انقلاب و همچنین سایر خیابان های فرعی مملو از جمعیت خمشگین نسبت به هتک حرمت عاشورای حسینی بود.
حضور حماسی مردم ولایتمدار ایران اسلامی در یوم الله نهم دی، تمامی رسانه های ضد انقلاب را دچار بهت و سردرگمی کرد و آنان را به "صمُ و بکم" شدن واداشت!
رسانه هایی چون VOA، BBC، العربیه، الجزیره و رادیو فردا، هنگامیکه مجبور شدند از سر اضطرار اخباری از این حضور ماندگار را منتشر سازند، بر اساس قاعده همیشگی خود که از کوه، کاه می سازند و کاه را کوه نشان می دهند؛ حضور دهها میلیونی مردم ایران را، حضور هزاران نفری و حداکثر دهها هزار نفری معرفی کرده و آن را نیز یک حضور دولتی نامیدند!


رسانه های معاندی که تا پیش از این تجمعات کوچک و انگشت شمار اوباش ضد انقلاب را به صورت خبر فوری و لحظه به لحظه مخابره می کردند، اینک در برابر خروش عاشورایی ملت ایران، خود را به کوری و لالی زده بودند!
نکته جالبتر، رویکرد رسانه ها و سایت هایی چون رادیو فردا، رادیو زمانه، العربیه، نوروز، جرس و سایر بنگاه های خبرپراکنی ضد انقلاب در مواجهه با تظاهرات یوم الله 9 دی بود.
این رسانه ها بر طبق عادت مألوف در اطلاع رسانی کاذب و جانبدارانه شان، تا ساعت پایانی شب نهم دی، حاضر نشدند تا هیچ خبر و تصویری از راهپیمایی کم سابقه ملت عاشورایی در تهران را منتشر کنند و بعضاً به انعکاس اخباری چند سطری بسنده کردند!
این رسانه ها بر این نکته تکراری و مشابه اصرار داشتند که به مخاطبان خود اینگونه القا نمایند، تظاهرکنندگان نهم دیماه، کارمندان دولت بودند که با یک روز مرخصی دادن به آنها و به وسیله اتوبوس به راهپیمایی آمده بودند. مضحک تر آنکه اعلام کردند، دولت با دادن ساندیس و ساندویچ، مردم را به خیابان ها کشانده بود!!!
گذشت زمان نیز موجب آن شد که رسانه های معاند نیز به حضور گسترده راهپیمایان عاشورایی اذعان و اعتراف نمایند.
بر همین اساس اخیراً سایت ضد انقلاب "جرس"، در مقاله ای منثور با عنوان «حماسه ساخته شده ...» اینچنین لب به اعتراف می گشاید: «برای نابودی این جنبش مردمی، امام حسین را بهانه می کنند. مردم تهییج می شوند. به خیابان می آیند و حماسه 9 دی در محکومیت اهانت کنندگان به امام حسین برگزار می شود! ظاهراً حاکمیت پیروز شده است! تهییج احساسات مردم جواب داده است. حتی من هم شک کرده ام...»!

فی الحال سه سال از حماسه 9 دی می گذرد و فتنه 88 مدتهاست که کفن پوسانده است.
بصیرت مثال زدنی امت عاشورایی درنهم دیماه 1388، نشانگر آن بود که ایرانی مسلمان همچون مقتدایش حسین (ع)، در راه دین و مذهب و آیینش، مماشات و تسامح با احدی را جایز نمی داند و مقتدرانه در دفاع از آرمان هایش خواهد ایستاد.
امید است که بصیرت و هوشمندی امت ولایتمدار ایران، کما فی السابق، با حضور پرشور و گسترده در راهپیمایی یوم الله 9 دی و ایضاً انتخابات آتی ریاست جمهوری و انتخاب گزینه اصلح نیز به منصه حضور برسد و برگ زرین دیگری در تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شود.
منبع:صراط

دردهای ناگفته کولبران کردستان
همانگونه که در فیلم زمانی برای مستی اسب ها دیدیم  قاچاقچيان خرده پايي که با اسب براي بردن و آوردن کالاي قاچاق، مجبور به گذشتن از ارتفاعات سردسير مرزي در غرب کشور بودند براي آن که اسب ها زير بار سنگين و هواي بسيار سرد و راه دشوار کوهستاني کم نياورند، آن ها را مست مي کردند ولي اين روزها که آدم ها جاي اسب ها را گرفته اند، ديگر هيچ چيز توان مست کردن پيکر رنجور آن ها را ندارد. اين روزها قامت انسان هاست که ساعت ها خميده مي ماند زير بار سنگيني که فقر بر دوششان نهاده است.


اين ها قاچاقچي نيستند، تنها کولبراني هستند که به خاطر بي کاري و فقر يا آن گونه که برخي کارشناسان و مسئولان مي گويند، سوء مديريت ها تنها دارايي شان را در اختيار استثمارگران نهاده اند، توان جسماني و کرامت انساني شان را.
تنها دستور مي گيرند، «آفتاب نزده در... باشيد. مي رويد آن سوي مرز، فلاني را مي بينيد، بار را تحويل مي گيريد و سريع باز مي گرديد. توقف و استراحت نداريم. اگر به کمين خورديد نبايد بار را بگذاريد و فرار کنيد. با بار فرار کنيد. اگر بار صدمه ببيند بايد خسارت بدهيد. اگر فرزندتان عقب افتاد حق ايستادن براي او را نداريد و...

ادامه نوشته

 

دور جدید قدرت نمایی آقای نماینده 

مرد شماره دو ستاد انتخاباتی دیروز و ریاست اداره فلان امروز.به خاطر دارم چندی پیش خبری با عنوان درخواست نماینده بوکان برای تغییر برخی از مسولان شهرستان در یکی از سایتک های محلی درج شده بود ،به نوشته بوکان خاتون (وب سایت خانم فیضه یکی از اعضای شورای شهر بوکان): در جلسه ی شورای اداری شهرستان بوکان که با حضور استاندار آذربایجان غربی و مسئولین شهرستان در سالن فرمانداری برگزار شد نماینده بوکان گفت: در سطح شهرستان هنوز بعضی از پست های مدیریتی خالی هستند و توسط سرپرست ها اداره می شوند که باید در این مورد تصمیم گیری شود.عثمانی اضافه کرد: تعدادی از  مدیران نیز باید در آینده نزدیک تغییر کنند مانند بخشداری.وی همچنین به سرانه ورزشی بوکان اشاره کرد و گفت: سرانه ورزشی بوکان نسبت شهرهای دیگر بسیار پایین است و حتی از متوسط استانی نیز کمتر است.این خواسته در حالی مطرح شده که دکتر عثمانی بر خلاف ادعای مکرر خویش مبنی بر عدم دخالت در عزل و نصب های متداول در سطح شهرستان، که عموماً بعد از انتخابات صورت می پذیرد و نشانه ای عینی از تغییر ارکان قدرت در سطح تصمیم گیری های کلان شهرستانی و هماهنگ سازی فضای اداری شهرستان با خواسته ها و سلایق منتخب جدید است نظر دارد.هر چند این ادعا در دوره اول نمایندگی ایشان بارها فراموش شد اما اینبار گمان میرود عثمانی بعد غلبه مقتدرانه بر رقیب سنتی در جدال انتخاباتی در پی تغییر قابل توجه چیدمان مدیریتی شهرستان است وی به واسطه نزدیکی به فرماندار و اشراف به شرایط دولت دهم که ماههای پایانی عمر خود را سپری می کند بیشتر به فکر محکم کردن جای پای خود و  فراهم آوردن فضای جولان کافی برای انتخابات پیش روست.در این میان نباید فراموش کرد که ممارست عثمانی برای تغییر و انتصاب مسولین جدید که عموماً با پیشنهاد مستقیم خود وی انتخاب می شوند نشان از دور جدید قدرت نمایی آقای نماینده است.نکته مهمتر اینکه افرادی که از جانب ایشان پیشنهاد و انتخاب می شوند نتنها سابقه مدیریتی کافی و متناسب با تصدی پستشان ندارند بلکه چند سالی از کل دوره خدمتشان هم نمی گذرد.

 

 

باز هم سر بوکان بی کلاه ماند

نگاهی دادگرانه به ارتقاء فرمانداری سقز

به زودی..

داستانک

بلایی که تلویزیون بر سر روابط خانوادگی آورده است!

در دبستانی، معلّمی به شاگردانش می‌گوید مطلبی بنویسند از آرزوهایشان، از آنچه که می‌خواهند خدایشان برایشان انجام دهد.  هر چه دل تنگشان می‌خواهد بنویسند و از خدایشان بخواهند که آن را برایشان انجام دهد.  شاگردان مداد در دستان کوچکشان، شروع به نوشتن می‌کنند و آرزوهای ریز و درشت را از درون سینه بر روی کاغذ روان می‌سازند.

بعد از تمام شدن انشای کودکان، آموزگار کاغذها را جمع کرد و در کیفش گذاشت و روانۀ منزل شد.

نگاهی به مقاله‌ها انداخت تا نمره‌ای بر پایین صفحه بگذارد . یکی از برگه‌ها او را سخت منقلب ساخت و عواطفش برانگیخته شد و اشکش سرازیر گشت.  همسرش در همان لحظه وارد شد و دید که سرشک از دیدۀ وی جاری است.  پرسید، "تو را چه میشود؟  اندوهگینی!"  زن جواب داد، "این انشاء را بخوان؛ امروز یکی از شاگردانم نوشته است.  گفتم آرزوهایشان را بنویسند و او اینگونه نوشته است.  چقدر دردناک است."

مرد کاغذ را برداشت و خواند.  متن انشاء این گونه بود:

"خدایا، می‌خواهم آرزویی داشته باشم که مثل همیشه نباشد؛ مخصوص است. می‌خواهم که مرا به تلویزیون تبدیل کنی.  می‌خواهم که جایش را بگیرم.  جای تلویزیونی را که در منزل داریم بگیرم.  می‌خواهم که جایی مخصوص خودم داشته باشم و خانواده‌ام اطراف من حلقه بزنند.  می‌خواهم وقتی که حرف می‌زنم مرا جدّی بگیرند؛ می‌خواهم که مرکز توجّه باشم و بی آن که سؤالی بپرسند یا حرفم را قطع کنند بگذارند حرفم را بزنم.  دلم می‌خواهد همانطور که وقتی تلویزیون خراب است و به آن می‌رسند، به من هم برسند و توجّه کنند. دلم می‌خواهد پدرم، وقتی از سر کار برمی‌گردد، حتّی وقتی که خسته است، قدری با من باشد. و مادرم، وقتی غمگین و ناراحت است، به جای بی‌توجّهی، به سوی من بیاید.  و دوست دارم، برادرانم برای این که با من باشند با یکدیگر دعوا کنند ... دوست دارم خانواده هر از گاهی همه چیز را کنار بگذارند و فقط وقتشان را با من بگذرانند.  و نکتۀ آخر که اهمّیتش کمتر از بقیه نیست این که مرا تلویزیونی کن تا بتوانم آنها را خوشحال و سرگرم کنم.  خدایا، فکر نکنم زیاد چیزی از تو خواسته باشم.  فقط دوست دارم مثل هر تلویزیونی زندگی کنم."

انشاء به پایان رسید. مرد نگاهی به همسرش انداخته گفت، "عجب پدر و مادر وحشتناکی‌اند!"

  زن سرش را بالا گرفت و گفت، "این انشاء را پسرمان نوشته است!"

برای روز دانشجو

 

شاهکار دیگری از شهرداری بوکان

خیابان یا بیابان

دادگران بوکان

 

با دیده انصاف بنگریم

نعمت خدمت به مردم تحفه ای گرانبهاست که خداوندمتعال نصیب هر کسی نمی کند و الحمد... دارندگان این فرصت ارزشمند به اهمیت و ارزش آن واقفند وهم به گذرا بودن موعد این مجال، لذا مسئولان و خادمان مردم در نظام اسلامی با مغتنم شمردن این فرصت در تلاشی خستگی ناپذیر در پی اعاده حقوق و بر طرف نمودن خواسته و نیازهای بحق اربابان راستین خویش که همان مردم باشند بر می آیند.چندی است نحوه اعلام گزارش عملکرد شهرداری بوکان که امری طبیعی و بجاست دستمایه ای نگاه نقد آلود رسانه های فعال در این شهرستان شده است.متاسفانه به علت عدم وجود رسانه های نوشتاری مستعد و منظم و نبود امکانات کافی برای استمرار بیان عملکرد دستگاههای اجرایی از جمله شهرداری که به عنوان نهادی مهم که نحوه عملکرد و اجرای وظایف محوله به این نهاد مستقیماً بر کیفیت زندگی روزمره مردم تاثیر گذار است.گاهاً سبب می شود شهروندان در جریان بسیاری از امور مهمی که به واسطه وجود شهرداری صورت می پذیرد،قرار نگیرند و آنگونه که می بایست از چندوچون خدمات این نهاد با خبر نشوند،هر چند با صحه گذاردن بر نقش و اهمیت و میزان قابل توجه عملکرد دستگاههای اجرایی فعال در شهرستان علی الخصوص شهرداری بوکان ، توفیق روزافزون  را برای این عزیزان و همه خادمان مردم را از درگاه خداوند مننان خواستاریم، اما نباید این نکته را فراموش کنیم که هرچه تلاش کنیم کافی نیست و نخواهد بود.زیرا با نگاهی هرچند گذرا به وضعیت شهرمان در می یابیم که هنوز انجام خیلی از کارهای اساسی و رفع نیازهای ضروری مردم باقی است و این انتظار می رود اصحاب رسانه ها هم با حذر از آلوده کردن قلمشان به غرایض مختلف و با سر لوحه قرار دادن فرمایش رهبری در خصوص بیان کارها و خدمات صورت گرفته توسط دستگاهها با رویکردی منصفانه هم از کارهای کردشان تمجید کنند و هم در پی بیان و انعکاس خواسته ها و مطالبات بحق مردم باشند. اشاا...

 

سینما در کما

ابهام در آینده تنها سینمای بوکان

بوکان شهری است بیش از دویست هزار نفر جمعیت با این وجود تنها سینمای این شهرستان سالهای متمادی است که درهایش را بر روی دوستدارانش بسته است. خبرنگار ما در گفتگو با رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوکان به عنوان متولی امور فرهنگی در این شهرستان، علت اصلی عدم استفاده از این سینما را جویا شد.

رضا عباسی با اشاره به این نکته که شهرداری مالک سینما وحدت بوکان است اعلام کرد چندین بار برای ساماندهی و بازگشایی مجدد این سینما با شهردار مراوداتی صورت داده است و افزود، وضعیت این سینما امروز به علت عدم استفاده در سالهای گذشته عملاً غیرقابل استفاده شده است و باید بازسازی یا نوسازی شود اما طبق ضوابط موجود و در صورت تمایل مالک، اداره ارشاد فقط می تواند یک سوم هزینه ها را تقبل کند و دوسوم دیگر باید توسط مالک که همان شهردار است و شورای برنامه ریزی شهرستان به صورت مساوی تأمین شود.

کمال کریمی عضو شورای شهر بوکان هم در همین رابطه گفت: اجرای برنامه های فرهنگی یکی از اساسی ترین وظایف شورای شهر و شهرداری است به این دلیل شورای شهر به کرات بحث ساماندهی به سینما وحدت را در دستور کار خود قرار داده است از همین رو حدود یک سال و نیم پیش مصوبه ای در شورا به تصویب رسید که طی آن مقرر گردید مدیریت سینما و بازگشایی آن به صورت مزایده به بخش خصوصی واگذار گردد اما متأسفانه پس از اجرای مزایده و واگذاری آن به بخش خصوصی به تعهدات خود عمل نکرد. کریمی ادامه داد اخیراً این شورا طی مصوبه ای درصدد اجرای یک مزایده جدید برای واگذاری آن به بخش خصوصی برآمده است. با این حال به نظر می رسد شهردار به علت عدم سود دهی تمایل چندانی به سرمایه گذاری برای بازسازی و ساماندهی به وضعیت نامناسب سینما نداشته باشد البته نباید فراموش کرد که محل نامتعارف سینما و قدیمی بودن آن و عدم استقبال مردم از مهم ترین موانع بر سر راه بازگشایی سینما وحدت به شمار می آید.

فقط به خاطر یک مشت توت

شوارع شهر مملو از درختان گوناگونی است که علاوه بر تصفیه هوا و توازن گسترده سبز، گاهی هم به عنوان سایه بان مورد استفاده شهروندان قرار می گیرد. درختان توت خیابان انقلاب بیشتر از گونه های متنوع دیگر درختان به علت بارور بودنشان متمایزند.این درختان زیبا علاوه بر گستراندن چتر شاخ و برگهایشان به عنوان سایه بان بر سر عابران در اواخر فصل بهار شهد شیرین وجود خویش را در قالب توت های آبدار به شهروندان عرضه می کند. اما متأسفانه عدم مدیریت صحیح در جمع آوری و نگهداری میوه های این درختان موجب می شود به واسطه ریزش میوه های رسیده از شاخه بر روی پیاده رو ها فضای نامناسبی به وجود آید البته نباید از یاد برد که بعضی از شهروندان با روشهای گوناگون اقدام به جمع آوری و چیدن توت های رسیده این درختان می کنند که متأسفانه در این میان درختان اهمیت خود را از دست می دهند و توت دوستان حتی به قیمت شکستن شاخ و برگهای این اشجار اقدام به جمع آوری ثمره های شیرین و آبدار آنها می نمایند. هرچند باید به این نکته اشاره کرد که توت یکی از آن میوه هایی است که پوسته محافظ و لایه بیرونی آن بسیار نازک بوده و آفات و میکروب های گوناگون بسیار آسان در آن نفوذ می کنند و مجاورت این درختان در محل عبور و مرور خودروها و گرد و غبار ناشی از فضای آلوده شهر و همچنین سمپاشی سالانه شهرداری باعث می شود میوه های آن تقریباً غیر قابل استفاده گردند اما نکته حائز اهمیت تر اینکه برخی از عابرین با چیدن چند توت و نشسته خوردن آنها در کمال بی توجهی به آلوده بودن بیش از حد این میوه ها عملاً سلامتی خود را به خطر می اندازند. گفتنی است در سالهای اخیر واحد فضای سبز شهرداری بوکان در انتخاب نهال هایی که در سطح شهر می کارد بیشتر بر غیر مثمر بودن آنها تأکید دارد اما وجود این درختان توت در خیابان های مرکزی شهر یکی از مسائلی است که هر ساله با اتمام فصل بهار بیشتر از پیش ملموس می گردد.

سگ بازی، کلاس اجتماعی یا عقده گشایی؟

دادگران به نقل از"صراط " - مدتی است که پدیده سگ گردانی در خیابان های شهر تبدیل به نوعی نماد تجدد در میان دختران و پسران ایرانی شده است .

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی صراط ، متاسفانه امروزه پدیده ناپسند "سگ گردانی " در خیابان های شهر یا نگه داشتن سگ های کوچک در منزل ، تبدیل به نمادی برای تجدد و به روز بودن مردم شده است و بر خلاف گذشته دیگر این روزها مشاهده حیوانی که از پنجره ماشین و یا کاپشن مردی موتور سوار بیرون را نگاه می‌کند برای افرادی که در جامعه شهری زندگی می‌کنند، عجیب نیست .

بنا به اعتقاد بسیاری از روانشناسان و کارشناسان امور اجتماعی ، رواج پدیده سگ گرداني و نگهداري از آن ، علاوه بر مضرات بسيار زياد بهداشتي و زيان آور بودن براي سلامت عمومي، يك معضل فرهنگي- اجتماعي و نوعي تقليد كوركورانه از فرهنگ مبتذل غربي است.

بر اساس آمار های به دست آمده در رابطه با علت شیوع سگ بازی در میان جوانان و برخی خانواده های ایرانی ، تلاش برای دست یافتن به گونه‌ای پرستیژ اجتماعی در محیط‌های شهری ازجمله مهم‌ترین انگیزه‌هایی است كه برخی از افراد را به نگهداری و نمایش عمومی حیوانات خانگی ترغیب می‌كند و جوانان با مشاهده این حرکت در میان قشر مرفه و به ظاهر متجدد ، برای عقب نماندن از قافله به این پدیده مخرب اجتماعی گرایش پیدا می کنند .

گفتنی است؛ در حالی رواج نگهداری از حیوانات خانگی به خانواده‌های متوسط جامعه هم کشیده شده و جزء لاینفکی از زندگی شهری و کلاس اجتماعی آنها شده است که کارشناسان اجتماعی معتقدند تعداد بسیاری از جوانان بی ‌آنكه حداقل اطلاعاتی از نگهداری، مشكلات و بیماری‌های آن و شناخت شخصیتی حیوان داشته باشند این کار را انجام داده و بیشر از ماهیت اصلی نگهداری و ارتباط با حیوان، نمایش حیوان و نشان دادن تجدد و كلاس فرهنگی مدنظر آنهاست.

در بیشتر این موارد مشاهده می شود که جوانان با الگو گرفتن از برخی چهره های مطرح جامعه نظیر هنرمندان و بازیگران ، دست به این کار می زنند و بدون هیچ پیشینه ذهنی و فقط برای همسان سازی خود با یک چهره معروف ، خود را متمایل به زندگی با حیوانات نشان می دهند .

به عقیده روانشناسان علوم تربیتی ، تغییر در نگرش افراد جامعه نسبت به مسئله "پرستیژ" ، از عوامل دیگری است که افراد را به سگ گردانی در سطح خیابان ها سوق می دهد ، با توجه به اینکه در گذشته رسیدن به پرستیژ اجتماعی نیازمند فاکتور های اساسی نظیر تحصیلات بالا بود امروز با تغییر این ارزش ها به نظر می رسد نوعی عقده گشائی هم در رابطه با بالا بردن پرستیژ  اجتماعی افراد صورت می پذیرد .

جالب اینجاست که بعضی افراد در حالی سعی می کنند به تقلید از یک فرهنگ غربی در خانه یا محل کار خود سگ های کوچک را به عنوان فرزندان خود نگه داری کنند که در فرهنگ غرب نگاه به پدیده سگ گردانی یا نگهداری از آن کاملا متفاوت از آن چیزی است که به غلط در میان برخی خانواده های ایرانی جا افتاده است .

در كشورهای غربی، وجود حیوانات خانگی در منازل به عنوان یك فرهنگ مرسوم از گذشته وجود داشته و پدیده ای نیست که در زمان های قبل به صورت یک ضد ارزش اجتماعی به آن نگاه شده باشد ؛ البته مردم ایران هم پیش از این از سگ‌های گله، سگ‌های نگهبان و حیوانات اهلی نگهداری می‌كردند، اما دیگر این حیوانات را به خانه ، حمام شخصی ، یا اتاق خواب خود راه نمی دادند .

متاسفانه، نگهداری از حیوانات خانگی در ایران، رفته‌رفته به یك نوع چشم و هم‌چشمی تبدیل شده است و به تدریج امکان دارد به هر خانواده ای که یک سگ کوچک را در میان فرزندان خود بزرگ نکند لقب عقب مانده داده شود .


بوکان در تسخیر بامیه فروشان

بیرون از خانه که پا می گذاری سر هر چهار راه علی الخصوص از میدان انقلاب تا فرمانداری امکان ندارد حضور یک دستگاه فرغون حامل انباشتی از بامیه های شیره مالی شده مشامت را ننوازد. قبلاً ها حدود ده دوازده سال پیش بامیه و یار همیشگی اش زولبیا فقط در ماه مبارک رمضان آنهم نه بر روی فرغون بلکه پشت ویترین قنادی ها خونمایی می کرد. اما غربت روزگار دامن بامیه و زولیبا را هم گرفته و این دو یار دیرین را از هم جدا کرده و بامیه را نزد خلق محبوبتر نموده. علت مقبولیت بامیه را نمی دانم اما دلیل تکثر بامیه فروشان شهر را فقط در یک چیز می توان دید،‌ آنهم بیکاری است که به راستی نزدیک است اپیدمی شود. در شهر و دیار ما،‌ به قول مردم کوچه بازار در شهر ما که نه کارخانه آنچنانی وجود دارد که جوانان در آن مشغول شوند، نه فن و حرفه ای که بتوان از آن نانی در آورد اینست که نیمی از ملت بامیه فروش شده اند و خیایان ها را با آن فرغون های صفر کیلومترشان قرق کرده اند و هرکدام با نوایی خاص فریاد می زنند بامیه، بامیه جوان....

قتل یا خودکشی؟

 

گزارش ویژه از پرونده سمیه

 

سمیه دختر 20 ساله ای که 16 فروردین ماه امسال ناپدید و بعدازظهر هشت روز بعد از مفقودی،  جنازه اش در کنار سیمینه رود پیدا می شود. این موضوع امروزه نقل بسیاری از محافل بوکانی ها شده و هر کسی، مطلع و غیر مطلع از اصل ماجرا خواسته و ناخواسته بر شایعات و کذبیات این ماجرا می افزاید.برای پایان دادن به گمانه زنی هاو اقناع اذهان عمومی لازم دانستیم گفتگوهایی پیرامون این واقعه با متولیان رسیدگی به پرونده ترتیب دهیم.حجت الاسلام گل حسینی دادستان شهرستان بوکان از اصل ماجرا که نتیجه تحقیقات فشرده و شبانه روزی بازپرس پرونده است پرده برداشت:

سمیه دختر بیست ساله ای که صبح روز 16 فروردین همراه مادرش و به قصد رفتن به مدرسه از خانه خارج می شود در نیمه های راه رسیدن به مقصد از مادرش جدا می شود، مادر هم به تصور اینکه دخترش به مدرسه رفته به خانه باز می گردد، اما با ادامه تأخیر دختر خانواده از بازگشت به خانه موضوع به اطلاع مأمورین انتظامی می رسد. سریعاً پرونده ای تشکیل و از همکلاسی ها و خانواده دختر گمشده تحقیقات به عمل می آید، معلوم می شود که سمیه با افرادی رابطه تلفنی و حضوری دارد و گفته های دوستانش حکایت از این دارد که قرار است دوست پسرهای سمیه برای وی یک خانه مجردی اجاره کنند تا سمیه از خانواده اش جدا زندگی کند. دادستان بوکان ادامه داد از روز مفقود شدن سمیه تلفن همراهش هم خاموش شد و خبری از وی نشد تا اینکه جنازه اش را در پارک ساحلی پیدا می کنند. سریعاً جنازه توسط پزشکی قانونی شهرستان بوکان مورد بررسی قرار می گیرد. هیچ آثار ضرب و جرح و کبودی و مقاومتی در وی دیده نمی شود و بکارتش هم دست نخورده مانده یعنی هیچ تعرض و تجاوزی به متوفی صورت نگرفته و ظاهر جسد کاملاً سالم است. جنازه برای تحقیقات بیشتر و کالبد شکافی و آزمایشات سم شناسی به پزشک قانونی استان ارجاع داده می شود. پزشک قانونی استان هم نظر پزشکی قانونی بوکان را تأئید می کند و روشن می شود که سمیه همان روز مفقود شدن جان باخته است و علت مرگ خفه شدن در آب تشخیص داده می شود اما با روشن شدن نتایج آزمایشات سم شناسی هرچه بیشتر واقعیت هویدا خواهد شد.

در این رابطه تاکنون هشت نفر دستگیر شده اند یک نفر از بازداشت شدگان که مظنون اصلی ماست چهل سال سن دارد و متاهل است خود اعتراف کرده که قبل و بعد از مفقود شدن سمیه با وی تماس داشته و قرار بوده روز 16 فروردین برای وی یک خانه اجاره کند البته تحقیقات در مورد هفت نفر دیگر همچنان ادامه دارد.

گل حسینی در ادامه گفته هایش پرده از این مسئله برداشت که سمیه در آخرین دست نوشته های شخصی اش برای رسیدن روز 16 فروردین لحظه شماری کرده و اشتیاق فراوانی برای رسیدن به این روز داشته است و بارها از خودکشی و خلاصی سخن به میان آورده است. وی افزود تحقیقات در مورد این پرونده به صورت ویژه ادامه دارد و تا روشن شدن موضوع و احراز علت اصلی مرگ (خودکشی یا قتل) بررسی ها ادامه خواهد یافت. دادستان شهرستان بوکان گفت از مردم غیور و فهمیده شهرستان بوکان درخواست می شود در صورت وجود هرگونه اطلاعاتی از این پرونده سریعاً آن را به ما ارائه دهند.

بوکان شهر سرعت گیرها!!!

ارتقاء سطح ایمنی در شبكه معابر شهری نقش مهمی در افزایش اعتمادپذیری و كارایی شبكه حمل ونقل دارد و یکی ازمهمترین پارامترهای موثر در افزایش ایمنیدر شبكه معابر كنترل سرعت وسایل نقلیه در سطح معابر و تقاطعاتمی باشد بطوریكه موجب افزایش ایمنی عبور عابر پیاده و كاهش تعداد و شدت تصادفات بین وسایل نقلیه میگردد . در اینراستا سرعت گیرها نقش مهمی در كاهش سرعت وسایل نقلیهدر طول معبر و محل تقاطعات ایفا میكنند . سرعتگیرهای مختلفی ( سرعتگیرهای لاستیکی، سرعتگیر آسفالتی و سرعتكاه آسفالتی ذوزنقه ای ) در سطح شهر بوکان مورد استفاده قرار گرفته اند كه درایننوشتار از لحاظ عملكرد ترافیکی ، كنترل سرعت وسیل نقلیه و رفتار رانندگان در شبكه شهری با یکدیگر مورد توجه قرار نگرفته و فقط جهت اطلاع همشهریان عزیز موضوعاتی پیرامون روشها و چگونگی ایجاد یک سرعتگیر ضروری یا غیر ضروری مورد بحث قرارمی گیرد.امکان ندارد هنگام رانندگی جدا از دست اندازهای استاندارد خیابانهای شهر بوکان قلمبگی های خاصی که اصطلاحاً سرعت گیر نام گرفته اند، پشت فرمان شما را از خواب غوطه وری در دنیای خیالات خارج نکرده باشد. مسیر نسبتاً، بلا نسبت هموار معابر شهرمان که خود به خودی خود رغبت رانندگان به رانندگی در سرعت بالا را افزایش می دهد سبب شده که در فواصل چند قدمی یک سرعتگیر تعبیهگردد. البته اشاره به جنس، نوع، رنگ و وجود علائم هشدار دهنده هم ضروری ندارد زیراسرعت گیر، سرعتگیر است دیگر!حال به مواد لازم و روشهای ایجاد یک سرعت گیر مطلوب اشاره می گردد امید است دستورالعمل ها و روشهای مورد اشاره راه گشا و برطرف کننده هرگونه مانع بر سر ایجاد موانع بر راه دیگران گردد!روش اول که می توان گفت یکی از بهترین روشها و ساده ترین و معمول ترین و مقبول ترین و پرطرف دارترین و... روش برای ایجاد سرعت گیر در سطح معابر است به این صورت است که بی خبر و البته با هزینه شخصی سرتان را پائین بیاندازید و بروید هرجا که دلتان خواست و به هر اندازه که پسندیدید سرعت گیر مورد نظر خود را ایجاد نموده و صدایش را هم در نیاورید چون به قول معروف یکی دو روزه برای مردم عادی می شود و اگر به ضرب المثل معروف شتر دیدی ندیدی عمل نمائید کسی هم با شما کاری ندارد.اما روش دوم اینکه اگر می خواهید از جیب خود مایه نگذارید و از امکانات بیت المال برای ایجاد سرعت گیر سود بجوئید. بهترین روش آنست که در میان اهل محل و نزدیکان خود یا عیال به دنبال آشنایی، دوستی....بگردید و اصطلاحاً پارتی بیابید البته باید این نکته را متذکر شد که هرچه قدر اندازه سرعت گیره مورد نظرتان بزرگتر باشد بلا استثناء باید با اندازه کلفتی پارتتان همخوانی داشته باشد.روش سوم که معمولاً در جاهایی دیگر میتواند استفاده باشد، به همین دلیل و دلایل معلوم دیگر از آن سخنی به میان نمی آوریم!و اما روش چهارم که سخت ترین روش بوده و تجربه نشان داده کسانی که از این راه وارد شده اند به ندرت به نتیجه مطلوب رسیده اند.در بیان جزئیات این روش باید گفت پیشتر از همه چیز یک استشهادیه محلی با حدود حداقل 1000 امضا از سفیر و وکیل و کبیر و صغیر محل از ضروریات است البته بعد از مراجعه به شورای شهر و گذر از هفت خوان جلب رضایت اعضای شورا موافقت محال شهرداری سخترین جای کار است که معمولاً به علت عدم بودجه کافی برای ایجاد سرعت گیر با درخواست شما موافقت نخواهد شد پس این همه سرعت گیر چگونه در معابر ما روئیده اند در جواب باید گفت سر خودتان را درد نیاورید!البته خالی از لطف نخواهد بود که اشاره کنیم به علل نامعلوم چندی است شبانه بسیاری از سرعت گیرهای سطح شهر ناپدید می شوند نگرانی رانندگان را فراهم آورده زیرا بحق دلشان برای این دست اندازهای دست ساز تنگ می شود. از همینجا از مسئولین امر تقاضا می شود جهت حفظ و حراست از این ... شهرمان همت بیشتری به خرج دهند زیرا شهر ما که مانند دیگر شهرها مجسمه و تندیس و ... ندارد که ببرندشان! به همین خاطر برای حفظ ظاهر و دوری از تهمت های دیگران حفاظت از سرعت گیرها وظیفه ای عمومی است!!!

به قلم سوگند


ادامه ای در کار نیست !!

مارا از محفل خود جدا یابید!!

بدون هیچ واهمه ای و در پیشگاه خداوند متعال که ترس از او باعث شجاعت مضاعف در برابر خلق اوست

می گوییم :

جو حاصل از حضور نابخردانه و بدور از انسانیت و عقلانیتان را که در پی تاراج کرامت قلمهایمان هستید را با نوک پیکان آتشین قلمهایمان پاسخ خواهیم گفت.

باشد که اندک عقل باقیتان را بکار گیرید و خود را از این دوزخ نادانی و نا اهلیتان که ثمره ای جز هلاکتتان را در پی ندارد برهانید.


شهر من درگیر پائیز است

"شهر من درگیر پائیز است"

پائیز فصل خیال انگیز و هزار رنگ از راه رسیده و تمام کوچه های شهر مرا در بر گرفته است.پائیز مقدمه ایست بر زمستانی سخت و سرمایی جانکاه.اما انگار زمستان امسالمان گرمتر از هر سال خواهد بود شیپور چیان مارش رقابت با حرارتی را می نوازند.انتخابات در راه است و هرکه در آن برای خود سهمی می یابد خود را به یکی از علمداران منتصب می کند و بر گرمای کوره اتشین انتخابات می افزاید.شخص ملاکی است چندم ملاک واقعی قانونمند بودن و حرکت بهنجار است.متاسفانه وقتی نظاره گر فضای اولیه انتخاباتی میان وبلاگرهای بوکانی هستیم پشیمان از دیدن این منظره ناخوشایند فضای مسموم و نابخردانه ای را می بینیم که در شان بوکان بوکانیها نیست.ساکنان و صاحبان شهر عروسان بیخیال پیشینه شان شده اند.اما شاید انانی که خود را بوکانی می پندارند با فرهنگ و غنای ریشه دار و اصیل این دیار بیگانه اند.به هر حال امیدواریم مقصد این کاروان به ترکستان نباشد.در حسرت روزی هستیم که در کمال تواضع بپزیریم آرای را که باب طبعمان نیستند و بنشینیم کنار هم و بگوییم از درد های مشترک دردهایی که به زخمهایی چرکینی می مانند و از شدت درد هرآنکه مرهمی در دست داشته باشد را طبیب می بینیم و شتابان به سویش می دویم حتی اگر مرهمش پادزهری ناخالص و خطر ساز باشد.در انتخابمان بیناتر از گذشته با دیدی واقع بینانه تر و عقلانی فرصتی بدهیم به همه آنانی که در حسرت خدمتند و هیچوقت خداوند را از یاد نبرده اند و تصور فراموشیش را نداشته اند.از زنجیرهای  احساس و انتصاب خود را برهانیم و با چشم دل شهرمان را ببینیم آیا این همان مدینه فاضله ایست که در پیش بودیم آیا لیاقتمان بیشتر از داشته هایمان نیست آیا آرزوی میهنی آباد را فراموش کرده ایم.حضور ما در این جولانگاه مشت محکمی است بر دهان زیاده خواهان عالم جباریت و استثمار.خداوند حافظ دیارمان باشد  انشاا...

چهره خط خطی شهربوکان

"چهره خط خطی شهربوکان"

دیوار نویسی به عنوان پدیده ای که چهره بیشتر مناطق بوکان را مخدوش کرده تبدیل به محلی برای بروز انواع تبلیغات ،شعار نویسی ،در دل ،جملات عاشقانه.... شده و به نظر می رسد این مشکل بیشتر از آنکه ابعاد اقتصادی داشته باشد مشکلی فرهنگی است.

دیوار نویسی آگرچه در گذشته های دور یکی از شیوه های تبلیغاتی محسوب می شده اما تاثیر بدی بر زیبایی شهرها دارد به طوریکه در بسیاری از مناطق شهری بوکان ،دیوارنویسی از سوی افراد و شرکتهای بزرگ و کوچک و با اهداف تبلیغاتی انجام می شود که در بسیاری از  موارد نارضایتی شهروندان را در پی داشته است.تصور کنید دیوار رنگ یا نماکاری شده خانه یا محل کارتان که  هزینه های گزافی را صرف ساماندهی و زیباسازیش کرده اید در یک چشم بهم زدن تبدیل به محلی رایگان برای تبلیغ کالا و خدمات دیگران شود.

رقابت در دیوارنویسی!

جرثقیل، قالیشویی،کلاسهای کنکوری ،گچ بری ساختمان، چاه بازکنی و حتی تعمیرکار سیار ... از جمله موارد تبلیغات تجاری هستند که این روزها می توان بر روی دیوارهای شهر به راحتی مشاهد کرد. که گاهاً تعدد و تکثر تکرار افراطی این عمل چهره بسیار زمخت و غیر قابل تحملی را به سیمای دیوارهای  محله و حتی شهرمان داده است.

درد دل های دیوای !

با این اوصاف در قانون نیز تمهیداتی برای مقابله با پدیده دیوار نویسی اندیشیده شده به طوریکه برای  این معضل به عنوان یک تخلف جرایمی  نیز در نظر گرفته شده است.بر اساس ماده 92 قانون شهرداری ها نوشتن هر نوع مطلب یا الصاق هر نوشته ای بر روی دیوارهای شهر ممنوع و افراد موظفند برای اعلانات خود صرفاً از محلهای تعیین شده توسط شهرداری استفاده کنند و در غیر این صورت علاوه بر دریافت خسارت ،فرد به پرداخت جرایم دیگری توسط دستگاه قضایی محکوم خواهد شد.

به هر حال به نظر می رسد استمرار پدیده دیوار نویسی در بوکان بیشتر از پیش و بدون هیچ گونه مقابله ای با متخلفان همچنان ادامه دارد که این امر نشان دهنده این است که مقابله با این پدیده که تاثیر بسزای در متعارف شدن سیمای بصری شهر دارد نه تنها با برخوردهای قضایی بلکه با تبیین راهکارهای فرهنگی و اقداماتی که حس مسولیت پذیری شهروندان را در در قبال شهرشان تقویت کند  یکی از ضروریات است که متاسفانه تا کنون هیچ اقدامی در این راستا از سوی شهرداری و دستگاه های متولی امر در شهر بوکان صورت نگرفته است.البته قصور شهرداری بوکان به همین مسئله ختم نمی شود و عمل نکردن به وظیفه ای که شهرداری بوکان در قبال شهروندانی که تمایل به تبلیغ کالاها و خدمات خود هستند رد خصوص ایجاد و تعبیه نقاط و تابلوهای مورد نیاز در اقصی نقاط شهر یکی دیگر از این موارد است.شایان ذکر است که با گذری از شوارع شهر بوکان می توان استنباط کرد که شهرداری بوکان در ایجاد و کاشت بیلبرد های غول پیکری که کاملاً سیمای شهر را به محل اجرای یک کارناوال یا  نمایشگاه عرضه کالاها ی تجاری  مبدل کرده بسیار موفق ظاهر شده اما محلهای در نظر گرفته برای انواع و اقسام دیگر تبلیغ  بسیار ناچیز اند.به صورتی که امروزه شهروندانی که محل سکونت و کارشان در مرکز شهر و مناطق پر رفت آمد است بیشترین هزینه ها را در قبال این سهل انگاری شهرداری  شهرشان پرداخت می کنند.

در اینکه حفظ زیبایی شهر وظیفه ای همگانی است و در این زمینه بحق هیچ اقدام قابل توجهی از شهرداری نسبت به وظایف قانونی خود دیده نمی شود با این اوصاف اگر دستگاه های متولی و شهروندان بوکانیبه وظایف خود در قبال شهرشان عمل نکنند هیچگاه بوکان به شهری در خور نام خود تبدیل نخواهد شد.

به هر روی پدیده دیوار نویسی به عنوان چالشی که سالهاست فضای شهری را در گیر کرده و به نوعی خود را در میان عناصر شهری قرار داده است نیازمند چاره اندیشی در ابعاد مختلف است که در این مسیر در کنار برخورد قانونی و قضایی ،تقویت نگاه اقشار مختلف به ضرورت توجه به زیباسازی محیط شهری و حقوق شهروندی انکار نشدنی است.

آخر پیری و معرکه گیری!!!

تولدت مبارک دادگران

 

روز قدس نزدیک است

 آری دیگر
بنی آدم اعضا یکدیگر نیستند.

که اگر بودند خون به جای شیر کودکان غزه را سیراب نمی کرد.

و گلوله
کودکان را خواب
و قبر
گهواره ابدی آنان نمی شد...


سرانجام کارخانه نساجی

 

سرمایه گذاران کارخانه نساجی بوکان حتی برای یک روز هم به تعهدات خود عمل نکرده اند

در گفتگو با فرماندار بوکان وضعیت کارخانه نساجی خاتم الانبیاء این شهرستان تشریح شد

مدت مدیدی است که تعطیلی کارخانه نساجی بوکان و ابهام در مورد آینده این واحد تولیدی  سبب طرح سؤالات متعددی برای شهروندان در خصوص چندوچون این مسئله شده است به همین دلیل لازم دانستیم وضعیت نهایی و سرانجام این تجربه ناموفق در جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی در منطقه را از یکی از مسئولان جویا شویم به همین مناسبت گفتگویی اختصاصی را با جناب آقای حاج حسن عباسی فرماندار محترم شهرستان بوکان ترتیب دادیم. در ابتدای این گفتگو فرماندار شهرستان بوکان با بیان توضیحاتی در مورد پیشینه طرح، مصاحبه با خبرنگار ما را اینگونه آغاز کرد، مطالعات و اجرای طرح کارخانه نساجی خاتم الانبیاء بوکان در دوره اول ریاست جمهوری آقای رفسنجانی صورت گرفت و به مرحله بهره برداری رسید. افتتاح چنین پروژه ی عظیمی در بوکان رشد و شکوفایی و اشتغال پایدار را برای جوانان جویای کار منطقه به ارمغان می آورد به صورتی که مسئولین وقت جهت تسهیل در تحقق این مهم از کلیه امکانات موجود در آن زمان بهره گرفتند و از تسهیلات ارزان و انواع و اقسام حمایت های گوناگون گرفته تا اختصاص زمین در بهترین نقطه از شهر از این دسته اقدامات بود.

سرمایه گذاران هم متعهد شدند که علاوه بر ایجاد اشتغال به صورت مستقیم برای 925 نفر با تولیدات خود نیازهای منطقه را هم برطرف نمایند که متأسفانه بعد گذشت بیش از بیست سال از آغاز به کار این کارخانه این تعهدات حتی برای یک روز هم عملی نشدند و سرمایه گذاران هر بار به بهانه های گوناگون از جمله استفاده از دستگاه های نامرغوب و نا کارآمد و انتقال دستگاه های باکیفیت به مناطق دیگر، ایجاد بدهی های کلان و...هربار بر سر راه ادامه فعالیت این واحد تولیدی سنگ اندازی کردند. عباسی افزود: اما از ابتدای تصدی بنده فشارهای سرمایه گذاران جهت فروش قسمتی از زمین اختصاص یافته به کارخانه برای پرداخت بدهی ها و معوقات این واحد افزایش یافت و به همین منظور جلسات فراوانی در فرمانداری بوکان تشکیل گردید به صورتی که نتایج حاصله از این گفتگوها و تحقیقات شک های ما را به یقین تبدیل کرد که متأسفانه سرمایه گذاران هیچ تمایلی به اجرای تعهدات خود ندارند و فقط به دنبال فروش زمین کارخانه هستند که در زمان اجرای طرح با قیمت بسیار نازل در اختیار آنها قرار گرفت که امروزه بهای گزافی دارد و برداشت ما از عملکرد آنها و بدهی های ایشان این بود که عمداً خود مسبب به وجود آمدن این بدهی ها شده اند تا برای اخذ اجازه فروش و اقناع ما دلیل قانع کننده ای ارائه کرده باشند که خوشبختانه با تحقیقات انجام شده نه تنها این اجازه به آنها داده نشد بلکه مالکیت آنها بر زمین مذکور مشروط به ادامه فعالیت صنعتی آنها در آن شد به صورتی که طبق مستندات به دست آمده مالکیت سرمایه گذاران کارخانه نساجی بوکان منوط به انجام فعالیت کارخانه است(زمین کاربری صنعتی دارد) و فروش و تفکیک و تغییر کاربری آن عملاً ممکن نیست و نخواهد بود با این حال متأسفانه قسمتی از این زمین ها قبل شروع به کار دولت نهم و دهم به دادگستری فروخته شده بود .

عباسی در ادامه این بحث با بیان اینکه سرمایه گذاران طرح با پیش کشیدن بحث انتقال کارخانه به شهرک صنعتی وزارت صنایع و معادن شیوه دیگری را طراحی نمودند که این مسئله با هوشیاری فرمانداری و استانداری مخالفت با آن و ارائه دلایل منطقی بار دیگر از رسیدن آنها به مقاصدشان جلوگیری شد. وی افزود وزارت صنایع موافقت با انتقال را مشروط به نظر مساعد استانداری آذربایجان غربی نموده بود که استاندار محترم نیز، مسئله را با فرمانداری مطرح نمودند و ما نیز با صراحت با این مسئله مخالفت نمودیم و استانداری هم با توجه به دلایل فرمانداری بوکان با طرح انتقال مخالفت کردند، عباسی در خصوص شرایط فرمانداری جهت موافقت با انتقال کارخانه به شهرک صنعتی به خبرنگار ما گفت : فرمانداری در صورتی با این مسئله موافقت خواهد کرد که سرمایه گذاران به کلیه تعهدات خود در قبال کارگران و کارکنان کارخانه برابر قانون کار عمل نموده و با پلانی اصولی و مهندسی و به شرط ایفای تعهدات محقق نشده خود عمل نمایند.

عباسی با بیان این مطلب که بنا به اظهار کارفرما هم اکنون کارگران و کارکنان نساجی هیچ معوقه ای ندارند اعلام کرد مسئله باقی مانده در خصوص معوقات کارکنان بحث سنوات خدمت است که متأسفانه تاکنون در این خصوص نتیجه ای حاصل نشده است.

فرماندار بوکان با بیان اینکه اگر سرمایه گذاران طرح به تعهدات خود عمل نمایند و حسن نیت خود را در جهت شروع به کار دوباره واحد تولیدی خود به ما نشان دهند دولت حاضر به هرگونه همکاری و اختصاص هر نوع تسهیلات جهت راه اندازی دوباره این واحد تولیدی خواهد بود. اما تا زمانی که سرمایه گذاران به فکر فروش زمین و فرصت سوزی باشند دولت با تمام توان با این گونه اقدامات مقابله خواهد کرد. حاج حسن عباسی با برشمردن چندین طرح از جمله کارخانه قند از کلیه سرمایه گذاران دعوت به سرمایه گذاری در شهرستان بوکان نمود و گفت بوکان دارای پتانسیل های فراوانی برای سرمایه گذاری است و ما از هرکه که بخواهد از این فرصت ها استفاده نماید با آغوشی گرم استقبال خواهیم کرد.   

مصاحبه از رسول گلباخی

لغو کنسرت گروه ژوان در بوکان

"لغو کنسرت گروه ژوان در بوکان"



کنسرت گروه موسیقی ژوان به سرپرستی و آهنگسازی رهام سبحانی که قرار بود در روزهای 29، 30 و 31 تیرماه در فرهنگسرای سیمرغ شهر بوکان به یاد استاد حسن زیرک خواننده ی اسطوره ای کرد برگزار شود یک روز مانده به اجرا به علل نامعلوم لغو شد.این در حالی است که از حدود دو هفته پیش خبر این کنسرت در خروجی برخی از سایت های خبری منطقه قرار گرفت و مراکز عرضه بلیط این برنامه تعداد قابل توجهی بلیط را در اختیار علاقه مندان قرار داده بودند.گفتنی است هنوز هیچ دلیلی برای لغو این کنسرت از سوی متولیان و مسولان در اختیار رسانه ها قرار نگرفته است.

نشریات المپیکی -وبلاگ های در پیتی!!!!!

نشریات المپیکی - وبلاگ های در پیتی !!!!!

باز ما ماندیم وشهری بی تپش

وآنچه کفتارست و گرگ و روبه ست.

گاه می گویم فغانی برکشم

باز می بینم صدایم کوته است.


پست یکی از دوستان و وبلاگ نویسان مرا واداشت که برخلاف میلم به گونه ای بنویسم که هیچ وقت تمایلی بدان نداشته ام منظورم همان جوابیه نوشتن یا هرچیز دیگری که می شود نامگذاریش کرد است.

وقتی که برای خود می نویسی هرچه که در درون داری بروی کاغذ می آوری وکسی هم انتظار شنیدن نظرات عموماً شخصی وخارج از انصاف را ندارد، اما وقتی که پا درعرصه می گذاری که با کلامت دیگران را به واکنش وا می داری دیگران منافعشان را از گزند کلامت درامان نمی بینند انتظار دفاع ومقابله به مثل از طرف متضرر خارج از عرف وعقل نیست. نه می خواهم مقابله به مثل کنم نه اینکه نایی برای ایجاد جنگ وجدال در خود می بینم هرآنچه هست حقیقتی است به روشنی آفتاب که شاید کوریم وآفتاب را هم نمی بینیم!

دوست خوبم اگر خاطرمبارکتان باشد یکی ازاولین مطالبتان کوشا وبلاگ کاغذی نام داشت وآن زمان با زبانی ناخوشایند به جواب برخواستم که شاید خود نیزاز آن لحن پشیمان باشم.

دراینکه مجموعه ای فعال ونکته بینید شکی نیست وهیچ شبهه ایی هم دررابطه با دلسوزیتان وجود ندارد اما عزیز برادر تو که پشت بی نامی خزیده ای وبرای خود پاتوقی مهیا کرده ای و به راحتی هرچه تمام تر عملکرد دیگران را به سخره می گیری امروز باید به دادخواهی دادگران گوش فرادهی چون دیگر کاسه کوچک صبر لبریزازناملایمات یست که بی جهت برما روا داشته اند، نشریاتی که شما با مثال نامتناسب المپیکی نام نهاده اید قبل از آنکه المپیکی باشد چند جام جهانی را هم پشت سر گذاشته اند ومتولیانشان شاید به خطا، اما چند پیراهنی از شما بیشتر پاره کرده اند. البته اگر هویت شما هم همانند ما عیان بود قضاوت را برای ما سخت  می کرد حال که نیست کار ماهم سهل تر، پس معلوم می شود که بی آنکه مستندات ادعایی خود را بررسی کنید فقط از دور بر قضاوت ناقص خود اصرار دارید. دوست خوبم شما که اینگونه پیگیر کار شده اید پس بنشینید در محکمه خود ساخته ما وگوش کنید که ما هم برای دفاع از خود ادله ای داریم.

قبل از شروع وعظ مطلبی را به خاطر شریف یادآورمی شویم آنهم  بررسی محتوای نوشته های خودتان در تمجید دوستانی است که سنگشان را به سینه می زنید  .شاید این وارسی دوباره درکی واقعی تر از نوشته های اخیرتان به شما ببخشید.

امیدوارم به پیشنهاد برادرانه ما توجه نموده واندکی تأمل به خرج داده باشید. خطاب به همه مخاطبان ومیهمانان محفل دادگرانه خود عرض می کنم که با چرخی میان مطالب پاتوق هر روزتان ناگهان متوجه می شود که خدای ناکرده نه از روی غرض مطالب چیده شده درآن به صورت یکی درمیان دروصف کمالات فلانیست . حال اگر در وبلاگ ونشریات ما(جام جم کردی، صدای آشنا وکوشا) باچنین مسأله ای مواجه شدید خواهشاً با همین لحن به ما گوشزد کنید که شاید ما کوری دیگران را بینیم اما از کری خود بی خبریم.

کردستان شمالی از شعار تا واقعیت

"به زودی"

ناله شکینه هم از بی توجهی مسئولان بوکانی می نالد

"ناله شکینه هم از بی توجهی مسئولان بوکانی می نالد"
در ادامه مباحث قبلی پیرامون وضعیت طرحها وپروژه های مسکوت مانده شهرمان این باربه دامن نالشکینه می رویم ودردهاوگفته هاوناگفته های این نماداستواری مردم بوکان رابه بحث خواهیم نشست متاسفانه عملکرد غیراصولی وبه دوراز برنامه وپلان مسئولان شهرمان سالهاست دامنگیراین کوه شده وانگار ازدور می توان چهره درد آلود وی را دید.به همانگونه که غالب شهروندان عزیز استحضار دارند چندین سال است که پروژه احداث بلوارکنار گذر نالشکینه که ارتباط دهنده شهرک ادارات به شهرک فرهنگیان جدید است ظاهرادر حال اجراست وهراز چندگاهی صدای خودروهای سنگین شهرداری سبب شوق ساکنان مسیر این طرح می شود اما زهی خیال باطل که انگار این قصه هم سردرازی داردو شاید تمامی نداشته باشد .حدود ده پانزده سال پیش بود که زمزمه های مبنی برایجاد چنین بلواری به گوش می رسید اما شاید دوسال بعد این امر صورت واقع پیدا کرد ولودرها افتادند به جان کوه اما دیری نپایید که طرح نیمه تمام وشاید درهمان اوایل شروع متوقف شدواین روند به صورت متناوب حدود یک دهه ادامه یافت ومتاسفانه هنوزهم سرنوشتش درهاله ای ازابهام مانده .البته ناگفته نماند که  چندین سال پیش مسیر حدود یک کیلومتری از این طرح بعد هزاران آزمون خطا به بهره برداری رسید مسیری که از شهرک ادارات شروع و به ابتدای کوچه یک کوی محمدیه ختم می شود هر چند هنوز هم هراز گاهی سخن از ادامه این طرح به میان می آید که تاکنون صورت واقع به خود نگرفته است.البته خالی از لطف نخواهد بود که اشاره کنیم .قسمت های احداث شده هم خود به علل گوناگون از جمله نبود یا عدم توجه کافی به زیر سازی وملزومات مقدماتی طرح ، قابلیت استفاده ندارد سئوال اینجاست که آیا این نوع عملکرد هدر دادن منابع وسرمایه هانیست ؟ آیا قسمت های احداث شده طرح که تاکنون به علل متعدد عملا از بین رفته اند نیاز به توجه وبازسازی ندارندآیا با منابع وهزینه هایی که امروز باید صرف بازسازی وترمیم مسیر مذکور شود در15سال گذشته برای اتمام طرح کافی نبوده؟آیا قبل از هر اقدامی نباید آنی را به مطالعه درمورد آن اختصاص دهیم که لااقل معلوم شود در مسیر اجرای طرح چه موانعی وجود خواهد داشت وقبل از مواجه با آن به فکر برطرف کردن و راهه چاره باشیم ؟آیا چنین عملکردی برازنده ی شهری همچون بوکان هست ؟بهتر است مسئولان برای درک بهتر وضعیت شهرستان لااقل سالی یک بار به شهر های همجوار مسافرت کرده و وضعیت آنها را با شهر بوکان مقایسه کنند البته همانگونه که خودتان هم مستحضرید این وضعیت وعملکرد تنها به یکی دو طرح منتهی نشده وگریبانگیر بسیاری از پروژه های شهرستان است به صورتی که می توان گفت در یک دهه گذشته هر اقدامی که صورت گرفته عملا به آرزوی محالی برای کسانی که از اتمام این طرحها منتفع می شوند مبدل گشته امیدواریم که مسئولان زحمت کش شهرمان با همدلی وهمکاری وبا تلاشی مضاعف وجهادگونه به فکرخاتمه این وضعیت باشند زیرا به حق این وضعیت زیبنده ی شهری همچون بوکان نیست ونخواهد بود.

اخراجی ها اخراج شدند!!؟؟!!!

                  عاقبت                

؟؟!!؟!اخراجی ها اخراج شدند!!؟؟!!!

ادامه در صدای بوکان

خلاقیت نزد بوکانیان است و بس!!!

 

!!!خلاقیت نزد شهرداری بوکان است و بس!!!

باور کنید این پل عابر یاده فلکه فرمانداری بوکان عجب سوژه ای شد برای ما!!.حتماً تو نوشته های قبلیه بنده و دیگر دوستان به جایگاه رفیع و تاثیر گذار این پل پی بردید.اما خبر تازه اینکه شهرداری بوکان با توجه به خلاقیتی که مردم بوکان به واسته عملکرد عجیب و غیر متعارف این نهاد سراغ دارند در نهایت ناباوری صبح که از خواب بیدار شدند و با نظاره دستپخت جدید این نهاد مردم مدار حسابی شوکه شده و عموما از خوشحالی به مراکز مربوطه اعم از .... مراجعه و بابت این شاهکار کم نظیر مسولین شهرشون به درگاه خداوندبه کرات شکرگذاری کردند.اما اصل ماجرا اینکه شهرداری محترم بعد از کش وقوس های فراوان بابت مکانیزه کردن پل مذکور در نهایت به این نتیجه رسید که به علت احتمال بی جنبه بازی مردم بوکان از مکانیزه کردن کامل این پل حذر کندو به همان یک باب و دو هوای متداول اکتفا نموده و بودجه های بخور و نمیرش را در جاهای بهتر و .... که احتمال بهره وریشان به صد هزار در صد میرسد صرف نمایدبه گمانمان بیشتر از این و گویا تر تصاویر زیرین چیزی سراغ نخواهیم داشت..

خلاقیت نزد بوکانیان است و بس!!!!

 

 خلاقیت نزد بوکانیان است و بس!!!!

نظر یادتان نرود

و اما چهارشنبه سوری......

 

 و اما چهارشنبه سوری......

پیشتر از همه چیز باید گفت این کلام نه در مقام موعظه است و نه قصد از بیان آن نصیحت است.بلکه هر آنچه هست از منظر ما حقیقتی است که به حق در پی کتمانش گام برمیداریم.

نمونه عینی و ملموسی که می شود آنرا به عنوان دستمایه ی آغاز کلام بر شمرد عملکرد و کنش ما در روزی است که اصطلاحاً آن را چهارشنبه سوری نام نهاده ایم. شاید به واسطه آن بتوان پیام و جان سخن را آنگونه که می باید عرضه داریم.

در ابتدا باید گفت فارغ از ماهیت و ریشه این روز هر آنچه که در اینجا به میان می آید و در منظر ما مورد کالبد شکافی قرار میگیرد چگونه شادی کردن ما در روزی است که اساسش بر پایه ی خوشی و رهایی از پلیدی و نا امیدی بنا شده است.

آیا شادی کردن و شاد شدن به هر قیمتی،می تواند جانمایه ی مسرت جمعی و آنی دور هم بودن باشد؟

آیا به اینکه چه مقداربر احتمال رنجش دیگران و یا مزاحمتی که می توانیم به واسطه ی شادی کردنمان برای ایشان ایجاد کنیم تامل نموده ایم؟

آیا همه به آنگونه که ما شادیم و شادی میکنیم رضایت دارند؟ و یا اینکه با خودخواهی محض به فکر لحظه های خویش هستیم؟

باید گفت قبل از ادامه کلام نیاز به توضیحاتی لازم مینماید به صورتی که بدون این اضافه گویی کلام ناقص میماند.زیرا ما به واسطه اینکه در جامعه میزییم گاهاً ناخواسته نام شهروند را بر دوش خود یدک میکشیم نامی که قطعاً بسیاری از ما از ماهیت و مفهومش بی خبریم.

به همین خاطر میطلبد برای آشنای با نام خود توضیحاتی ارائه و پیرامون آن به گزافه گویی بپردازیم.زیرا آشنایی به حقوق و وظایف است که ما را در ایفای هرچه بهتر نقشی که به عنوان یک شهروند واقعی بر دوش داریم یاری خواهد نمود.

شان شهروندی و حقوق و تکالیف مربوط به آن از مفاهیم اساسی زندگی دمکراتیک به شمار میرود.شهروندان از حیث حقوق و تکالیف با هم برابرند و شهروند واقعی کسی است که بتواند مصلحت عمومی را اراده کند(آموزش دانش سیاسی-حسین بشریه-ص 266)

با تعریفی که از ماهیت شهروندی در گفتار ذیل به میان آمد تمام حرکات و سکنات ما آمیخته با حقوق دیگران خواهد بود،زیرا به هماهن مقدار که دیگران بر زندگی ما تاثیر خواهند گذارد ما نیر بر زندگی دیگران بی تاثیر نخواهیم بود.

اما بحث اینجاست که آیا بحق ما شهروندیم؟ متاسفانه به علت عدم آگاهی از ماهیت شهروندی ،گاها شهروند به ساکنان در شهر اطلاق میشود که کاملا از حقیقت به دور و خلاف حق است.و این به صورتی است که حتی این نگرش غلط بر کار قانونگذار هم موثر بوده و وی نیز تعریف درست و ملموسی از شهروند و حقوق مربوط به آن عرضه نداشته است و در وضع قوانین و قواعد مربوط به بحث به خطا رفته است.و به همان گونه که گفته شد صرف سکونت در شهر و عضویت در جامعه را در شهروند قلمداد کردن افراد لحاظ کرده است.اما در تفسیر کلام باید گفت نتنها سکونت در شهر،باعث شهروندی نخواهد شد بلکه خود مسبب مشکلات و معضلات عدیده ای نیز خواهد بود زیرا فارغ از این موضوع اسلوب و اصول شهروندی هم در این تعریف نادیده انگاشته خواهد شد.

شهروند در معنای واقعی نسبت به دیگر اعضای جامعه احساس مسولیت دارد و همه مسایل جمعی را به نحوی مرتبط با خود می داند و هیچگاه شهروند حقیقی نسبت به وقایع جامعه اش به تفاوت نخواهد بود.

در برابر تعاریفی که در علوم جدید از شهروند ارائه شده ،واژه ای به نام دهاتی به میان آمده که با آنچه در تصور ما از مفهوم این واژه هویدا میشود کاملاً متفاوت است.زیرا از آنچه که در جامعه ما به عنوان دهاتی یاد میشود که همانند تعریف خلاف و شایعی است که بر شهروندی هم اطلاق میگردد و آ نیز چیزی جز ساکنان در روستا نیست.و این اشتباه فاحش و بدور از حقیقت است.زیرا به همانگونه که در تعریف شهروندی از اسلوب و اصول سخن به میان آند دهاتی بودن هم نیازمند یک سری مشخصه خواهد بود.همین میل به بی قانونی که در این چند روزه اخیر به شدت عیان شده یکی از این خصایص به شمار میرود.زیرای که شهروند بدون قانونگذاری قابل تصور نخواهد بود.اما در برابر آن دهاتی همیشه از قانون گریزان و فراری است.

ادامه دارد.....

سیمینه رود جانی دوباره یافت

 

"سیمینه رود جانی دوباره یافت"

 

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

دادگران بوکان

کاش می شد همیشه اینگونه باشد

انجمن نجوم بوکان

 

 "انجمن نجوم جستجوگران راز بوکان"

فعالیت های علمی خود را آغاز کرد.این انجمن متشکل از گروهی جوان خلاق و با انگیزه بوکانی است.

وظیفه همه ماست که از آنها حمایت کنیم

bukastro.blogfa.com

 

گزارش مصور از وضعیت کانال روباز علی آباد بوکان

 

پیگیری درخواست شهروندان ساکن منطقه علی آباد

دادگران بوکان    اینجا بوکانه یا آفریقا!!!!

دادگران بوکان  اینجا بوکانه یا آفریقا!!!

دادگران بوکان   اینجا بوکانه یا آفریقا!!!

دادگران بوکان   اینجا بوکانه یا آفریقا!!!

دادگران بوکان   اینجا بوکانه یا آفریقا!!!

به اطلاع کلیه ساکنان حاشیه این کانال میرساند در شماره بعدی هفته نامه کوشا (ویژه بوکان) این مورد پیگیری شده است .و خبرهای خوبی برای شما داریم.

 

سینما وحدت بوکان  در آستانه نابودی(تصویر)

 

"سینما وحدت بوکان در آستانه نابودی (تصویر)"

 

۱)نمای درب ورودی سینما وحدت بوکان

سینما وحدت بوکان در آستانه نابودی

۲)بوکان شهری که تنها سینمایش سالهاست متروک مانده

دادگران بوکان

۳)شهری که به گفته ی بعضی ها بهترین گزینه برای استان شدن است در حسرت حداقل هاست

دادگران بوکان

۴)متاسفانه امکان تصویر برداری از داخل سینما برایمان مقدور نبود اما باید به همین نکته بسنده کرد که تنها سینمای بوکان شهری با جمعیتی بالغ بر ۲۵۰۰۰۰ سالهاست بلا استفاده مانده حتی دیگر برای مراسمات معمول هم از آن استفاده نمیشود.

دادگران بوکان

۵)شیشه های شکسته و سالنی مملو از گرد و خاک سوال اینجاست که چه ارگانی مسولیت این اهمال کاری و بدون استفاده ماندن امکاناتی که برای مردم و متعلق به مردم است را بر عهده میگیرد؟(مطمئن باشید پیگیر این موضوع خواهیم بود)

دادگران بوکان

موضوعات مد نظر خود را با ما در میان بگذارید

golbaxi_rasul@yahoo.com

 

بوکان شهری انقلابی

 

   ۳) بوکان روزهای انقلاب ۱۳۵۷

این تصاویر که به نحوی روایت مشارکت مردم بوکان همچون تمام ملت غیور ایران در انقلاب اسلامی است را برای اولین بار بعد از گذشت حدود سه دهه فقط لز دریچه دادگران می توان دید.

تظاهرات مردم بوکان

 

۲)بوکان در روزهای انقلاب

دادگران بوکان    بوکان در روزهای انقلاب 2

بوکان سال ۱۳۵۷  خیابان انقلاب به سمت فلکه فرمانداری امروز

حرکت خودجوش مردم کرد بوکان

هر روز یک عکس

 

برای اولین بار عکسهای بوکان در روزهای انقلاب رااز دریچه دادگران ببینید. 

  ۱) بوکان فلکه اسکندری(میدان انقلاب)  

دادگران بوکان(بوکان در روزهای انقلاب)

  بوکان روزهای انقلاب میدان انقلاب

(مردم از همه ی روستاهای اطراف به شهر آمده اند تا در انقلابشان سهیم باشند)          

  

 

برف در بوکان

"زستانی ئه م سالی بوکان"

چند سالی بود که دلمان به حال خودمان می سوخت از بس که بر ف ندیده بودیم

به قول معروف چند سالی بود "زمستان هم از مردانگی افتاده بود" تا اینکه ....

دادگران بوکان  زمستان چندین سال پیش

زمستان بعد از سالها دوباره برف را به مردم بوکان هدیه داد

دادگران بوکان زمستان امسال

باز هم زمستان

دادگران بوکان  زمستان است

تصاویر زیبایی از اولین شب برفی بوکان بعد از سالها

دادگران بوکان زمستان است

 

دادگران بوکان

برای دیدن بقیه ی تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 

ادامه نوشته

حسن زیرک

 

" حسن زیرک "


استاد "حسن‌ زيرك"‌ به‌ سال‌ 1300 در شهرستان‌ بوكان‌ استان‌ آذربایجان غربی‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. در سن‌ 5 سالگي‌ از مهر پدر محروم‌ گشت‌. بدبختي‌، تلخي‌ و سختي‌هاي‌ فراواني‌ چشيد. زندگي‌ را با‌ درد و رنج‌ گذراند و عمري‌ را در شهرهاي‌ كردنشین‌ ايران‌ و عراق‌ سپري‌ كرد. مدت‌ زيادي‌ در بخش‌ كردي‌ راديو بغداد همكاري‌ كرد. از سال‌ 1337 كه‌ بخش‌ راديو كردي‌ ايران‌ در تهران‌ براي‌ اولين‌ بار افتتاح‌ شد همكاري‌ خود را با اين‌ مركز آغاز نمود.
حسن‌ زيرك‌ گرچه‌ به خاطر شرايط‌ سخت‌ زندگي‌ از نعمت‌ درس‌ و تحصيل‌ بي‌بهره‌ ماند، ولي‌ استعداد كم‌نظيري‌ در سرودن‌ شعر و آهنگسازي‌ كردي‌ داشت‌. اين‌ استعداد به‌ همراه‌ صداي‌ منحصر به‌ فرد، سبب‌ گرديد كه‌ خالق‌ آثار مانا و ماندگاري‌ در عرصه‌ موسيقي‌ كرد باشد و ترانه‌هايش‌ در سرتاسر شهرهای کردنشین‌ محبوبيت‌ يابد‌، به‌ شكلي‌ كه‌ همچنان‌ صداي‌ او در جاي‌ جاي‌ مناطق‌ كردنشين‌ و در كوچه‌ها و خيابانها و در خانه‌ها و مغازه‌ها طنين‌انداز می باشد‌.


دادگران بوکان



حسن‌ زيرك‌ كه‌ در راديو كردي‌ تهران‌ فعاليت‌ داشت‌ با خانم‌ ميديا زندي‌ گوينده‌ بخش‌ كردي‌ ازدواج‌ كرد كه‌ حاصل‌ آن‌ ازدواج‌ دو دختر به‌ نامهاي‌ مهتاب‌ (آرزو) و مهناز (ساكار) بود كه‌ چند ترانه‌ را براي‌ فرزندانش‌ اجرا كرده‌ است‌. زندگي‌ حسن‌ زيرك‌ هميشه‌ با كوچ‌ و آوارگي‌ همراه‌ بود. يكي‌ از شهرهايي‌ كه‌ در آن‌ مدت‌ زيادي‌ اقامت‌ داشت‌ كرمانشاه‌ بوده که همكاري‌ او در اين‌ شهر با هنرمندان‌ برجسته‌ كرمانشاهي‌ همچون‌ استاد مجتبي‌ ميرزاده‌، محمد عبدالصمدي‌، اكبر ايزدي‌ و بهمن‌ پولكي‌ سبب‌ خلق‌ آثار زيبايي‌ شد.
سالهاي‌ پاياني‌ زندگي‌ زيرك‌ در تلخي‌ و ناكامي‌ گذشت‌. او در اين‌ سالها ديگر آن‌ بلبل‌ خوشخواني‌ نبود كه‌ از بامداد تا شامگاه‌ نغمه‌خواني‌ كند. در منطقه‌ بوكان‌ قهوه‌خانه ای‌ داير كرد و در ميان‌ مردمي‌ كه‌ دوست‌شان‌ داشت‌ و دوستش‌ داشتند آخرين‌ نفس‌هايش‌ را در رنج‌ و بيماري‌ كشيد تا سرانجام‌ در چهارم‌ تيرماه‌ 1351 در بيمارستان‌ شهر بوكان‌ به‌ علت‌ بيماريی‌ لاعلاج‌ چشم‌ از جهان‌ فروبست‌ و بر فراز كوه‌ ناله‌شكن‌ كه‌ از كوههاي‌ معروف‌ و زيباي‌ آن‌ منطقه‌ است‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.
استاد شهرام‌ ناظري‌ هنرمند بلند آوازه‌ موسيقي‌ سنتي‌ ايران‌ در خصوص‌ صداي‌ حسن‌ زيرك‌ چنين‌ اظهار داشت‌: "در خصوص‌ مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌، در مجموع‌ فقط‌ مي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ يك‌ انسان‌ نابغه‌ به‌ معناي‌ واقعي‌ بود، يعني‌ در همان‌ لحظه‌ كه‌ وارد اركستر راديو مي‌شد و به‌ اتاق‌ ضبط‌ مي‌رفت؛‌ بداهتا شعر مي‌سرود، آهنگ‌ مي‌ساخت‌ و آن‌ را مي‌خواند كه‌ تا كنون‌ چنين‌ موردي‌ در موسيقي‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌".


دادگران بوکان 

سركار خانم‌ ميديا زندي‌ همسر حسن‌ زيرك‌ در كتاب "چريكه‌ كردستان"‌ در خصوص‌ اين‌ هنرمند مي‌نويسد: "حسن‌ زيرك‌ بزرگمردي‌ است‌ كه‌ در هر كجا كردي‌ وجود داشته‌ باشد و در هر كشور كردنشين‌ همانند ستاره‌يي‌ درخشان‌ مي‌فروزد و آواي‌ ملكوتي‌اش‌ دل‌ هر دلداري‌ را به‌ جنب‌ و جوش‌ در مي‌ آورد. مي‌توان‌ گفت‌ هر كجا كرد باشد حسن‌ زيرك‌ نيز هست‌، چرا كه‌ در خانه‌ هر كردي،‌ آوا و آوازهاي‌ او وجود دارد و همه‌ روزه‌ آواي‌ لذت‌بخش‌ اين‌ نابغه‌ بزرگ‌ به‌ گوش‌ مي‌رسد و هيچگاه‌ باور نخواهيم‌ كرد كه‌ حسن‌ زيرك‌ مرده‌ باشد. اكنون‌ كه‌ حدود 30 سال‌ از درگذشت‌ او مي‌گذرد هنوز وي‌ در خانه‌ هر كردي‌ حضور دارد".
رفتار دولت‌ وقت‌ با حسن‌ زيرك‌ او را دچار مشكل‌ فراواني‌ كرد، به ويژه‌ وقتي‌ كه‌ دكتر شيخ‌ عابد سراج‌الديني‌ رييس‌ وقت‌ برنامه‌هاي‌ كردي‌ راديو تهران‌ بود به‌ او اجازه‌ كار نداد و اين‌ كار چنان‌ تاثير منفي‌ بر دل‌ لطيف‌ حسن‌ گذاشت‌ كه‌ ديگر هيچ‌ وقت‌ به‌ راديو برنگشت‌ و با دلي‌ شكسته‌ باروبند خود را به‌ سوي‌ بغداد پيچيد.
هنگامي‌ كه‌ به‌ بغداد رسيد در آنجا نيز او را دچار مشكل‌ كردند، او را گرفته‌ و روانه‌ زندان‌ كردند. پس‌ از رهايي‌ از بغداد مجددا به‌ تهران‌ برگشت‌، در تهران‌ نيز ساواك‌ او را گرفت‌ و شكنجه‌ داد كه‌ جريان‌ شكنجه‌اش‌ در ساواك‌ را خودش‌ در نوار گفته‌ كه‌ صداي‌ او هنوز به‌ يادگار مانده‌ است‌ و اين‌ رويدادها نشان‌ دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ حسن‌ زيرك‌ نه‌ در ايران‌ و نه‌ در عراق‌ روي‌ خوشي‌ و راحتي‌ و آزادي‌ را نديد.
همسر مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ كه‌ خودش‌ گوينده‌ بخش‌ كردي‌ راديو تهران‌ قديم‌ است‌ در ادامه‌ مي‌نويسد: "حسن‌ زيرك‌ نزديك‌ به‌ هزار ترانه‌ در تهران‌ و كرمانشاه‌ اجرا كرده‌ بود و بخاطر همين‌ ترانه‌هاي‌ او بود كه‌ روزانه‌ نزديك‌ به‌ دو هزار نامه‌ نوشته‌ مي‌شد و حتي‌ درون‌ نامه‌ پول‌ قرار مي‌دادند تا ترانه‌ مورد درخواست‌ آنان‌ پخش‌ شود و در كل‌، برنامه‌هاي‌ كردي‌ راديو تهران‌ و كرمانشاه‌ بخاطر صداي‌ دلنشين‌ حسن‌ زيرك‌ مورد توجه‌ همه‌ قرار گرفته‌ بود. آن‌ موقع‌ هر روز دو بار برنامه‌ (ما و شنوندگان‌) پخش‌ مي‌شد و حسن‌ زيرك‌ با صداي‌ رسا و لذت‌بخش‌ خود باعث‌ معروفيت‌ و كيفيت‌ و شكوفايي‌ برنامه‌هاي‌ كردي‌ در تهران‌ و كرمانشاه‌ شده‌ بود و سيل‌ نامه‌هاي‌ طرفداران‌ ترانه‌هاي‌ او هر روز به‌ راديو جاري‌ بود. اما پس‌ از اين‌ همه‌ خدمت، حسن‌ زيرك‌ را ديگر به‌ راديو راه‌ ندادند و او را از ياد بردند. درحالي‌ كه‌ در 28 مرداد 1341 كه‌ برد ايستگاه‌ راديوي‌ كرمانشاه‌ به‌ صد كيلو وات‌ رسيده‌ بود صداي‌ حسن‌ زيرك‌ به‌ همه‌ شهرها و روستاهاي‌ كردنشين‌ مي‌رسيد".
فاروق‌ صفي‌زاده‌ بوره‌كه‌يي‌ ، از محققان‌ ارزشمند در خصوص‌ حسن‌ زيرك‌ مي‌ نويسد: "حسن‌ زيرك‌ بيش‌ از هزار و پانصد ترانه‌ ساخته‌ است‌ و همه‌ آهنگ‌هاي‌ ترانه‌ها و بيشتر سروده‌هاي‌ آن‌ را خود مي‌ساخته‌ و مي‌سروده‌ است‌. از آهنگ‌هاي‌ اين‌ هنرمند بزرگ‌ بيشتر ترانه‌سرايان‌ امروز فارس‌ و كرد و بيگانه‌ و ترك‌ نيز سود جسته‌اند و امروز هر آهنگي‌ كه‌ پديد مي‌آيد نشاني‌ از آهنگ‌هاي‌ اين‌ هنرمند را در خود نهفته‌ دارد. هنگامي‌ كه‌ به‌ آهنگ‌هاي‌ او گوش‌ فرا مي‌دهي‌، زندگي‌ را با همه‌ آزارها و مويه‌ها و رنج‌هايش‌ درمي‌يابي‌. بر همين‌ پايه‌ آهنگ‌هاي‌ حسن‌ زيرك‌ نشانه‌ زندگي‌ هر كرد آريايي‌ رنج‌كشيده‌ را در خود نهفته‌ دارد". استاد مجتبي‌ ميرزاده‌ نوازنده‌ ويولون‌ و موسيقيدان‌ برجسته‌ كه‌ در تمامي‌ آثار مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ در دهه‌ 1340 در اركستر راديو كرمانشاه‌ نوازندگي‌ و تنظيم‌ آهنگ‌هاي‌ او را به‌ عهده‌ داشته‌ در مورد اين‌ هنرمند فقيد در گفت‌وگو با راقم‌ اين‌ سطور چنين‌ اظهار داشت‌: "حسن‌ زيرك‌ با اينكه‌ مطلقا سواد نداشت‌ اما اشعار اغلب‌ آثارش‌ را به‌ صورت‌ بداهه‌ و در آن‌ لحظه‌ كه‌ مي‌خواند مي‌سرود و از حافظه‌يي‌ بسيار قوي‌ در حفظ‌ شعر و آهنگ‌ و مقام‌هاي‌ كردي‌ برخوردار بود. بايد گفت‌ كه‌ حسن‌ زيرك‌ هيچ‌گاه‌ در موسيقي‌ كرد تكرار نخواهد شد چرا كه‌ ماندگارترين‌ و زيباترين‌ نغمات‌ كردي‌ را خلق‌ كرد و اينك‌ نه‌تنها در ايران‌ حتي‌ در ميان‌ كردهاي‌ عراق‌، سوئد و ساير نقاط‌ جهان‌ آثار و نام‌ و ياد او از مقام‌ و منزلت‌ والايي‌ برخوردار است‌".
سركار خانم‌ مهناز زيرك‌ (ساكار) دختر مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌، در يادداشتي‌ درخصوص‌ رفتن‌ او به‌ مزار پدرش‌ با احساسي‌ پرشور مي‌ نويسد: "پس‌ از درگذشت‌ پدرم‌، به‌ دليل‌ كارمند بودن‌ مادرم‌، وي‌ مرتب‌ مجبور بود سركار باشد و لذا ما نتوانسته‌ بوديم‌ از تهران‌ به‌ زادگاهمان‌ كردستان‌ برويم‌ و مادرم‌ نيز چون‌ احساس‌ مسووليت‌ مي‌كرد حاضر نبود ما را به‌ تنهايي‌ به‌ كردستان‌ بفرستد. از همان‌ دم‌ نخست‌ كه‌ قرار شد براي‌ دلجويي‌ عزيزي‌ از دست‌رفته‌ برويم‌ تصميم‌ گرفتم‌ حتما به‌ زيارت‌ آرامگاه‌ پدرم‌ نيز بروم‌ و هر آنچه‌ سال‌هاست‌ در سينه‌ پنهان‌ كرده‌ ام‌ بازگويم‌ و عقده‌ دل‌ را بگشايم‌.
بعد از رسيدن‌ به‌ شهر كوچك‌ و زيباي‌ مهاباد و دلجويي‌ و تسليت‌ به‌ خانواده‌يي‌، صبح‌ روز بعد به‌ سوي‌ بوكان‌ رهسپار شديم‌ و يكي‌ از همشهريان‌ كرد قرار شد ما را به‌ مقصد برساند و هنگامي‌ كه‌ راننده‌ مقصد ما را دانست‌ و فهميد كه‌ فرزندي‌ پس‌ از سال‌ ها دوري‌ به‌ ديدار پدر مي‌رود پدري‌ كه‌ امروز يكي‌ از افتخارات‌ فرهنگ‌ و هنر كرد است‌ بي‌نهايت‌ در حق‌ ما لطف‌ كرد به ‌گونه ای‌ كه‌ حتي‌ حاضر نشد پول‌ حق‌الزحمه‌ خود را بگيرد.


آري‌ به‌ ديدار گوري‌ سرد مي‌رفتم‌ كه‌ سالها بود كسي‌ در آنجا خفته‌ بود كسي‌ كه‌ در سراسر زندگي‌اش‌ مالامال‌ از درد وآزار بود. از هنگامي‌ كه‌ وارد شهر شدم‌ كوه‌ ناله‌شكن‌ كه‌ آرامگاه‌ پدر در آنجا قرار دارد خود را زيباتر از هميشه‌ نمايانده‌ بود و از دور با كوه‌ ناله‌ شكن‌ نجواهايم‌ را آغاز كردم‌، تو گويي‌ پدر بود كه‌ در برابرم‌ ايستاده‌ بود و به‌ سخنانم‌ گوش‌ مي‌ كرد و مي‌شنيد كه‌ مي‌گفتم‌: كجايي‌ پدر!؟ ما و مادر تنهاييم‌، تنها به‌ تو، به‌ تو احتياج‌ داريم‌... چشمهايم‌ را بستم‌ و يك‌ لحظه‌ در عالم‌ خيال‌ خودم‌ را در آغوش‌ پدر ديدم‌ اگرچه‌ خيالي‌ بيش‌ نبود.اما لذتي‌ وصف‌ناپذر داشت‌، لذتي‌ كه‌ هنوز مستي‌ آن‌ از سرم‌ بيرون‌ نرفته‌ است‌".
استاد اكبر ايزدي‌ از نوازندگان‌ پيشكسوت‌ كه‌ در اكثر اركسترها به‌ خوانندگي‌ حسن‌ زيرك‌، نوازندگي‌ سنتور را به‌ عهده‌ داشته‌ است‌ در مورد او مي‌گويد: "حسن‌ زيرك‌ اعجوبه‌ بداهه‌خواني‌ كردي‌ و هم‌ در شاعري‌ و آهنگسازي‌ بسيار توانا بود و حتي‌ اشعار برنامه‌ را خودش‌ مي‌سرود. هيچ‌گاه‌ در صدايش‌ ضعفي‌ مشاهده‌ نكردم‌ و اصولا در خواندن‌ و ساخت‌ ترانه‌ ها كردي‌ از نوادر دوران‌ و از برجستگان‌ موسيقي‌ كردي‌ بود".
دكتر محمد صديق‌ مفتي‌زاده‌ كه‌ مقدمه‌ای‌ بر كتاب‌ "چريكه‌ كردستان‌" مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ نوشته، شعري‌ در وصف‌ اين‌ هنرمند با گويش‌ كردي‌ سروده‌ كه‌ اينك‌ بر سنگ‌ مزار او حك‌ شده‌ است‌ كه‌ برگردان‌ به‌ فارسي‌ آن‌ چنين‌ است‌:"زيرك‌! در راه‌ هنر زحمت‌ بسيار كشيدي‌، زندگي‌ات‌ را در راستاي‌ هنر فدا كردي‌، در زندگي‌ حتي‌ لحظه‌يي‌ آرام‌ نداشتي‌، رنج‌ فراوان‌ كشيدي‌ و بسيار مورد ستم‌ قرار گرفتي‌، روزگارت‌ حتي‌ يك‌ دم‌ بدون‌ غم‌ نگذشت‌ كه‌ چه‌ در مقام‌ هنر، بر بالاترين‌ چكاد قرار داشتي‌".
مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ در راديو تهران‌ آثاري‌ به‌ ثبت‌ و ضبط‌ رسانيد كه‌ اغلب‌ با ساز اساتيدي‌ همچون‌ پرویز ياحقي‌، حسن‌ كسايي‌، جليل‌ شهناز، جهانگير ملك‌، احمد عبادي‌ و به‌ سرپرستي‌ زنده‌ياد مشير همايون‌ شهردار همراه‌ بود. در خصوص‌ شخصيت‌ هنري‌ حسن‌ زيرك،‌ نظر استاد بيژن‌ كامكار خواننده‌ و نوازنده‌ برتر كشورمان‌ را نيز جويا شديم‌ كه‌ ايشان‌ هم‌ با اعلام‌ اين‌ مطلب‌ كه‌ علاقه زيادي‌ به‌ صداي‌ مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ دارد گفت‌: "حسن‌ زيرك‌ يكي‌ از برجستگان‌ موسيقي‌ كرد به‌ شمار مي‌ آيد و خيلي‌ از آهنگ‌هاي‌ كردي‌ يا فارسي‌ كه‌ الان‌ به‌ اجرا در مي‌آيد الهام‌ گرفته‌ از آثار آن‌ هنرمند است. شهرت‌ و محبوبيت‌ حسن‌ زيرك‌ فقط‌ محدود به‌ مرزهاي‌ ايران‌ نيست‌ بلكه‌ در كشورهاي‌ اروپايي‌ و تمام‌ نقاط‌ كردنشين‌ جهان‌ امتداد دارد".  چند سال قبل‌ فيلمي‌ از زندگاني‌ حسن‌ زيرك‌ در شهر سليمانيه‌ عراق‌ ساخته‌ و تا چند ماه‌ بر پرده‌ سينماهاي‌ شهرهاي‌ كردستان‌ عراق‌ اكران‌ شد كه‌ در اين‌ فيلم‌ گوشه‌ هايي‌ از سختي‌ و مشقت‌هاي‌ اين‌ هنرمند اصيل‌ و ارزشمند را در ايران‌ و عراق‌ به‌ نمايش‌ گذاشته‌ بود.

منبع:وب سایت انجن گردشگری ایران

زمستان آمد

 

زمستان آمد

      ملالی نیست این زمستان هم می گذرد

بوکان امروز از دریچه دوربین یک رهگذر

تصاویر به وسیله موبایل گرفته شده است!!


1) کارتن خواب بوکانی(فلکه فرمانداری یکی از شبهای سرد پاییز89)


2) انباشت زباله های کوهنوردان در مسیر کوه برده زرد


3) تغییر کاربری اراضی زراعی مسیر کوسه و دیوار کشی و قطعه قطعه نمودن باغهای میرئاوا(سکوت معنی دار مسولین)


"رسانه‌ها و توقعات اجتماعی"


 نظریه توقعات یا انتظارات اجتماعی(social expectations)  به بررسی تاثیرات بلند مدت رسانه‌ها می‌پردازد و توضیح می‌دهد که مخاطبان می‌توانند از وسائل ارتباط جمعی به عنوان "منبع" استفاده کنند. رسانه‌ها به مثابه منبع، راهنمایی مهم برای یادگیری "رفتار درست و صحیح"، در دنیای پیچیده امروز محسوب می‌شوند.

این نظریه در عین سادگی سعی در توضیح دو نکته دارد:

الف: وسائل ارتباط جمعی به نشر اطلاعاتی درباره "قوانین" حاکم بر "رفتارهای اجتماعی" ، می‌پردازند تا مخاطبان این رفتارها را بخاطر بسپارند.

ب: اطلاعات نشر یافته به‌وسیله رسانه‌ها بر "رفتار عمومی" تاثیر گذاشته و  "رفتار نمایان اجتماعی" (overt social behaviour)  را مستقیما شکل می‌دهد. 

توقعات اجتماعی نظریه‌ای ساده است و بنابراین به بررسی مباحث پیچیده فرایند کسب شناخت از جهان  به‌وسیله انسان نمی پردازد. به عبارت دیگر این نظریه اولا مبحث چگونگی شکل گیری یا تغییر  نگرش(attitude) را مورد بررسی قرار نمی دهد، و رابطه همسانی نگرش و رفتار را نیز مورد توجه قرار نمی دهد.

نظریه توقعات اجتماعی، رسانه‌ها را به مثابه یکی از عناصر مهم فرایند اجتماعی کردن فرد مورد بررسی قرار می‌دهد و برای تشریح "تاثیرات دراز مدت و غیر مستقیم رسانه‌ها" نظریه‌ عمومی اجتماعی شدن را به عنوان پایگاه نظری خود انتخاب می‌کند. از این منظر وسائل ارتباط جمعی "نحوه رفتار اعضای گروه‌های اجتماعی" را به تصویر می‌کشند و به این ترتیب مخاطبین را با " رفتار و روابط" اعضای گروه‌های اجتماعی آشنا می‌سازند. به عبارت دیگر رسانه‌ها از رفتار اعضای گروه‌های اجتماعی و روابط درون این گروه‌ها تعریفی ارائه می‌دهند که در صورت انطباق با واقعیت، همان توقعاتی است که گروه‌های اجتماعی از اعضای خود دارند.  رعایت این "توقعات" ، شرط عضویت فرد در یک گروه اجتماعی است. در حقیقت تعاریف ارائه شده در رسانه‌ها، به عنوان "دانش اولیه"  از سوی مخاطبان برای شناخت گروه‌های اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این دانش بخشی مهم از دانش عمومی را در رابطه با "نظم اجتماعی" تشکل می‌دهد.

خلاصه آن‌که تعاریف ارائه شده به‌وسیله رسانه‌ها راهنمای عمل اجتماعی مخاطبین می‌شود چرا که مخاطبان را با توقعات گروه‌های اجتماعی از اعضای خود آشنا می‌سازد. بدین ترتیب که مخاطب اولا متوجه می‌شود چگونه اشخاص در موقعیت های مشخص باید نسبت به دیگر اعضا رفتار کند. دوما رفتار مورد توقع مخاطب از سایرین را در موقعیت های متفاوت اجتماعی مشخص می‌کند. به عبارت دیگر رسانه‌ها به ما یاد می‌دهند در هر شرایطی چگونه با دیگران رفتار کنیم و همچنین چه رفتاری را از دیگران متوقع باشیم. دیگران انتظار چه رفتاری را باید از ما داشته باشند و ما باید متوقع چه رفتاری از آنها باشیم.

فراگیری هنجارهای اجتماعی

نظریه توقعات اجتماعی ادعا می‌کند جوانان، هنجارها، نقش های اجتماعی و درک و تفسیر غالب درباره سازمان‌های اجتماعی را از فیلم ها و برنامه‌های تلویزیونی فرا می‌گیرند. بر اساس این نظریه، رسانه‌ها به طور دائم "اشکال ماندنی زندگی اجتماعی"  را به تصویر می‌کشند و از این طریق توقعات خانواده، همکاران و جامعه را از شخص در مواردی چون رفتار در درون خانواده، با همکاران، رفتار های عبادی و سایر رفتارهای اجتماعی تعریف می‌کنند.

رسانه‌ها هم‌چنین سازمان های اجتماعی را بطور دائم در برنامه‌های خود به تصویر می‌کشند. این تصاویر ممکن است منطبق بر واقعیت باشد و یا خلاف آن طراحی شده و باعث اشتباه مخاطبان  شود. بنابراین مخاطبان بر اساس آنچه رسانه‌ها به تصویر می‌کشند ذهنیتی غلط یا درست درباره هنجارها، نقش ها، موقعیت‌ها، مقام ها و مجازات‌های مرسوم در گروه‌های اجتماعی بدست می‌آورند. 

از طرف دیگر مخاطبان به عنوان اعضای یک جامعه مفروض همیشه در هراس از "رد" یا عدم تائید رفتارهای خود به‌وسیله دیگران هستند. تائید رفتار فرد، از سوی حداقل اعضای گروه، برای ادامه حیات اجتماعی او بسیار مهم و حیاتی محسوب می‌شود. وحشت از سرکوب یا تنبیه به‌وسیله دیگران و علاقه به تشویق از سوی حداقل اعضای گروه در شکل گیری شخصیت هر فرد نقشی بسیار مهم بازی می‌کند. یادگیری نحوه رفتارهای تائید شده در جامعه و یا در یک گروه اجتماعی خاص راه مناسبی برای فرار از مجازات و عدم تائید است.

وسائل ارتباط جمعی با نشان دادن روابط گروه‌های اجتماعی، انتظارات و توقعات در رابطه با رفتارهای مقبول یا غیر مقبول را به تصویر کشیده و به مخاطبین ارائه می‌دهند و از این طریق در حقیقت نه تنها سازمان اجتماعی را به تصویر می‌کشند بلکه رابطه مخاطب با این سازمان‌های کلان اجتماعی را نیز تنظیم می‌کنند.

منبع انتظارات و توقعات اجتماعی

انگاره‌های به نمایش در آمده در وسائل ارتباط جمعی به عنوان منابع انتظارات و توقعات اجتماعی مخاطبان از گروه‌های اجتماعی مقبول و نامقبول محسوب می‌شوند. جوانان از طریق تماس با رسانه‌های جمعی، خواندن کتاب و مجلات و همچنین تماشای تلویزیون و سینما، هنجارهای رفتاری گروه‌های مختلف اجتماعی از جمله جنایتکاران، پلیس، آتش نشانان، پزشکان، پرستاران، معلمان، ورزشکاران، هنرمندان و موسیقیدانان را فرا می‌گیرند. آنها چگونگی رفتار با پزشکان به عنوان بیمار، با پلیس به عنوان مراجعه کننده و رفتار با معلمان به عنوان دانش آموز یا دانشجو را فرا گرفته و بر همین اساس نحوه رفتار در موقعیت های اجتماعی مختلف از جمله مراجعه به رستوران های شیک، یا مکالمه با اعضای خانواده‌های ثروتمند و ... را فرا می‌گیرند. رسانه‌ها با به تصویر کشیدن بازیگران مختلف اجتماعی و موقعیت های متفاوت اعضای گروه‌های اجتماعی، شیوه رفتار با دیگران را به مخاطبان می‌آموزند. بخش عظیمی از رفتارهای ما و همچنین توقعات ما از نحوه رفتار دیگران در حقیقت آموزه‌هایی است که مخاطبان از رسانه‌های جمعی فرا گرفته اند. 

نظریه توقعات و انتظارات اجتماعی، نمایش "مجازات" یا "تشویق" اعمال و رفتارها در رسانه‌ها را برای اجتماعی شدن افراد و فراگیری رفتارها بسیار مهم ارزیابی می‌کند. همان‌گونه که در گروه‌های اجتماعی مختلف رفتار اعضا تنبیه یا تشویق می‌شود تا رفتارهای مقبول و نامقبول در درون یک گروه اجتماعی به اعضا تعلیم داده شود، نظریه توقعات اجتماعی مدعی است با تنبیه و تشویق یک رفتار در جریان برنامه‌های رسانه‌ای، می‌توان در مقبولیت یا عدم مقبولیت آن رفتار، در بین جامعه و مخصوصا جوانان نقش مهمی ایفا کرد.

در جامعه و در بین گروه‌های اجتماعی از SANCTION یا مجازات برای تغییر رفتارهای غلط استفاده می‌شود، و اگر افراد بدون توجه به مجازات های اعمال شده برای رفتارهای غلط خود، بر آن رفتارها پافشاری کنند، گروه اجتماعی در آخرین مرحله آنها را طرد می‌کند. البته در مواردی گروه‌های خشن جامعه از زور نیز به عنوان عاملی برای طرد برخی بازیگران، و عبرت گیری سایر نامزدان عضویت در گروه یا جامعه مورد نظر، استفاده می‌کنند. 

تاثیرات محدود یا نامحدود رسانه‌ای؟

از نظریه توقعات اجتماعی می‌توان برداشت های مختلفی داشت. از سویی با تکیه بر این نظریه می‌توان ادعا کرد که رسانه‌ها در حین بازنمایی روایی موقعیت ها و گروه‌های اجتماعی می‌توانند از طریق مجازات یا تشویق بازیگران، نقش آموزگاری موثر را در فرا گیری جوانان بر عهده گیرند. در این‌صورت می‌توانیم برای رسانه‌ها نوعی تاثیرات دراز مدت و غیر مستقیم نامحدود قائل شویم.

اما از سوی دیگر می‌توان نگرشی متفاوت را نیز بیان کرد، مثلا  با تکیه بر فرد گرایی و تمایلات ضد جمع گرایانه، می‌توان در تاثیر نامحدود رسانه‌ها برای شکل گیری رفتارهای مقبول اجتماعی شک کرد و از طرف دیگر با تاکید بر دلایلی که باعث می‌شود مردم به عضویت گروه‌های اجتماعی در آیند، می‌توان در تاثیر متون رسانه‌ای برنامه‌ریزی شده برای شکل دهی رفتارها و یا ایجاد توقعات و انتظارات هماهنگ تردید روا داشت. در این صورت، دیگر دایره تاثیرات رسانه‌ها نامحدود تصور نمی‌شود. به همین دلایل به نظر می‌رسد این نظریه برای رسانه‌ها تاثیرات نامحدودی قائل نیست و خوانش های افراط گرایانه از این نظریه که به کنترل شدید محتوای روایی رسانه‌ها می‌انجامد نیز پایه و اساس چندانی نمی‌تواند داشته باشد.