هه لاوه مه لاو ه/ رسول گلباخی

نوروز جزو یکی از کهن ترین مراسمات در ایران زمین به شمار می رود. بر اساس منابع و مستندات تاریخی کُردها به عنوان یکی از قدیمی ترین اقوام ایرانی شناخته می شوند. قومی که علاوه بر حفظ آئین و رسومات مربوط به خود در حفظ فرهنگ اصیل ایرانی نیز نقش بسزایی ایفا کرده است. یکی از مراسماتی که در ایام نوروز در مناطق کُردنشین علی الخصوص جنوب استان آذربایجان غربی و شهرستان مهاباد برگزار می شود، "هه لاوه مه لاوه" یا "حه لاوه مه لاوه" است.

در یک معنی می توان گفت این رسم همان هدیه دادن نوروزی است. این رسم هم در شب و هم در روز انجام می گیرد. در چند روز مانده به سال تحویل، کودکان و بچه ها در محله های شهر و روستا با رفتن به دم درب خانه همسایه ها و تکرار مداوم این جمله " هه لاوه مه لاوه کچه که تان ببی به بووک و کوره که تان ببی به زاوا" ( آرزوی سرو سامان گرفتن جوانان خانه از دختر و پسر و به خانه بخت رفتن دختران و داماد شدن پسران آن خانه)، " هه لاوه مه لاوه بیستانی سورو ساوا، کورتان ببی به زاوا، کچتان نه بی به چاوه" ( هه لاوه مه لاوه! باغچه ی نو رسیده، کنایه از جوانان آن خانه، پسرانتان داماد شوند و دخترانتان از چشم بد بدور بمانند)، " سه ری سالی، بنی سالی، یاخوا نه مری گه وره ی مالی" ( اول سال نو است و آخر سال کهنه انشاالله عمر بزرگ خانواده پایدار باشد)، " هه ته ری و مه ته ری، نه وروزه وه رنه ده ری، نه وروزانه مان ده نی" ( اتل متل، نوروز رسیده بیاید بیرون، کنایه از پایان فصل سرما و آغاز فعالیت، از صاحب خانه هدیه نوروزی می خواهند)  از صاحب خانه ها و همسایه هایشان نوروزانه یا هدیه  سال نو طلب می کنند. 

اهالی شهر و روستاهای مناطق کُردنشین قبل  از رسیدن این ایام با تهیه انواع و اقسام خوراکی های از جمله نقل و شیرینی و بیسکویت و پولهای نو و تخم مرغ رنگ کرده خود را برای پذیرایی و میزبانی این میهمانان کوچک آماده کرده اند.

کودکان کُرد به دو روش هدیه های خود را از همسایگان و اهل محل می گیرند.

1) آویختن شال از روزنه ها و بام ها

شال کمر یا همان "پشتوین" ( بخشی از پوشش کُردها که به عنوان کمربند استفاده می شود)  خود را از روزنه ی پشت بام ها به پایین آویزان می کنند، این کار بیشتر برای این است که کودکانی که خجالتی هستند با صاحب خانه روبه رو نشوند. صاحب خانه هم بسته به بضاعت خود در گوشه از شال کمر اویزان از سوراخ سقف اندکی خوراکی و خشک بار می ریزد و گره می زند.

2) در نوعی دیگر در گذشته از یک نوع زنبیل که از ترکه ی درخت بید بافته می شود و به آن "چه په ر"می گویند استفاده می شود و با رفتن به دم در خانه ی همسایه ها و دق الباب  و گفتن : هه ته ری و مه ته ری ،شتیکمان بو بخه نه ناو چه په ری . . . طلب هدیه می کردند.

هرچند امروزه کیسه های پلاستیکی و سطل و زنبیل جای " چه په ر"  را پر کرده اند.

اهل سنت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

یکی از شعارهای اصیل دوران انقلاب، اخوت و برادریست. نسل انقلاب همدیگر را برادر و خواهر می خواندند و بر این پیوند باور داشتند. این ها قول و تعارف نبود، بلکه عمل برخواسته از اندیشه و ایمان بود. در آن دوران، در باور همراهان انقلاب، شیعه و سنی، کُرد، ترک، بلوچ، عرب، لر، ترکمن و فارس همه برادر و با هم برابر بودند. برادری ادب مسلمانی بود، برابری فرهنگ انقلابی و وحدت یک اصل پذیرفتنی برای همه . قانون اساسی، نهادهای اجتماعی و آموزش ها غالباً منبعث از این آموزه ها بود.

به وجود آمدن فضای اخوت و وحدت عصر انقلاب حاصل چندین دهه کار متفکرین و دانشمندان خصوصاً نو اندیشان دینی بود که به طرح مفاهیم نوینی در افکار عمومی جامعه پرداختند. طبیعی است مفاهیم نظری مطرح شده کافی و همه جانبه نبوده است. ضمن اینکه پس از انقلاب اسلامی کار فکری و نظری به صورت نهادی ادامه پیدا نکرد و مسائل جدید و مستحدث پاسخ های خود را نیافت. اکثر روحانیون شاخص و متفکر انقلاب به دلیل فقدان نیروی انقلابی و متعهد به کار اجرایی و مدیریتی مشغول شدند و حوزه های علمیه بیشتر شیوه های سنتی را ادامه دادند.

اینک اما هنگام آن است که اندیشمندان با آسیب شناسی و ریشه یابی عوامل کم رمق شدن وحدت، خصوصاً توجه به مسایل و حقوق اقوام و مذاهب ایرانی باب مباحث تئوریک جدیدی را برای توجه به حقوق و خواست های آحاد انسانی مردم ایران به ویژه آن ها که به نحوی از انحاء در حاشیه قرار می گیرند باز کنند، تا اندیشه های نوین همراه با ایمان و عمل راهگشای آینده باشد.

بی شک پرداختن به حقوق اهل سنت و مطالبه آن از سوی نخبگان جامعه، که با تنگ نظری برخی مسئولین محلی و مدیران جزء نادیده گرفته شده، می تواند گامی مهم در جهت ایجاد وحدت و همبستگی باشد.

از همین رو نگارنده فارغ از پرداختن به سایر عوامل و با تمرکز بر قانون اساسی سعی می کند ضمن بیان حقوق به رسمیت شناخته شده اهل سنت در ایران (که انصافا در بین تمام نظام های حقوقی اسلامی بی نظیر است) ضمن اشاره به برخی کاستی ها، نشان دهد که ضعف های موجود را می توان با تمسک به ظرفیت های قانونی برطرف نمود و به وحدتی پایدار دست یافت.

قانون اساسی و اقلیت های قومی، مذهبی

بر طبق قانون اساسی اقلیت های قومی و مذهبی ایران به دو گروه تقسیم می شوند که حقوق آن ها در این قانون ملاحظه شده است:

1- گروه اقلیت قومی- مذهبی مانند بلوچ ها، کُردها (اصول 12،15،19،20،22)

2- گروه اقلیت دینی مانند ارامنه (اصول26،13،14،22)

در این مقاله به طور مشخص وضعیت اهل سنت ایران را مورد بررسی قرار می دهیم، که به جز در استان های خراسان و هرمزگان و فارس، در بقیه مناطق جمعیت اهل سنت همراه با قومیت می باشد و معمولاً مرزنشین می باشند.

اهل سنت در ایران به طور متمرکز در استان های کردستان، آذربایجان غربی، سیستان و بلوچستان، گلستان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی، هرمزگان و جنوب استان کرمان سکونت دارند، اما در سایر استان ها به صورت پراکنده زندگی می کنند. در تالش گیلان، خلخال و اردبیل و استان فارس به صورت تاریخی حضور دارند. به علاوه در 10 استان دیگر به عنوان مهاجر به صورت پراکنده زندگی می کنند.

اهل سنت ایران به دو فقه حنفی و شافعی تعلق دارند. کُردهای اهل سنت و بخشی از هرمزگان شافعی و بلوچ ها و ترکمن ها و اهل سنت خراسان حنفی مذهب می باشند.

حقوق ویژه اهل سنت در قانون اساسی

براساس اصل دوازدهم قانون اساسی: «دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه ها رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب.»

اصل فوق و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با پیروان سایر مذاهب اسلامی به خوبی نشان دهنده اهتمام نظام به رعایت حقوق پیروان این مذاهب است. بر این اساس حقوقی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای مسلمانان مورد نظر مقرر داشته عبارتند از:

1- احترام: قانون اساسی برای ایجاد روابط مسالمت آمیز و اخوت و برادری بین همه مسلمانان و پرهیز از هرگونه تفرقه ای بر رعایت احترام کامل تأکید می نماید. بنابراین هرگونه سب و لعن و یا بی احترامی نسبت به پیروان مذاهب اسلامی قانونا ممنوع و خلاف قانون اساسی می باشد.

2- آزادی انجام مراسم مذهبی: در جمهوری اسلامی ایران مسلمانان سایر مذاهب اسلامی وحتی اقلیت های غیر مسلمان در انجام مراسم مذهبی خود کاملا آزاد و مورد احترام می باشند.

3- رسمیت تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه: اصل دوازدهم قانون اساسی فقه این مذاهب و حق تعلیم و تربیت دینی آنان را به رسمیت شناخته و برای دولت تکلیف می نماید که امکانات لازم را در این خصوص فراهم نماید.

4- رسمیت قانونگذاری محلی: با فرض این که در برخی از مناطق کشور پیروان یکی از مذاهب اسلامی، اکثریت ساکنان را تشکیل می دهند، قانون اساسی مقررات محلی را در حدود اختیارات شوراها در چارچوب موازین اسلامی و قوانین کشور به آنان واگذار نموده است.

5- حقوق سیاسی و اداری:

الف) آزادی تشکیل احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی، براساس اصل 26 قانون اساسی.

ب) نمایندگی مجلس شورای اسلامی براساس اصل 64 قانون اساسی.

ج) تساوی با همه ملت ایران، در همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی، براساس اصل نوزدهم و بیستم قانون اساسی (ر.ک: حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، سید محمد هاشمی، نشر دادگستر، 1378، ج 1، صص 173 – 169.)

مطالبات اهل سنت و ظرفیت های قانونی

اگر بخواهیم به طور خلاصه مطالبات مذهبی اهل سنت را صورت بندی کنیم درمی یابیم که این مطالبات کاملاً در چهاچوب قانون اساسی قابلیت تحقق دارند. اهم آن ها عبارتند از:

1- آزادی بیان عقاید اهل سنت بدون تبعیض بین اهل تشیع و تسنن

2- جلوگیری از توهین به صحابه پیامبر و مقدسات اهل سنت در رسانه های مکتوب، شنیداری و دیداری، به خصوص در صدا و سیما و در مراسم و منابر ، علاوه بر ممنوعیت قانونی، علما و مجتهدان سرشناس کشور از جمله مقام معظم رهبری به کرات و با صراحت در فتاوای مختلف بر حرمت شرعی بی احترام و توهین به مقدسات اهل سنت اعم از خلفا و همسران پیامبر (ص) تاکید کرده اند.

3- آزادی احداث مساجد، عیدگاه ها و مدارس علوم خاص خود

4- عدم دخالت نهادهای حکومتی در تعلیم و تربیت دینی و نحوه ی آموزش فقهی در مدارس اهل سنت و تفکیک دخالت و نظارت (از نظر اهل سنت دخالت غیر قابل پذیرش اما نظارت پذیرفتنی است)

5- اجرای اصول 20،19،15،12،22و23 قانون اساسی که آزادی مذهب، زبان، مراسم مذهبی و تعلیم و تربیت دینی اهل سنت را به رسمیت شناخته و حقوق و عقاید آحاد مردم را از تعرض مصون شمرده است.

6- عدم جلوگیری از برگزاری نمازهای جماعت و عیدین در شهرهای بزرگ

7- عدم انتساب اهل سنت به عناوین وهابی، سلفی و تعمیم دادن آن به همه اهل سنت و تفکیک اهل سنت از سنی های افراطی

8-رعایت مساوات در استخدام های دولتی

9-رعایت اصل 168 قانون اساسی در محاکمه علمای دینی اهل سنت متهم به جرایم سیاسی و غیر سیاسی و داشتن حق انتخاب وکیل مستقل

10- حفظ احترام و منزلت مردم و شخصیت های مورد علاقه ی اهل سنت و عقاید و سنن آن ها

11-هماهنگی سیاست های اعمالی با سیاست های اعلامی نسبت به اقوام و مذاهب

ملاحظه می شود این مطالبات مجموعاً در چهارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور قابلیت تأمین و پاسخگویی دارد. ناگفته پیداست در غیاب پاسخگویی نظام به مطالبات مذهبی مسالمت جویانه و قانونی، جریانات افراطی خشونت طلب می توانند قوت بگیرند و فضای عمومی را به طرف عدم وحدت سوق دهند. جنگ شیعه و سنی که در منطقه به ویژه در کشورهای همسایه در حال بروز و شعله ور شدن است. ممکن است به مناطق اهل سنت سرایت کند و امنیت ملی را به خطر اندازد. در سال های اخیر در سیستان و بلوچستان با شکل گیری سازمان هایی مانند جندالله، سپاه صحابه اهل سنت ایران، جیش العدل، در نظر دارند از فضای موجود مذهبی بهره گیری نمایند و تضادها و شکاف های بین اهل سنت و اهل تشیع را غیر قابل حل وانمود سازند.

پایان سخن

رسیدگی به مطالبات اهل سنت و رفع تبعیض ها از چند منظر قابل توجه است:

1- از نظر دینی و مذهبی

نگاه تنگ نظرانه و قرائت تعصب آلود از شرع، مشکلات قومی و مذهبی را حادتر می کند. لذا باید با توجه به آموزه های قرآن و نهج البلاغه و معارف اسلامی با یک کار نظری عمیق برداشتی درست و اسلامی و انسانی از نحوه رفتار با اقلیت ها تبیین شود. در این دیدگاه انسان ها یا برادر دینی یا برابر در خلقت (همنوع) می باشند. (برگرفته از نامه ی حضرت علی-علیه السلام- به مالک اشتر)

2- از منظر حقوق انسانی

در این دیدگاه همه ی انسان ها از حقوق برابر برخوردار بوده و مورد احترام هستند.

3-از منظر قانونی

طبق قانون جمهوری اسلامی ایران در چندین اصل اکثر مطالبات اقلیت ها قابل تأمین و حقوق آن ها به رسمیت شناخته شده است.

4- از منظر حکمرانی خوب و رشد پایدار

از این منظر مدیریت صحیح یک جامعه جز با مشارکت آحاد مردم و رعایت حقوق و احترام آنها میسر نیست و رشد نامتوازن و ناپایدار منجر به شکاف های اجتماعی و به هم زدن پیشرفت در کشور می گردد.

5-از نظر امنیت ملی

توسعه نامتوازن و احساس تبعیض و محرومیت و عدم پاسخگویی به نیازها و مطالبات اقوام منجر به مطالبات فزاینده و واگرایی و منازعه قومی مذهبی می شود و با توجه به تحریکات برون مرزی و وجود جریان های افراطی خودسرانه به سمت مطالبات فراقانونی سوق می یابد و جریان های اصلاح طلب قومیت ها را منزوی می کند. این روند فضا را در آن مناطق نظامی- امنیتی کرده و در نهایت برای جریان های تجزیه طلب میدان جولان فراهم می سازد.

در پایان، به عامل تعیین کننده ی مدیریت مسایل قومی چه در سطح سیاست های کلان و مدیران ارشد و چه در سطح مدیران استانی و محلی باید توجه کرد. فقدان نگاه راهبردی، وجود نگرش های تنگ نظرانه و تعصب آمیز در مدیران مناطق قومی و دخالت دادن افراد غیر مسؤول اما ذی نفوذ،  نه تنها بحران ها را در این مناطق مدیریت نکرده، بلکه موجب تشدید آن می شود. مدیرانی که در این مناطق گمارده می شوند، باید رهبرانی با مهارت های انسانی و ادراکی باشند، دارای نگاه و روش راهبردی ، آشنا با فرهنگ و تارخ منطقه بوده و بتوانند مشارکت مردم را جلب و از حقوق آن ها دفاع و در جهت کاهش محرومیت ها و تبعیض ها بکوشند.

6- با توجه به ظرفیت های قانونی موجود و نگاه مدیریت عالی نظام می توان ضمن رفع مشکلات حقوقی، سیاسی اهل سنت در ایران، با ایجاد فرصت، هم به الگویی سیاسی، حقوقی دربین نظام های اسلامی تبدیل شد و هم تهدیدهای احتمالی و چالش های امنیتی را حل نمود.

 

خوشبختانه علی رغم کارشکنی ها و ایجاد موانع فراوان ت,سط برخی صندلی دوستان و اشخاص کوچکی که بر پست های بزرگی گماشته شده اند موفق به اخذ مجوز انتشار دو هفته نامه مُکریان امروز شدم.

افرادی که زبان تکریم اهالی رسانه را بلد نیستند و با تطمیع و تهدید درصدد خرید قلمم بودند نتوانستند مانع حرکتم شوند و انشالله از این به بعد هم نخواهند توانست.

هرچند نرخ قلم در این شهر چندسالی است با ظهور قلم به دستان خلق الساعه به شدت تنزل پیدا کرده است.

امیدوارم همچون همیشه بدون هراس از این مترسک های سیاست پیشه که دیاثت سیاسی و منش ماکیاویلیستی را مراد خود قرار داده اند به راهم ادامه دهم.

" alt="" />

توطئه دشمنان در ایجاد جنگ فرقه ای مشهود است؛ اتحاد شیعه و سنی روزهای طلایی مسلمانان درجهان را بازساز

بعد از طرح های مخرب و تفرقه آمیز آمریکا و برخی متحدان اروپاییش در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام، شاهد رواج جنگ های مذهبی و فرقه ای بسیاری بین مسلمانان هستیم که قصد و نیت برپاکنندگان این جنگها بخوبی واضح و روشن است. با توجه به نزدیکی روز مبعث پیامبر اکرم و نیز با توجه به اتفاقاتی که هم اکنون در دنیای اسلام رخ داده است، گفتگویی را با ماموستا سید مصطفی خاتمی، امام جمعه اهل تسنن شهرستان اشنویه انجام داده ایم.

وی در این گفت و گو به اتحاد و همدلی و ازدواج اهل تسنن و تشیع کُرد و تُرک زبانان در شهر اشنویه و استان آذربایجان غربی اشاره کرد و گفت: باوجود اینکه برخی افراطیون این ازدواجها را حرام می دانند و قصد شیطنت هایی دارند اما مردم بی توجه به این عقاید کار خود را می کنند و باصلح و صفا سالیان سال درکنار هم زندگی می کنند.

در ادامه گفت و گوی ما را با ماموستا خاتمی درباره اتحاد مسلمانان می خوانید:

 با توجه به اینکه ایران از چهار دهه پیش منادی وحدت مسلمانان بوده است؛ چراهم اکنون شاهد سنگین ترین جنایتها با تمسک به فرقه گرایی در منطقه هستیم؟

ایران به واقع چند دهه است که منادی وحدت بین همه فرق اسلامی بوده و هست. طبیعتا وحدت مسلمین برای دشمنان خوشایند نیست لذا دشمنان وحدت صفوف مسلمین با همه امکانات مادی و معنوی دنبال به هم زدن اتحاد مسلمانان هستند و برای این کار به زمین و زمان و به همه ترفندها و امکاناتی که دارند متوسل شده اند.

معتقدان به وحدت در بین تمام کشورها با کمال تاسف بسیار کم هستند  و بالعکس تفرقه اندازان بسیار زیادند و اگر چند کشور در منطقه خاورمیانه با ایران ما همصدا می شدند مطمئنا امروزه ما شاهد این جنگها و خونریزی های نابحق نبودیم.

بنظرشما به چه شیوه ای می توان مردم منطقه و همسایگان مسلمان را آگاه کرد که جنگ های اینچنینی با ظاهر جنگ مذهبی و البته باطن ضد اسلامی نگیرد؟

در واقع و نفس الامر مردم اهل سنت وشیعیان همگی بیدار و هشیار هستند ما به جای اینکه مردم را بیدار کنیم، بایستی حکام و زمامداران را هشیار کنیم. در بین انسانها و مردم مسلمان از هر فرقه ای اگر حکام و افراد تندرو و افراطی اجازه دهند، هیچ اختلافی وجود نخواهد داشت.

اما متاسفانه زمامداران در بین مردم اینگونه رفتار می کنند که در منطقه جنگ سختی بین فرق اسلامی در حال وقوع است در حالیکه جنگ در منطقه ما محصول توطئه دشمنان خارجی است که خواسته های خود را به سردمداران شان در منطقه دیکته می کنند. مردم منطقه از این منظر باید به قضیه نگاه کنند و نه از منظر دیگر.

 آیا اتحاد اهل تشیع و تسنن خللی به عقاید مذهبی شان وارد می کند؟

خیر، من این موضوع را به طور کل رد می کنم. اتحاد بین شیعه و سنی به هیچ عنوان خلل و مشکلی در عقاید و اصول مذهبی شان وارد نمی کند و این اتحاد هیچ منافاتی با عقاید مذهبی افراد نخواهد داشت. در جایی که خداوند مهربان به ما امر کرده که ماموریم با هم وحدت داشته باشیم. درمسائل احکام شرعی چه در بخش عبادات، معاملات، فقهیات و مواریث، موارد مشترک زیادی وجود دارد و خداوند در برخی آیات قرآن به ما یادآور شده که در برخی احکام با پیروان دیگر ادیان هم اتحاد داشته باشیم چه برسد به اینکه همه ما مسلمان هستیم.

خداوند تبارک و تعالی در قرآن که کتاب آسمانی همه ما مسلمانان است، مذهب را مبنا قرار نمی دهد و امامیه، شافعیه، حنفیه و حنبلیه به نام در قرآن نیامده اند و به ما در آیات و روایات تاکید شده است: "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا" لذا مابایستی به سمتی برویم که در مشترکات با همه ادیان الهی و آسمانی همسو شویم و به این شکل اتحاد محکمی را برقرار سازیم.

راه رسیدن به وحدت اسلامی در شرایط فعلی چیست؟

اگر ما می خواهیم که مسلمانان با هم وحدت باشند نه تنها شیعه و سنی بلکه همه ادیان و مذاهب و همه اقوام و افراد در کل جهان باید به کلام الهی رجوع کنند و با بازگشت به دستورات الهی و چنگ زدن به قوانین و دستورات الهی به یکدلی و صلح و آرامش برسند.   در این راستا و برای اتحاد اهل تشیع وتسنن هم باید با گوش سپاری به فرمایشات الهی و همچنین دستورات نبی مکرم اسلام راه را برای وجود هرگونه تفرقه و فتنه داخلی وخارجی ببندیم.

شناخت دشمنان وتوطئه هایشان به وحدت مسلمانان کمک می کند که در این باره زمامداران و حکام بایستی با اتحاد و نیز کمک رسانه ها این توطئه ها را به کمک ابزارهای جدید به مردم بشناسانند و سعی کنند در این خطوط قرار نگیرند.

اتحاد شیعه وسنی چه تاثیری در قدرت گیری مسلمانان در منطقه و جهان اسلام خواهدداشت؟

اتحاد کلیه مسلمانان، قدرت شان را در جهان روز بروز بیشتر می کند. ازین طریق است که اسلام دوباره به عزت واقعی خود برمی گردد و مصداق واقعی آیه ای که می فرماید:"عزت برای خدا و رسول و مومنین است" تحقق می یابد. وحدت مسلمانان با هر رنگ و نژادی می تواند در جهان آقایی و سروری ایجاد کند و عزت واقعی اسلامی را دوباره احیا می کند.

در شهر و منطقه محل زندگی شما اهل تسنن و تشیع چه رابطه ای با هم دارند ؟

من در منطقه اشنویه زندگی و فعالیت می کنم و در آنجا افراد کرد شافعی مذهب بسیاری در کنار اهل تشیع براحتی و برادرانه زندگی می کنند. در منطقه اشنویه ازدواج های زیادی بین دختران و پسران سنی مذهب با شیعیان آذری و کُرد صورت می گیرد و با وجود اینکه برخی تندروها و افراطیون این ازدواج ها را حرام می دانند اما مردم به این موارد تفرقه ای اهمیتی نمی دهند و با صلح و صفا در کنار هم زندگی می کنند.

گفت و گو با رامیار فاضلی، هنرمند نقاش و پیکره تراش

رامیار فاضلی، هنرمند نقاش و پیکره تراش جوان ساکن بوکان است. وی در سال 65 در مهاباد به دنیا آمده است. بوکانی ها او را بخاطر ساخت تندیس ماموستا عباس حقیقی که جلو درب کتابخانه ای به نام ایشان در این شهر نصب شده است می شناسند. در گفت و گوی این بار، مخاطبان گرانقدر را با این هنرمند خوش ذوق آشنا می کنیم.

 

 

کاک رامیار به عنوان اولین سوال بفرمایید، از چه زمانی فعالیت هنرییتان را آغاز کرده اید؟ مشوقی داشتید؟ نظر خانواده و اطرافیانتان در مورد هنر چه بوده است؟

از زمانی که به یاد دارم به نقاشی علاقه داشته ام و از هر فرصتی برای کشیدن نقاشی استفاده می کرده ام. اما فعالیت هنری جدی را از سال79 آغاز کرده ام. اوایل سال 79 از طریق داییم جناب آقای "حسین شیربیگی" با استاد عزیزم جناب آقای رئوف نادری(په شیو) آشنا شدم و مرا برای شروع کار هنری به کلاس ایشان بردند. از همان روز آموزش هنری را نزد این استاد عزیز شروع کردم.

بدون شک همیشه خانواده ام مرا برای شروع کار هنری تشویق کرده اند و اکنون هم همیشه مرا در این زمینه حمایت می کنند.

در کارنامه هنری شما عناوینی همچون نقاش، مجسمه‌ساز، طراح و پیکره تراش وجود دارد. خودتان کدامیک از این زمینه‌ها را بیشتر دوست دارید؟

همان گونه که می دانیم طراحی، نقاشی و مجسمه سازی با هم ارتباط دارند. یک شخص می تواند طراح خوبی باشد و نقاشی و مجسمه کار نکند ولی کسی که نقاشی یا مجسمه سازی کار می کند، طراحی برای او یک ضرورت است. من گرچه اکنون بسیار هم به طراحی و نقاشی می پردازم ولی مجسمه سازی را همان کاری می دانم که باید در زندگی انجام دهم و برایم در اولویت قرار می گیرد.

فکر می‌کنید، با کدامیک از این هنرها بهتر توانسته‌اید حرفتان را بزنید؟

من برای به تصویرکشیدن ذهنیات خود از نقاشی نیز استفاده می کنم اما همان گونه که در پاسخ سوال قبل گفتم، مجسمه سازی برای من در اولویت قرار می گیرد.

میانه یتان با دیگر هنرها چگونه است؟

گوش دادن به موسیقی همیشه در زندگی من از بزرگترین لذت ها محسوب م یشود و این فقط به گوش دادن موسیقی ختم نمی شود که تازگی حس فراگرفتن ساز دیوان مرا دربر گرفته است و شاید به زودی آموزش آن را شروع کنم. این البته برای زمانی خواهد بود که در اتاق خود و برای خودم بنوازم... و همچنین ساعاتی از شب را برای خوانون رمان و شعر اختصاص می دهم.

از اساتیدتان بگویید؟ هنرآموز چه کسانی بوده اید؟

 همانگونه که پیشتر اشاره کردم من نفاشی و طراحی را زیر نظر استاد "په شیو" فرا گرفته ام. اما در زمینه مجسمه سازی استادی نداشته ام و در کارگاه کوچک خود در خانه ام با آن عجین شده و به جای کنونی ام رسیده ام.

در میان نقاشان و مجسمه‌سازان و حتی دیگر هنرمندان، با چه کسانی در طول زندگی ارتباط بهتر و صمیمانه‌تری داشته‌اید؟

با استاد عزیزم جناب "په شیو" همیشه در ارتباط هستم و با بیشتر نقاشان و هنرمندان در زمینه موسیقی نیز در ارتباطی دوستانه هستم.

بین خواسته ها و آرزوهایتان با موقعیتی که در حال حاضر دارید، چقدر فاصله وجود دارد؟

با توجه به وضعیت مادی هنر در ایران، رسیدن به آنچه که نیاز و دلخواه من است زیاد هم راحت نیست. اگرچه من در تمام طول زندگی بدون یک لحظه شک و سرد شدن به هنر، همچنان کار خود را ادامه داده و می دهم، ولی رسیدن به شرایط مناسب نیاز نه فقط به تلاش بلکه مبارزه با بسیاری از شرایط موجود دارد...

 

آثارتان را می فروشید؟ هنر برای شما جنبه ارتزاق هم داشته است؟

بله، خیلی وقتها سفارشات نقاشی و مجسمه سازی را قبول می کنم و در قبال آن هزینه ای را نیز دریافت می کنم، هرچند باید بگویم که هر سفارشی را قبول نمی کنم و همیشه در راستای اعتقادات و افکار خود سفارشاتم را قبول کرده و نسبت به این قضیه حساسیت های خاص خودم را دارم.

آیا آثاری بوده که وقتی فروخته اید، دلتان بسوزد؟

بدون شک همه آثارم را دوست دارم و بخشی از وجودم محسوب می شوند که ذهنیات و احساسات مرا دارا هستند. ولی اثر هنری باید در معرض دید عموم باشد که از لحاظ مفهومی تکمیل شود، و یا اینکه به فروش برسد.

با توجه به اینکه شغل و تحصیلاتتان با فعالیت های هنریتان سازگاری ندارد، چقدر برای انجام فعالیت های هنری وقت می گذارید؟

 من اکنون دانشجوی معماری هستم و نیز علاقمند به آن. معماری را نمی توان جدا از هنر دانست چه بسا هنرمندان مجسمه ساز زیادی در قرون وسطی و رنسانس در زمینه معماری شاهکارهای زیادی را خلق کرده اند.

من بیشتر وقت خود را برای مجسمه سازی و نقاشی می گذارم، این مسئله یعنی کار هنری در قالب نقاشی و مجسمه سازی جداناشدنی از زندگی و روزگار من و برای من یک مثل یک ضرورت است که نمی توان به آن به مثابه کار یا علاقه نگاه کرد که عجین در زندگی من است...

گاهاً شنیده می شود، آثار و نمایشگاههایی تحت عنوان هنر کُردی برپا می شوند، هنر شما چقدر به این سمت و سو گرایش داشته است؟

پیش از آنکه به پرسش شما در مورد کُردی بودن یا نبودن آثار خود پاسخ بدهم، باید بگویم اساساً واژه هنر معنایی فراتر از محدوده جغرافیایی دارد و به انسان و دغدغه های او در هستی می پردازد، ولی بدون شک من مانند شخصی که در کُردستان زندگی می کنم و کُرد هستم که زبانم کُردی است، می توان شخصیت کاری من را بعنوان مجسمه سار کُرد تشخیص داد، هرچند تمام قضیه این نیست و من بعنوان یک فرد اعتقادات و آرمان هایی در این زمینه دارم و این خود از تاثیرگزارترین مسئله بر هنر من است.

 

آثار فراوانی از شعرا و ادبا کُرد زبان خلق کرده اید. این میزان ارادت شما به ادبیات از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

پرداختن من به پرتره اشخاص شناخته شده در ادبیات کُردی به اعتقاد من به این مساله برمی گردد که از اولین چیزهایی که یک فرهنگ را زنده نگاه می دارد زبان است، انسان با زبان مادری حرف می زند، می اندیشد و زندگی می کند و ... پس بی دلیل نیست که من علاقه وافری به درست کردن پرتره شاعران و ادیبان کُرد داشته باشم و به نوعی سعی در شناختن آنان به نسل جدید و کم سن و سال و شاید ناآگاه به ادبیات، داشته باشم. این البته یک طرف ماجراست، و علاقه و عشق من به آنها و حس عشق ورزی و قدردانی از آنها طرف دیگر ماجرا...

از نمایشگاههایی که تاکنون برگزار کرده اید بگویید؟

در سالهای 84 و 86 دو نمایشگاه انفرادی نقاشی در بوکان داشته ام، در مهرماه سال 94 نیز یکی از آثار مجسمه من بنام "مادر سنگها" جزو آثار برگزیده در نمایشگاه بین المللی مجسمه تهران بود.

به این دلیل تا کنون نمایشگاه انفرادی مجسمه نداشته ام که تعداد آثار من برای نمایشگاه(نسبت به توقعم از خودم ) کافی نبوده است .

برخورد مسئولین با هنر را چگونه میبینید؟

همانگونه که می دانیم مجسمه سازی هنری ست که به فضایی مناسب برای به نمایش گذاشتن نیاز دارد که در بوکان مکان آنچنان مناسبی برای به نمایش گذاشتن آثار وجود ندارد. هنرمند مجسمه ساز برای نسب آثارش با شهرداری روبرو می شود و باید از طرف شهرداری این آثار خریداری و نصب شوند، متاسفانه در بوکان هیچ کدام از مسئولین شهرداری و شورا تا کنون برای نصب آثار مجسمه اقدامی نکرده و تمایلی نشان نداده اند.

در سال 93 من اقدام به اهدا و نصب تندیس استاد عباس حقیقی در ابعاد یک و نیم متر و نصب در ورودی کتابخانه استاد حقیقی در بوکان کردم، در شرایطی که این مجسمه را بدون هیچ هزینه ای اهدا نمودم اما بازهم از طرف شهرداری و شورای بوکان حتی برای رونمایی کار نیز هیچ اقدامی صورت نگرفت... مطمئنا در چنین شرایطی فضای شهر را خالی از آثار هنریی می بینیم که مناسب و درخور توجه باشند...

گفت و گو از رسول گلباخی

"بیلن دانا" جشن بخشش کُردها+ تصاویر

"بيلن دانا" مراسم جشن گونه ای است که ریشه در تاریخ مردمان کُرد دارد. این جشن به صورت نمادین هر ساله در نیمه دوم بهمن ماه در یکی از روستاهای مهاباد برگزارمی شود.  محسن الله ویسی محقق و مستند ساز مهابادی که چندین فیلم کوتاه در این باره ساخته است. وی که یک تنه کمر همت بسته تا در از این مراسم تاریخی کُردها حفاظت کند در گفت و گو با مُکریان می گوید:

 "بيلندانه" يكي از جشن‌های با شكوه و پرنشاط كُردها به شمار می رود که در اقصی نقاط مناطق کردنشین ایران و عراق برگزار می شود. با توجه  به تحقیقاتی که در اینباره انجام داده ام این مساله برایم روشن شد که در سال‌های نه‌چندان دور اين جشن در تمامی مناطق كردنشين برگزار مي‌شد اما متاسفانه در گذر زمان مانند بسياری از اعياد، مراسم و جشن‌های دیگر به فراموشي سپرده شده است. هرچند در این چندساله اخیر در روستای "حه لوی" از توابع شهرستان سردشت و "قزل قوپی" و "شیلان ئاوی" مهاباد این مراسم برگزار شد اما متاسفانه همانگونه که پیشتر گفته شد این جشن کهن در بسیاری از مناطق فراموش شده و حتی مردم کُردستانات کوچکترین اطلاعی درمورد آن ندارند.

الله ویسی در خصوص معنی بيلن دانا می گوید: بیلن دانا در معنی تحت‌اللفظی به معنای گذاشتن بيل روی زمين است. باتوجه به معنی آن تصور می کنم این لفظ  مربوط برگرفته از زبان عشایر منگور باشد. در خصوص وجه تسمیه آن نیز گمان می کنم باتوجه به اينكه اين مراسم ريشه در جشن آغاز فصل گرما و پایان فصول سرد است که این تغییر به منزله آغاز کاشت محصولات کشاورزی است.

این مستند ساز مهاباد با تاکید بر اینکه  تا کنون در مورد تاریخچه این جشن تحقیق منسجمی صورت نگرفته می گوید: بر اساس شواهد و المان‌های عينی عناصر خرد و كلان ساختار فرهنگی وا جتماعی اين جشن می‌توان آن را به عنوان يك مراسم آيينی مربوط به اقتصاد دامداری ودوران فئوداليسم اقتصاد كشاورزی دانست و با توجه به اينكه از نظر تحليل جامعه‌شناختی يكی از مناطقی كه در آن دام‌هاي سبك و سنگين در پروسه زمان به دست انسان اهلی شده‌اند، منطقه زاگرس است، پس می‌توان تاريخ زايش و خاستگاه رويش اين جشن را به همان دوران حدود سه تا چهار هزار سال پيش از ميلاد مسيح در منطقه زاگرس نسبت داد.

الله ویسی در این باره می افزاید: اين آيين دارای دو وجه است؛ وجه اول آن اقتصادی است . مردم روستا در نقطه ای از پیش تعین شده آتشی برپا می کنند و در چارطرف آن ستون های چوبی قرار می دهند و بر هر ستون رزقی را می آویزند. آتش شعله ور می شود و پای ستون ها را می سوزاند هر کدام از ستون ها یا تیرک های چوبی زودتر بر زمین بیوفتد آن سال فراوانی آن نعمت خواهد بود، اگر ستون آب باشد سال پر آبی خواهد شد و اگر حبوبات و گوشت و یا میوه بر زمین بیوفتد، در آن سال نعمات خداوندی فراوان خواهد بود. جوانانی که چوب و هیزم برای برافروختن آتش گرد آوری می کنند عمدا از چوب های خیس استفاده می کنند تا مدت زمان شعله ور ماندن آتش را طولانی تر کنند، زیرا تا زمانی که آتش برپاست و ستون های گردآن پا برجا آنها به رقص و پاکوبی و بازی های محلی خواهند پرداخت. زمانی که ستونی که ارزاق بر آن اویخته شده اند بر زمین می افتد، هر کدام از اهالی که سریعتر عمل کند با دزدین زغال و چوب نيمه‌سوخته ای که از آتش جشن بجا می ماند، محل نگهداری دامهایی خود را ضد عفونی می کند.

 به گفته وی زغال و آتش و دود ناشی از آن از دیر زمان به عنوان پاک کننده و ضد عفونی کننده مورد استفاده قرار گرفته است. جنبه دوم اين آيين بخش اجتماعی آن است كه در واقع در پروسه برگزاری اين آيين، فرهنگ زيبای بخشش وگذشت پديدار می شود، به اين صورت كه در اين روز هر كسی كه اختلافي يا درگيری قومی، طايفه‌يی يا غيره داشته باشد و بر سر اين اختلاف با هم قهر باشند در طول زمان برگزاری اين جشن دل‌ها را از هم پاك مي‌كنند و با مراجعه به منزل يكديگر از همديگر طلب حلاليت، بخشش و آشتی می‌كنند و هردو طرف با خلوص نيت بدون هيچ واسطه‌يی همديگر را در آغوش می کشند و از خطاهای همدیگر می گذرند و تخاصم را پایان می بخشند.

 

 

 

بحران قره باغ و شعله ور شدن یک جنگ قومی مذهبی جدید در منطقه

آنچه در درگیری های اخیر میان ارمنستان و آذربایجان بر سر مساله قره باغ، مورد توجه قرار می گیرد و در عین حال گمانه زنی های متعددی را به همراه داشته، حجم بالای تبادل آتش میان طرفین است. تقریبا 22 سال از آتش بس قره باغ می گذرد و طرفین به دفعات تبادل آتش و تلفاتی داشته اند، اما این بار حجم آتش میان دو طرف به حدی بالا بوده که این سوال را مطرح می کند که چه اتفاقی افتاده که چنین درگیری به وجود آمده است؟ همزمانی تنش میان ارمنستان و آذربایجان بر سر مساله قره باغ با تنش میان روسیه و ترکیه، و همچنین اتفاقات روسیه و عراق، تعداد گمانه زنی ها را افزایش داده است.

اظهارات شتابزده دولتمردان ترک در ترکیه و حمایت بی چون و چرای حکومت های مرتجع منطقه از جمله عربستان از آذربایجان به عنوان یکی از طرف های منازعه قره باغ خود بیانگر عدم درک این دولت ها از شرایط منطقه  است.

در این میان نباید از واکنش روسها که میراث دار نظام کمونیستی شوروی سابق به شمار می روند چشم پوشید، روسها خود را در قضایا و مسائل مربوط به جمهوری های جدا شده از شوروی سابق محق می دانند، اما به نظر می رسد اظهارات سنجیده و واقع بینانه مقامات روس از ضروت مذاکره و ایجاد بستر گفت و گوی مستقیم بین طرفین درگیری نشان از درک صحیح آنها از وضعیت منطقه مورد اختلاف ارمنستان و آذربایجان دارد.

البته باید اصابت چندین گلوله توپ و خمپاره به خاک ایران را نیز به این موضوع اضافه کرد. واکنش بی طرفانه مقامات ایرانی  و نگاه بی طرفانه و میانجیگر به اختلافات همسایگان یکی از سیاست های همیشگی جمهوری اسلامی به شمار رفته است . اما تذکر جدی مقامات ایرانی به طرفین درگیر در خصوص احترام به حریم امن کشور نشان از این مهم دارد که ایران بر سر امنیت خود با کسی تعارف ندارد، حتی با همسایگانش. بنابراین تمامی این موارد به عنوان تکه های یک پازل در کنار هم قرار می گیرند تا بتوان دقیقتر درباره این مساله اظهار نظر کرد. با این وجود نمی توان درگیری های روزهای اخیر میان طرفین را ناشی از یک نگاه ساده انگارانه تلقی کرد: اینکه آذربایجان و ارمنستان خواستار تثبیت موقعیت خود در منطقه قره باغ شده یا آنگونه که آذربایجان مدعی است، بخواهد زمین های از دست رفته خود را بازپس بگیرد. به طور حتم اتفاق، منشا یا تصمیمی بیرون از حیطه اختیارات ارمنی و آذری دارد. شاید بتوان گفت طرف ارمنی و آذری هر دو مجری یک داستان بودند نه یک تصمیم گیرنده. با چنین رویکردی باید گفت قره باغ به یک وجه المصالحه یا میدان بازی برای گرفتن امتیاز در نقطه ای برای کار دیگری تبدیل شده است. به عبارتی قره باغ موضوع نیست و عاملی هم برای تشدید درگیری وجود نداشته است.

هرچند برخی از صاحب نظران درگیری های قره باغ را به عنوان ایجاد جبهه جدید برای فشار هرچه بیشتر بر روسیه برای عقب نشینی از مواضع خود در خصوص سوریه از سوی آمریکا و همپیمانان منطقه ایش می دانند.

اما با نگاهی به عملکرد دولت آذربایجان از پیروی از سیاست های عربی- صهیونیستی در برخورد با مذهبیون علی الخصوص شیعیان این کشور و ممانعت از برگزاری مراسمات مذهبی، صدور مجوز برای راهپیمایی همجنسگرایان در حاشیه مراسم یورو ویژن در سال 2014 و فعالیت های گسترده جاسوسان موساد در این کشور برای اجرای اقدامات تحریک بر انگیز در آذربایجان ایران می تواند به عنوان گمانه زنی در خصوص ناامن کردن هرچه بیشتر مرزهای کشورمان در ایجاد دغدغه های جدید امنیتی برای ایران  مطرح شود.

در شرایطی که سیاست های ناپخته کشورهای چون ترکیه، عربستان و حاکمان حاشیه خلیج فارس و اظهارات خصمانه سردمداران کشورهای عرب دنباله رو عربستان علیه ایران به امری طبیعی و روزمره تبدیل شده است، شعله ور شدن آتش زیر خاکستر اختلافات آذری ها و ارمنی ها بر سر منطقه قره باغ می تواند زمینه ایجاد یک جنگ قومی مذهبی جدید با حمایت ترکیه قومگرا و عربستان وهابی که به بهانه قومیت و مذهب از آذربایجان حمایت می کنند را فراهم آورد. مساله ای که به شدت می تواند برای مناطق آذری نشین کشور ما خطر ناک باشد. موضوعی که با رصد چند دقیقه ای فضای مجازی منطقه می توان دریافت.

سعودی ها با حمایت فوری از آذربایجان درپی بازسازی چهره مخدوش خود میان ممالک اسلامی است، عربستان تحت سلطه ملک سلمان برای بازیابی دبدبه و کبکبه ی از دست رفته اش در این چند ساله نخود هر آشی شده و خود را در بسیاری از موضوعات تنش آلود قاطی کرده است.

در نهایت آنکه وضعیت قره باغ به همان آتش بس گذشته باز می گردد. در واقع تنش های چند روز اخیر در نهایت به حالت قبل بازگشته و پایان پذیر نخواهد بود و گمان می رود بحران قره باغ در زمانی دیگر و با یک بانی دیگری تکرار شود.