پاکسازی مسیر کوسه توسط اعضای موسسه مدافعان محیط زیست بوکان

ساعت 7 عصرروز  چهار شنبه 89/7/28 بود که اس ام اسی را با مضمون برنامه پاکسازی مسیر کوسه  در مورخه جمعه 89/7/30 توسطاعضای موسسه را دریافت کردم.طبق معمول همه ی برنامه های  قبلی تصمیم به شرکت در آن گرفتم و در دو روز بعد ساعت حدود 3 بعد ازظهر در محل مورد نظر حضور پیدا کردم بعد از مدتی انتظار ،ساعت 4  بود که به علت عدم استقبال اعضا از برنامه مذکور تصمیم به کنسل نمودن برنامه گرفته شد اما با اصرار  بعضی از اعضا برنامه اجرایی شد.

اول از کوه سیاه بالا رفتیم .حدود سی نفری بودیم که شاید بگویم ده نفرمان عضو موسسه نبودند و برای اولین بار بود که در چنین حرکتی مشارکت  داشتند.چهره های قدیمی همچون کاک خالد و ناصر کریمی و آقای سید رحیم بدوی و فرزندانش که معمولاً در همه ی برنامه ها شرکت میکنند برایم آشنا بود.وقتی که به بالای کوه رسیدیم آقای بدوی مدیر عامل موسسه مدافعان محیط زیست شهرستان بوکان در مورد اهمیت حفاظت و حراست از محیط زیست چند کلامی سخن گفتند،و در میان سخنانشان یه حدیث معروف پیامبر(ص) که ایشان همگان را به حفظ نظافت رهنمون ساخته اند اشاره کرد.و مسایلی را همچون تغیرات اقلیمی آب و هوا و معضلات و مشکلات دیگر زیست محیطی که به صورت عینی می توانستند به آنها اشاره نمایند ،از جمله خشک شدن سیمینه رود و از بین رفتن باغهای مشهور امیرآباد را از عواقب بی توجهی به اهمیت حراست از محیط زیست و استفاده ی بی رویه  از منابع طبیعی دانستند.بعد از سخنرانی آقا سید و پذیزایی از شرکت کنندگان در برنامه ،برنامه پاکسازی شروع شد که در اولین حرکت از قله کوه به قصد جمع آوری زباله و ضایعات رها شده به سمت جاده سرازیر شدیم.کسانی که برای تفرج به کوه آمده بودند را می توان  به چند دسته تقسیم  کرد.دسته ای از حرکتمان خوشحال و به واسطه عملمان ازما  تشکر میکردندو بعضی ها هم بی تفاوت به ما نگاه میکردند و بعضی هم ........... اما ما با بی توجهی به همه ی آنها به طی طریق و  جمع آوری زباله های کوه و منطقه ادامه دادیم.

هر کداممان یک کیسه بزرگ اززباله های رها شده در طبیعت را در دست داشتیم و همچنان به راهمان ادامه میدادیم.

وقتی که به جاده نزدیک شدیم سیل چشمهایی که مارا می نگریستند بسیار شد .دوستان و نزدیکان و کسانی که از کارمان خشنود بودند هر کدام به روشی موافقت و رضایت و حمایت خویش را به ما نشان میدادند ،یکی برایمان بوق می زد ودیگری چراغ!و یکی هم با صدای بلند به ما خسته نباشید می گفت.

به آخر مسیر که رسیدیم کیسه های مملو از زباله را که با نام و نشان موسسه منقوش بودند را روی هم چیدیم و به افتخار کرده یمان و ماندگاری آن یک سری عکس دسته جمعی گرفتیم و با این کار برنامه طبق معمول عموم برنامه های دیگر  موسسه با نهایت سلامت و خوشی به پایان رسید.و هر کدام با خسته نباشید گفتن ها مکرر به دیگران مکان را به قصد منزل هامان ترک گفتیم.

حال سوال اینجاست آیا این چنین حرکاتی تا چه حد بر روند آلوده نشدن محیط مذکور به زباله های گردشگران تاثیر میگذارد؟

در ادامه کلام باید گفت که مطمئناً بدون تاثیر نخواهد بود.شاید در تغیر رفتار بزرکان در مراوده با محیط زیست تاثیر نگذارد ،وبه قول بعضی ها کارما شبیه کار( احمد زبیل) باشد.اما کودکانی که برای اولین بار این حرکت را مشاهده می کنندو به نظرشان نو و جالب می نمایدنظرشان چیزدیگری خواهد بود،شاید تلنگری باشد برای آنانی که امروز می بینند بزرگانشان فردای آنها را ویران می کنند و دنیایی مملو از کثافت و تباهی و آلودگی را برایشان به ارث می گذارند .با این وصف وقتی که پدری می خواهد اشغالهایشان را از پنچره ماشینش به برون بیندازد ، با اعتراض فرزند چند ساله اش روبه رو می شود .آن وقت است که عرق های روی پیشانیمان را با عشق پاک میکنیم و با امید و ذوق و شوقی افزونتر از پیش به برنامه ریزی برای اجرای برنامه ای دیگر می اندیشیم.