"بيلن دانا" مراسم جشن گونه ای است که ریشه در تاریخ مردمان کُرد دارد. این جشن به صورت نمادین هر ساله در نیمه دوم بهمن ماه در یکی از روستاهای مهاباد برگزارمی شود.  محسن الله ویسی محقق و مستند ساز مهابادی که چندین فیلم کوتاه در این باره ساخته است. وی که یک تنه کمر همت بسته تا در از این مراسم تاریخی کُردها حفاظت کند در گفت و گو با مُکریان می گوید:

 "بيلندانه" يكي از جشن‌های با شكوه و پرنشاط كُردها به شمار می رود که در اقصی نقاط مناطق کردنشین ایران و عراق برگزار می شود. با توجه  به تحقیقاتی که در اینباره انجام داده ام این مساله برایم روشن شد که در سال‌های نه‌چندان دور اين جشن در تمامی مناطق كردنشين برگزار مي‌شد اما متاسفانه در گذر زمان مانند بسياری از اعياد، مراسم و جشن‌های دیگر به فراموشي سپرده شده است. هرچند در این چندساله اخیر در روستای "حه لوی" از توابع شهرستان سردشت و "قزل قوپی" و "شیلان ئاوی" مهاباد این مراسم برگزار شد اما متاسفانه همانگونه که پیشتر گفته شد این جشن کهن در بسیاری از مناطق فراموش شده و حتی مردم کُردستانات کوچکترین اطلاعی درمورد آن ندارند.

الله ویسی در خصوص معنی بيلن دانا می گوید: بیلن دانا در معنی تحت‌اللفظی به معنای گذاشتن بيل روی زمين است. باتوجه به معنی آن تصور می کنم این لفظ  مربوط برگرفته از زبان عشایر منگور باشد. در خصوص وجه تسمیه آن نیز گمان می کنم باتوجه به اينكه اين مراسم ريشه در جشن آغاز فصل گرما و پایان فصول سرد است که این تغییر به منزله آغاز کاشت محصولات کشاورزی است.

این مستند ساز مهاباد با تاکید بر اینکه  تا کنون در مورد تاریخچه این جشن تحقیق منسجمی صورت نگرفته می گوید: بر اساس شواهد و المان‌های عينی عناصر خرد و كلان ساختار فرهنگی وا جتماعی اين جشن می‌توان آن را به عنوان يك مراسم آيينی مربوط به اقتصاد دامداری ودوران فئوداليسم اقتصاد كشاورزی دانست و با توجه به اينكه از نظر تحليل جامعه‌شناختی يكی از مناطقی كه در آن دام‌هاي سبك و سنگين در پروسه زمان به دست انسان اهلی شده‌اند، منطقه زاگرس است، پس می‌توان تاريخ زايش و خاستگاه رويش اين جشن را به همان دوران حدود سه تا چهار هزار سال پيش از ميلاد مسيح در منطقه زاگرس نسبت داد.

الله ویسی در این باره می افزاید: اين آيين دارای دو وجه است؛ وجه اول آن اقتصادی است . مردم روستا در نقطه ای از پیش تعین شده آتشی برپا می کنند و در چارطرف آن ستون های چوبی قرار می دهند و بر هر ستون رزقی را می آویزند. آتش شعله ور می شود و پای ستون ها را می سوزاند هر کدام از ستون ها یا تیرک های چوبی زودتر بر زمین بیوفتد آن سال فراوانی آن نعمت خواهد بود، اگر ستون آب باشد سال پر آبی خواهد شد و اگر حبوبات و گوشت و یا میوه بر زمین بیوفتد، در آن سال نعمات خداوندی فراوان خواهد بود. جوانانی که چوب و هیزم برای برافروختن آتش گرد آوری می کنند عمدا از چوب های خیس استفاده می کنند تا مدت زمان شعله ور ماندن آتش را طولانی تر کنند، زیرا تا زمانی که آتش برپاست و ستون های گردآن پا برجا آنها به رقص و پاکوبی و بازی های محلی خواهند پرداخت. زمانی که ستونی که ارزاق بر آن اویخته شده اند بر زمین می افتد، هر کدام از اهالی که سریعتر عمل کند با دزدین زغال و چوب نيمه‌سوخته ای که از آتش جشن بجا می ماند، محل نگهداری دامهایی خود را ضد عفونی می کند.

 به گفته وی زغال و آتش و دود ناشی از آن از دیر زمان به عنوان پاک کننده و ضد عفونی کننده مورد استفاده قرار گرفته است. جنبه دوم اين آيين بخش اجتماعی آن است كه در واقع در پروسه برگزاری اين آيين، فرهنگ زيبای بخشش وگذشت پديدار می شود، به اين صورت كه در اين روز هر كسی كه اختلافي يا درگيری قومی، طايفه‌يی يا غيره داشته باشد و بر سر اين اختلاف با هم قهر باشند در طول زمان برگزاری اين جشن دل‌ها را از هم پاك مي‌كنند و با مراجعه به منزل يكديگر از همديگر طلب حلاليت، بخشش و آشتی می‌كنند و هردو طرف با خلوص نيت بدون هيچ واسطه‌يی همديگر را در آغوش می کشند و از خطاهای همدیگر می گذرند و تخاصم را پایان می بخشند.