زمانه، زمانهي غريبي است. امروز اگرچه امكانات مادي بشر توسعه فوقالعادهاي يافته است، اما اگر نيك بنگريم به خوبي درمييابيم كه دامنه اختيار و آزادي بشرِ امروز، روز به روز در حال تنگتر شدن است. اگر زماني تنها عاملي كه تا حدّي آينده و مسير زندگي شخص را متأثر ميكرد شغل پدر و طرز فكر او بود، امروز عوامل متعدد به جا و نا به جايي خارج از اختيار ما وجود دارند كه تصميم گيريهاي ما را تحت شعاع قرار مي دهند.

تفكر سيستمي دنياي جديد و طرّاحي سيستمهای نوین آموزشی بر اساس آن باعث شده است كه آدميان مجبور باشند براي ادامه حيات خويش تنها يكي از مسيرهاي موجودِ ازپيش طراحي شده توسط طراحانِ اين سيستم را انتخاب كنند. طراحاني كه كيلومترها دورتر از ما تحت لواي تمدن غرب ، ما را مورد تهاجم افكار خويش قرار دادهاند. از آنجايي كه غربيان در جهان بيني خويش ؛ انسان را به جاي خدا نشاندهاند آيا نميتوان انتظار داشت كه مسيرهاي طراحيشدهي ايشان مقصدي جز دنياپرستي و سكولاريسم داشته باشد؟
اين مسيرهاي از پيش طراحي شده به قدري مورد عبور و مرور قرار گرفتهاند كه صاف و بي سنگلاخ گشتهاند. كسي كه قدم در اين راه ميگذارد بسيار مشكل است كه بخواهد اين آسايش و راحتي صافي و وضوح جاده را رها كند و حتّي نيم نگاهي به دور و اطراف خويش بيندازد. براي يك دانشجوي مسلمان که در مملکتی اسلامی زندگی می کند ، تازه اگر گرفتار امراضي چون غرور و خودشيفتگي و دنيازدگي و جاه طلبي نباشد يكي دو سال به طول ميانجامد تا مسير خويش را مورد تشكيك قرار دهد. البتّه لزوماً اين خودآگاهي و توجه به مقاصد ديني در مسير زندگي به تغيير مسير نبايد بينجامد.
از اینرو با تبعیت از آرمانهای انقلاب و ایمان و اطمینان به راه بلدی و بصیرت مشعلدار نام آشنای انقلابمان همه حرکات و سکنات خویش را اسلامیزه کنیم و در کل اساس شخصیت و منش خویش را بر پایه ایده آلهای اسلام ناب محمدی بنا نهیم.
مقدّرات اين كشور به دست اين دانشگاهي هاست
لابد این جمله امام را بارها بر در و ديوار و از زبان اين و آن شنيدهايد.انشالله امسال سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامي را جشن ميگيريم.
كمي تأمل در سخنرانيهاي حضرت امام خميني(ره) و دقت در آرمانهايي كه ايشان براي نقش جمهوري اسلامي ايران در جهان ترسيم کرده بودند و نوع نگاه مقام معظم رهبری به مسایل جهانی و منطقه ای و رصد وضعیت و جایگاه کنونی نظام اسلامیمان در معادلات منطقه ای و فرا منطقه ای و تحقق راستین شعار صدور انقلاب ، ما را به این باور می رساند که وظیفه ای بس خطیر را به عنوان یک دانشجوی مسلمان در شرایطی که چشم امید همه مستضعفان عالم و مسلمانانی که در بند حاکمان ظالم و متحجر خویش گرفتارند به سوی ما دوخته شده است را بر دوش داریم.
همانگونه که آنها فلسفه وجودی خیزش خویش را بر مبنای انقلاب اسلامی ما نهاده اند و امیدوارند ثمره انقلابشان به شکوفایی و بالندگی انقلاب اسلامی ما باشد و دانشگاه را به عنوان رکن مهم و تاثیر گذار در سیاست کلان مملکت ما یافته اند و نقش دانشجویان را در این مدل پویای انتخابی برای جهش خویش را بسیار پر رنگ و قابل توجه ترسیم کرده اند.
از اینرو تلاش ما باید دوچندان و میل ما برای کسب قله های علم و معرفت صد چندان گردد و با تفکری نشات گرفته از اسلام مترقی نمود یک الگوی کارآمد را از خود متجلی نمائیم.
در آخر، انتهای کلام خویش را با بیان بزرگترین آسیب و اشکال محتمل بر محیط دانشجویی از دیدگاه مقام معظم رهبری مزین می نمایم.
ایشان در جمع داشجویان و در پاسخ به سوالی در این خصوص می فرمایند:
بدترین اشكال و اشكال وارد بر محیط دانشجوئى این است كه دانشجو دچار محافظهكارى شود و حرفش را با ملاحظه موقع و مصلحت خیالى بیان كند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند. البته در كنار این صراحتِ در بیان، صداقت در نیت هم باید وجود داشته باشد و در كنار او، سرعت در پذیرش خطا؛ اگر ثابت شد كه خطاست. فرق شماى جوان و دانشجو و صادق و پاكیزهدل، با یك آدم سیاسىكار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را كه میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد كه اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یكى از بهترین شاخصههاى دانشجوئى است.