سد سیمینه بوکان دستاویزی برای منتخب ماندن

اواسط دهه چهل بود که تب سدسازی در منطقه ما بالا گرفت سد شهید کاظمی (کوروش کبیر) بر روی زرینه رود در آن دوران به بهره برداری رسید و مطالعات برای احداث سد سیمینه آغاز شد اما بعد از چندی آن شور و شوق رنگ باخت و تا اواخر دهه هفتاد سخنی از سرانجام این طرح به میان نیامد،تا اینکه در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی این طرح به تصویب رسید و کد اجرایی پروژه اخذ گردید  و استارت مطالعات آن زده شد. پیگیری و ممارست نماینده وقت( حاج انور حبیب زاده) سبب شد وزارت نیرو قبل از پایان فاز دوم مطالعات سد، کلنگ احداث آن را بر زمین بکوباند.هرچند عثمانی نماینده مردم بوکان در دوره های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی در گرماگرم انتخابات "رحمان نامجو" نماینده دوره ششم را بانی این حرکت معرفی می کرد.

با این اوصاف "فتاح"وزیر نیرو وقت در پاسخ به پیگیری های "حبیب زاده" در مورد چند و چون وضعیت سد مذکور، کلنگ زنی سد سیمینه را یکی از اشتباهات وزارت نیرو قلمداد کند( جهان اقتصاد شماره3668)

"حبیب زاده" نماینده مردم بوکان در دوره پنجم و هفتم در"کتاب ئاوینه خزمه ت"( گزارش عملکرد دوران تصدیش- زمستان 86)، ضمن اعلام تصویب پروژه سد سیمینه در سال 83 و گنجانده شدن اعتبار در بودجه سال 84 برای طرح مذکور ردیف اعتبارات پروژه سد سیمینه را اینگونه آورده است: سال شروع 84 و اتمام آن در سال89! اعتبارات تخصیصی به ترتیب از سال 84 پانصد میلیون تومان، 85 پنج میلیارد تومان، 86 نه میلیارد تومان، 87 چهارده میلیارد تومان، 88 هفده میلیارد تومان و در سال اتمام پروژه 89 دوازده میلیارد تومان.روند رو به رشد پروژه مذکور با افتتاح کانال انحرافی آن شدت بیشتری به خود گرفت. در اوایل دوره هشتم مجلس شورای اسلامی که مصادف بود با تکیه زدن "دکتر محمد قسیم عثمانی" بر مسند نمایندگی مردم بوکان با کلنگ زنی بدنه سد سیمینه توسط نامجو وزیر نیرو دولت دهم تحقق آرزوی دیرینه مردم بوکان سرعتی دوچندان یافت و بر اشتیاق آنان برای اتمام این پروژه تاریخی افزود به صورتی که عثمانی در اسفند89 در مصاحبه با هفته نامه کوشا ویژه بوکان روند احداث سد سیمینه را مطلوب توصیف کرد! اما داستان به اینجا ختم نشد عثمانی که با شعار ساماندهی به وضعیت نامساعد کشاورزان منطقه وارد گود انتخابات شده بود همیشه و همه جا از پیگیری هایش برای اتمام احداث سد سیمینه سخن می راند تا اینکه در همایشی که تابستان 90 به مناسبت روز شوراها در سالن سیمرغ شهرستان بوکان ترتیب یافته بود اعلام کرد توانسته بودجه 40 میلیاردی را برای تسریع در اتمام پروژه مذکور اخذ نماید.البته این وعده همراه بود با گله مندی وی از غرق شدن آینده این طرح در تلاطم امور اداری (مرزداران20تیر90)این جریان و گمانه زنی ها در مورد میزان اعتبار اختصاصی به سد سیمینه با سپری شدن روزهای تابستان شدت بیشتری یافت تا اینکه عثمانی در اظهاراتی غیرمنتظره و در همان جمع قبلی البته بعد از حدود یک ماه که اینبار برای شنیدن گزارش عملکرد وی در همان محل گرد آمده بودند اظهار داشت: بودجه سد سیمینه که 20 میلیارد آن در قانون بودجه 90 گنجانده شده و 20 میلیارد دیگر آن از اعتبارات ریاست جمهوری تخصیص یافته به حدود 16 میلیارد تومان تقلیل یافته است. البته این تنزل در میزان بودجه سد سیمینه همراه بود با خبر بحث برانگیز توقف سدسازی در اطراف دریاچه ارومیه توسط وزیر نیرو(امانت شماره 960) که بیشتر از پیش سرانجام مبهم پروژه تاریخی سد سیمینه را مورد توجه همگان قرار داد؛ باید خاطر نشان کرد عثمانی در پاسخ به سؤالی پیرامون همین موضوع به صراحت ارتباط سد سیمینه با دریاچه ارومیه را کتمان کرده است و این در حالی است که کارشناسان و مسئولان زیست محیطی از جمله محمد باقر صدوق معاون طبیعی سازمان محیط زیست بر خلاف ادعای دکتر عثمانی آنچه را که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده است، ساخت سد روی رودخانه های ورودی به دریاچه ارومیه دانسته اند.( آراز شماره224)با این اوصاف عثمانی در ادامه روند اعلام گزارش عملکرد خود در گفتگو با صدای آشنا در آبان ماه 90 با بیان این نکته که هنوز برای ادامه احداث پروژه سد سیمینه هیچ پیمانکاری تعیین نگردیده از صرف ده میلیارد و هفتصد میلیون تومان در سال 90 برای این طرح خبر داد. شنیده ها حاکی از آنست که در سال 92 هم به رغم اختصاص بودجه ای بالغ بر بیست و یک میلیارد تومان برای ادامه این پروژه، به اعتراف چندین باره عثمانی در صحن علنی مجلس و آخرین سفر جلال زاده استاندار سابق به بوکان، عملیات احداث این پروژه هم همانند سایر پروژه های عمرانی شهرستان متوقف شده است.

بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم دوباره زمزمه هایی مبنی بر توقف سد سازی بر روی رودخانه های حوزه آبریز دریاچه ارومیه به گوش رسید که اظهارات چیت چیان در شهریور 92 در گفتگو با خبرگزاری مهر مؤید این مسأله است(1). قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی و عضو مجمع نمایندگان استان آذربایجان غربی رسیدگی به وضعیت دریاچه ارومیه را بر همه پروژه های استان و منطقه ارجع تر می داند.آخرین عکس العمل نسبت به آینده این سد به حدود یک ماه قبل برمی گردد. گویا دولت یازدهم در لایحه بودجه پیشنهادی سال 93 به مجلس هیچ اعتباری را برای ادامه احداث سد سیمینه اختصاص نداده است، همین موضوع سبب شد عثمانی دولت را به استعفا از نمایندگی مجلس تهدید کند. با این اوصاف باید منتظر ماند و دید که حضور عثمانی در کمیسیون برنامه و بودجه و عضویت دوباره وی در کمیسیون تلفیق مجلس می تواند گره از عدم تخصیص اعتبار برای به سر انجام رسیدن این پروژه بگشاید. هر چند ناگفته پیداست که  تاکنون حضور چندین ساله عثمانی در این کمیسیون ها به حال پریشان این سد افاقه نکرده است.

(1)اظهارات چیت چیان وزیر نیرو دولت یازدهم

شهر چراغان است

شهر چراغان است

سنگ تمام شهرداری بوکان برای فجر سی و پنجم

میدان فرمانداری بوکان


عکس از دادگران بوکان


سهم انقلابی این سرزمین

شهدای انقلاب شهرستان بوکان


بازیگری که اشرف پهلوی او را پدرخوانده سینمای ایران کرد+تصاویر

بازیگری که اشرف پهلوی او را پدرخوانده سینمای ایران کرد

بازیگری که اشرف پهلوی او را پدرخوانده سینمای ایران کرد+تصاویر

چنین شد که به دستور اشرف پهلوی وی به یکی از پدرخوانده های سینمای ایران تبدیل شد. چنانکه با یک تلفن برای فیلم هایش مجوز نمایش می گرفت و یا یک تلفن هم فیلم های دیگران را سالها راهی انبارها می کرد.

به گزارش دادگران بوکان، به نقل از رهیاب نیوز، سعید راد بازیگر سرشناس سینمای ایران در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر از بهروز وثوقی و محمدعلی فردین به عنوان ستون های بازیگری سینمای ایران نام برد.

 او که به همراه فرامرز قریبیان برای اهدای جایزه بخش مواد تبلیغی روی سن تالار وحدت آمده بود، گفت:«این سن خیلی باشکوه است و من این مهربانی و بخشندگی را که در میان مسئولان می بینیم ،  خواهش می کنم با توجه به این امید ایجاد شده، به من اجازه بدهنید که به عنوان یک بازیگر یادی داشته باشم از بزرگان بازیگری ایران آقایان بهروز وثوقی و محمدعلی فردین.»

       

او ادامه داد:«چه بخواهیم و چه نخواهیم این ها ستون‌های بازیگری در سینمای ما هستند و محمدرضا فروتن، حامد بهداد و پولاد کیمیایی که الان در سالن هستند از روی دست آن ها مشق بازیگری کرده اند.»

 بهروز وثوقی از جمله بازیگران سینمای قبل از انقلاب بود که به دلیل رفتارهای خلاف اخلاق در فیلمفارسی های آن دوره، با پیروزی انقلاب بر همان شیوه اصرار ورزید و لذا چون جایی برای ادامه کار برای خود احساس نمی کرد به آمریکا رفت.

اما براستی بهروز وثوق ستون بازیگری در سینمای ایران است؟ برای جواب دادن بهتر است زندگی او را با هم مرور کنیم

                     

بهروز وثوقی که نام اصلی اش خلیل وثوقی است در سال 1316 در شهر خوی به دنیا آمد و پس از تحصیل مدرک دیپلم متوسطه در جستجوی کار به تهران آمد و در سال 1337 به کار دوبله فیلم های خارجی و ایرانی مشغول شد. وثوقی پس از سه سال فعالیت در این حرفه با حمایت یکی از هنرپیشگان زن سینمای ان روزگار به نام پوری بنایی با فیلم صد کیلو داماد فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد.

  ماجرای ارتباط اشرف پهلوی و بهروز وثوقی + تصاویر

                  

اما علی رغم حضور در کنار این هنرپیشه زن و بازی در فیلم های مبتذل به شهرت چندانی دست نیافت. تا این که ناگهان جریانی با عنوان موج نو با حمایت نویسندگان وابسته ای همچون فیروز شیروانلو، پرویز دوایی کارمند پرسنلی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، لیلی امیر ارجمند ندیمه فرح پهلوی و با سرمایه تهیه کنندگانی مانند علی عباسی، مهذی میثاقیه در سینمای ایران شکل گرفت. این عناصر ماموریت داشتند که بهروز وثوقی هنرپیشه درجه دهم سینمای ایران را به معروف ترین و گران ترین بازیگر سینما تبدیل کنند و چنین شد که به دستور اشرف پهلوی وی به یکی از پدرخوانده های سینمای ایران تبدیل شد. چنانکه با یک تلفن برای فیلم هایش مجوز نمایش می گرفت و یا یک تلفن هم فیلم های دیگران را سالها راهی انبارها می کرد.

                

اشرف ذاتاً زنی بوالهوس و شهوتران و فاسد بود. او به سه چیز توجه داشت: بدست آوردن قدرت، جمع آوری پول و ثروت و هواسرانیهای بی حد! به همین خاطر او همیشه در جستجوی مردی بود که توجه او را جلب و او را اقناع و ارضا نماید در چنین صورتی کار یک چنین آدم دلخواه سکه بود و از پول و مقام و موقعیت خاصی برخوردار می­شد. یکی از این مردان دلخواه اشرف بهروز وثوقی هنرپیشه سابق سینمای ایران بود. 

ویلای اشرف و بهروز وثوقی وسط دریاچه ارومیه

 

 این ویلای کوچک در سال ۵۳ در کنار محیط بانی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در جزیره کبودان احداث شده است. اشرف پهلوی یک بار در ۵۳ و یک بار در ۵۴ با بهروز وثوقی و هر بار به مدت ۴ الی ۵ روز در آن ویلا اقامت گزیده است. کلیه وسایل ویلا و مبلمان آن، خارجی و به ویژه ایتالیایی و فرانسوی می باشند که به صورت دست نخورده به جای مانده اند و هم اکنون در اختیار اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی است.

بستر سازی در جهت چهره سازی او چنان ماهرانه صورت گرفت که دیگر هنرپیشگانی که تا قبل از دهه 50 گران ترین بازیگران سینمای ایران محسوب می شدند و فیلم هایشان از فروش خوبی برخوردار بود در اواخر دهه 50 عمداً خانه نشین شده بودند. در حالی که وثوقی برای بازی در هر فیلم در سالهای 1357ـ 1353 رقم بالایی معادل نیمی از هزینه تولید فیلم در آن سالها به عنوان دستمزد دریافت می کرد. 

 

                                                                      بهروز و گوگوش

                                

فائقه آتشین یا همان " گوگوش " خواننده فاسد دربار شاه پهلوی میباشد که ارتباطات غیر اخلاقی گسترده ی وی در پیش از انقلاب اسلامی با افراد مختلف نقل محافل عمومی بوده و بنابر اخبار رسمی تاکنون 6 بار ازدواج نموده است!

 بهـروز در خاطراتش می گوید : « ...روحیه گوگوش اصلا خوب نبود...درگیر طلاق گرفتن بود و شوهرش رضایت نمی داد . جراید هم مرتب می نوشتند که آنــــــــها دارند ازهم جدا می شوند ..گوگوش ناچار دست به دامن نخست وزیر شد .تا این که بلاخره با وساطت هـــویدا، قضیه فیصلــــه پیداکرد ...البته شوهرش فکر می کرد من باعث جدایی شان هستم .در صورتــــــــــــــــی که همه می دانستند دلیل جدایی گوگوش آزار و اذیت های شوهرش است » .

                                  

اما سوال اینجاست که چه کسی با نخست وزیر وقت هویدا صحبت کرد تا وارد یک مساله خانوادگی شود ؟ آیا این امر به دلیل این نبود که از طرف دربار به هویدا چنین مساله ای گفته شد ؟ آیـــــا بجز بهروز وثوقی کسی دیگری از هنرمندان به دربار رفت و آمد داشت؟ این درست است که دلیل جدایی گوگوش از محمود قربانی وجود بهــــروز وثوقی نبود اما قطعاً بهروز وثوقی این امر را تسهیل کرده است .

  حضور مافیایی وثوقی در عرصه هنر چنان بود که در هنگام ازدواج با فائقه آتشین معروف به گوگوش وی ترانه سرایان و آهنگسازان معترض به همسرش را یکی دوسال ممنوع القلم و ممنوع التصویر ساخت تا برای همیشه ادب شوند. وثوقی پس از افتضاح افشای روابط همسرش با داریوش اقبالی و پس از طلاق همسرش این خواننده معتاد به مواد مخدر را توسط ماموران به دام انداخت و با حمایت اشرف مطبوعات را وادار ساخت تا تصویر او را به همراه مواد مخدر مکشوفه در صفحات حوادث خود به چاپ برسانند. 

    

  بدین ترتیب در جامعه این شایعه قوت گرفت که داریوش اقبالی به جرم سیاسی به زندان افتاده است سرانجام نیز داریوش با خواندن ترانه ای رسول رستاخیز و طلایه دار در تلویزیون و تقدیم آنها به شاه از زندان آزاد شد.

  «وثوقی» درآستانه پیروزی انقلاب پس از فروش سینماها و املاکش به آمریکا گریخت. وی هم اکنون بازیگر نقش های چرخ پنجم در فیلم های ضد ایرانی هالیوود است. نقش هایی همچون «بادیگارد»، «تروریست» و الخ. 

                     

بهروز و همسر فعلی

بهروز وثوقی  این اواخر عمر خود به بازی در تئاترهای بی محتوا و مبتذل در آمریکا مشغول است.

با این اوصاف مشخص نیست که آقای راد چگونه شخصی را که موجب انحرافات و آزارهای بسیاری برای جامعه هنری کشور شده است را ستون سینمایی مملکت می داند!

سه سند سرخ از دلدادگی اهل سنت به انقلاب اسلامی/ نامه‌ای به شهید که با پیکر بی‌جانش برگشت

گفت‌وگو با برادر شهیدان سلیمی:

سه سند سرخ از دلدادگی اهل سنت به انقلاب اسلامی/ نامه‌ای به شهید که با پیکر بی‌جانش برگشت

سه سند سرخ از دلدادگی اهل سنت به انقلاب اسلامی/ نامه‌ای به شهید که با پیکر بی‌جانش برگشت

شاید این گفت‌وگو تلنگری باشد برای نهله‌های نامیمون و همه گروه‌هایی که برا ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی دل به همراهی حتی اندک از برادران اهل سنت و کرد زبان ایران بسته‌اند.

به گزارش دادگران بوکان به نقل از مرصاد، در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت بعثی عراق و گروهک‌های ضد انقلاب، برای سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی تلاش می کردند و این هم دستی برای براندازی نظام با همکاری گسترده کشور های غربی همراه بود.

شهیدان حبیب الله، عیدالله و کاکه میر سلیمی جزء اولین داوطلبان پاسدار روستاهای منطقه کلاش بودند که در راه حفظ انقلاب اسلامی راهی جبهه های جنگ علیه دشمن بعث و گروهک‌های ضد انقلاب شدند.

در ادامه گفتگو  با  محمد تقی سلیمی جانباز ۵۰ درصد و برادر و شخص ارشد خانواده این سه شهید می‌آید:

111

از خودتان، خانواده و برادران شهیدتان بگویید؟

من محمد تقی سلیمی جانباز جانباز ۵۰ درصد هستم که در دوران دفاع مقدس مجروح شدم. خانواده ما سه شهید به نام های حبیب الله سلیمی، عبدالله سلیمی و کاکه میر سلیمی تقدیم انقلاب کرده است که برادر، برادر زاده و پسر عمویم هستند.

axxxx (1)

شهدای خانواده شما چگونه با جبهه و جنگ آشنا شدند؟

خانواده ما قبل از انقلاب اسلامی در روستای کلاش باغان زندگی می کرد و شغل ما دامداری بود. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و هجوم گروهک‌های ضد انقلاب به روستای ما در اوایل انقلاب و آزار و اذیت مردم روستاهای منطقه، ما بر خود واجب دانستیم که برای مقابله با آنها و رژیم بعث و ادای تکلیف، به سپاه پاسداران مراجعه کنیم و به مناطق مختلف اعزام شویم.

شهدای سلیمی همگی به تمام معنا آرام و مردم دار و به افرادی متدین، ساده و به دور از رنگ و لعاب‌های دنیایی معروف بودند.

شهدای سلیمی قبل از شهادت به چه کاری مشغول بودند؟

دامدار بودند و همراه با خانواده به دامداری می پرداختند.

  شهدای سلیمی در کدام منطقه جنگی به شهادت رسیدند؟

حبیب الله سلیمی در سال ۱۳۶۲ در ازگله و در مقابله با گروهک‌های ضد انقلاب به شهادت رسید. عبدالله سلیمی در شاخ به مو که از مناطق جنگی بسیار مهم بود بر اثر اثابت ترکش توپ جنگی شهید شد. کاکه میر سلیمی در عملیات بازی دراز و در این منطقه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

axxxx (2)

خبر شهادت این شهدای گرانقدر چگونه به شما رسید؟

من در آن زمان مجروح شده و مدتی را در بیمارستان تهران بودم. پس از مدتی برای استراحت در منزل من را به روستایمان باز گرداندند. پس از آن نامه ای به برادرم عبدالله سلیمی نوشتیم که اگر امکان دارد مدت کوتاهی مرخصی بگیرد تا من او را از نزدیک ببینم زیرا وضعیت خوبی نداشتم. نامه را صبح زود به یکی از همرزمان شهید دادم تا به وی برساند. همرزم ایشان زمانی به جوانرود رسیده بود که پیکر برادر شهیدم وارد شهر شد. همرزم ایشان هم همراه پیکر شهید بازگشت.

دیگر شهدای خانواده را هم در خانه بودم که پیکرهای این شهیدان را به روستا آوردند.

شهادت را چگونه می بینید و از اینکه سه شهید در خانواده شماست چه احساسی دارید؟

شهید مقام والایی دارد و شهادت در راه دفاع از خاک و ناموس حقی است که دین مبین اسلام بر عهده مسلمانان گذاشته است. مایه افتخار من است که در خانواده سه شهید انقلاب و خود نیز جزء جانبازان راه حق علیه باطل هستم و اگر امروز هم لازم باشد با همین پای ناتوانم آماده جانفشانی و مبارزه هستم.

ازخاطرات خودتان از جبهه های جنگ در برابر گروهک‌های ضد انقلاب و چگونگی مجروح شدن خودتان بگوئید؟

بنده سرگروه ۳۰ نفر از رزمندگان محلی بودم. با پاکسازی مناطق کلاش و دیگر روستاهای این مسیر از وجود گروهک‌های ضد انقلاب، در پایگاهی در (لوط ژالی) مستقر شدیم و مدتی را آنجا گذراندیم تا اینکه دستور حضور ما در عملیات بزرگ سراسری در مرخیل رسید. ما به سوی این منطقه حرکت کردیم و در جریان درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب آنها را از این منطقه بیرون راندیم و در مرخیل مستقر شدیم.
حدود نیمه شب همان روز گروهک‌ها با پشتیبانی لشکر بعثی برای باز پس گیری این منطقه به ما حمله کردند و با بارانی از توپ و خمپاره از سوی آن‌ها مواجه شدیم. مقر گروهان ما بوسیله آتش یکی از همرزمانمان شناسایی شد و مقر ما را توپ باران کردند که در جریان برخورد این توپها به مقر ما عده ای از برادران گروهان ما با نام‌های قادر قادری، مجید حسینی، مجید میرزایی شهید شدند. خودم نیز از ناحیه پا مجروح شدم.

وقتی مینی بوسها اعتراض می کنند


وقتی مینی بوسها اعتراض می کنند

ترمینال خالی از مینی بوس(پنج شنبه 92/11/10  ساعت 10 صبح)

چند روزی است رانندگان مینی بوسهای بین شهری بوکان دست به اعتراض و اعتصاب زده اند.رانندگان مسیرهای مهاباد و میاندوآب به محل احداث و عدم استقبال مسافران از ترمینال شمال اعتراض دارند.آنها می گویند مسافر کم است، ترمینال دور است و مسافران برای رسیدن به آن باید متحمل هزینه بالایی شوند.به همین خاطر برای رفتن به مهاباد به میدان ورودی شهر از سمت مهاباد می روند.در آنجا به وسیله مسافر برهای شخصی عازم مهاباد می شوند؛ البته مسافران میاندآبی هم از میدان آزادگان و علی آباد خود را به مقصد می رسانند.خلاصه حدود سه چهار روزی است که رانندگان مینی بوسهای این مسیرها حاضر به رفتن به ترمینال نیستند و اصرار دارند که دوباره در محل ترمینال سابق مهاباد استقرار یابند.این مسئله هم باعث شده مسئولین شهر با اختصاص دو دستگاه اتوبوس خط واحد مسافران سرگردان مهاباد و میاندوآب را به صورت رایگان به مقصد برسانند هرچند این ابتکار مسئولین با عدم استقبال مسافران روبرو شده است. در این باره یکی از رانندگان به خبرنگار ما گفت: از همان ابتدای افتتاح ترمینال به کرات به مسئولین اطلاع دادیم که ما با محل احداث این ترمینال مشکل داریم مردم و مسافران هم ناراضی هستند. این ترمینال قرار بود ترمینال جامع شهرستان باشد به علت مکان یابی غیر اصولی ترمینال در همان روزهای اول بهره برداری  مینی بوس ها و سواری های سقز و شاهیندژ به جنوب شهر و جاده سد نقل مکان کردند ما ماندیم و سواری های مهاباد و ارومیه. بیشتر مسافران ما با خودروهای توراهی و مسافربرهای شخصی مسافرت می کنند. به شدت مسافر کم شده بسیاری از رانندگان با مشکل روبرو هستند بعضی روزها هزینه های یومیه خود مینی بوس اعم از استهلاک و سوخت را نمی توانیم فراهم کنیم.

سخنگوی شواری اسلامی شهر بوکان در پاسخ به خبرنگار ما در این باره گفت: این مسئله به شورای ترافیک شهرستان  که ریاست شورای شهر هم در آن عضویت دارد ارتباط دارد. هرچند برخی از این رانندگان در شورا حضور یافته اند و مشکلاتشان را شنیده ایم از این رو بنده از طرف ریاست و اعضای شورا اعلام می کنم که ما با بازگشت دوباره مینی بوس ها به محل ترمینال سابق تهران هیچ مشکلی نداریم.

فرماندار بوکان که ریاست شورای ترافیک شهرستان را نیز برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار ما  با اعلام اینکه خواسته رانندگان مینی بوس  را می داند، گفت: ما هم می دانیم مسافر کم شده ما هم مطلعیم که بسیاری از شهروندان برای مسافرت از مینی بوسهای که میانگین عمرشان به سی سال هم می رسد استفاده نمی کنند، اما هر کاری راهی دارد بنده چندین بار با رانندگان محترم نشست داشته ام و حرفهایشان را شنیده ام اما باید در نظر داشت که فرسودگی مینی بوسها یکی از دلایل اصلی عدم تمایل مسافران برای مسافرت با آنهاست. رانندگان اصرار دارن به داخل شهر بازگردانده شوند می گویند چون مسافر کم شده باید اجازه داشته باشند مسافران روستاهای مسیرشان را هم جابجا کنند، پس سرویسهای روستایی چکار کنند؟

تاکنون دهها بار به رانندگان مینی بوسها در خصوص استفاده از تسهیلات دولت برای جایگزینی خودروهای فرسوده شان اطلاع رسانی شده هر درخواستی باید در چارجوب قانون باشد. این رانندگان باید به محل ترمینال بازگردند و درآنجا به شهروندان و مسافران خدمت رسانی کنند.با این حال ما چندین دستگاه اتوبوس خط واحد که به صورت رایگان مسافران سرگردان در ترمینال را جابجا می کنند اختصاص داده ایم.

گفتنی است این ترمینال  که در شمال بوکان و در ورودی میاندآب قرار دارد حدود سه سال قبل و در دوره شورای سوم و  در زمان شهرداری رسول معروفی به بهره برداری رسید.

مطلب مرتبط(ترمینال جدید بوکان برای همه یا هیچکس)

آوزاهای محبوب، آوازه خوان مغضوب

آواز محبوب، آوازه‌خوان مغضوب

حسن زيرك خواننده كُرد، خواننده‌يي كه در دوران زندگي‌اش هرچند نبوغ سرودن و آواز‌خواندن داشت اما از مهر و محبت مردم و دولت عصر آن زمان برخوردار نبود.

 استاد حسن زيرك كسي بود كه شايد هم همانندش ديگر به آذربايجان، كردستان، كرمانشاه و ايلام برنگردد. صداي خدادادي صدايي كه اصلا توصيف‌ناپذير است ولي حيف در زماني مي‌زيست كه هم در ايران و هم در عراق، هرجا مي‌رفت و شعري مي‌سرود هرچند دلنشين و بي‌همتا اما با كتك و ظلم از طرف شنونده يا ماموران حكومتي روبه‌رو مي‌شد.

حسن زيرك كل سروده‌هايش را مطابق اتفاقاتي كه برايش مي‌افتاد، مي‌سرود يعني اگر به آوازهاي حسن گوش دهيد بيشتر اتفاقات و رخدادهاي زندگي‌اش را به راحتي متوجه مي‌شويد. ولي افسوس در زماني مي‌زيست كه قدر او را نمي‌دانستند. حسن زيرك در سال 1300 در شهر بوكان به دنيا آمد زماني كه پنج سال بيشتر نداشت پدرش را از دست داد. زندگي را با درد و رنج گذراند و عمري را در شهرهاي كردنشين ايران و عراق سپري كرد و از پدر دنياي پراز فراز و نشيب سخت و پرمشقت را به ارث برد

ترانه‌هاي حسن زيرك در دوران پيري بدون گروه موسيقي و تكنيسين صدا و نور و بدون مونتاژ و كارگرداني و تنها با سازهاي ساده آن زمان طنين‌اندازند در حالي كه ترانه‌هاي امروزي با همه امكانات موجود تنها يك سال بيشتر دوام نمي‌آورند و فراموش مي‌شوند. حسن زيرك در زمينه هنر و اصالت كارش در خدمت به مردم و وطنش هيچ نمونه و نظيري ندارد.پديده موسيقي كردي، زبان گوياي عاشقان صداي زلال و زيباي شمشال و نم‌نم باران، تصوير بچه‌‌آهوي گرميان، آينه دست جوانان اردلان موكريان است. حسن زيرك نابغه گرچه از تحصيل و الفبايي زبان شيرينش محروم شده بود اما يكه‌تاز فرهنگ و زبان كردي شده و بسياري از واژگان و اصطلاحات زبان‌هاي ديگر را چون رشته‌يي مرواريد درآورد.

استاد زيرك شنونده‌يي بسيار توانا و نادر بود و از فولكلور و ميراث اقوام ديگر نيز بهره برده است. از هنر ملل و اقوام ديگر استفاده كرده است؛ هنر كردي را به كمك آنها غني‌تر كرده و همچنين از اين راه سبب شادي و لذت شنوندگان موسيقي فارسي و تركي نيز شد. مدت زيادي در بخش كردي راديو بغداد عراق همكاري كرد. از سال 1337 كه بخش راديو كردي ايران در تهران براي اولين بار افتتاح شد همكاري خود را با اين مركز آغاز كرد.حسن زيرك در راديو كردي تهران فعاليت داشت با خانم مديا زندي، گوينده بخش كردي ازدواج كرد كه حاصل آن ازدواج دو دختر به نام‌هاي مهتاب و (آرزو) مهناز (دساكار) بود كه چند ترانه را براي فرزندانش اجرا كرده است

زندگي حسن زيرك هميشه با كوچ و آوارگي براي كسب و درآمد همراه بود. استاد شهرام ناظري هنرمند بلندآوازه موسيقي سنتي ايران در خصوص صداي حسن زيرك چنين اظهار داشته: در خصوص مرحوم حسن زيرك در مجموع فقط مي‌توانم بگويم يك انسان نابغه به معناي واقعي بود يعني همان لحظه كه وارد اركستر را ديو مي‌شد و به اتاق ضبط مي‌رفت في‌البداهه شعر مي‌سرود، آهنگ مي‌ساخت و آن را مي‌خواند كه تاكنون چنين موردي در موسيقي سابقه نداشته است. در چهارم تير سال 1351 در بيمارستان بوكان از دنيا مي‌رود و در بالاي كوه ناله شكنه كه از خوش آب و هواترين مناطق شهر بوكان است به خاك سپرده و بوكان به شهر حسن زيرك معروف مي‌شود.

...............

منبع؛ روزنامه اعتماد

شهدای استان آذربایجان غربی

شهدای استان آذربایجان غربی

این استان به دلیل موقعیت حساس خود همچنین مشهد سرداران بزرگواری بود که هر یک به نوبه خود تأثیرات عمده ای در روند شکل گیری انقلاب داشتند . این نام آوران عرصه جهاد به عزم راسخ به جنگ با ایادی استکبار جهانی و ضد انقلاب همت گماشتند و از خود سیمای مردانی پایمرد را در تاریخ به ثبت رساندند .

1-  سردار سرلشکر پاسدار شهید محمد بروجردی از فرماندهان قرارگاه حمزه سید الشهداء

2- سردار سرتیپ پاسدار شهید ناصر کاظمی از فرماندهان قرارگاه حمزه سید الشهداء
3- 
سردار سرلشکر پاسدار شهید مهدی زین الدین ، فرمانده لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب
4- 
امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی ، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
5- 
سردار سرلشکر پاسدار شهید محمود کاوه ، فرمانده لشکر ویژه شهداء
6- 
سردار سرتیپ پاسدار شهید قمی ، جانشین لشکر ویژه شهداء
7-
سردار سرتیپ پاسدار شهید سید باقر طباطبائی نژاد ، فرمانده قرارگاه نصر
8- 
سردار سرتیپ پاسدار شهید غلامرضا آزادی ، فرمانده عملیات قرارگاه قدس
9-
حجت الاسلام و المسلمین شهید مصطفی ردانی پور، فرمانده قرارگاه فتح
10-
امیر سرتیپ شهید آبشناسان
همچنین نام و آوازه باکری ها و امینی ها از این خطه، در گوشه گوشه ایران اسلامی طنین انداز گشت و ملت قهرمان را به تحسین دلاور مردیهای فرزندانشان فرا خواند . استان آذربایجان غربی از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی به دلیل حساسیت منطقه و نیز در طول هشت سال دفاع مقدس ۷۷ روحانی شهید تقدیم اهداف والای انقلاب اسلامی نموده که از این تعداد ۲۳ تن از شهدای روحانی اهل تسنن بوده اند که خود این آمار بیانگر وحدت و انسجام شیعه و سنی در سطح منطقه است .
آمار شهدای استان آذربایجان غربی:
آمار شهدای استان به تفکیک شهرستان به شرح ذیل می باشد :
نام شهرستان تعداد شهید نام شهرستان تعداد شهید
خوی ۱۰۰۰ شهید شاهیندژ ۵۰۰ شهید
میاندوآب ۸۰۰ شهید مهاباد ۵۰۰ شهید
نقده ۷۰۰ شهید بوکان ۴۵۰ شهید
سلماس ۷۰۰ شهید ماکو ۴۵۰ شهید
سردشت ۶۷۰ شهید تکاب ۴۰۰ شهید
ارومیه ۳۰۰۰ شهید پیرانشهر ۴۶۵ شهید
و بیش از سه هزار شهید که با توجه به ضوابط بنیاد شهید تحت پوشش نیستند و از طریق سپاه پاسداران و بسیج حمایت می شوند .
این استان با تقدیم پانصد شهید زن به انقلاب اسلامی بعد از استان خوزستان در سطح کشور در رتبه دوم قرار گرفته است.
نام شهرستان تعداد شهید نام شهرستان تعداد شهید
ارومیه ۱۸۲ شهید نقده ۱۳ شهید
سردشت ۱۵۴ شهید تکاب ۶ شهید
مهاباد ۶۵ شهید شاهیندژ ۵ شهید
پیرانشهر ۶۲شهید اشنویه ۵ شهید
میاندوآب ۲۱ شهید بوکان ۶ شهید
سلماس ۲۱ شهید خوی ۳ شهید
اقلیت های مذهبی (ارامنه) این استان نیز با مسلمانان این مرزوبوم در جهت تمامیت ارضی و مقابله با تهاجمات استکبار جهانی مردانه پایداری نموده تا اثبات نمایند که ایران متعلق به همه ایرانیان است .
طبق آمار استخراج شده در طول دوران انقلاب اسلامی ارامنه استان آذربایجان غربی نیز ۱۳ شهید بوده اند.
همچنین در این استان افراد روشنفکر ، که دفاع و حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی را بر دانشگاه ها ترجیح داده و دوشادوش ملت شریف و مؤمن در عرصه های نبرد حضور یافته و با نثار خون خود درخت اسلام را آبیاری کرده که تعداد این گلگون کفنان قریب ۷۰ شهید می باشد.