تدبیر اصلاح طلبان و پسرفت بوکان

حدود چهار سال پیش؛ اصلاح طلبان و رهبران دولت تدبیر و امید شعار عدالت عمرانی را سردادند، از فساد در دولت قبل گفتند و مدعی راستگویی و پاکدستی خود شدند. وعده های بیشمار برای ساماندهی وضعیت اقتصادی کشور در 100 روز  و صدها شعار خوش رنگ و لعاب دیگر سبب شد این باور به وجود بیاید که واقعا می خواهند در طول چهارسال ایران را دگرگون نمایند شاید؛ هرچند عملکرد چهار ساله شان و اخبار ضد و نقیض اختلاس ها و فیش های نجومی و تعطیلی بخش اعظمی از چرخه تولید و صنعت کشور و کوچک شدن هرچه بیشتر سفره های مردم، همه را به این باور رسانده که این وعده ها صرفا برای تصاحب مسند قدرت بوده است و بس.

کارنامه ضعیف اصلاح طلبان بوکان و آزموده ای که که دوباره آزموده شد!

نمونه ی تمام نمای ناکارآمدی و ضعف اصلاح طلبان و جبهه دوم خردادی های بوکان؛ رحمان نامجو نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی به شمار می رود. در دوره نمایندگی وی؛ یکی از ضعیف ترین و روی هم رفته بی تفاوت ترین دوران در کارنامه نمایندگان مردم بوکان به ثبت رسید.  کسی که با مهر تائید دوم خردادی ها روانه مجلس شد و حتی یکبار هم پشت سرش را نگاه نکرد. انتخابی که نه تنها گرهی از مشکلات مردم مظلوم بوکان نگشود، بلکه باعث سرخوردگی و یاس بیش از حد بین این مردم شد. کارنامه مردود نامجو و اقدامات بعدی جریان اصلاحات در بوکان نشان داد که این جریان از حیث کارایی و قدرت عمل در ابادانی شهر جز خنثی ترین جریانات سیاسی به شمار می رود.

نحله ی اصلاحات بوکان زمانی به ورطه نابودی و اضمحلال کامل خود نزدیک شد که قسیم عثمانی اصولگرا در ادوار هشتم و نهم را که قسم نامه اصول گرایان را امضا کرده بود یک شبه و به راحتی از پشتیبانی تمام قد اصلاح طلبان این شهرستان برخوردار کرد. موضوعی که انشقاق در جبهه اصلاح طلبان بوکان را دو چندان کرد و وضعیتی را به وجود آورد که عثمانی شورای راهبردی اصلاح طلبان بوکان را از افراد مورد وثوق خود اشباع کند. در چنین شرایطی "سعید لیلاز" اصلاح طلب معروف در ستاد انتخاباتی عثمانی حضور می یابد و به کرات از خاتمی به عنوان رهبر اصلاحات سخن می گوید و سلام وی را که عثمانی اصولگرا بعد از انتخابات 88 در گفت و گو با روزنامه کیهان خواهان توبه کردنش شده بود را به مردم بوکان می رساند!. یکی دیگر از عجایب انتخابات مجلس دهم در بوکان اصلاح طلب شدن حاج انور حبیب زاده که هفتاد پشتش به اصولگرایی شناخته شده است.

در چنین شرایطی است که فرماندار منصوب شده از سوی عثمانی، در روز معارفه اش بوکان را مهد اصلاح طلبی می خواند!.

چه انتظاری از این جریان سیاسی خنثی وجود دارد؟

جمال خسروی نماینده دولت اصلاح طلب معتدل مدعی تدبیر در کردار و گفتار، به اعتراف آمار یکی از ضعیف ترین و خنثی ترین فرمانداران تاریخ بوکان به شمار می رود. آشفتگی مدیریتی در دوره وی به حدی رسیده که بر اساس گفته های خودش بوکان بیشترین تعداد افراد بیکار در سطح استان و منطقه را در خود جای  داده است. جاده های منتهی به این شهرستان هر روز قربانی می گیرند. اطلاعیه قطعی آب و برق به یکی از اخبار روتین کانال تلگرامی روابط عمومی فرمانداری تبدیل شده است. در بحبوحه انتخابات وزیر ورزش و جوانان در اقدامی غیر متعارف ورزشگاهی را افتتاح می کند که امروز آقای نماینده در پیامی بلند بالا از امکان بهره برداری از آن در آینده نزدیک خبر می دهد. (آینده ای که معلوم نیست کی قرار است برسد)

در دوره مدیریت خسروی ادارات شهرستان به عرصه یکه تازی نماینده تبدیل شده، خیل مدیران بی تجربه که صرفا سابقه حضور در ستاد انتخاباتی عثمانی را در کارنامه ی حرفه ای ! خود دارند در دستگاههای اداری منصوب شده اند.

فرماندار بوکان در حالی از بیکاری گسترده در این شهرستان سخن می گوید که تاکنون هیچ کارنامه ای از عملکرد دولت کریمه امید در حوزه اشتغالزایی برای جوانان این شهرستان ارائه نکرده است.

بحران انتخاب شهردار بیش از نیمی از عمر شورای شهر بوکان را هدر داد و امکان برنامه ریزی و خدمت را از آنها گرفت.

در دوران خسروی به راحتی رسانه های منتقد حذف شدند. دلسوزانی که انتقاد را حق خود می دانند اگر در پست های مدیریتی باشند کنار گذاشته شده اند و با یک انتقاد کوچک از عثمانی یا خسروی مجبور به ترک شهر می شوند.

رقیب انتخاباتی عثمانی که بیش از20 هزار نفر از شهروندان بوکانی به وی را ی داده اند از حق تدریس در دانشگاه محروم می شود، در عوض دانشگاههای بوکان به حیات خلوت و عرصه تاخت و تاز عثمانی بدل می شود.

خسروی و عثمانی که امروز عنوان رهبر اصلاح طلبان بوکان را یدک می کشند؛ هر روزه از شخصیت های خلق الساعه ای به عنوان ادیب و امین و معتمد شهرستان در برنامه های مختلف رونمایی می کنند. فردی که در طول عمرش حتی یک یادداشت هم ننوشته به عنوان نماینده رسانه های بوکان در جلسه تبلیغاتی استاندار عرض اندام می کند. شاعری که شان خود را به یک مداح کوچه بازاری تنزل داده در هر محفلی تریبون می گیرد و همچون بتی بی همتا از سوی مسئولان تقدیس می شود. تیم مدیریتی اصلاح طلبان بوکان اکنون شدیدأ در تلاش محکم کردن جای پای خود هستند و هرکه را بر سر راه مطامع خود ببیند به راحتی آب خوردن حذفش می کنند.

در حالی که نمایندگان شهرهای اطراف هر روز دستاوردی برای شهرخود کسب می کنند؛ فرمانداران شهرهای همجوار هرروز برای رفع مشکلات شهرشان رایزنی و تلاش می کنند اما فرماندار و نماینده بوکان تنها هدفشان برنامه ریزی و مهندسی انتخابات  پیش رو خلاصه شده است.

اینها تنها گوشه کوچکی از نتیجه اعتماد مردم به شعارهای پوشالی اصلاح طلبان در این شهرستان به شمار می رود.

تنها راه رهایی از معضلات دامنگیر بوکان طرد و دوری از جریانات و احزاب به وجود آمده است؛ تمامی این جریانات امتحان خود را پس داده اند و بی تعهدی و قدرت طلبی شان به اثبات رسیده است، به امید پروردگار منان و تلاش و پیگیری های مردم روشنفکر بوکان روزی دلسوزان واقعی را به جایگاهشان برگردانیم‌.

ما و مسئولان خود روزنامه نگار پندار!

این روزها به محض اینکه مطلبی بر خلاف میل برخی از مسئولان منتشر می شود سریعا با رسانه ها تماس می گیرند و با لحنی تند با چاشنی تهدید و توهین! مدیران رسانه ها را مخاطب قرار می دهند و ادعا می کنند که خودشان روزنامه نگار هستند و یا حداقل مدتی در رسانه ها فعالیت داشته اند.
موضوعی که به کرات طی سالها فعالیت رسانه ای با آن مواجه شده و به شخصه تجربه کرده ام.
آخرین مورد آن هم به همین چند روز قبل مربوط می شود. علی رغم وجود اسناد و مدارک و اخبار کافی برای تحریر یک گزارش در خصوص دو شایعه منتشر شده در فضای مجازی شهرستان با یکی از مدیران تماس تلفنی حاصل کرده و از زبان ایشان یکی از این اخبار تائید و دیگری به شدت تکذیب شد!
خوشبختانه بنا بر تجربه ای که از فراموشکاری های مصلحتی مسئولان کسب کرده ام معمولا علاوه بر یادداشت برداری، ضبط فایل صوتی یا تصویری مصاحبه مدیران را نیز در دستور کار خود قرار داده ام.
با این حال متاسفانه امروز متوجه شدم این مدیر مدعی روزنامه نگاری در گفت و گو با یک سایت محلی به کل صحبت هایش در مصاحبه با بنده را کتمان کرده و ما را از نیش و کنایه و توهین و متهم کردن به سیاه نمایی بی نصیب نکرده است.
هر چند بنا به مشی رسانه ای که در پیش گرفته ام نه فرصتی برای پاسخ و پسغام های اینگونه دارم و نه تمایلی به هدر دادن انرژی خود در این باره!.

با همه این اوصاف و فارغ از پیش آمدهای مذکور، یک سئوال همیشه برای من نوعی و بسیاری از اصحاب رسانه پا برجا بوده و هست.

اینکه که چطور در مملکتمان ما این همه مسئول، روزنامه نگار داریم اما روزگار رسانه ها و فعالان رسانه اینگونه دچار مصائب گوناگون است!

اخیرا مطلبی در این باره منتشر شده که بازنشر آن خالی از لطف نخواهد بود!

امیر عباس تقی پور روزنامه نگار در یاداشتی در ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشت ....

چرا سیاستمداران روزنامه نگار می شوند؟

• نگاهی دقیقتر به وضعیت مالكیت رسانه ها در ایران نشان می دهد بسیاری از آنها به جریان های سیاسی مختلف وابسته هستند. در سال های اخیر گرایش شخصیت های سیاسی به داشتن رسانه افزایش یافته است، به گونه ای كه صاحبنظران حوزه ارتباطات از این روند با عنوان آخرین راهكار برای پیشبرد اهداف نام برده و بر این باورند كه شخصیتهای سیاسی برای تسویه حسابهای سیاسی و انعكاس فعالیت های حزبی خود بیش از هر دورهای به كار رسانه ای روی آورده اند.

• سیاستمداران با داشتن یك رسانه دو هدف نهایی را مورد توجه قرار می دهند؛ تبدیل شدن به یك قدرت سیاسی و تبدیل شدن به یك قدرت اقتصادی و قدرتی كه بتواند با افكار عمومی در ارتباط گسترده باشد.

• معرفی روزنامه نگاران سیاستمدار: عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، محمد عطریانفر، مرتضی نبوی، فائزه هاشمی، علیرضا زاکانی، مصطفی کواکبیان، مهرداد بذرپاش، احمد توکلی، موسوس خوئینی ها و ابراهیم اصغرزاده.
در منطقه خودمان هم آقایان عثمانی(نماینده بوکان)، نوربخش(نماینده ادوار مهاباد)، حسین زاده(نماینده نقده و اشنویه) و ...

رسول گلباخی
مدیر مسیول و صاحب امتیاز دو هفته نامه مکریان امروز
مدیر مسئول پایگاه خبری مکریان مهاباد
سردبیر هفته نامه صدای آشنا
سردبیر سابق دو هفته نامه سراسری جامعه کردستان، تخت سلیمان و...

لینک انتشار این یادداشت در پایگاه خبری مُکریان

لینک انتشار این یادداشت در خبرگزاری دانا