اشاره دوم:
... عدالت بدون پيشرفت يعني برابري در عقب ماندگي، برابري در فقر، اين را نمي‌خواهيم. پيشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمي‌کنيم، پيشرفت همراه با عدالت. بايد فواصل طبقاتي کم بشود. بايد آن کساني که براي تحرک استعداد دارند فرصت‌هاي برابر دريافت کنند؛ اگر کسي تنبلي کرد، تنبلي‌اش به گردن خوش. نبايد اين جور باشد که در برخي مناطق کشور مجال براي تلاش علمي يا اقتصادي نباشد، اما بعضي از منابع و امکانات کشور به طور بي نهايت بتوانند استفاده کنند (بيانات رهبر معظم انقلاب در "مجموعه کتاب‌هاي فرازهايي از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي").
اشاره سوم:
در تاريخ 30 شهريورماه 1390 مطلبي با عنوان "به نام بوکان، به کار ديگران" در شماره 81 نشريه صداي آشنا نوشته اينجانب چاپ گرديد. در آن نوشته اينجانب در خصوص عدم استفاده مناسب و بهينه از آب سد شهيد کاظمي براي توسعه منطقه بوکان مطالبي نوشته بودم و در پايان نوشته‌ام سوالاتي به شرح زير طرح نموده بودم: "نخست اين سوال از مسئولان گذشته و کنوني بوکان مطرح است که براستي آيا تاکنون فکر استفاده از سد شهيد کاظمي به نفع توسعه منطقه بوکان به ذهن آنها خطور کرده است و آيا از نظر آنان نميتوان از اين سد در راستاي توسعه منطقه بوکان بهرهبرداري نمود؟ دوم، با فرض آگاهي مسئولان گذشته و کنوني بوکان از وجود فرصتها و مزيتهايي که اين سد ميتواند براي منطقه داشته باشد اين سوال اساسي از آنان مطرح است که تاکنون تا چه اندازه در اين زمينه به دنبال طرح برنامهاي مشخص بودهاند و يا با مقامات استاني در اين زمينه وارد گفتگو و چانهزني شدهاند؟ و سرانجام اينکه آيا بهتر نيست به جاي طرح شعارهاي آرمانگرايانه و غيرعملي به دنبال تدوين راهکارهايي عملي براي استفاده از فرصتهاي موجود در منطقه باشيم تا شايد اندکي از مشکلات مردمان اين ديار کاسته شود؟" البته در پاراگراف‌هاي قبلي مطلبم اشاره کرده بودم که "ساخت سدها با هزينههاي  کلان و قابل توجهي همراه است و بنابراين طبيعي است که بهرهبرداري از آنها و انتقال آب آنها به مناطق دوردست نيز هر چند ممکن است با انتقاداتي همراه باشد اما به هر حال با توجه به اهميت منابع آبي در توسعه فعاليتهاي اقتصادي و به ويژه تامين آب شرب شهرهاي بزرگ و کوچک امري منطقي به نظر ميرسد و در ايران هم طرحهاي انتقال آب به مناطق درودست امري رايج است؛ مسالهاي که در ارتباط با سد شهيد کاظمي بوکان هم صدق ميکند". در هيمن مطالب در جايي ديگر اشاره کرده بودم که "استفاده از سدها به نفع مناطق همجوار و حتي دوردستتر نه تنها امري مذموم نيست بلکه امري منطقي و در چارچوب سياست هاي کلان توسعه کشور کاملاً قابل پذيرش است و بايد هم حداکثر استفاده از منابع آبي پشت سدها صورت گيرد؛ اين امر حتي به نوعي باعث همگرايي مناطق با هم ميشود".
اشاره چهارم:
در تاريخ 13/10/1391 فرماندار بوکان جناب آقاي حسن عباسي در مصاحبه با پايگاه تحليلي- خبري کاني پرس اظهار داشته‌اند:
"نگاه ما بايد در مطبوعات مطابق با واقعيت و محبت باشد و از اين ظرفيت‌رسانه‌ها استفاده كنيم تا به تقويت نظام منجر شود، بنابراين انتظار داريم رسانه‌ها در جهت تقويت نظام بنويسند چرا كه هر كسي با غرض‌ورزي در جهت تضعيف نظام قلم بزند، خيانت كرده و اين كار به مصلحت هيچكس نيست". وي در ادامه همين مطلب گفته بود: "اينکه بعضي از سايت هاي محلي و وبلاگ نويسان هياهو و جنجال به راه انداخته آب سد شهيد کاظمي را به تبريز بردند، آب سد بوکان را غارت کردند و ... مطلبي جز بازار گرمي اين رسانه ها  و فريب افکار عمومي و عوام فريبي نيست، اول اينکه ما با دارا بودن ظرفيتي بيش از 8 میلیون متر مکعب آب در سد شهيد کاظمي به صراحت اعلام مي کنم اگر جمعيت بوکان چندین برابر جمعيت فعلي شود شهر ما به کمتر از يک دهم آب موجود در سد احتياج پيدا مي کند از طرفي ديگر اگر تامين آب استان همجوار غارت و ظلم تلقي گردد پس لوله کشي گاز از جنوب کشور به شهرستان بوکان و دريافت سهم از نفت براي همه ايران چه معنايي دارد؟ ما همه ايراني هستيم و همه جاي ايران سراي ما".
اصل بحث:
از جمله دستاوردهاي مهم نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران، قانون اساسي آن  است که طي آن حقوق همه افراد در سراسر کشور مشخص شده است و بنابراين براي دستيابي به جامعه‌اي پيشرفته و بهره‌مندي احاد مردم کشور (فارغ از هر گونه رنگ و نژاد و مذهب و زبان) از مزاياي پيشرفت، عمل به قانون و سرلوحه بودن قانون مداري يک ضرورت اجتناب‌ناپذير است. در اين راستا توجه مسئولان ملي، منطقه‌اي و محلي براي تحقق اصول مندرج در قانون اساسي بعنوان خواسته عموم مردم امري ضروري است. در اين راستا يکي از اصول مهم و قابل توجه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران که در راستاي استفاده مناسب و بهينه از منابع و پتانسيل‌هاي کليه مناطق کشور و نيز بهره‌مند شدن همه مناطق کشور از سرمايه‌ها‏ و امكانات‏ ملي متناسب با امکانات و قابليت‌هاي مناطق به رشته تحرير در آمده است، اصل 48 قانون اساسي و قانون اجرايي اين اصل مي‌باشد که در اشاره نخست به نگارش درآمد. علاوه بر آن بيانات رهبر انقلاب نيز در خصوص اهميت بهره‌‌منده شدن همه مناطق کشور از امکانات و سرمايه‌هاي ملي و نيز سفرهايي که معظم‌له در سال‌هاي اخير به استان‌هاي محروم کشور از جمله کردستان، سيستان و بلوچستان و خراسان شمالي (که همگي در زمره استان‌هاي محروم کشورند) داشته‌اند، دال بر اهيمت بحث توسعه منطقه‌اي و بهره‌مند شدن همه مناطق به ويژه مناطق محروم از مزاياي طرح‌هاي خرد و کلان توسعه‌اي در سطح کشور است.
در راستاي گفته‌هاي فوق، همچنانکه اينجانب در نوشته چاپ شده در نشريه صداي آشنا اشاره کرده بودم "در کنار دستيابي به اهدافي همچون تامين آب و توليد برق، ساخت سدها در ايران به عنوان يکي از سياستهاي توسعه منطقهاي و محلي نيز مطرح بوده است و بسياري از سدهايي که به بهرهبرداري رسيدهاند در چارچوب طرحهاي خرد و کلان توسعه منطقهاي برنامهريزي شده و به عنوان پروژههاي کلان به اجرا درآمدهاند و کمتر منطقهاي در ايران ميتوان پيدا نمود که داراي رودخانهاي (اعم از دائمي و فصلي) باشد ولي سدي در آن ساخته نشده باشد و معمولاً بيشتر اين سدها در مرحله اول با هدف توسعه همان منطقهاي ايجاد ميشوند که در آن واقع شدهاند". در همين نوشته در ارتباط با منطقه بوکان سوالاتي به صورت زير مطرح نموده بودم:
"چرا به رغم پتانسيلها و ظرفيتهاي قابل توجهي که اين منطقه دارا ميباشد نسبت به بسياري از مناطق اطراف خود از ابتداييترين زيربناهاي توسعه محروم است؟ و چرا حداقل بسترها و شرايطي که براي توسعه فعاليتهاي اقتصادي لازم است در اين منطقه شکل نگرفته است؟ و سوال اساسيتر اينکه چرا بايد در بخشهايي هم که سرمايهگذاري صورت گرفته است چنين سرمايهگذاريهايي بيش از اينکه براي منطقه بوکان منفعت داشته باشد، مناطق همجوار و چه بسا دوردست از آن بهرهمند شدهاند؟" مگر نه اين است که بنا بر اصل 48 قانون اساسي و نيز بيانات رهبر معظم انقلاب، همه مناطق کشور بايد متناسب با استعدادها و پتانسيل‌هاي خود، از سرمايه‌ها و امکانات کافي براي توسعه و پيشرفت خود برخوردار باشند.
حال بعد از گذشت حدود يک سال از چاپ آن مطلب، فرماندار محترم در مصاحبه با پايگاه تحليلي-خبري کاني پرس فرصت را مغتنم شمرده، افرادي که چنين مطالبي را بيان مي‌کنند به فريب افکار عمومي و عوام‌فريبي متهم ساخته است. جاي بسي تاسف است که مسئولان و مديران محلي به جاي استقبال از انتقاد نسبت به عملکرد خود و استقبال از پيشنهادات شهروندان در خصوص مسائل و مشکلات منطقه، آنان را به غرض ورزي متهم مي‌نمايند. به راستي کدام غرض ورزي و کدام عوام فريبي؛ مگر نه اين است که شهرستان بوکان منطقه‌اي محروم است (حداقل نسبت به مناطق همجوار خود)، و مگر نه اين که سد شهيد کاظمي در منطقه بوکان قرار دارد و حداقل از لحاظ مديريتي، تحت اداره شهرستان بوکان است و بلاخره مگر نه اين است که بنا بر اصل 48 قانون اساسي "در بهره‏‌برداري‏ از منابع طبيعي‏ و استفاده‏ از درآمدهاي‏ ملي‏ در سطح‏ استان‌ها و توزيع فعاليت‌هاي‏ اقتصادي‏ ميان‏ استان‌ها و مناطق‏ مختلف‏ كشور، بايد تبعيض‏ در كار نباشد، به‏ طوري‏ كه‏ هر منطقه‏ فراخور نيازها و استعداد رشد خود، سرمايه‏ و امكانات‏ لازم‏ در دسترس‏ داشته‏ باشد". آيا فرماندار محترم بوکان سد شهيد کاظمي را در زمره استعدادها و پتانسيل‌هاي شهرستان بوکان به حساب نمي‌آورد؟
يکي از نکات جالب توجه در مصاحبه جناب فرماندار اين موضوع بود که ايشان گفته‌اند "... از طرفي ديگر اگر تامين آب استان همجوار غارت و ظلم تلقي گردد پس لوله کشي گاز از جنوب کشور به شهرستان بوکان و دريافت سهم از نفت براي همه ايران چه معنايي دارد؟ ما همه ايراني هستيم و همه جاي ايران سراي ما". در نقد اين گفته ايشان بايد گفت اولاً قطعاً همه جاي ايران سراي ماست؛ اما قابل قبول نيست که بعضي مناطق از بعضي ديگر سراتر باشند! ثانیا،ً قطعاً حرف ايشان در لوله‌کشی گاز به ديگر مناطق ايران و از جمله شهرستان بوکان درست است و منابع طبيعي ملي متعلق به شهر و منطقه خاصي نيست و همه مناطق بايد از آن برخوردار شوند؛ البته با يک تبصره و آن هم اين است که به اعتقاد نگارنده تا زماني که تک تک خانوارهای ساکن در مناطق جنوبي کشور از نعمت گاز برخوردار نشده‌اند نمي‌بايد هيچ خط لوله‌اي از مناطق جنوبي کشور به ساير مناطق کشور کشيده شود و تا زماني که مردمان جنوب کشور خود دچار بيکاري‌ و فقرند، نبايد از درآمدهاي نفت و گاز استخرج شده از مناطق آنها براي توسعه ساير مناطق کشور استفاده کرد. مگر مي‌شود آلودگي‌هاي زيست محيطي ناشي از استخراج نفت و گاز را هموطنان بوشهري و خوزستاني تحمل کنند، اما سود آن را ساير مناطق کشور ببرند؟ مگر نه اين است که  "چراغي که به خانه رواست، به مجلس حرام است".
در ارتباط با منطقه بوکان نيز وضع به همين منوال است. قطعاً کسي مخالف استفاده از آب شهيد کاظمي در ساير مناطق و استان‌هاي کشور نيست و نمي‌تواند باشد چرا که سد شهيد کاظمي با سرمايه‌هاي ملي ساخته شده است و بايد منافع ملي و همگاني داشته باشد. اما آيا اين به معناي آن است که نبايد از مزاياي ساخت اين سد به نفع منطقه بوکان استفاده شود؟ مگر غير از آن است که اين سد جزء مزيت‌هاي نسبي منطقه بوکان است؟ مگر اصل 48 قانون اساسي بر استفاده از استعدادهاي هر منطقه در راستاي توسعه آن تاکيد نمي‌کند؟
فرماندار محترم بوکان در همين مصاحبه گفته‌اند که "... ما با دارا بودن ظرفيتي بيش از 8 میلیون متر مکعب آب در سد شهيد کاظمي به صراحت اعلام مي‌کنم اگر جمعيت بوکان چندین برابر جمعيت فعلي شود شهر ما به کمتر از يک دهم آب موجود در سد احتياج پيدا مي‌کند". در نقد اين گفته ايشان نيز بايد نوشت که اولاً مقصود از استفاده از آب سد شهيد کاظمي به نفع منطقه بوکان فقط آب شرب شهر بوکان نيست؛ بلکه استفاده‌هاي ديگر در راستاي توسعه کشاورزي، آبزي‌پروري، توسعه گردشگري و ... است که در اينجا مجال پرداختن به آنها نيست؛ اما خوب است که فرماندار محترم بوکان ديد کمي کلان‌تري نسبت به مسائل توسعه منطقه بوکان داشته باشند! ثانياً با اين فرض که از آب سد شهيد کاظمي در راستاي تامين آب شرب شهر بوکان استفاده شده است اين سوال از ايشان مطرح است که چرا مناطقي از شهر بوکان (از جمله شهرک فرهنگيان جديد) در سال گذشته از کمبود آب و استفاده از آب ناسالم (به گواه بسياري از ساکنان آن منطقه) رنج برده‌اند؟
در هر صورت شايد به درازا کشاندن مطلب از حوصله خوانندگان محترم خارج باشد اما لازم مي‌دانيم در پايان اين سوال اساسي را از جناب آقاي حسن عباسي فرماندار محترم بوکان مطرح نماييم که با گذشت حدود 7 سال از فرمانداري ايشان، در راستاي اصل 48 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و بندهاي 1، 2 و 3 ماده واحده قانون اجرايي اصل مذکور و نيز در راستاي استفاده از پتانسيل‌‌هاي واقعي منطقه بوکان چه برنامه‌اي داشته‌اند و چه اقداماتي به عمل آورده‌اند؟ انتظار مي‌رود جناب فرماندار محترم پاسخي قانع‌کننده براي سوال فوق داشته باشند. البته اين سوال از ساير مسئولان شهرستان بوکان به ويژه فرمانداران و نمايندگان دوره‌های قبلي مجلس شوراي اسلامي و نيز نماينده فعلي شهرستان مطرح است و انتظار مي‌رود آنان نيز پاسخي قانع‌کننده براي سوال فوق داشته باشند.

خدر فرجي راد (فرج کرده)